چهارشنبه، 19 مهر 1391 - شماره 2515
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: نگاه دوم
«امين موسوي» مشاور عالي معاون امور بين‌الملل رييس‌جمهوري در گفت‌وگو با «اعتماد»:
اوباما تير خلاص را به رامني خواهد زد


علي ذهابي

خيلي اين نظرسنجي‌ها معتبر نيستند. براي پيروزي اوباما دو شرط وجود دارد؛ يكي اينكه نبايد در اين زمان باقي مانده تا انتخابات تنشي را در سطح بين‌المللي ايجاد كند به عنوان مثال جنگ با ايران و دوم اينكه نبايد بحراني از نظر اقتصادي برايش پيش بيايد


اوباما در لحظه آخر زير پاي رامني را خالي كرد و بحث قدس را مطرح كرد. اوباما به بند تبليغاتش اضافه كرد كه اگر رييس‌جمهوري شوم سفارت را از تل‌آويو به قدس انتقال مي‌دهم. اين نخستين بار است كه يك دموكرات اين حرف را مي‌زند. در صورتي كه جمهوريخواه‌ها هميشه اين موضوع را مطرح مي‌كنند. يعني اوباما مجبور شد اين موضوع را مطرح كند تا تعدادي از راي‌دهندگان جذب دموكرات‌ها شوند


رامني، اوباما. جمهوريخواه، دموكرات. چپ، راست. اين آهنگ يك رژه نظامي نيست داستان يك رويارويي تمام‌قد سياسي در يكي از قدرتمندترين كشورهاي جهان است؛ ايالات متحده امريكا. امريكا يكي از حزبي‌ترين ساختارهاي سياسي در دنيا را هم دارد؛ چيزي حدود 50 حزب. حالا تنها كمتر از شش هفته به پرهزينه‌ترين انتخابات دنيا باقي مانده، نه فقط مردم امريكا كه جهاني چشم دوخته تا شاهد اين باشد كه چه كسي از صندوق‌هاي راي بيرون مي‌آيد؛ رامني يا اوباما. اين روز‌ها نظرسنجي پشت نظرسنجي صورت مي‌گيرد و آمار پشت آمار منتشر مي‌شود. هر روز مي‌توان شاهد بالا و پايين رفتن آراي دو كانديدا بود؛ نظرسنجي‌ها هم آنقدر به هم نزديك هستند كه نسيمي مي‌تواند روياي رييس‌جمهوري هر كدام از كانديدا‌ها را بر باد دهد البته اين روزها به نظر مي‌رسد اوباما كمي فاصله خود را با رقيبش بيشتر كرده است. در روزنامه «اعتماد» در گفت و گو با امين موسوي مشاور عالي معاون امور بين‌الملل رييس‌جمهوري به بررسي انتخابات پيش روي امريكا به ويژه تاثير سياست خارجي بر آن پرداخته‌ايم.



به طور كلي انتخابات از طرف مردم در امريكا به عنوان يك مجراي قانوني براي مطالبه حقوق تا چه اندازه جدي گرفته مي‌شود؟

جامعه امريكا يك جامعه حزبي است. دو حزب اصلي دارند، حزب دموكرات و جمهوريخواه. اينها وضعيت سياسي امريكا را ترسيم مي‌كنند كه در حدود 30 درصد جمعيت كشور را هم تشكيل مي‌دهند و هر كدام 15 در صد سهم دارند.

يعني احزاب ديگر در معادلات سياسي امريكا نقشي ندارند؟

چرا، در حدود 10 درصد جامعه امريكايي در مابقي احزاب فعال هستند. از اين 10 درصد هم در حدود 3 تا 4 درصد را يهودي‌ها تشكيل مي‌دهند يا طرفداران آنها كه آراي همين‌ها روي نتيجه انتخابات بسيار مهم و تاثيرگذار است. لذا مي‌بينيم كه كانديدا‌ها به دنبال اين هستند كه آراي يهودي‌ها را جذب كنند. با توجه به تجربه انتخابات‌هاي گذشته چنين به نظر مي‌رسد كه آراي اين افراد مي‌تواند تايين‌كننده فرد پيروز باشد.

با اين تفاسير آيا عدد مشخصي را براي شركت در انتخابات مي‌توان ارائه داد؟

بله، واقعا به اين شكل است كه در انتخابات امريكا چيزي حدود 40 تا 45 درصد از مردم بيشتر مشاركت ندارند. يعني تمام اين تبليغات و هزينه‌هاي ميلياردي براي جذب آراي همين بخش از جامعه امريكاست. من معتقدم كه مردم نقشي در اين قضيه ندارند و اين كمپاني‌ها و شركت‌هاي بزرگ هستند كه تعيين‌كننده نتيجه انتخابات هستند .

منظورتان اين است كه اين كمپاني‌ها مردم را متقاعد مي‌كنند كه به چه كسي راي بدهند؟

البته، اين شركت‌ها از طريق تبليغات و تحت تاثير قرار دادن نهاد‌هاي مدني اين كار را مي‌كنند. به شكلي مي‌شود گفت آرا خريد و فروش مي‌شود.

اگر واقعا اين تبليغات تا اين اندازه گسترده و تاثيرگذار است چطور فقط روي 45 درصد از جامعه مي‌تواند موثر باشد؟


امريكايي‌ها و اروپايي‌ها و به طور كلي غربي‌ها ديدگاه‌شان اين است كه همين تعدادي كه شركت مي‌كنند كافي است و مي‌توانند نماينده آنها براي مطالبه خواسته‌هايشان باشند. در واقع آن احساس وظيفه و مسووليت ميهني كه بايد داشته باشند را ندارند.

به چه دليل به قول شما اين احساس وظيفه وجود ندارد؟

به دليل اينكه اولا اكثرا بومي نيستند، آفريقايي يا دورگه هستند. ثانيا بومي‌ها كه اغلب سرخپوست‌ها يا هندي‌ها يا ديگران هستند، با سيستم دولتي مشكل دارند و كلا اهميتي به اين موضوع نمي‌دهند.

بالاخره شما اهل هر كجا كه باشيد زماني كه در يك كشور زندگي مي‌كنيد با مشكلات و مسائل مربوط به آن كشور درگير خواهيد بود و انتخابات هم تعيين‌كننده همان رييس دولتي است كه اين سياست‌ها را تعيين مي‌كند پس خواسته يا ناخواسته اهميت پيدا مي‌كند.

اتفاقي كه افتاده اين است كه اين درصد از جامعه امريكايي كه در انتخابات شركت مي‌كنند مردم را قانع كرده‌اند كه حقوق آنها را دنبال خواهند كرد. لذا من فكر مي‌كنم و در نظرسنجي‌ها هم اين طور به نظر مي‌رسد كه مردم خيلي اصراري به شركت در انتخابات ندارند. دو حزب بيشتر در امريكا وجود ندارد و برايشان فرقي هم نمي‌كند كدام يك سر كار باشد.

در انتخابات آتي امريكا چه چيزي مي‌تواند بيشتر آراي مردم را به نفع يك كانديدا در صندوق بريزد؟

يكي بحث اقتصادي است كه بسيار مهم است و ديگري امنيت اسراييل و به دنبال آن بحث ايران. در موضوع اقتصادي بيمه، ماليات و اشتغال است. آقاي اوباما توانستند تا حدودي مشكل اشتغال را حل كنند، اما هنوز در حدود 7 يا 8 درصد بيكار در امريكا وجود دارد و در حال حاضر هم جمهوريخواهان و آقاي رامني خيلي روي اين موضوع مانور مي‌دهند. آقاي اوباما منطق قابل قبولي در اين مورد دارد و هنگامي كه با زماني كه ايشان دولت را دست گرفتند مقايسه مي‌كنيم، مي‌بينيم كه اوضاع خيلي فرق كرده است. زمان پايان دوره آقاي بوش، بيكاري، ورشكستگي بانك‌ها و بدهي دولت خيلي زياد شده بود اما اين مشكلات را آقاي اوباما توانست برطرف كند هر چند هنوز مشكلاتي وجود دارد. آقاي اوباما در صحبت‌هايش هم اشاره كرد كه برطرف كردن مشكلات نياز به زمان طولاني دارد. مردم هم نسبتا اين ديدگاه را قبول دارند ولي چون مشكلات زياد است، ممكن است بسياري از مردم به سمت آقاي رامني متمايل شوند، چون ايشان وعده‌هاي خوبي براي رفع بيكاري، بهبود بخشيدن به وضع بيمه و ماليات‌ها داده است. در مجموع در اين انتخابات مهم‌ترين بحث مربوط به اقتصاد است. من فكر مي‌كنم شرايط سختي براي هر دو كانديدا وجود دارد، هرچند كمي وضع آقاي اوباما بهتر است.

اما نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد كه اختلاف زيادي بين كانديدا‌ها وجود ندارد ؟

بله اما خيلي اين نظرسنجي‌ها معتبر نيستند. براي پيروزي اوباما دو شرط وجود دارد؛ يكي اينكه نبايد در اين زمان باقي مانده تا انتخابات تنشي را در سطح بين‌المللي ايجاد كند به عنوان مثال جنگ با ايران و دوم اينكه نبايد بحراني از نظر اقتصادي برايش پيش بيايد مانند توفان‌هايي كه باعث مي‌شود اقتصاد امريكا را تحت تاثير قرار دهد. فكر مي‌كنم كه اگر اين دو نكته اتفاق نيفتد شانس اوباما بيشتر خواهد بود.

