پنج شنبه، 5 بهمن 1391 - شماره 2601
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: موسيقي
تامس نيومن از ساخت موسيقي اسكاي فال مي‌گويد
چالش با ملودي اسطوره‌يي‌


ترجمه: علي مسعودي‌نيا


به همان اندازه كه شيفته جان بري و مونتي نرمن و تمام تجربه‌هاي آهنگسازي در جيمز‌ باند بودم، به همان ميزان هم توي دلم بيشتر خالي مي‌شد و در عين حال شوق انجامش در من فزوني مي‌يافت. اين آهنگ شايد نمادين‌ترين و اسطوره‌يي‌ترين تم كل اعصار باشد و حيران مي‌ماني كه چه مي‌تواني به آن اضافه كني. ايده‌ ساخت موسيقي براي جيمز باند برايم فكر ترسناكي بود، چون من درست نقطه مقابل چيزهايي هستم كه موسيقي يك فيلم جيمز باندي به آن نياز دارد

تامس نيومن يكي از مشهورترين آهنگسازان سينماي امريكا و جهان است. او كه در 20 اكتبر 1955 در لس‌آنجلس به دنيا آمده، تاكنون در مقام آهنگساز فيلم افتخارات بسياري كسب كرده است. از آثار مهم او مي‌توان به «زيبايي امريكايي»، «وال اي»، «رستگاري در شاوشنك»، «بانوي آهنين»، «بازيگر» و... اشاره داشت. او جوايز بسياري را در زمينه موسيقي فيلم از جشنواره‌ها و انجمن‌هاي مختلف دريافت كرده، اما اميد دارد امسال كه با ساخت موسيقي فيلم «اسكاي‌فال» نامزد اسكار شده، بتواند اين جايزه را هم به كلكسيون افتخارات خود اضافه كند. به همين مناسبت، كريس هيوويت از نشريه امپاير آن‌لاين گفت‌وگويي داشته با اين موسيقيدان و از او خواسته تا نحوه ساخت و اجراي قطعات مختلف موسيقي تازه‌ترين فيلم از مجموعه محبوب جيمز باند را توضيح دهد.



تامس نيومن، آهنگساز امريكايي با ساخت موسيقي اسكاي‌فال دوباره انرژي گرفته است. او پيش‌ از اين هم با سم مندس در «زيبايي امريكايي» و «جاده‌يي به سوي نيستي» همكاري كرده بود و به سرعت فهميده بود كه خط فكري و ذوقي يكساني با او دارد: «شنيدم كه قرار است سم مندس فيلم را بسازد. با كلي خجالت و رو دربايستي به او تلفن يا ايميل زدم و گفتم: فقط محض اطلاعت مي‌گويم كه از ساختن موسيقي اين فيلم بي‌نهايت خوشحال مي‌شوم، اما اصلا نمي‌خواهم با گستاخي برايت تعيين تكليف كنم. او با ايميلي پاسخم را داد. در آن نوشته بود، همين الان مي‌خواستم با تو تماس بگيرم. پس امروز با هم نهار بخوريم!» نتيجه كار موسيقي متن فيلم جديد جيمز باند بود. يك موسيقي غريب، افراطي و با الهام‌هاي بسيار از دوران «جان بري»؛ يعني فردي كه نيومن پس از خدا، او را مي‌پرستد: «به همان اندازه كه شيفته جان بري و مونتي نرمن و تمام تجربه‌هاي آهنگ‌سازي در فيلم‌هاي جيمز‌ باند بودم، به همان ميزان هم توي دلم بيشتر خالي مي‌شد و در عين حال شوق انجامش در من فزوني مي‌يافت. اين آهنگ شايد نمادين‌ترين و اسطوره‌يي‌ترين تم كل اعصار باشد و حيران مي‌ماني كه چه مي‌تواني به آن اضافه كني. ايده‌ ساخت موسيقي براي فيلمي از مجموعه جيمز باند برايم فكر ترسناكي بود، چون من درست نقطه مقابل چيزهايي هستم كه موسيقي يك فيلم جيمز باندي به آن نياز دارد. واقعا مي‌خواستم با آن درگير شوم.» نيومن به طور اختصاصي براي ما درباره ترك‌هاي مختلف موسيقي اين فيلم توضيح داد و ما را با خود به لحظات و تم‌هاي كليدي اسكاي‌فال برد.



ترك نخست. بازار بزرگ استانبول

(نخستين ترك در آلبوم موسيقايي منتشر‌شده از اسكاي‌فال كه صحنه تعقيب و گريز باند و آدمكش‌هاست) . كار را با نواختن سازهاي بادي برنجي آغاز كرديم، چيزي شبيه موسيقي ورود به دروازه. به سرعت وارد صحنه اكشن مي‌شويم، اما باند دارد از سرسرا پايين مي‌آيد و چه پيدا خواهد كرد؟ اين قطعه با تنشي رواني شروع مي‌شود و وقتي به خيابان‌هاي استانبول مي‌رسيم، بيشتر فضايي متناسب با حال و هواي تاريخي آن ساخته مي‌شود. بعد از آن وارد يك تعقيب و گريز بسيار بسيار عظيم مي‌شويم. اين نوار تعقيب و گريز در همه‌جا يكسان پيش نمي‌رود، بلكه مدام كات مي‌خورد. اول كار به خودم گفتم كه بايد از اين تعقيب مداوم سر‌در بياورم، به آن حمله ببرم و آن را بسازم و بر مبناي آن موسيقي را پيش ببرم. اما فكر مي‌كنم آخرين چيزي كه كامل شد، اين قطعه بود!



ترك چهار

(صحنه معرفي برنيس مارلوهه، كه بايد رجعتي باشد به گذشته‌هاي عاشقانه و با‌شكوه و روشن جيمز باند). اين قطعه احتمالا به خاطر كيفيت تغيير مداوم مينور و ماژور و استفاده از چنگ و حس تاريكي و زيبايي هميشگي فيلم‌هاي باند بسيار متاثر است از جان بري. تمي توام با حسن نيت در جريان است-چون در فيلم اسكاي‌فال، دختري هست كه بيش از يك فصل نوول نقش و حضور دارد. فرصت‌هاي زيادي در اختيارش نيست كه بتواند شخصيتش را معرفي كند. شايد تنها سه بار از اين تم استفاده كرديم. كار من اين‌طوري نيست كه بگوييد يك تم مي‌خواهم درباره شخصيت «M». البته اين سيستم متداول است، اما براي من خلاقيت با فرآيندي ديگر آغاز مي‌شود و شيوه كارم اينگونه نيست. شما چيزي را پيدا مي‌كنيد و آن شما را به چيزي ديگر مي‌رساند. عناصري در داستان هست كه شما را به سمت M هدايت مي‌كند، چون او بخشي از داستان است. شما مي‌رويد تا آخر داستان، اما آيا شخصيت «سيلوا» تم خاصي دارد؟ آيا چيزي بيش از يك موتيف است؟احتمالا اشتباه است كه بينگاريم يك كاراكتر نيازمند ملودي خاصي است كه همواره با پديدار شدنش به گوش برسد، اما در اغلب اوقات چنين اتفاقي مي‌افتد و درباره «جيمز باند» اين اتفاق خيلي بيش از اينها متداول و معمول است.

ترك6- رانندگي در شانگهاي

(وقتي 007 به شانگهاي مي‌رود تا تحقيقاتش را ادامه دهد، آدمي جديد عناصري عميق و غير‌طبيعي را به مجموعه مي‌افزايد). اين قطعه با تخريب يا يك سمپل متشكل از سه ساز زهي، يك ويولن، يك ويولا و يك كنترباس آغاز مي‌شود، كه به يك زمينه‌ ريتميك افزوده مي‌شوند، اما به شكلي بسيار موزون و برانگيزاننده، من شروع كردم به افزودن يك بيت در پس‌زمينه. وقتي چيزي را پيدا مي‌كنم كه برايم معنا و ارزشي دارد و موجب مي‌شود حس كنم دارم تصويري را مجسم مي‌كنم، بسيار لذت مي‌برم. اين شيوه‌يي است كه معمولا براي نوشتن موسيقي فيلم به كار مي‌برم، يعني مي‌كوشم تا به شكلي منفعل بنشينم و مثل يك شنونده به موسيقي گوش بدهم و ببينم آيا چيزي عيني در آن مي‌شود كشف كرد، يا تنها قطعه‌يي است كه من آن را نوشته‌ام! اين تله‌يي است كه همه درونش مي‌افتند. من وقت زيادي را صرف نوشتن قطعه‌يي مي‌كنم كه بيشتر دوستش دارم. اما اين يكي از آن نمونه‌هاست كه تنها دافع و محرك است.

ترك 8- سيلوئت

(صحنه‌يي بسيار پربرخورد كه طي آن باند براي نجات جان خود عليه راپاس مي‌جنگد. صحنه‌يي كه از لحاظ بصري تكان‌دهنده‌ترين بخش فيلم است) . براي اين صحنه موسيقي مفصل‌تري نوشته بودم اما سم واقعا ايده‌يي داشت كه با توجه به آن مي‌خواست جنگ را استيليزه‌تر نشان دهد، چرا كه مشابه اين برد بين اين دو شخصيت در صحنه‌يي ديگر از فيلم هم وجود داشت. اين صحنه از نظر بصري بسيار استيليزه بود و فكر مي‌كنم كه من هم خواستم از نظر موسيقي به همان اندازه استيليزه عمل كنم و نقش پس‌زمينه را به موسيقي بدهم.



ترك 11- سر‌رشته‌دار

(يك صحنه اكشن ديگر در انتهاي فيلم كه طي آن Q مهارت‌هاي تكنولوژيك خود را به رخ مي‌كشد). Q يكي از آن شخصيت‌هاي انرژي‌بخش است، با كيفيت مناسب سني و نسلي و اين خصايص فرصتي بود براي كوشش در راه وارد كردن عناصري تازه به موسيقي جاسوسي، اين سكانس يكي‌مانده به آخر است، اما هنوز عناصري از موسيقي سينماي جاسوسي در آن يافت مي‌شود. انگار كه هنوز در ميانه‌هاي فيلم هستيم، حالا چگونه مي‌تواني حس و حال اكشن و شيوه اجراي آن را دوباره به فيلم اضافه كني؟ نكته‌يي كه درباره اكشن وجود دارد اين است كه سازهاي زهي بارها و بارها آرشه مي‌كشند، سكانس پشت سكانس، آنها تقريبا تاثيرشان را از دست مي‌دهند. ديگر به جاي تاثير فيزيكال، خسته‌كننده مي‌شوند، پس در اين ترك شيوه‌يي جستم تا اكشن را دوباره با قدري تازگي احيا كنم.



ترك 13- كومودو دراگون

(يكي از مهم‌ترين سنت‌هاي مجموعه فيلم‌هاي جيمز باند. ورود جيمز باند به كازينويي در ماكائو- با ارجاعي آشكار به ملودي ترانه‌ اسكاي‌فال با صداي آدل) . ترانه آدل را خودش و پل اپورث نوشته‌اند. من نمي‌توانستم كاري با آن ترانه بكنم، اما يادم هست در جلسه‌يي با باربارا بروكولي و مايكل گرگ ويلسون و سم درباره استفاده دوباره از ترانه افتتاحيه صحبت كرده بوديم. آنها فكر مي‌كردند كه اين لحظه كه مثل بازگشت دوباره باند از مرگ است و او هم لباس رسمي به تن دارد و كفش واكس خورده به پا. با خودم گفتم اين يك لحظه كلاسيك در مجموعه جيمز باند است و ايده بازتوليد ترانه آغازين مي‌تواند مفرح و مطلوب باشد.



ترك 23-اسكاي فال


(باند و M به سمت اسكاتلند مي‌رانند كه زادگاه خانواده باند است). من هرگز فكر نمي‌كردم بخواهم قطعه‌يي براي اين صحنه بسازم. دليل هم داشتم: اين صحنه خيلي حالت‌گرايانه است. پيش خودم فكر مي‌كردم كه اكشن زيادي تا رسيدن به اين نقطه وجود داشته. پس بيايم با افزودن صداي انسان به اين قطعه آن را غريب‌تر كنم تا پس‌زمينه كامل‌تري ساخته شود.



ترك 26- او مال من است

در فيلم‌هاي جيمز باند، ما مي‌خواهيم كه قهرمان‌مان را باور كنيم، و اين همان تم است. لحظاتي كه پرتنش هستند و مي‌توانند بدل شوند به لحظات اطمينان‌بخش و شما را به موتيف اصلي باند هدايت كنند.



ترك 29- مادر


اين تم مخصوص شخصيت M است، پس همان تمي كه پيشتر هم شنيده‌ايم تنها بازنوازي مي‌شود. درباره شخصيت M هميشه دو به شك بودم كه آيا بايد موسيقي او چيزي جز يك موسيقي سرسختانه و قوي باشد كه با كنش عاطفي ضديتي آشكار داشته باشد يا نه.
گفت‌وگو با ناصر يزدخواستي شاگرد استاد تاج
شكستن الگوهاي تقليدي
سحر مهندسي نمين

موسيقي در خانواده ناصر يزدخواستي موروثي است. پدر صداي خوشي داشت و آواز مي‌خواند و عمويش، هاشم خان از اساتيد سنتور در زمان خويش بود. پدر مشوق وي شد تا آنجا كه در دوازده سالگي او را نزد استاد اكبر خان سراج فرستاد. وي مقدمات آواز را نزد استاد سراج فراگرفت. در اوايل دهه 40 به نزد استاد مسلم آواز، جلال‌الدين تاج اصفهاني رفت و به عنوان بزرگ‌ترين هنرجوي كلاس او صدايش به اوج رسيد تا جايي كه صداي او در راديو اصفهان طنين‌انداز شد. يزدخواستي در آستانه هشتاد سالگي است و مرور بخشي از خاطرات تاريخ موسيقي ايران در اصفهان محور گفت‌وگوي شيريني شد كه در ادامه با هم مي‌خوانيم.



‌ موسيقي سنتي ايران را چگونه مي‌بينيد؟

با آنكه وضعيت موسيقي بسيار تفاوت كرده است اما همانطور كه هميشه گفته‌ام، من معتقدم كه موسيقي اصيل ايران هرگز از بين نمي‌رود. زيبايي موسيقي پاپ بيشتر همانند زيبايي يك گل مصنوعي است. اما موسيقي اصيل ايران به راه طبيعي خود ادامه مي‌دهد. كسي كه موسيقي سنتي را براي يك بار شنيده باشد تا پايان عمر شيفته آن مي‌شود.

‌ تا چه اندازه به علم‌گرايي در موسيقي معتقد هستيد؟


هر گوشه‌يي از موسيقي ما حالت مخصوص خود را دارد. نت هم كه بايد باشد، البته آواز را نمي‌شود از روي نت خواند و خواننده در آواز بايد حس و حال خاص خود را داشته باشد. شايد در تصنيف‌ها بشود از روي نت كار كرد اما در آواز امكان پذير نيست.

‌ شما در عرصه آواز به‌شدت از تقليد پرهيز مي‌كنيد.

بله. من معتقدم كه هر كس بايد جوهره صداي خودش را پيدا كند. يك شاگرد 18 ساله دارم كه صداي بي‌نظيري دارد اما به‌طور عجيب و غريبي از ايرج تقليد مي‌كند. وقتي مي‌خواهم او را از صداي ايرج دور كنم صداي من را تقليد مي‌كند. شايد اين تقليد كردن به صورت ناخوادآگاه در نهاد ما نشسته باشد. من يقين دارم كه با از بين بردن الگوهاي تقليدي هنرجوي خوش صدا آرام آرام به فضاي آوازي خودش خواهد رسيد.

‌ خيلي‌ها معتقدند كه استاد تاج پايه گذار مكتبي تحت عنوان «مكتب تاج» بوده است؟


من عقيده‌ام بر اين است كه مكتبي وجود ندارد. يعني ما مكتبي به «عنوان مكتب تاج» نداريم، شايد شيوه‌يي در موسيقي داشته باشيم، اما مكتب نه!

‌ صدايتان چگونه به راديو اصفهان آمد؟

از راديواعلام كردند افرادي كه صداي آنها قابليت لازم را دارد خود را به كوي هدايت معرفي كنند. بعد از شركت در آزمون، صدايم مورد تاييد قرار گرفت و از راديو هم پخش شد. ابتدا ما سي شاگرد در كلاس آقاي تاج بوديم كه دست آخر به پنج نفر رسيديم. استاد كسايي هم آن جا تدريس مي‌كرد.

‌ چرا صداي شما ديگر از صدا و سيما پخش نمي‌شود؟


ارحام صدر كه فوت شد در مراسم خاكسپاري و هفته ايشان خواندم و بلافاصله اين مراسم در تلويزيون‌هاي آن طرف پخش شد و همين امر سبب شد كه ديگر اجازه ندهند صداي من از صدا و سيما پخش شود. البته من هم گفتم به اين جور چيزها احتياج ندارم؛ مي‌خواهند پخش كنند، مي‌خواهند پخش نكنند.

‌ ماجراي هديه مخصوص استاد تاج چيست؟

من و عليرضا افتخاري خواستيم به پاس زحمات استاد و براي يادبود هديه‌يي در خور نام استاد تاج تهيه كنيم. به «چارسوق مقصود» دم حجره ذوفن رفتيم كه قلمزن ماهري بود. او پيشنهاد داد كه يك بيت شعر در وصف استاد روي يك سيني نفيس شمع و گل و پروانه حك كند. يكي از شعراي اصفهان بيت زير را در وصف تاج سرود:

«گر نغمه داوود پيمبر باشد حاشا كه ز آواز تو خوش‌تر باشد، البته مقام «تاج» بر سر باشد.»

هفته بعد سيني حكاكي شده را پيشكش استاد كرديم كه بسيار مورد پسند او واقع شد. چند ماه پيش پسر استاد تاج، همايون را ديدم گفت سيني سال‌ها پيش دزديده شده است، البته حدس مي‌زنم كه اين سيني در ايران نباشد.

‌ خاطره‌يي از استاد تاج بگوييد.

زماني معين به كلاس استاد تاج آمد، تاج گفت بخوان پسر جان! معين هم خواند و تاج گفت شما برو تصنيف بخوان، به درد آواز نمي‌خوريد.‌اي كاش معين به نصيحت استاد گوش داده بود! خاطره‌يي هم استاد تاج براي من گفت كه عينا نقل‌قول‌مي كنم: «سال‌ها پيش در روستايي بين اصفهان و تهران كافه‌داري از من خواست كه برايش آوازي بخوانم و زماني كه آوازم را آغاز كردم ماري را ديدم كه سرش را از لابه لاي بوته‌ها بيرون آورد و مستقيم توي چشم‌هاي من نگاه كرد. عكس‌العمل خاصي نشان ندادم. تنها به خواندن ادامه دادم.

مار مستقيم توي چشم‌هاي من نگاه مي‌كرد و با آواز من ازحركت باز ايستاده بود و هنگامي كه آوازم تمام شد مار چشم از من برداشت، خميد و به لاي بوته‌ها برگشت. استاد تاج هم به تبسمي گفت انگار مار هم آواز را مي‌شناسد. چه زبان غريبي است موسيقي و آواهاي آن!

‌ و خاطره‌يي از خودتان؟

زماني كه حدود چهل سال پيش براي نخستين‌بار صدايم را از راديو اصفهان شنيدم خيلي شگفت‌زده شدم. كارهاي من در دستگاه‌هاي مختلف بود. در سه فيلم حضور داشتم و آواز خواندم .

‌ انگار وفاداران به تاج شما سه نفر بوديد؟


بله، تنها كساني كه تا پايان زندگي آقاي تاج در كنارشان بودند من، شاهزيدي، افتخاري و البته محبي‌زاده بوديم.

‌ شما تا زماني كه استاد تاج در قيد حيات بودند در كنار او بوديد، اما بعد از آن چه شد كه به سراغ استاد حاتم عسگرفراهاني رفتيد؟


از نظر اطلاعات آوازي حاتم عسگرفراهاني در موسيقي امروز ما همتا ندارد. تاج 15 گوشه در ماهور به من ياد داد. بعد از فوت استاد در تهران به كلاس‌هاي استاد حاتم رفتم. استاد حاتم از مدرسين خوبي است كه در دانشگاه تدريس هم مي‌كرد. شايد كسي باور نكند ولي من صد گوشه از نوا را در يك دستگاه از ايشان آموختم.

‌ شما شاگرد استاد ياور هم بوديد؟


شاگرد ايشان نبودم، ما با استاد ياور همسايه بوديم. فرصتي پيش آمد كه با افتخاري، تاج، شاهزيدي و كسايي به منزل ايشان رفتيم. آن زمان چشم‌هاي استاد ياور به خوبي نمي‌ديد، بنابراين از استاد تاج پرسيد با چه كساني آمده‌يي؟ استاد تاج معرفي‌مان كرد.

در منزل ايشان من و افتخاري و شاهزيدي خوانديم به همراه ني نوازي استاد ياور. در پايان ايشان گفتند جلال هر سه اينها به درد مي‌خورند و روي صدايشان بيشتر كار كن. كه دست آخر به پنج نفر رسيديم. استاد كسايي هم همانجا درس مي‌داد.

‌ چگونه به راديو اصفهان آمديد؟


از راديو اعلام كردند هر كسي صدايي دارد خودش را به كوي هدايت معرفي كند و خب صدايم را پسنديدند و از راديو هم پخش شد. ما 30 شاگرد در كلاس آقاي تاج بوديم.
عناوين اين صفحه
چالش با ملودي اسطوره‌يي‌
شكستن الگوهاي تقليدي
آلبومي به ياد «هامون» مهرجويي
كنسرت معتمدي و كامور لغو شد
كوارتت گيتار چهارفصل اهواز در جشنواره‌
«موسي بلوچ» رفت و موسيقي بلوچ از نفس افتاد!

آلبومي به ياد «هامون» مهرجويي
كتايون ديلمقانيان مدير نشر آثار صوتي مس با اعلام خبر انتشار دو آلبوم «هامون و تنهايي» و «حيرت»، تاكيد كرد در آلبوم «هامون و تنهايي» برداشتي از اثر سينمايي داريوش مهرجويي صورت گرفته است. او درباره ترانه «هامون» از آلبوم «هامون و تنهايي» به خوانندگي نورآيين و آهنگسازي سينا كلوت، اظهار داشت: «اين ترانه به حميد هامون شخصيت محوري فيلم هامون ساخته داريوش مهرجويي كه زنده‌ياد خسرو شكيبايي با بازي به ياد ماندني خود آن را در خاطره‌ها ماندگار كرد، تقديم شده و به روايت دوباره تنهايي حميد هامون در جنگ عقل و عشق مي‌پردازد.»ديلمقانيان ادامه داد: «حميد هامون يكي از جذاب‌ترين و بحث‌برانگيزترين شخصيت‌هاي تاريخ سينماي ايران بوده و به همراه رنج‌ها و ترديدهايش به بخشي از خاطره فرهنگي ايرانيان تبديل شده و به نظر من طبيعي و حتي لازم است كه هنرمندان و ديگر فعالان فرهنگي بخواهند به اين شاهكار آفرينشگري داريوش مهرجويي اداي دين كنند.»

او درباره ديگر قطعات اين آلبوم گفت: «آلبوم هامون و تنهايي اگرچه در تقسيم بندي‌هاي متعارف در ژانر پاپ تعريف مي‌شود اما فضاي آهنگ‌هاي آلبوم تحت تاثير موسيقي راك، جاز و بلوز است و البته در قطعاتي از موسيقي لاتين و سبك‌هاي موسيقي الكترونيك مثل تكنو و ترنس هم استفاده شده.»مدير نشر آثار صوتي مس درباره بخش‌هاي مختلف اين آلبوم يادآور شد: «تنظيم آهنگ‌هاي اين آلبوم بر عهده فراز خنافري، آهنگساز فعال در عرصه موسيقي كلاسيك و سرپرست اركستر مهستان بوده. ترانه‌هاي اين آلبوم نيز همه سروده خود خواننده هستند كه اگرچه عموما تم عاشقانه دارند، اما بي‌اعتنا به فضاهاي شهري و مسائل روز هم نيستند.» او افزود نشر مس آلبوم ديگري به نام «حيرت» را نيز به همراه «آلبوم هامون و تنهايي» روانه بازار كرده كه كار گروه جم و نخستين آلبوم منتشر شده از اين گروه است. در اين آلبوم گروه تلاش شده در ساخت و تنظيم آهنگ‌ها تلفيق درست و مناسب بين شعر و موسيقي فلات ايران و ابزارهاي بياني جهاني موسيقي - به ويژه سبك راك به معناي عام آن - به دست آيد. انتخاب اشعار و ساخت ملودي‌ها توسط مهرداد هويدا صورت گرفته و تنظيم موسيقي كار مشترك علي ابهري و مهرداد هويدا است كه هر دو نفر سوابق متعددي در زمينه‌هاي هنري و اجرايي موسيقي داشته‌اند. توليد اين آلبوم از حدود شش سال پيش آغاز شده و در اين مدت تنظيم قطعات چندين بار مورد بازنگري كلي قرار گرفته است. به گفته مدير نشر مس، پيام كريمي، مدير اجرايي اركستر مهستان، مدير توليد آلبوم «هامون و تنهايي» بوده و علي ابهري مديريت توليد آلبوم «حيرت» را به عهده دارند.


كنسرت معتمدي و كامور لغو شد
كنسرت گروه موسيقي سروشان به خوانندگي محمد معتمدي و آهنگسازي آرش كامور كه قرار بود 6 بهمن ماه برگزار شود به دليل صدور مجوز ديرهنگام از سوي دفتر موسيقي لغو شدگروه موسيقي سروشان كه قرار بود در كنسرت خود قطعات آلبوم جديد خود را با عنوان «سراسر مه» اجرا كند متاسفانه به دليل گرفتن مجوز در روزهاي نزديك به اجرا، كنسرت‌شان را لغو و به تاريخ ديگري منتقل كردند. اميرعلي بشارتي مدير شركت فرهنگي هنري هنر پارسه در اين باره گفت: ما از اوايل دي ماه مراحل انجام مجوز را براي اين كنسرت طي كرده بوديم اما متاسفانه به دليل عدم حضور آقاي ميرزماني مديركل دفتر موسيقي در اين مدت مجوز اجرا بسيار دير و چند روز مانده به زمان اجرا صادر شد. وي ادامه داد: از آنجايي كه آماده شدن براي كنسرت آن هم چند روز مانده به اجرا بسيار مشكل خواهد بود و از نظر اطلاع‌رساني و فروش بليت نيز با مشكلاتي روبه‌رو مي‌شديم زمان برگزاري كنسرت را به تاريخ ديگري موكول كرديم. گروه موسيقي سروشان به زودي آلبوم جديد خود را با عنوان «سراسر مه» با اشعاري از نادر نادرپور، علي اكبر دهخدا، ملك الشعراي بهار، مهدي اخوان ثالث، شهريار و شاملو توسط شركت فرهنگي هنري هنر پارسه روانه بازار موسيقي خواهند كرد.


كوارتت گيتار چهارفصل اهواز در جشنواره‌
اگر تمهيداتي براي حركت مداوم گروه‌هاي شركت‌كننده در جشنواره موسيقي فجر فراهم شود روند حركت آنها رو به رشد خواهد بود. به گزارش ستاد خبري بيست‌وهشتمين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر، وحيد وحيدپور، سرپرست گروه موسيقي «چهار فصل» اهواز، با بيان اين مطلب گفت: يكي از مسائل موسيقي و به‌ويژه گروه‌هاي جوان نداشتن حامي مالي است. اسپانسرها فقط از گروه‌هاي معروف و صاحبنام حمايت مي‌كنند، به‌همين دليل مسوولان موسيقي بايد از جوانان حمايت ويژه به‌عمل آورند. او افزود: برگزاري كنسرت هزينه زيادي دارد كه تقريبا هيچ گروهي از عهده آن برنمي‌آيد. در گذشته هم اركسترهاي مختلف و متفاوتي وجود داشت كه جوانان را جذب مي‌كرد؛ اين در حالي است كه اكنون آن اركسترها هم وجود ندارند و تنها رويدادي كه جوانان مي‌توانند در آن عرض‌ اندام كنند، جشنواره موسيقي فجر است. وحيدپور برگزاري هفته گيتار كلاسيك و همچنين مستركلاس گيتار در سال گذشته را از اتفاقات مثبت و تاثيرگذار عنوان كرد و افزود: كاربردي‌شدن جشنواره براي نسل جوانان كه تشنه يادگيري هستند، بسيار ارزشمند است؛ چرا كه تجربه‌اندوزي آموزشي و محيطي منجر به رشد موسيقي‌دانان جوان مي‌شود. اين نوازنده گيتار همچنين خواستار حضور نوازنده‌هاي برجسته گيتار در جشنواره شد و گفت: خيلي خوب است اگر از اساتيد بين‌المللي گيتار براي برگزاري فستيوال گيتار يا كارگاه آموزشي نيز دعوت شود. بيست‌وهشتمين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر 25 بهمن ماه تا اول اسفندماه به دبيري حسن رياحي در تالارهاي وحدت، رودكي، خانه هنرمندان، پژوهشكده فرهنگ و هنر، ارسباران و برج ميلاد برگزار مي‌شود.


به مناسبت سالگرد درگذشت استاد نفس طلايي موسيقي منحصر به فرد دوني ايران
«موسي بلوچ» رفت و موسيقي بلوچ از نفس افتاد!
محمد بلوچ‌زهي

تا پا بر عرصه صحنه مي‌گذاشت و «دونلي» (دو ني) بر لب؛ انگار كه همه را جان مي‌داد اين جادوگر جوان موسيقي بلوچستان و وقتي نفس قدرتمندش را بر ساز مي‌افزود ديگر كس را مجال گفتن نبود چه برسد به رفتن يا پايان يافتن.

«موسي بلوچ» دونلي نواز (دوني نواز) نامي بلوچستان را مرد نفس طلايي موسيقي دوني ايران لقب نهاده بودند اما چه زود در آغاز دهه چهارم زندگي از نفس افتاد و به دنبال يك واقعه تلخ و تاسف‌بار، سال پيش در چنين روزهايي با رفتن موسي بلوچ موسيقي بلوچ نيز از نفس افتاد.

وقتي استاد شيرمحمد اسپندار هنرمند «دونلي» نواز بين‌المللي بلوچستان توسط اهالي فرهنگ و هنر استان سيستان و بلوچستان به كشور معرفي شد چه زود نام وي بر سر زبان‌ها افتاد و طولي نكشيد كه نگاه اكثر هنرمندان بنام و برجسته ايران زمين به وي و هنر منحصر به فردش دوخته شد.

اما پس از كشف اين استاد بين‌المللي و ساز كميابش دغدغه اكثر علاقه‌مندان به موسيقي بلوچ و اهالي فرهنگ و هنر كشور نسبت به «دونلي» كه يكي از آلات در خطر انقراض موسيقي ايران است؛ مشترك بود؛ اظهار نگراني نسبت به زوال اين ساز منحصر به فرد و جذاب در ايران‌زمين؛ چرا كه اسپندار را يگانه دونلي‌نواز بلوچ مي‌دانستند كه چنين با تبحر و تسلط همزمان دو ني را مي‌نواخت و در آن زمان به جز او ديگر كسي نبود كه چنين دقيق از چند و چون ساز دونلي آگاه باشد.

اكثر موسيقيدانان و هنرمندان برجسته و اساتيد اين فن در كشور قبل از ظهور موسي بلوچ اين دغدغه در آنان به وجود آمده بود كه بعد از استاد اسپندار ساز دونلي (دوني) بلوچستان براي هميشه خاموش خواهد ماند و ناي و نواي دونلي ديگر گوش جهانيان را نخواهد نواخت اما تا موسي بلوچ در دهه 70 پا به عرصه گذاشت همه دغدغه‌هاي اهالي اين فن و صاحبنظران موسيقي ايران زمين جاي خود را به اميدواري داد كه نفس‌هاي پرقدرت اين جوان نه تنها ساز بادي دونلي را محفوظ و مصون خواهد گذاشت بلكه خواهد توانست با تربيت شاگردان جديد موسيقي دونلي را پرقدرت‌تر از هميشه زنده نگه دارد.

موسي بلوچ كه از 15 سالگي به نواختن دونلي روي آورد به جز شركت در جشنواره‌هاي مختلف داخلي و كسب جوايز متعدد به اجراي برنامه دركشورهاي فرانسه، ايتاليا، آلمان، سوئد و نروژ پرداخت و جوايز ارزنده مختلفي نيز كسب كرد، وي همچنين آهنگ بيش از 5 تئاتر استاني را ساخت و در همه موارد مقام نخست موسيقي متن را به خود اختصاص داد.

او سال گذشته دو بار پايتخت‌‌نشينان كشورمان را به ميهماني سازش دعوت كرد، يكي در بهار به مناسبت هفته فرهنگي سيستان و بلوچستان و آخرين بار نيز در تابستان امسال به مناسبت جشنواره آواهاي كار هنر مستور خويش را به علاقه‌مندان موسيقي عرضه كرد.

اصحاب فرهنگ و هنر و علاقه‌مندان موسيقي كشور هيچ‌وقت اجراي پر شور و هيجان و تك‌نوازي با تكنيك اين هنرمند برجسته و فاخر را در برج ميلاد، خانه هنرمندان، تالار بتهوون و چند تالار بزرگ ديگر تهران را فراموش نخواهند كرد، اجرايي كه ناظران و مخاطبان را چنان به وجد آورده بود تا موسي بلوچ براي چندمين بار به درخواست و احترام مردم به اجراي برنامه بپردازد.

«بلوچ» در ارديبهشت‌ماه سال گذشته به دعوت پژوهشگر و آهنگساز برجسته كشور محمد رضا درويشي مولف دايره‌المعارف سازهاي ايران راهي تهران شد تا چند قطعه از آثارش را ضبط كند.

اين هنرمند خوش قريحه در دهه 70 وقتي در محضر استاد «نورمحمد نورل» موسيقيدان و خواننده صاحبنام كشور پاكستان قطعه‌يي را اجرا كرد، نورل لب به تحسين از موسي و هنرش گشود و اظهار داشت: «در سينه اين جوان بهترين ملودي‌هاي اصيل بلوچستان نهفته است و وي بايد قدر ببيند و روزي در صدر خواهد نشست.»

دي ماه سال پيش خبر درگذشت موسي بلوچ مفاخر موسيقي و نوازنده چيره دست ساز «دونلي» در روستاي «ملوران» بخش بنت از توابع شهرستان نيكشهر در استان سيستان و بلوچستان اهالي موسيقي كشور را داغدار كرد اما آنچه ناگوارتر خود را در پس اين ضايعه نمايان ساخت تن دادن مفاخر ارزشمند در پي كسب مخارج سنگين زندگي به مشاغلي خارج از توان و علاقه خويش مانند مسافركشي! بود كه اينچنين استعدادها را به كام مرگ مي‌كشاند.

موسي بلوچ كه مي‌دانست نمي‌شود با موسيقي روزگار گذراند و چرخ اقتصاد خانواده را نمي‌توان از اين طريق به حركت درآورد چند سال پيش به شغل مسافركشي روي آورد و تمامي اندوخته‌ها و افتخارات خويش را كه از همين راه در جشنواره‌هاي خارجي، مراسم و محافل هنري به دست آورده بود خرج خودرويي كرد تا اين گونه معيشت خانواده 9 نفره خويش را تامين كند.

موزيسين پر انرژي و مستعدي چون موسي كه مي‌توانست افتخار كشور خويش باشد و در حرفه خود به هنرنمايي و افتخار دست يابد اينگونه به سخت‌ترين و پرمخاطره‌ترين مشاغل تن داده و جان خود را از دست مي‌دهد و اما هستند ديگر جوانان و سپيد مويان نخبه و اساتيدي برجسته در موسيقي بلوچستان كه به چه مشاغل مشقت باري تن نمي‌دهند و به چه اموراتي كه شايسته آنان نيست روي نمي‌آورند!

و هستند فراوان موسي‌هايي ديگر كه در فقر و بي‌توجهي از دنيا مي‌روند و كم نيستند اساتيدي چون «مجيد بن» يكي از بازمانده‌هاي موسيقي درماني كه در بي‌خبري مطلق و در گوشه كلبه محقرانه خويش مظلومانه تسليم مرگ مي‌شوند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام