سوريه پسااسد در سايه تقارن و تقابل منافع روسيه و تركيه
محمدرضا بابايي
روابط ميان روسيه و سوريه يادگار دوران جنگ سرد و فضاي دوقطبي حاكم بر اين دوران بود. سوريه تحت حكومت حزب سوسياليستي بعث، باتوجه به ايدئولوژي كه تابع آن بود؛ اتحاد جماهير شوروي و كشورهاي عضو پيمان ورشو را به عنوان متحدان و شركاي سياسي خود برگزيد. در اين دوره، مسكو نقش اصلي را در آموزش و تسليح ارتش و دستگاههاي امنيتي سوريه ايفا نمود و همچنين مهندسان و مستشاران اتحاد شوروي مسووليت احداث و بهرهبرداري پروژههاي عمراني قابلتوجهي را در سوريه برعهده داشتند. بعد از سقوط ديوار برلين و درنهايت پايان جنگ سرد، روابط ميان دمشق و مسكو به قوت گذشته باقي نماند. ناآراميهاي 2011 در سوريه كه اين كشور را به سمت و سوي يك جنگ داخلي سوق داد، بار ديگر، نقش روسيه را كه ميراثدار اتحاد شوروي بود در سوريه پررنگ كرد. مسكو علاوه بر كمكهاي مستشاري و ارسال تسليحات، با استفاده از حق وتوي خود، تمامي قطعنامههاي شوراي امنيت عليه دولت سابق دمشق را وتو ميكرد؛ البته ناگفته نماند كه بعد از حضور نظامي مستقيم روسها، روابط دوجانبه سوريه و روسيه وارد مرحله جديدي شد. حضور نظامي مستقيم روسيه در سوريه، زماني آغاز شده بود كه يكپنجم خاك اين كشور خارج از سيطره حكومت سابق بود. اين فضاي سياسي و امنيتي جديد، اين فرصت را به مسكو داد تا با در كنترل گرفتن مجدد بندر طرطوس به روياي خود براي حضور در مديترانه جامه عمل بپوشاند، رويايي كه در دوران اتحاد شوروي محقق شده بود اما بعد از فروپاشي آن به تدريج مهجور ماند و به فراموشي سپرده شد. تنها سه روز از عمليات فراگيري كه مخالفان سوري و در راس آن هيات تحريرالشام در بامداد 27 نوامبر 2024 عليه حكومت اسد آغاز كردند، نگذشته بود كه شهر استراتژيك حلب سقوط كرد، سقوط اين شهر لحن مقامات كرملين در قبال دولت اسد را تغيير داد، گويي كه روسها دريافتند كه ديگر شانسي براي بقاي اسد وجود ندارد. سقوط اسد، ضربه بزرگي به جايگاه ژئوپليتيكي روسيه در خاورميانه و حتي منطقه صحرا و ساحل آفريقا وارد نمود. فرودگاه نظامي حميميم يك گرانيگاه لجستكي مهم براي پشتيباني و حمايت نظامي از متحدان مسكو در ليبي و نيجر و مالي است. علاوه بر آن، بندر طرطوس دست روسها را براي دسترسي به آبهاي مديترانه باز نگه ميدارد و زيرساختهاي لازم براي استقرار زيردرياييها در اين بندر وجود دارد. در شمال آفريقا، بنادر درنه و طبرق در شرق ليبي كه تحت كنترل نيروهاي وفادار به خليفه حفتر، متحد مسكو در ليبي است، زيرساختهاي لازم و كافي را براي ميزباني از ناوگان دريايي روسيه را ندارد. بنادر الجزاير نيز ميتواند يكي از گزينههاي احتمالي روسها براي تقويت حضور ناوگان درياييشان در مديترانه باشد؛ اما اين مساله مستلزم مذاكرات سياسي طولانيمدت و چه بسا اعطاي برخي امتيازات به الجزاير كه شامل فروش يا انتقال فناوريهاي برخي تجهيزات نظامي روسي است، ميباشد. از اين تحليلها چنين استنتاج ميشود كه روسيه تمام مساعي ديپلماسي خود را به طور مستقيم يا از طريق ميانجيگري تركيه به كار خواهد گرفت تا نفوذ هر چند محدود خود را در سوريه خصوصا بندر طرطوس و پايگاه هوايي حميميم حفظ نمايد.
تركيه: كنشگر منفعل ديروز، بازيگر فعال امروز
تا قبل از جنگ داخلي، مناسبات ميان تركيه و حكومت سابق سوريه فراز و فرودهاي زيادي را تجربه كرده بود. همزمان با آغاز جنگ داخلي و ناآراميها در اين كشور، نقش و جايگاه آنكارا در معادلات قدرت در سوريه به تدريج افزايش يافت. نخبگان آنكارا كه تركيه را ميراثدار امپراتوري عثماني ميدانند؛ سوريه را به مثابه عضو جدا شده از پيكر اين امپراتوري پهناور ميدانند كه در زماني نه چندان دور بر بخش اعظمي از خاورميان عربي مستولي بود. تركيه يكي از اصليترين حاميان مخالفان سوري بود و سرنگوني حكومت جديد را فرصتي ميديد تا با روي كار آمدن يك حكومت نزديك به آنكارا، علاوه بر نفوذ فرهنگي و سياسي در اين كشور، به يك توافقنامه دوجانبه براي باز ترسيم مرزهاي دريايي دو كشور دست يابند. در طول حدود يك دهه و نيم از جنگ داخلي سوريه، تركيه جهد و مساعي سياسي قابلتوجهي را در عرصه منطقهاي و بينالمللي مبذول كرد تا جامعه جهاني را براي كنار گذاشتن بشار اسد از آينده سوريه انجام داد. تشديد تنش ناتو و غرب با روسيه، بعد از حمله نظامي به اوكراين و تحولات خاورميانه كه از اكتبر 2023 به بعد رقم خورد، جامعه جهاني را براي پذيرش سوريه بدون اسد ترغيب نمود.
تركيه و ناتو: تشكيك و ترديد
سقوط اسد، تركيه را به كنشگر اصلي مناسبات قدرت در سوريه تبديل كرد و نقش آنكارا در به قدرت رسيدن اپوزيسيون و نفوذ آن روي نخبگان جديد دمشق قابل انكار نيست. مساله كردهاي سوريه يكي از بحثبرانگيزترين و چالشبرانگيزترين نقاط اختلاف ميان تركيه و ايالاتمتحده امريكا محسوب ميشود. آنكارا خواستار خلع سلاح نهايي شبهنظاميان كرد و قبض و بسط سلطه حكومت جديد دمشق بر تمامي خاك سوريه است. در مقابل، ائتلاف بينالمللي مبارزه با تروريسم به رهبري ايالاتمتحده، استراتژي مشخصي در قبال كردهاي سوريه اتخاذ نكرده است؛ اما با اين وجود، شبه نظاميان مسلح كرد به عنوان متحدان محلي مورد اعتماد واشنگتن در جنگ عليه داعش محسوب ميشوند. وجود هزاران زنداني از نيروهاي داعش و خانوادههايشان در زندانها و كمپهاي تحت اداره اين نيروها، باعث شده است تا ايالاتمتحده تصميم عجولانهاي در قبال كردها اتخاذ نكند و بر سر آينده آنها با تركيه به توافق نرسد. حمله نظامي نيروهاي تركيه و حكومت جديد دمشق به مناطق تحت سيطره شبه نظاميان كرد و خلأهاي امنيتي در اين مناطق ميتواند بستر را براي فرار بسياري از عناصر داعش و خانوادههايشان را از اين زندانها و كمپها فراهم نمايد. از سوي ديگر حكومت جديد دمشق نيز درصدد است تا خود را به عنوان يك كنشگر فعال در مبارزه با داعش به جامعه جهاني معرفي نمايد تا ضمن برخورداري از حمايت و پشتيباني جهاني، مسووليت مبارزه با داعش و نگهداري از زندانيان آنها از شبه نظاميان كرد سلب و منحصر به خود نمايد. اما غرب همچنان به توان و ظرفيتهاي حكومت دمشق براي پذيرفتن اين مسووليت با ديد تشكيك و ترديد مينگرد، چالش حكومت جديد با اقليتهاي ديني و اختلافات در بدنه نظامي ازجمله عوامل مهمي است كه باعث شد تا كشورهاي ناتو در توانايي نخبگان جديد سوري براي اين مهم ترديد نمايند.
تضاد و تقارن منافع آنكارا و مسكو
مناسبات و تعاملات تركها و روسها در سوريه توأم با تعامل و تعارض است. عليرغم اختلافات و تضاد منافع موجود ميان تركيه و روسيه در دوران حكومت اسد، آنكارا از تعامل با مسكو در دوران پسااسد به عنوان يك اهرم فشار عليه ايالاتمتحده امريكا و ديگر كشورهاي ناتو استفاده ميكند تا بتواند در مساله كردهاي سوريه امتياز بگيرد. روسها نيز به نوبه خود، به طور مستقيم و غيرمستقيم با مسوولان حكومت جديد سوريه رايزنيهايي را براي استمرار حضور نظامي محدود خود در سوريه انجام دادند. نخبگان دمشق نيز رويكردي مشابه نخبگان حاكم بر تركيه دارند؛ طرفين روسيه را به مثابه يك عنصر موازنهساز در برابر غرب ميدانند. آنكارا درصدد امتيازگيري از غرب در مساله كردها است و دمشق نيز با تنوع بخشيدن به شركا و متحدان سياسي خود به دنبال ايجاد توازن در روابط خارجي خود ميباشد. روسيه در يك بازه زماني كوتاه، واقعيتهاي ژئوپليتيكي جديد موجود در سوريه را پذيرفت و با تجديدنظر در سياستهاي خود درقبال حكومت جديد دمشق سعي دارد تا نقش و جايگاه خود را در آينده سوريه حفظ نمايد و چه بسا نفوذ مجدد خود در اين كشور را با اتكا به جنبههاي نرمافزاري قدرت دنبال نمايد. اما در دمشق اوضاع كمي متفاوت به نظر ميرسد، نخبگان دمشق مانند متحد استراتژيك خود آنكارا، مسكو را اهرم فشاري ميبينند تا ضمن امتيازگيري از غرب، سياست خارجي كثرتگرا و در عين حال مصلحتگرا را ترسيم نمايند. چه بسا مساله از اين هم فراتر برود و حكومت جديد دمشق به ترميم تدريجي مناسبات ديپلماتيك خود با مسكو روي بياورد و با اعطاي اجازه حضور به نيروهاي روس در بندر طرطوس و پايگاه حميميم، از كمك و همراهي سياسي و نظامي روسيه براي مهار مخالفان آينده خودش استفاده نمايد.
تحليلگر مسائل جهان عرب