واقعا سياست خارجي در انتخابات امريكا تا چه اندازه مهم و تاثيرگذار است؟

خيلي تاثيرگذار بر روند انتخابات نيست. مگر اينكه يك سياستي اتخاذ شده باشد مثل جنگ كه اثر مستقيم بر سياست داخلي و شرايط مردم امريكا داشته باشد. لذا به همين دليل مي‌بينيم كه امريكا تلاش مي‌كند كه اسراييل فعاليتي انجام ندهد يا در ارتباط با سوريه هم به همچنين دست به كاري نمي‌زند.

آيا شرايط بين‌المللي امريكا به گونه‌يي هست كه كانديدا‌ها با مانور روي بحث سياست خارجي بتوانند آراي مردم را به سمت خود بكشانند؟

بحث اين است اگر سياستي باعث بحران شود با توجه به اينكه مردم موافق جنگ نيستند قطعا براي كانديدا مشكل‌ساز خواهد بود. به عنوان مثال در حال حاضر اگر اسراييل با ايران وارد جنگ شود اوباما هم مجبور به حمايت از اسراييل است و اين يعني جنگي تازه براي امريكا كه مردم با آن مخالفند. به همين خاطر اوباما مخالف حمله اسراييل به ايران است.

با اين تحليل مي‌توان نتيجه گرفت كه در حال حاضر افكار عمومي به نفع اوباماست چون حامي جنگ نيست؟

بله، رامني شانس كمتري دارد به اين دليل كه موافق حمله به ايران است. دليلش هم اين است كه در اين صورت مي‌توان نفت را راحت‌تر خريد و در منطقه راحت‌تر فعاليت كرد. چون ايران را تهديدي براي منطقه مي‌داند. استدلالش اين است كه به دنبال آن اقتصاد امريكا بهتر خواهد شد و فرصت‌هاي شغلي را هم راحت‌تر مي‌توان توليد كرد.

اما رامني تا حدودي توانسته با مانور روي اين مساله بخشي از افكار عمومي را به نفع خود تحت تاثير قرار دهد.

البته، اما اين تعداد خيلي زياد نيست.

اما به نظر مي‌رسد رامني روند رو به رشدي داشته.

همه اينها مي‌ماند تا زمان مناظره و به اين نظرسنجي‌ها خيلي نمي‌توان اكتفا كرد. از طرفي نظرسنجي‌ها در درون حزب درباره اين موضع‌گيري رامني خيلي مثب نبوده است.

يعني رامني با اين موضع‌گيري جنگ‌طلبانه آراي خود را به خطر مي‌اندازد؟


من بعيد مي‌دانم كه رامني بتواند اكثريت آرا را كسب كند. از طرفي اوباما تلاش مي‌كند جنگ را خيلي زشت جلوه دهد، مثلا اينكه گفته بود جنگ باعث شده كه خودكشي بين سربازان و جوانان امريكايي افزايش پيدا كند. من فكر مي‌كنم با توجه به اينكه اوباما منطقي‌تر است در مناظره تير خلاص را به رامني خواهد زد.

نقطه قوت اوباما براي اينكه بتواند به قول شما اين تير خلاص را به رامني بزند در چيست؟


يكي اينكه در كارهاي اقتصادي كارهاي بزرگي انجام داده است. وضعيت بيكاري، تورم، آموزش و پرورش، خدماتي همچون بيمه و تامين اجتماعي را بهبود بخشيده، اينها مسائلي است كه اوباما به خوبي انجام داده است. از طرفي جمهوريخواه‌ها هم در دولت‌هاي پيشين به دليل روحيه جنگ‌طلبانه پرونده مثبتي ندارند و هزينه‌هاي زيادي به دليل مديريت‌شان روي دست مردم امريكا گذاشته‌اند.

يهودي‌ها در احزاب كوچك‌تر لابي‌هاي قوي دارند؛ اينها هم موافق جنگ و بالطبع كانديدايي هستند كه حامي تفكر آنهاست يعني رامني، واقعا تا چه حد اين اقليت مي‌تواند بر آينده سياسي امريكا تاثيرگذار باشد؟

در انتخابات امريكا نخست آن مساله‌يي كه در مسائل اقتصادي تاثيرگذار است مهم است. به عنوان مثال بحث چين براي امريكا بسيار مهم است و مردم مي‌خواهند ببينند كه كانديدا‌ها براي مهار چيني‌ها چه سياستي دارند، يا همچنين براي تلاش‌هاي روسيه براي دو قطبي كردن جهان. ولي مهم‌ترين موضوعي كه به مسائل داخل مربوط مي‌شود مساله تماميت ارضي اسراييل و آينده يهودي‌ها است. شما مي‌بينيد كه در حال حاضر هر دو كانديدا تلاش مي‌كنند كه نظر اين افراد را جلب كنند.

مي‌توانيد درصدي به ما ارائه بدهيد؟

عرب‌ها به آن مي‌گويند سوزن ترازو. خيلي كم اما تاثيرگذار است يك چيز مختصر را اين ور يا آن ور بگذاريد تغيير مي‌كند. حالا اين سوزن ترازو اينجا مهم مي‌شود كه به هر طرف حركت كند رييس‌جمهوري مشخص مي‌شود. اين سه يا چهار درصدي كه اشاره كردم يهودي‌ها هستند، بسيار مهم است. اينها دقيقه آخر تصميم مي‌گيرند كه به چه كسي راي بدهند. اين دو حزب تكليف خود را در جامعه امريكا مي‌دانند. مثلا رامني به تل‌آويو سفر مي‌كند و بحث پايتخت قدس و سفارت امريكا در آن را مطرح مي‌كند. بعد از همين تل‌آويو عليه جمهوري اسلامي ايران تند‌ترين تهديد‌ها را بيان مي‌كند. اين تنها پرونده سياست خارجي در امريكا است كه اثر مستقيم بر روي انتخابات دارد. حتي در حال حاضر بحث صلح فلسطيني‌ها با اسراييلي‌ها هم به هيچ‌وجه اثر ندارد.

با اين اوصاف سوزن ترازو به نفع رامني جنگ‌طلب حركت مي‌كند؟

هنوز نه. به اين دليل كه اوباما در لحظه آخر زير پاي رامني را خالي كرد و بحث قدس را مطرح كرد. اوباما به بند تبليغاتش اضافه كرد كه اگر رييس‌جمهوري شوم سفارت را از تل‌آويو به قدس انتقال مي‌دهم. اين نخستين بار است كه يك دموكرات اين حرف را مي‌زند. در صورتي كه جمهوريخواه‌ها هميشه اين موضوع را مطرح مي‌كنند. يعني اوباما مجبور شد اين موضوع را مطرح كند تا تعدادي از راي‌دهندگان جذب دموكرات‌ها شوند. اين در حالي است كه در حزب با بي‌ميلي كامل نسبت به اين موضوع بعد از سه بار راي‌گيري به اين بند راي مثبت داده مي‌شود و اين نشان مي‌دهد كه دموكرات‌ها خيلي به دنبال اين موضوع نيستند .

در نشست سالانه آيپك از اوباما استقبال خوبي شد؟

استقبال شد بله، چون الان رييس‌جمهوري امريكا است.

اما مانور تبليغاتي خوبي براي اوباما بود...


البته خيلي هم خوب بود. حتي اوباما در اين نشست عليه ايران هم صحبت كرد؛ ولي خيلي جدي نبود.

منظورتان اين است كه يهودي‌ها اوباما را خيلي جدي نمي‌گيرند؟

بله. چون شما الان مي‌بينيد كه اوباما پيام مي‌دهد براي آقا. دستش را دراز مي‌كند براي رابطه با ايران و اينها يك نقطه ضعف براي اوباما محسوب مي‌شود، به عنوان اينكه در برابر ايران خيلي كوتاه آمده است. ايران هم خيلي قدرتمند شده و اين يعني تهديد اسراييل. شما در آخرين سخنراني رامني مي‌بينيد كه او مي‌گويد سياست‌هاي اوباما است كه باعث قدرت گرفتن ايران شده و حالا هم تبديل به تهديدي براي اسراييل شده است. اينها حرف‌هايي است كه راي‌دهنده يهودي را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

بحث حمله به ايران حالا يكي از مهم‌ترين اختلافات دولت اوباما با اسراييل شده است، آيا اوباما مي‌تواند در آستانه انتخابات اين مشكل را برطرف كند؟

اوباما تعهداتي به اسراييل براي مصونيت در مقابل حمله ايران داده است. يكي پرداخت 70 ميليون دلار بابت استقرار گنبد آهني سيستم ضدموشكي اسراييل است، ديگري بحث اف-36 براي حمله احتمالي به ايران، همچنين بحث قرارداد هسته‌يي در صورت حمله هسته‌يي ايران. اين قرارداد‌ها براي اين است كه اسراييلي‌ها را راضي نگه دارد. حالا هم قرار شده وزير دفاع به تل‌آويو سفر كند. قطعا عليه ايران حرف خواهد زد تا مشكلي براي اوباما در انتخابات رخ ندهد. اوباما همچنين به دنبال فعال كردن اسراييل در ناتو است كه هم از لحاظ يك قدرت نظامي و هم اهرم ديپلماتيك براي اسراييل بسيار مهم است و آنها را در كنار كشور‌هاي قدرتمند جهان قرار مي‌دهد. بحث بعدي كه وجود دارد كمك‌هاي اقتصادي است. در حال حاضر اسراييل در شرايط اقتصادي خوبي قرار ندارد، درگير تظاهرات داخلي و شرايط بد اقتصادي است و به اين كمك‌ها به‌شدت نياز دارد.

اين قول‌ها مشروط به حمايت از اوباما در انتخابات و پيروزي او در انتخابات است آيا ضمانتي براي اوباما وجود دارد كه از او حمايت خواهند كرد ؟


البته با لابي‌هاي صهيونيستي قرارداد امضا مي‌كنند. اسراييلي‌ها مي‌دانند كه اين قول‌ها اجرايي كردنش بسته به شرايط است. يعني اين مسائل مربوط مي‌شود به سازمان ملل، جهان عرب و حتي بايد برخي قطعنامه‌هاي شوراي امنيت را تغيير دهند. بحث توافقنامه اسلو وجود دارد. بيشتر مثل يك جنگ رواني است. هرچند امريكايي‌ها پشتيبان اين هستند كه قدس شرقي پايتخت اسراييل باشد چون اين قضيه به يهودي‌ها از لحاظ رواني امنيت مي‌دهد و سال‌هاست كه به دنبال اين قضيه هستند. ولي تا به حال هيچ رييس‌جمهوري نتوانسته به اين قول عمل كند.

مشخصا اگر اوباما پيروز انتخابات باشد سياست مواجهه دولتش با ايران به چه شكل خواهد بود؟


چند عملكرد خواهد داشت كه قبلا انجام داده و بعدا هم همين كار را خواهد كرد. يكي تشديد تحريم‌ها عليه ايران است. تحريم‌هاي مالي، بانك مركزي، تحريم صنعت نفت، كشتيراني، شركت‌هايي كه با ايران كار مي‌كنند، تحريم‌هاي هوايي و انرژي تقريبا همه چيز و حالا هم با اين شرايط ارز و طلا و گراني، كاخ سفيد دارد مي‌رقصد و اين آمار را به صهيونيست‌ها ارائه مي‌دهد. دوم اينكه تضمين‌كننده امنيت اسراييل با در اختيار گذاشتن سيستم‌هاي حساس مثل هواپيماهاي پيشرفته مثل اف-36. شايد در اين مورد با سفر وزير دفاع امريكا به اسراييل توافقي صورت بگيرد كه صد فروند از اين هواپيماها در اختيارشان قرار بگيرد. يكي هم بحث سيستم‌هاي ضدموشكي است. يعني استقرار سيستم ضد موشكي تا اگر حمله موشكي از طرف ايران اتفاق افتاد موشك‌هاي ايران در صحراهاي عراق و عربستان و حتي در همان مرز ايران از بين برود. در حال حاضر سه سيستم ضدموشكي هم مستقر كرده‌اند؛ يكي در تركيه، يكي در خليج فارس در قطر و بحرين به صورت موقت و يكي در سرزمين‌هاي اشغالي. امريكا دارد هزينه مي‌كند. دقت كنيد اگر موشك ايران 50 ميليون دلار ارزش دارد سيستم ضدموشكي امريكا 300 ميليون دلار ارزش دارد تا اين موشك را مهار كند.

در كل من فكر مي‌كنم شرايط ايران با حضور اوباما در كاخ سفيد بهتر خواهد بود. شايد فرصتي باشد براي بهبود بخشيدن به روابط.

تا چه حد اين گزينه از سر‌گيري ارتباط با امريكا در صورت ماندن اوباما جدي است؟


جدي است. اينكه اتفاق نيفتاده به اين دليل است كه تاكنون در ايران يكدستي و توافق ملي وجود نداشته است.

در حال حاضر كه قدرت به طور يكپارچه در دست اصولگرايان است، نكند يك‌دستي معني ديگري دارد؟

نه يكپارچه نيستند. تنها در سال اول حضور اصولگرايان شايد بتوان گفت يكدستي وجود داشت. البته در اين مورد تكروي‌هايي هم انجام شده. رييس‌جمهور مي‌خواستند حركت‌هايي انجام بدهند كه ناموفق بود. امريكايي‌ها ايشان را جدي نگرفتند. چون اوباما جواب نامه‌ها را به مقام معظم رهبري مي‌دادند. ايشان هم پاسخي ندادند و به همين دليل آنها متوجه شدند يك مساله‌يي در ايران هست. البته رهبري رهنمود‌هايي دادند . اگر شرايطي وجود داشت كه هماهنگي بيشتري وجود مي‌داشت بهتر مي‌شد استفاده كرد. همه‌چيز به انتخابات رياست‌جمهوري آينده ايران بستگي دارد. من فكر مي‌كنم شرايط بهتري از لحاظ تفاهم ملي رخ خواهد داد بعد با يك روش خاص به سمت ارتباط با جهان خواهيم رفت.

به نظر مي‌رسد اين ارتباط فقط با آمدن اوباما شدني باشد؟

خير، شخص مهم نيست. مكانيسم ارتباط‌گيري مهم است. دنيا به تحولات داخلي ايران نگاه مي‌كند. بايد يك وفاق ملي در داخل به وجود بيايد و بحران‌ها برطرف شود چون آنها از مشكلات داخلي سوءاستفاده مي‌كنند. اما اگر اوباما باشد اين كار راحت‌تر اتفاق مي‌افتد. البته نكته ديگري وجود دارد و آن كشور‌هاي خليج فارس هستند كه حتي از اسراييل و كنگره بيشتر به دولت امريكا فشار مي‌آورند و هشدار مي‌دهند كه حق نداريد با ايران رابطه برقرار كنيد چون منافع امريكا امروز در خليج فارس است.

منظورتان اين است كه امريكايي‌ها ايران را ترجيح مي‌دهند؟


ته‌دل‌شان با ايران است. آنها مي‌گويند ايران يك چيز ديگري است. ايراني‌ها فرق مي‌كنند.

موضع اوباما در صورت باقي ماندن بر سر كار درباره مساله هسته‌يي ايران چيست؟


براي اوباما خيلي ايران هسته‌يي صلح‌آميز مهم نيست. اگر بخش ديپلماسي ما فعال شود اوضاع خيلي فرق خواهد كرد. مثلا افرادي مانند آقاي خاتمي بشود فرستاده ويژه ما در امريكا. بالاخره ايشان هشت سال رييس‌جمهوري ايران بودند و موفق هم بوده‌اند و من فكر مي‌كنم مي‌توانند نقش مهمي در سياست خارجي كشور ايفا كنند.

و اگر رامني رييس‌جمهوري منتخب باشد؟

جنگي اتفاق نمي‌افتد اما تهديد در سطح خيلي جدي است. تحريم وجود دارد. انزواي ايران را تشديد خواهد كرد. درست است اين اجلاس عدم تعهد براي ايران يك دستاورد بود اما اين كشور‌ها همه با امريكا هماهنگ هستند، مثلا شما ببينيد رييس‌جمهوري مصر در تهران چه حرف‌هايي زد. همه به دنبال منافع خودشان هستند. اگر رامني سر كار باشد به دو دليل شرايط ما سخت خواهد بود، يك رامني با كنگره هماهنگ خواهد بود. دوم اينكه رژيم صهيونيستي را چندين برابر تقويت خواهد كرد. به نظر من ايران بايد يك تصميم تاريخي بگيرد و اين مي‌رود تا بعد از انتخابات رياست‌جمهوري چون احمدي‌نژاد ديگر تمام شد. هم فرصتش، هم خيلي از اهرم‌هاي داخلي‌اش را از دست داده است. شرايط عصبي، سياسي جامعه هم خوب نيست. ما بايد با حفظ عزت و استقلال كارهايي براي تعامل انجام بدهيم.

روسيه و مسائل مربوط به آن تا چه اندازه براي راي‌دهندگان مهم است، در صورت پيروزي جمهوريخواهان سياست خارجي امريكا در قبال روسيه چه تغييري خواهد كرد؟

تفاوتي نمي‌كند، هر كسي در واشنگتن رييس‌جمهوري شود مجبور است كه با روسيه تعامل كند. در روسيه پوتين تصميم گرفته تبديل به يك قطب بشود. فكر مي‌كنم ديگر امريكا نمي‌تواند سياست‌هاي خصمانه گذشته را در قبال روسيه داشته باشد، چه در رابطه با ناتو در مناطق خط قرمز روسيه، چه درباره گسترش سپر موشكي و چه مسائل اقتصادي. سوريه بزرگ‌ترين درس براي امريكا بوده است. اين بهترين فرصت براي روسيه بود كه بگويد من هستم. روسيه حالا مي‌گويد اقتصاد پايداري دارم، از لحاظ نظامي هم بسيار قدرتمند هستم و به فضا هم رفته‌ام. از طرفي روسيه قدرت موشكي و هسته‌يي خوبي دارد. در شوراي امنيت هم هست و حق وتو دارد. لذا من فكر مي‌كنم پيشروي روسيه بيشتر و امريكا مجبور به تعامل خواهد بود.

دليل اين موضوع كه فرقي نمي‌كند اوباما يا رامني سر كار باشد، چيست، آيا ديدگاه يكساني درباره روسيه دارند؟

چون توافقنامه‌ها در كنگره تاييد مي‌شود و همين خط دنبال مي‌شود. من در سياست امريكا نسبت به روسيه ميان جمهوريخواه و دموكرات فرقي قائل نيستم.

به نظر مي‌رسد روسيه در مناسبات امريكا جايگاه خاصي دارد؟

بله روسيه نقش مهمي دارد. روسيه تلاش مي‌كند تشكل مهمي را در منطقه ايجاد كند. از طرفي حتما ايران را حفظ خواهد كرد و تعاملش را با امريكا خواهد داشت. حتي درباره مساله هسته‌يي ايران مثل گذشته عمل خواهد كرد. در واقع روسيه به دنبال يارگيري است، به عنوان مثال پوتين در آستانه اجلاس عدم تعهد پيام داد كه در كنار عدم تعهد مي‌مانم و اين يعني يارگيري.

آيا اين ديدگاه كه فرقي نمي‌كند دموكرات يا جمهوريخواه سر كار باشند در سياست امريكا نسبت به روسيه مشمول چين هم مي‌شود؟

بله. چين زير چتر روسيه حركت خواهد كرد. درباره سوريه با اينكه امريكا تهديد كرد اما چين در كنار روسيه باقي ماند. امريكا اگر چين از روسيه جدا شود زمينگيرش مي‌كند.

مهم‌ترين مشكل امريكا با چين چيست؟

امريكا به دنبال اين است كه چين بيش از اين بازار را تصاحب نكند. امريكا دو هدف را در قبال چين دنبال مي‌كند و اين سياست كلي امريكا است؛ يكي مهار اقتصادي و دوم مهار نظامي.

تا چه اندازه چين براي امريكا اهميت دارد؟

بحث اصلي امريكا در دنيا چين است. مهار چين براي امريكا با هر رييس‌جمهوري بسيار حائز اهميت است. تضعيف چين يعني تضعيف روسيه. مثلا در بحث سوريه وتو كرد تا بگويد من در كنار روسيه هستم.

در حالي كه امريكا بزرگ‌ترين بازار تجاري براي چين است پس چرا چين با امريكا نمي‌بندد؟

يكي بحث فكري و انديشه‌يي در چين است. دوم هم اينكه چين و امريكا هرگز نمي‌توانند به هم اعتماد كنند. اين يك مساله تاريخي است. درباره كالاهاي چيني بايد بگويم كه خود را به بازار امريكا تحميل كرده و ديگر جايگزيني براي چين در امريكا بسيار هزينه‌بر است.

برعكس اين موضوع وجود ندارد؟

خير وجود ندارد.

فكر مي‌كنيد چه كسي پيروز انتخابات باشد؟

اوباما.

دوست داريد اين اتفاق بيفتد يا واقعا شانس بيشتري دارد؟

نه، واقعا برنامه‌هاي مشخص‌تري دارد. سياست خارجي آرام‌تر، از لحاظ اخلاقي بسيار مورد پسند است، فساد مالي ندارد، همچنين برنامه دارد چند هفته آينده پول قابل توجهي را به جامعه تزريق كند. همه اينها شانسش را بالا مي‌برد.

آيا ممكن است در اين زمان باقيمانده تا انتخابات اتفاق غيرقابل پيش‌بيني بيفتد و گمان شما اشتباه از آب دربيايد؟

اگر اوباما را وارد جنگ با ايران نكنند. چون در آن صورت احتمال شكستش وجود دارد. چون اين يك جنگ تمام‌عيار خواهد بود، به اين دليل كه ايران تمام جهان را به هم خواهد ريخت.
آيا رامني بازنده انتخابات است
دلايل هفتگانه كاهش محبوبيت رامني
جان كسيدي | ترجمه: ساناز نفيسي

به طور كلي فرآيند انتخابات، مانند هر رقابت ديگري، هيجانات و جنجال‌هاي خود را به همراه دارد. انتخابات امريكا نزديك است و ما شاهد رقابت تنگاتنگ ميان اوباما و رامني، نامزدهاي منتخب دو حزب دموكرات و جمهوريخواه، هستيم. اكنون بسياري از رسانه‌ها تلاش دارند تا، با بررسي نظرسنجي‌هاي موجود، ميزان موفقيت هريك از اين دو نامزد را در انتخابات آتي برآورد كنند. بر مبناي مدل اقتصادي پيشنهادي رييل فير كه در آن تاكيد بر معيارهاي اقتصادي جايگزين اهميت افكار و عقايد عمومي شده است، رامني نسبت به اوباما آراي بيشتري را به خود اختصاص داده و از مقبوليت بيشتري برخوردار است. فير مدعي است كه معادله پيشنهادي او صرفا داراي سه درصد خطا است. با اين وجود او حقيقتا نمي‌تواند قاطعانه پيروزي رامني در انتخابات را پيش‌بيني كند. از سوي ديگر بر اساس نظرسنجي‌هاي صورت‌گرفته توسط سايت ريل كلير پليتيك، كه به طور متوسط در اين حوزه بررسي‌هايي را انجام داده است، اوباما با تكيه بر سه دليل اساسي از رقيب خود رامني جلوتر بوده و در سطح بالاتري قرار دارد. شواهد نشان مي‌دهد رامني بلافاصله پس از برگزاري مجمع حزب جمهوري‌خواه به لحاظ درصد آرا در مرتبه‌يي پايين‌تر نسبت به رقيب خود قرار گرفته و آراي او در دو ايالت اوهايو و ويرجينيا در حال نوسان است. به همين جهت به نظر مي‌رسد او نسبت به رقيبش از حمايت و پشتيباني كمتري برخوردار است. اما رامني هنوز اين فرصت را دارد تا در برنامه‌هاي خود در حوزه‌هاي سياست خارجي، اقتصاد و همچنين در مناظراتش با باراك اوباما تحولات چشمگيري ايجاد كند.

پرسش اصلي آن است كه رامني مرتكب چه خطايي شده است؟ در ادامه براي پاسخ به اين پرسش، با استناد به هفت دليل، تلاش مي‌شود علت عقب ماندن رامني از اوباما تشريح و بررسي شود.

1- دليل اول را مي‌توان در بي‌كفايتي و ناتواني كمپين انتخاباتي رامني جست‌وجو كرد. پگي نونان، نويسنده سابق سخنراني رونالد ريگان در كاخ سفيد گفت براي عموم آشكار است كه كمپين انتخاباتي رامني در مبارزات انتخاباتي اخير بسيار ضعيف عمل كرده و اين خود مساله‌يي است كه بسياري از جمهوريخواهان نيز در خفا به آن اعتراف كرده‌اند. او معتقد است ستاد انتخاباتي رامني بسيار كوچك است و اعضاي آن نه‌تنها جسور نيستند بلكه در واكنش به مسائل مختلف بدون فكر عمل مي‌كنند، كه اين امر مي‌تواند نتايجي نامطلوب را براي اين نامزد انتخابات به ارمغان بياورد. استوارت استيونس، مدير كمپين و ستاد انتخاباتي رامني از سوي بسياري از جمهوريخواهان به دليل ناتواني‌اش در حل بحران‌ها و مشكلات پيش روي اين حزب مورد لعن و سرزنش قرار گرفته است؛ چراكه عمكرد ضعيف او در اين زمينه هزينه‌هاي سنگيني را بر حزب جمهوريخواه تحميل كرده است. استيونس همچنين به دليل پيروي از استراتژي‌هاي نادرست در سخنراني‌ها، نوشته‌ها و تبليغات به خصوص به دليل متن سخنراني رامني در مجمع حزب جمهوريخواه، مسوول شناخته شده است. نونان با تندي او را يك نابغه ديوانه خطاب مي‌كند.

2- بي‌كفايتي و عدم شايستگي رامني از ديگر دلايل كاهش مقبوليت او قلمداد شده است. بي‌كفايتي اين نامزد انتخابات به ويژه پس از انتشار ويدئوي مخفيانه‌يي كه در آن او به 47 درصد مردم امريكا تلويحا توهين كرده بود، بيشتر آشكار شد. بيل كريستول، نويسنده هفته‌نامه استاندارد، سخنان رامني در انتخابات را احمقانه و متكبرانه ارزيابي كرد. كارل راو، كه از بزرگ‌ترين حاميان سياست‌هاي رامني شناخته شده است، در ستون روزنامه وال‌استريت در روز سه‌شنبه به اين نكته اشاره كرده و معتقد است تحليل‌ها و انتقاداتي كه بر رامني به دليل اظهاراتش در ويدئوي منتشرشده توسط رسانه‌ها و اصحاب خبر صورت گرفت، نمايانگر ميزان نابردباري طرفداران حزب جمهوري است. در پاسخ به اظهارات كارل راو بايد گفت رامني بايد براي حفظ بردباري در ستاد انتخاباتي خود و در ميان طرفدارانش هر هفته، در ارتباط با سخنان شرم‌آور و توهين‌آميز خود، توضيحاتي را ارائه كند.

3- از ديگر دلايلي كه ميزان موفقيت رامني در انتخابات را كاهش داده، عملكرد اشتباه و نادرست حزب جمهوريخواه است. در حدود يك ماه پيش، يعني در آستانه برگزاري مجمع جمهوريخواهان، من در نوشته‌هاي خود اشاره كردم كه مشكل اصلي رامني ناشي از عملكرد مدير ستاد انتخاباتي او يا تمايل رامني براي مسافرت به ايالت‌هاي مختلف امريكا نيست، بلكه حقيقت آن است كه او نماينده حزبي افراط‌گرا و غيرمردمي است. از ديدگاه من حزب جمهوريخواه بيشتر مانند يك جنبش اعتراضي است، تا يك حزب حكومتي. اين حزب در بهترين شرايط ممكن نيز به سختي مي‌تواند در بعد ملي آراي زيادي را به خود اختصاص دهد. بنابراين معتقدم زمان، ميزان درستي عقايد مرا تا حدودي اثبات كرده است. به عبارتي ديگر، ارزيابي‌هاي اخير نشان داده كه شخص رامني، حتي پس از وقوع مشكلات اخير نسبت به حزب جمهوريخواه، از حمايت بيشتري برخوردار است.

4- نكته ديگر كه در اين زمينه بايد مورد توجه قرار گيرد، علاقه اكثريت مردم به اوباما و ايده‌ها و سياست‌هايش است. درست است كه بسياري از وعده‌هاي او در سال 2008 عملي نشد اما اين امر مانع از آن نشد كه تبليغات جناح راست و انتقادات حزب جمهوريخواه عليه سياست‌هاي اوباما بتواند تاثيري عميق بر ميزان مقبوليت او در ميان مردم باقي گذارد. بر عكس، به نظر مي‌رسد اكثريت مردم امريكا، رويكرد و سياست‌هاي مسالمت‌آميز او را قابل احترام مي‌دانند. از طرفي ديگر اوباما با وجود انتقاد شديد حزب جمهوريخواه نسبت به سياست‌هايش كماكان بر همكاري با اين حزب تاكيد دارد، حتي اگر آنها از او و سياست‌هايش رويگردان باشند. رامني تلاش دارد تا با شخصيت مردمي اوباما، با اين استدلال كه او انسان خوبي است اما نمي‌تواند رييس‌جمهور خوبي براي امريكا باشد، مقابله كند. اما به نظر مي‌رسد استدلال رامني نتوانسته آن‌طور كه بايد از ميزان مقبوليت اوباما بكاهد.

5- بهبود نسبي شرايط اقتصادي و كاهش نرخ بيكاري در يك‌سال اخير، از ديگر دلايل مقبوليت دولت اوباما است. بر طبق ارزيابي‌هاي اخير نرخ بيكاري در امريكا از 1/8 درصد به 8 درصد كاهش يافته و اين در كنار ساير شاخص‌هاي اقتصادي نكته مثبتي در سياست‌هاي اقتصادي دولت اوباما است. در 20 سپتامبر سال گذشته در طول 12 ماه، شاهد رشدي در حدود 20 درصد در حوزه اقتصاد بوديم. قيمت مسكن كه سال‌ها دچار آشفتگي شده بود اكنون در بسياري از مناطق منظم شده است. ماركل ماير به عنوان يك اقتصاددان در بانك مركزي مريل لينچ امريكا در روزنامه وال‌استريت نوشته است: در امريكا وضعيت مسكن رو به بهبود است. به لحاظ كار نيز از ميان چهار امريكايي، كه به سن كار رسيده‌اند، يك نفر داراي كار تمام وقت يا پاره وقت است. البته شايان ذكر است كه بسياري از اين دستاوردها درست زماني به دست آمده كه امريكا با بحران اقتصادي عظيمي دست به گريبان است. بنابراين رشد اقتصادي در 12 ماه اخير موجب شد مردم امريكا نسبت به ارتقا و بهبود هر چه بيشتر شرايط موجود اميدوار شده و چشم‌انداز اقتصادي اين كشور را مثبت ارزيابي كنند.

6- جمعيت‌شناسي مطالعات علمي دقيق در اين حوزه توسط كمپين اوباما سياستي مثبت و بسيار موثر ارزيابي شده است. در پايان سال گذشته راي تگزيرا، متفكر علوم سياسي مستقر در واشنگتن، در ارتباط با افزايش جمعيت اسپانيايي‌تبار، زنان كارگر، يوپي‌هايي كه داراي تحصيلات عاليه هستند و ساير گروه‌هاي دموكرات در حوزه‌هاي انتخابيه و نقش آنها در ثبات حكومت‌هاي دموكرات، كه مبتني بر آراي اكثريت هستند، مباحث زيادي را مطرح كرده است. او انتخابات سال 2012 را رويارويي مردم و اقتصاد ناميده است. بررسي‌هاي صورت‌گرفته نشان مي‌دهد باراك اوباما، با وجود شكاف جنسيتي در سطح ملي در ميان مردم از مقبوليت بيشتري برخوردار است. در همين حال ما شاهد افزايش مشاركت اسپانيايي‌هاي مقيم امريكا در ايالت‌هايي چون كلرادو، نوادا و ويرجينيا هستيم. به همين دليل دولت اوباما با وجود فشارهاي زياد جمهوريخواهان تلاش دارد تا با تكيه بر اين گروه و حمايت از آنها از پشتيباني و آرايشان در انتخابات پيش رو استفاده كند و اين دقيقا همان پياده كردن سياست مثبت جمعيت‌شناسي ستاد انتخاباتي اوباما است.

7- رامني با وجود تمامي اشتباهات خود در طول مبارزات انتخاباتي كماكان براي جلب آراي عمومي تلاش كرده و ميزان كاهش يا افزايش آراي خود نسبت به رقيبش را به صورتي منظم پيگيري كرده و مورد ارزيابي قرار مي‌دهد. رامني با لحاظ كردن نتيجه نظرسنجي اخير در سايت گالوپ، كه در آن او و اوباما هر يك با دارا بودن 49 درصد آرا در يك سطح قرار داشتند، معتقد است كه هنوز براي پيروزي و كسب آراي بيشتر زمان دارد و اين تحليلي است كه از جانب كارل راو نادرست قلمداد شده است. كارل راو عملكرد رامني را مانند عملكرد ستاد انتخاباتي ريگان در سال 1980 مي‌داند. در آن سال رايگان نيز مانند رامني ميزان مقبوليت رقيب خود، جيمي كارتر، را در نظرسنجي‌ها دنبال مي‌كرد. راو با استناد به هياهوي ايجاد شده پيرامون ويدئوي حاوي سخنان رامني، آن را نمونه‌يي كلاسيك از اشتباه سرمايه‌گذاران مي‌داند؛ كساني كه تنها در چند لحظه به عدم شايستگي آن چيزي كه از آن حمايت مالي كرده‌اند، پي برده‌اند.

مواردي كه به آن پرداخته شد تحليلي ساده از وقايع پيرامون انتخابات آينده در امريكاست و به هيچ عنوان نمي‌توان آن را يك بررسي دقيق و همه‌جانبه قلمداد كرد. آشكار است كه ستاد انتخاباتي رامني در موجي از مشكلات غوطه‌ور است. راو به عنوان يكي از اعضاي ارشد حزب جمهوريخواه در انتخاب رامني به عنوان نماينده اين حزب در انتخابات نقشي با اهميت و معناداري را ايفا كرد. او به‌شدت علاقه‌مند است درباره پيش‌بيني‌هاي خود بحث كرده و وارد مذاكره شود. راو با بروز رخدادهاي اخير تا حدودي شكست رامني در برابر رقبيش اوباما را پذيرفته وليكن بر اين مساله اصرار دارد كه رامني بايد در ادامه فرآيند رقابت‌هاي انتخاباتي براي متقاعد ساختن طرفداران و حاميان خود تلاش كرده و آنها را متقاعد سازد كه رييس‌جمهور آينده امريكا شخص اوست.

در فرآيند انتخابات دو اصل جمعيت و اقتصاد از اهميت فراواني برخوردار بوده و به عنوان دو اصل بنيادين در اين حوزه قلمداد مي‌شوند. تگزيرا در مصاحبه‌ خود با من در ماه ژوئن اعلام كرد: شرايط حاكم بر كشور به سرعت در حال دگرگوني است. از ديدگاه او اوباما ممكن است در فرآيند موجود حدود 20 درصد آراي سفيدپوستان را از دست دهد اما به نظر مي‌رسد او برنده انتخابات امريكاست. بحران اقتصادي امريكا از جمله مسائلي بود كه رامني تلاش داشت از آن به نفع خود استفاده كرده و آراي بيشتري را به خود اختصاص دهد. وليكن بهبود نسبي شرايط اقتصادي، بازار مسكن و افزايش قيمت سهام در امريكا در مدت زماني اندك توانست شرايط را به نفع اوباما و حزب او تغيير دهد. از طرفي ديگر شخصيت مردمي و پوپوليستي اوباما را نيز نبايد از نظر دور داشت. جاناتان مارتين به نقل از بيل كريك، از سياستمداران حزب دموكرات، دليل پيروزي اوباما را محبوبيت او در ميان توده مردم مي‌داند. او مي‌گويد شخصيت اوباما و خانواده‌اش و باورهايش درباره وطن خود، امريكا، رمز موفقيت او در انتخابات پيش‌روست. به همين دليل مردم بار ديگر اين شانس را به او خواهند داد تا بتواند بر مسند رياست‌جمهوري اين كشور تكيه زند. زماني كه جيمي كارتر نامزد انتخابات رياست‌جمهوري امريكا شد بسياري از مردم او را فردي شايسته و قابل تحسين مي‌دانستند و اين امر توانست زمينه‌هاي لازم براي ورود او به كاخ سفيد را هموار سازد. اما اوباما هنوز از حمايت و مقبوليت كافي براي پيروزي در انتخابات برخوردار نيست. هرچند بر مبناي برخي معيارها مي‌توان به پيروزي او در انتخابات اميدوار بود وليكن پيروزي قاطعانه او در اين رقابت هنوز در هاله‌يي از ابهام است.

از زمان آغاز رقابت‌هاي انتخاباتي، ستاد انتخاباتي اوباما با تكيه بر قدرت انديشه و توان بالاي استوارت استيونس تلاش كرد نامزد منتخب حزب جمهوريخواه را فردي متعلق به طبقه اشراف و شخصي بي‌رحم و فاقد هرگونه عاطفه مجسم كند. اين سياست هيچ‌گاه موجب شگفتي مردم نشد. تد كندي در سال 1994 از اين استراتژي با هدف كسب مقام سناتوري عليه رامني استفاده كرد و پيروز شد. از طرفي ديگر ستاد انتخاباتي جورج بوش در سال 2004 از اين شيوه به شكلي مشابه عليه جان كري استفاده كرد و او را به سرعت هدف حملات خود قرار داد. اكنون به نظر مي‌رسد كمپين انتخاباتي رامني در واكنش به اين حملات ناتوان به نظر مي‌رسد. بالاخص از زماني كه مشخص شد ستاد انتخاباتي رامني براي تبليغات و پشتيباني از عملكرد خود با سرمايه‌گذاران شركت بين‌كپيتال پيماني را منعقد كرده است؛ شركتي كه با سرمايه افسران عالي‌رتبه جوخه‌هاي اعدام السالوادور تاسيس شد. رامني و مشاورانش بر اين باور بودند كه به تصوير كشيدن بحران اقتصادي در امريكا و هياهو پيرامون آن مي‌تواند موفقيت و پيروزي آنها را در انتخابات تضمين كند. وليكن به چالش كشيدن اوباما، كسي كه اكنون بر مسند قدرت تكيه زده، صرفا داراي نتايجي مثبت نبوده و مي‌تواند آثاري منفي را نيز براي رقيب او به وجود آورد. كمپين رامني ماه‌ها براي تدوين برنامه عملياتي مناسب براي دستيابي به اهداف گوناگون در بخش‌هاي مختلف جامعه تلاش كرد؛ وليكن تلاشي بيهوده كه با شكست روبه‌رو شد و صرفا هزينه‌هاي سنگيني را بر اين حزب تحميل كرد. رامني پس از انتشار فيلم ويدئويي توهين‌آميز خود ادعا كرد كنار گذاشتن اوباما از مسند قدرت موجب رونق اقتصاد و از ميان رفتن معضل بيكاري مي‌شود. رامني در آستانه برگزاري مجمع جمهوريخواهان از برنامه اقتصادي خود كه دربردارنده پنج اصل است سخن گفت. اما همان‌گونه كه راو مي‌گويد، او بايد به صورتي عميق مردم را نسبت به هريك از برنامه‌هاي پنج‌گانه خود آگاه كرده و به لحاظ عملي شرايط مناسبي را براي اعمال اين اصول و تضمين رفاه اجتماعي در جامعه فراهم كند. تعلق رامني به حزب جمهوريخواه و مبارزه او با حق مهاجرت، سقط جنين و كاهش ماليات بر درآمد از ديگر مشكلاتي است كه رامني در حال حاضر با آن دست به گريبان است. بنابراين تعلق رامني به حزب جمهوريخواه يكي از مهم‌ترين دلايلي است كه موجب مي‌شود بسياري از فعالان حزبي، اعضاي موسسات مطالعات استراتژيك و مفسران محافظه‌كار از او و سياست‌هايش دفاع نكنند. اما با تمام اين دلايل، بار مسووليت مشكلات پيش‌آمده صرفا بر دوش رامني است و در اين ميان تنها اوست كه بايد در برابر تمام اين مشكلات پاسخگو بوده و تلاش كند آنها را حل كند. كارل ماركس در كتاب خود تحت عنوان هجدهم برومر و لويي بناپارت مي‌گويد: افراد تاريخ را بر مبناي خواسته‌ها و اراده خود براي انتخاب شرايط نمي‌سازند، بلكه هريك تاريخ خود را مي‌سازند. به طور كلي اقدام عليه رييس‌جمهوري كه بر مسند قدرت است، كار آساني نيست. در تاريخ امريكا ما شاهد چنين رويارويي ميان ريگان و كارتر يا بيل كلينتون عليه جورج بوش بوده‌ايم؛ ريگان و كلينتون دو سياستمدار مجرب و باتجربه كه هريك خواهان دستيابي به اهداف خاصي بودند؛ ريگان طالب سياست مبتني بر محافظه‌كاري و كلينتون خواهان ميانه‌روي. اين دو مي‌دانستند كه چگونه پيام خود را به گوش جهانيان و بالاخص ملت امريكا برسانند. رامني سوابق كاري قوي دارد. او در زمان فعاليت خود در شركت بين‌كپيتال ثابت كرد در درجه اول يك سرمايه‌دار و مدير اجرايي توانا در يك شركت خصوصي سرمايه‌داري است. در شهر سالت‌ليك تلاش رامني براي نجات المپيك، ميزان توانايي او براي رهبر و مديريت را به نمايش گذاشت. او همچنين زماني كه فرماندار ايالت ماساچوست بود توانست آنجا را با سياست‌هاي نوين خود با شايستگي اداره كند. اما شركت سياستمداران در فرآيند انتخابات براي آنها به منزله آزموني بزرگ است كه شايد نتوانند در آن موفق شوند. درست است كه رامني به عنوان مديري شايسته شناخته شده است اما به نظر مي‌رسد ستاد انتخاباتي او در واكنش به مشكلات و مسائل پيش رو دچار نوعي آشفتگي و ناتواني بوده و به همين جهت نمي‌تواند به گونه‌يي موثر اقدام كند. رامني فارغ از تعهدي كه طبقه تكنوكرات جهت ارتقا و بهبود شرايط آنها داده است، پايبند هيچ مرام و اصل اعتقادي نيست تا بتواند بر آن تكيه كند. او حتي خود تكنوكرات نيست چراكه اگر او متعلق به اين طبقه بود، ستاد انتخاباتي خود را به سبك بلومبرگ اداره كرده، متعهد مي‌شد كه تمام اصول اعتقادي سنتي مسيحيت زير پا گذاشته شود و مورد توهين قرار گيرد و در نهايت براي هر چيز با لحاظ كردن ميزان شايستگي‌اش ارزش قائل مي‌شد. در عوض او خود را متعلق به حزب جمهوريخواه دانسته و در ارتباط با بسياري از مسائل مواضع خود را برخلاف اعتقاد شخصي‌اش تغيير مي‌دهد كه اين امر مي‌تواند موقعيت او را تضعيف كرده و او را از جرگه سياستمداران معتدل خارج كند. مشاور اسبق رامني به مايكل كرانيش و اسكات هلمان، نويسندگان كتاب رامني واقعي گفته است: همه‌چيز مي‌تواند از نو احيا شده، تغير شكل يافته، ثابت يا هدف‌گرا شود. او در ادامه مي‌افزايد براي رامني هر مساله‌يي كه دربردارنده اصولي بنيادين باشد بيگانه و ناآشناست؛ او ممكن است چيزي بگويد اما هيچ‌گاه به آن عمل نكند آن زمان است كه افراد به او چشم دوخته و مي‌گويند تو سه سال پيش چنين وعده‌يي را به ما داده بودي؛ آيا فراموش كردي؟

تناقض لزوما براي يك سياستمدار عامل مخربي به شمار نمي‌آيد به شرطي كه آن سياستمدار بتواند براي توجيه برخي اشتباهات و نمايش‌هاي دروغين خود از يك سيستم ارتباطي قوي، توانا و خوب استفاده كرده و به اين طريق اشتباهاتش را موجه يا بي‌اهميت نشان دهد. به نظر مي‌رسد رامني فاقد اين توانايي است. سخنراني‌هاي او فاقد تنوع بوده و در برنامه‌هاي تلويزيوني خود فاقد تسلط لازم است. پس از 10 سال فعاليت در حوزه سياست، او هنوز هنگام اجراي برنامه تلويزيوني تلاش دارد بر خود مسلط شود. رامني به جاي آنكه خود را براي پاسخگويي به پرسش‌ها آماده سازد، تلاش دارد مباحث مطرح‌شده را از مسير اصلي خود منحرف كند به همين دليل گاه بدون فكر سخناني نسنجيده را بر زبان مي‌آورد. اين دقيقا اتفاقي است كه پيش از اين در مصاحبه با برايان ويليامز در ارتباط با بازي‌هاي المپيك رخ داد و از نمونه‌هاي ديگر اين اقدامات نسنجيده را نيز مي‌توان همان ويدئوي توهين‌آميز قلمداد كرد. بيان سخنان سنجيده و آگاهانه در ميان مردم و حفظ احترام و شأن و منزلت آنها حداقل كاري است كه يك سياستمدار بايد با رموز آن آشنا باشد تا بتواند مقبوليت و محبوبيت خود را ميان طرفداران و حاميانش تضمين كند.

منبع: نيويوركر
عناوين اين صفحه
اوباما تير خلاص را به رامني خواهد زد
دلايل هفتگانه كاهش محبوبيت رامني
انتخابات رياست‌جمهوري امريكا
رامني ماشين وارونه‌سازي سياست‌هاي اوباما
انتخابات امريكا؛ جدال ميان اشخاص يا برنامه‌ها

پرونده امروز:
انتخابات رياست‌جمهوري امريكا
كمتر از يك ماه ديگر چهل و پنجمين انتخابات رياست‌جمهوري در امريكا برگزار خواهد شد. وقوع بحران شديد اقتصادي در جهان بر اقتصاد امريكا تاثير زيادي داشت و همين موضوع باعث شده تا باراك اوباما رييس‌جمهور كنوني امريكا و نامزد حزب دموكرات مورد انتقاد‌هاي شديد رقيب جمهوريخواه خود ميت رامني، قرار بگيرد. وقوع انقلاب‌هاي عربي و موضع‌گيري‌هاي اوباما درباره اين اتفاقات نيز از جمله چالش‌هاي حزب دموكرات در انتخابات پيش رو است. اما با اين حال اكثر تحليلگران معتقدند اوباما برنده اين كارزار خواهد بود. در اين پرونده دلايل اين موضوع را مورد بررسي قرار داديم.


رامني ماشين وارونه‌سازي سياست‌هاي اوباما
مهدي محتشمي

انتخابات پيش روي امريكا و رقابت اوباما و رامني

چهل و پنجمين دور انتخابات رياست‌جمهوري در امريكا به دليل موضوعات داخلي، منطقه‌يي و بين‌المللي در شرايطي حساس و پيچيده برگزار خواهد شد. در مقايسه با انتخابات دور قبل، فضاي اين دوره از انتخابات از شور و هيجان كمتري برخوردار است زيرا اقبال گسترده مردم امريكا، به خصوص جوانان، زنان و اقشار متوسط مردم كه تحت تاثير شعار سياست تغيير اوباما قرار گرفته بودند، پس از عدم موفقيت او در تحقق اين شعارها تا حدودي كاهش يافته است. از سويي ديگر سوابق جمهوريخواهان در دولت بوش پسر، در ورود به دو جنگ در عراق و افغانستان و اعمال سياست‌هاي نظامي‌گري كه باعث كشته و مصدوم شدن تعداد زيادي از سربازان امريكايي و تحميل هزينه‌هاي عظيم مالي و اقتصادي به مردم امريكا شد و همچنين سوابق گذشته رامني، رقيب اوباما كه فاقد تجربه لازم در عرصه ملي و بين‌المللي بوده و وابستگي او به اقليت مذهبي مورمون‌ها، جناح سرمايه‌داري و مرفه امريكا و وابستگي بيشتر پايگاه‌هاي سياسي او به جريان‌هاي تندرو و راديكال جمهوريخواهان، موجب شده است كه مردم امريكا در انتخاب گزينه مناسب با دشواري و بعضا استقبال كمتري در مقايسه با انتخابات دوره‌هاي قبلي مواجه باشند لذا بايد منتظر بود و در زمان باقي مانده به دقت به تحركات و مناظره‌هاي دو كانديدا توجه كرد كه اين امر مي‌تواند در تصميم‌گيري آن دسته از اقشاري كه تاكنون براي شركت در انتخابات يا گزينش كانديدا‌ها مردد هستند، تعيين‌كننده باشد.



دليل برخورداري اوباما از آراي بيشتر نسبت به رامني در نظرسنجي‌هاي اخير

طبق نظرسنجي‌هاي موسسات معتبر امريكايي در شرايط فعلي باراك اوباما بين 5 تا 10 درصد نسبت به رقيب خود پيشي گرفته است. به نظر مي‌رسد در مبارزات انتخاباتي بعضي از ايالت‌هاي امريكا اين ميزان افزايش يابد. دلايل اين تفاوت در نظرات و آراي مردم عمدتا حول سه محور اساسي است؛ اول اينكه شرايط اقتصادي در امريكا در مقايسه با سال 2008 كه بحران ركود اقتصادي به اوج خود رسيده بود تا حدودي بهبود يافته و شاخص‌هايي از جمله كاهش نرخ بيكاري، بحران مسكن و وضعيت تسهيلات مالي توسط بانك‌ها به صورت نسبي بهبود يافته است. نكته دوم موضوعات منطقه‌يي و بين‌المللي است. اوباما در بعد سياست خارجي موفق بوده است تا حدود قابل توجهي در زمينه تحقق وعده‌هاي قبلي خود از جمله خروج كامل نيروهاي امريكايي از عراق و همچنين كاهش نيرو‌هاي خود در افغانستان (33 هزار سرباز در ماه‌هاي اخير) و خروج كامل تا سال 2014 و همچنين مبارزه با تروريسم و دستگيري و از بين بردن بن‌لادن، موفقيت‌هايي را به دست آورد. گرچه دولت امريكا در برقراري صلح و امنيت منطقه‌يي و مبارزه با تروريسم و ايجاد ثبات در افغانستان ناموفق بوده است اما برآيند سياست‌هاي او براي مردم امريكا تا حدود زيادي قابل قبول است.

سومين عامل، رويكرد نظامي‌گري و تندروانه و بازگشت فضاي امنيتي و جنگ است. ميت رامني در جديدترين رويكرد خود از حمله نظامي يكجانبه دولت اسراييل و مواضع نتانياهو به‌شدت دفاع كرده و خود را به آن ملتزم مي‌داند. از سويي خواستار استفاده از گزينه‌هاي نظامي و برخورد فيزيكي در مقابل موضوع پرونده هسته‌يي ايران است در حالي كه اوباما، رقيب او قائل به تعيين خط قرمز و استفاده از اين راهكار‌ها نيست و عملا اعتقادي به كاربرد ديپلماسي، گفت‌وگو و هماهنگي با هم‌پيمانان و متحدان اروپايي خود ندارد و از اين مساله كه مي‌توان آن را از سياست‌هاي موفق اوباما در چهار سال گذشته دانست، حمايت نمي‌كند.



انتقادات حزب جمهوريخواه نسبت به برنامه عملياتي اوباما و حزب دموكرات

همان طور كه اشاره شد، از آنجايي كه ميت رامني در زمينه سياست خارجي فاقد تجربه لازم است عملا به ماشين وارونه‌سازي سياست‌هاي اوباما تبديل شده و نسبت به كليه موضوعات منطقه‌يي و بين‌المللي از جمله نحوه برخورد دولت اوباما در مواجهه با فيلم موهن به ساحت حضرت رسول(ص) و بازتاب آن در جهان اسلام واكنش منفي از خود نشان داده است. او همچنين سياست‌هاي دولت اوباما در قبال روسيه را موجب از دست رفتن منافع امريكا و افزايش تهديدات از ناحيه اين كشور مي‌داند. در بعد سياست داخلي، رامني معتقد است كه به دليل سياست‌هاي غيرمتوازن و غيراصولي امريكا وضعيت اقتصادي مردم بهبود نيافته است و دولت اوباما بيشتر سعي دارد بدنه دولت را گسترش داده و ماليات‌ها و به دنبال آن ارائه خدمات عمومي را كاهش دهد. هرچند دولت اوباما معتقد به افزايش ماليات بر شركت‌هاي بزرگ و سرمايه‌‌داران جهت افزايش درآمد‌هاي عمومي است اما در مقابل، ميت رامني معتقد است كه اوباما فاقد جسارت و شجاعت لازم در اعمال سياست‌هاي مناسب در پيشبرد منافع امريكا در بعد خارجي و اعمال سياست‌هاي صحيح در بهبود بازار كسب و كار و كاهش بحران اقتصادي در امريكا است.



سياست‌هايي كه رامني براي پيروزي در انتخابات بايد به آنها عمل كند


به نظر مي‌رسد كه در مدت باقي مانده تا ششم نوامبر، طرفين حداكثر تلاش خود را براي پيدا كردن نقاط ضعف ديگري به كار خواهند بست. اوباما به لحاظ شخصيتي داراي نقاط ضعف فردي كمتري است و توانسته است تا حدود قابل توجهي افكار عمومي را به عنوان شخصي كه طرفدار جامعه متوسط امريكاست، به خود جلب كند. او مخالف ايجاد جنگي ديگر است و نسبت به رقيب خود از صداقت بيشتري در گفتار و رفتار برخوردار است و به همين دليل مي‌تواند شرايط بهتري داشته باشد. اما به دليل فضاي ملتهب انتخاباتي و با توجه به اينكه افكار عمومي امريكا بسيار سيال و تاثيرپذير از تحولات روزمره داخل امريكا است، بايد ديد كه آيا اتفاق و رويدادي غيرمترقبه در مسائل داخلي و خارجي امريكا ممكن است به وقوع بپيوندد تا ميت رامني بتواند از آن بهره‌مند شود؟

مدير كل سابق اداره امريكا در وزارت امور خارجه


انتخابات امريكا؛ جدال ميان اشخاص يا برنامه‌ها
سميه مروتي

انتخابات رياست‌جمهوري امريكا در ماه نوامبر سال جاري برگزار خواهد شد. اين رويداد براي امريكا و جهان، از اهميت بسزايي برخوردار است. در يكسوي ميدان، ميت رامني كانديداي محافظه‌كار و در سوي ديگر، باراك اوباما كانديداي دموكرات قرار دارد. تحليل انتخابات امريكا در مرحله اول، نيازمند بررسي شخصيت اين دو و سپس توجه به گفتمان جاري در انتخابات است. در بررسي انتخابات امريكا، توجه به چند نكته بسيار حائز اهميت است كه در ادامه به آنها خواهيم پرداخت.

مناظرات انتخاباتي افراد در درون حزب و توجه به خصوصيات فردي كانديداها، اهميت شخص را در اين انتخابات به حد اعلا مي‌رساند، اما در كنار توجه به اين مهم، نبايد چشم بر اين حقيقت كه، در دنياي واقع تفاوت چنداني ميان رييس‌جمهور دموكرات يا جمهوريخواه وجود ندارد، بست. نقطه عطف ماجرا ميثاق مشتركي به نام منافع ملي، ميان همه آنهاست. بي‌ترديد ميان دو حزب دموكرات و جمهوريخواه در امريكا، در مسائل سياسي، نظامي، اجتماعي، فرهنگي و بين‌المللي اختلا‌ف نظر وجود دارد. خاستگاه اين اختلا‌فات تا حدي به فلسفه سياسي و نوع نگرش اين دو حزب به مقوله‌‌هاي قدرت، منافع، حقوق شهروندان و اخلا‌ق سياسي باز مي‌گردد. به ويژه در ارتباط با سياست‌هاي رسمي امريكا در خصوص امنيت و منافع ملي ايالا‌ت متحده، اختلا‌ف بنيادين ميان اين دو حزب ديده نمي‌شود؛ اختلا‌ف نظر نه در استراتژي، بلكه در روش‌ها و تاكتيك‌هاست. كاركردهاي حزب جمهوريخواه، در گذشته و حال، با گستردگي و صراحت بيشتري همراه بوده و در رابطه با مسائل اجتماعي و فرهنگي، راه و رسمي محافظه‌كارانه داشته است. در مقابل، حزب دموكرات از سياست‌ها و مواضعي پيچيده‌تر و سنجيده‌تر برخوردار است و همواره به حقوق بشر، دموكراسي و آزادي در سياست‌هاي ملي و بين‌المللي تاكيد كرده است. اين موضوع را بايد بپذيريم كه در امريكا به عنوان يك سيستم سياسي، استراتژي كلان به عنوان يك موضوع مورد توافق همه است ولي تفاوت اين دو حزب در راه‌هاي رسيدن به آن استراتژي است. در واقع آنها در تاكتيك‌ها با هم متفاوتند. جمهوري‌خواهان بيشتر به راه‌هايي كه زود به جواب مي‌رسد توجه دارند كه اولين گزينه اكثرا به‌كارگيري قدرت و قوه قهريه است.

از سوي ديگر بايد توجه داشت، انتخابات امريكا مثل هر سيستم رياست‌محور ديگري، بسيار شخصيت‌محور است. لذا ارزيابي دقيق شخصيت‌ها و افراد كليدي در انتخابات در تجزيه و تحليل روند انتخابات مهم بوده و بايد در نظر داشت كه مبارزات انتخاباتي امريكا، در واقع جدالي است ميان نقاط قوت و ضعف شخصيت‌ها، كه در همين چارچوب توجه به ويژگي‌هاي اوباما و ميت رامني حائز اهميت است.

اوباما به عنوان رييس‌جمهور فعلي با شرايط خاصي روبه‌رو است، كارنامه سه ساله او به عنوان رييس‌جمهور همچون شمشير دو لبه‌يي عمل كرده است، چرا كه گفته‌ها و وعده‌هاي او در عمل مقابل چشمان مخاطبين قرار دارد. وي در اين مدت خود را به عنوان فردي خونسرد، برنامه‌ريز، منطعف و از نظر اجرايي در مجموع ميانه و متوسط، نشان داده است. او ظرفيت و توانايي ارتباط با مردم عادي امريكا را داشته و براي بسياري از اقشار فرودست اجتماعي و طبقات متوسط و جمعيت قابل توجه مهاجران و يا افرادي كه از نسل‌هاي اوليه مهاجرين هستند، شخصيتي قابل درك است و بر همين منوال با گرايش‌هاي تند و راديكال نژادگرايانه، نخبه‌گرا و انحصارگرا در تضاد قرار مي‌گيرد.

اما ميت رامني از نظر شخصيتي تقريبا در نقطه مقابل اوباما است. او از خانواده‌يي برجسته و نخبه برآمده. پدرش مانند خود او فرماندار ايالت ماساچوست بوده، از نظر تحصيلي در بهترين دانشگاه‌هاي امريكا درس خوانده و از زندگي ممتازي برخوردار بوده است، به علاوه او در زندگي اقتصادي موفق بوده و سرمايه‌هاي هنگفتي را گردآوري كرده و توانسته به عنوان يك شخصيت ثروتمند در جامعه امريكا بدرخشد. لحن صحبت ميت رامني برخلاف اوباما از خونسردي كافي و ظرفيت ارتباطي با همه اقشار جامعه امريكا برخوردار نيست. به علاوه ميت رامني از خانواده‌يي عميقا مذهبي با گرايش به فرقه مورمون برآمده و در عين اينكه مردم امريكا به مسائل مذهبي توجه دارند اما درجه و شدت مسائل مذهبي در خانواده و شخص رامني بيشتر از اوباما به نظر مي‌رسد. ميت رامني در مقايسه با اوباما با بخش خاصي از جامعه امريكا امكان ارتباط دارد. از اين جهت انعكاس نحوه شخصيت هر دوي آنها در ارتباطات سياسي و اجتماعي واپسين روزهاي پيش از انتخابات حائز اهميت است.

در حال حاضر به‌طور طبيعي دو دسته مبحث در مباحث انتخاباتي قابل توجه است؛ وضع داخلي امريكا و وضع سياست خارجي. هر دو كانديدا بر عنصر «ترس» در برنامه‌هاي خود تكيه دارند. به اين صورت كه ميت رامني با طرح گفتمان امريكاي قوي و لزوم قدرت‌يابي امريكا از ترس اقشاري از جامعه امريكا كه احساس مي‌كنند وضعيت داخلي آنها و وضع بين‌المللي ايالات متحده مورد تهديد قرار گرفته استفاده كرده و آراي آنها را جلب كند. در داخل امريكا نيز ميت رامني سعي دارد از ترس اقشاري از جامعه امريكا كه از بزرگ شدن دولت نگران هستند، استفاده كند و بر اينكه سياست‌هاي دولت اوباما سياست‌هايي دولت‌گرا و متمايل به ارزش‌هاي غيرمتعارف امريكايي است تاكيد كرده و به جذب آراي آنها بپردازد. اوباما نيز از ترس اقشار برجسته جامعه امريكا از دو خطر داخلي و خارجي بهره‌برداري مي‌كند. در بعد خارجي خطر جنگ‌افروزي جمهوريخواهان و در بعد داخلي خطر نخبه‌گرايي و عدم توجه به تمامي اقشار اجتماعي، مخصوصا اقشار فرودست و طبقه متوسط و همين طور زنان در كانون توجه اوباما قرار دارد.

بحث ديگر، مربوط به مباحث اقتصادي است و در اين مسائل اقتصادي چگونگي موقعيت افراد حائز اهميت است و در اين معادله عنصر ترس برجسته است. اوباما سعي مي‌كند نشان دهد كه ميت رامني به طبقات بالادست اجتماعي تعلق دارد و به دليل تعلقات ديني و گرايش مورموني مباحث مربوط به حقوق زنان را مد نظر قرار نمي‌دهد. اوباما تلاش دارد از ترس جمعيت قابل توجه مهاجران قانوني و غيرقانوني استفاده كند.

بايد توجه داشت تا ماه نوامبر و موعد انتخابات زمان بسياري پيش رو است. بايد به ياد داشت در سياست 24 ساعت نيز زمان بسياري براي وقوع رخدادهاي شگرف است. تا زمان موعود نقش حوادث مخصوصا درخاورميانه مي‌تواند مسير اين انتخابات را به گونه‌يي خاص تغيير دهد. در اين ميان نقش و تاثير اسراييل را نبايد از نظر دور داشت، مساله اسراييل فقط يك موضوع مربوط به سياست خارجي امريكا نيست بلكه موضوعي مربوط به سياست داخلي است و نحوه مديريت آن بسيار حائز اهميت است، چرا كه مي‌تواند نتايج دامنه‌داري را براي امريكا در پي داشته باشد.

اما دركنار همه گفته‌ها، آنچه از اهميت بالايي برخوردار است، رفتار انتخاباتي مردم امريكا در دوره‌هاي پيشين است. شواهد امرحاكي از اين است كه اقبال عمومي به انتخاب كانديدايي است كه در دور قبلي بر مسند كار بوده است. بدين مضمون كه آنها تا حد بسياري تمايل به انتخاب رييس‌جمهور حاضر براي دور بعدي دارند، به دلايل منطقي، همچون آشنايي او با روندها و نيز شناخت از نوع برنامه‌هاي او و از همه مهم‌تر دادن فرصتي دوباره به او براي به سرانجام رساندن اهدافش.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام