مسالهاي به نام زيرساخت!
اميد علي بابايي
معمولا قبل و بعد از مسابقات ورزشي، بهخصوص بعد از ناكامي در كسب نتيجه، اولين بهانه يا معضلي كه از طرف كادرفني، بازيكنان، تحليلگران و... مطرح ميشود بحث مشكل در زيرساختها اعم از نبود، كمبود يا كيفيت بد زيرساختها و امكانات سختافزاري مورد نياز است. حقيقت اين است كه زيرساخت، نياز اوليه و بديهي براي انجام هر ورزش بوده و بهبود كمّي و كيفي زيرساختها، جزو لاينفك حركت به سوي پيشرفت و مسير درست است. اما واقعيت اين است كه بايد با امكانات موجود براي كسب نتيجهاي خوب و نه عالي، به واسطه برنامهريزي درست و استفاده بهينه از نيروي انساني يا امكانات نرمافزاري تلاش كرد چون كسب نتيجه خوب باعث ديده شدن ورزشها و ورزشكاران شده كه هم بين مردم باعث تبليغ و ترويج آن رشته ميشود و هم سرمايهگذاران و اسپانسرها را جهت ديده شدن بين عموم مردم به سرمايهگذاري در اين رشتهها تشويق ميكند تا شايد بتوان بهواسطه آنان به رشد زيرساختها و امكانات سختافزاري هم كمك كرد.
بهطور معمول و مرسوم، آوردگاههاي ملي مثل مسابقات قارهاي، جهاني و المپيك بهترين ويترين براي نمايش نتايج و مطرح كردن ورزشها و ورزشكاران ميباشد پس منطقي است كه ايجاد زيرساخت توسط فدراسيونها براي كسب نتايج خوب توسط تيمهاي ملي بايد در دستور كار قرار بگيرد اما در اين بين نوعي خلط مبحث پيش ميآيد كه نبايد از آن چشمپوشي كرد.
بعضي ورزشها نياز به زيرساختها و استانداردهايي دارند كه فضا و امكانات خاصي ميطلبد؛ يك شناگر نياز به استخري پر از آب دارد تا شنا كند كه ممكن است هزينه احداث استخر استاندارد بالا باشد و به جز شنا يا واترپلو ورزش ديگري هم نميتوان در آن فضا انجام داد، يك ژيمناست نياز به سختافزار خاص در كنار سالني مختص به خود دارد اما برخي ورزشها مثل فوتسال، واليبال، بسكتبال و... را ميتوان در يك سالن واحد انجام داد يا در يك باشگاه رزمي انواع ورزشهاي كاراته، تكواندو، كشتي و حتي بوكس انجام ميشود و ورزشهايي مثل پينگپنگ حتي در مدارس نيز قابليت انجام دارند. از طرف ديگر باتوجه به شرايط سخت و پيچيده اقتصادي در كشور و اينكه باتوجه به مشكلات جاري، خواهينخواهي ايجاد زيرساختهاي ورزشي در اولويتهاي آخر اجرايي قرار ميگيرند، توجيه اقتصادي ايجاد زيرساخت متناسب با هر ورزش و عدالتي كه در تقسيم منابع بايد رعايت شود، نكتهاي مهم است.
بسياري از ورزشها قابليت درآمدزايي بالايي دارند و قهرمانان و فدراسيونها به صورت شخصي و ارگاني ميتوانند به واسطه كسب مدال يا مجوز حضور در برخي رقابتها، درآمدهاي مناسبي كسب كنند تا هزينههاي انجام شده را پوشش داده و در كنار آن بتوانند آوردهاي براي ايجاد زيرساختهاي مناسب و ارتقاي سختافزاري آن ورزش ايجاد كنند. به صورت جزييتر نكتهاي كه در بسياري از ورزشها وجود دارد و مربيان در سطوح ملي آن را دستاويزي براي توجيه عملكرد خود قرار ميدهند بحث بازيكنسازي در سطوح پايه، باشگاهي و اشاره به اين نكته است كه تيم ملي جاي آموزش و بازيكنسازي نيست و مربيان سازنده در باشگاهها بايد آموزشها و تمرينات روزمره ورزشكاران را به عهده گيرند. اين نكته درست و منطقي است ولي از جانب عموم فدراسيونها هيچ اقدامي براي كمك به بهبود زيرساختها و سختافزارهاي موردنياز درون شهرها و باشگاهها نميشود، همه فقط به دنبال ايجاد كمپهاي تيم ملي هستند يا ورزشگاههاي عمومي را هم به كمپ تيم ملي تبديل كرده و آن را انحصاري ميكنند يا حتي آن را فقط دراختيار تيم ملي بزرگسالان آن رشته ورزشي قرار ميدهند. داشتن كمپي ملي كه باعث غبطه كشورهاي پيشرفته شود بسيار خوب است اما مگر غير از اين است كه يك ورزشكار، بيشتر زمان آموزش و تمرينات خودرا زيرنظر مربيان سازنده در باشگاههاي شهر و محله خود ميگذراند يا كشف استعدادها و مسابقات در باشگاههايي انجام ميشود كه امكاناتي حداقلي مثل تهويه مناسب هم ندارند اما ساختمان آن فدراسيون مجهز به جديدترين دستگاههاي تهويه است يا ماكت خيلي قشنگي براي ساختمان جديد يك فدراسيون طراحي ميشود اما پاي ورزشكاران آن رشته در چالههاي زمين بازي آسيب ميبيند.
در اينجا بحث مديريت و برنامهريزي مناسب، مهمترين نكتهاي است كه ميتوان براي كاهش و مديريت مشكلات زيرساختي از آن بهره برد. وقتي يكي از مدالآوران المپيك تمرينات روزانه خود را در باشگاهي با قدمت بيش از نيمقرن كه وسيله گرمايشي هم ندارد، انجام ميداده و به آن سطح از موفقيت رسيده يعني ميتوان با همين شرايط سختافزاري موجود، نتيجهاي حتي عالي كسب كرد و مثل فدراسيون تكواندو چهار مدال از چهار ورزشكار در المپيك به ارمغان آورد. در نقطه مقابل، تيم ورزشي ديگري قرار دارد كه براي آمادهسازي به اردوي خارجي ميرود، مسابقه دوستانه درستي برگزار نميكند و هزينه زيادي از بيتالمال خرج آن ميشود اما در آن ورزش همه از زيرساختهاي نامناسب شكايت ميكنند، هدف از برگزاري اردوي خارجي هم استفاده از امكانات و سختافزار مناسب ديگر كشورها بيان ميشود ولي مگر با ۳55 روز تمرين در زيرساخت نامناسب و 10 روز تمرين با بهترين امكانات ميشود نتيجهاي عالي گرفت؟! همان 10 روز هم اگر در كشور خودمان اردو برگزار شود و مابهالتفاوت پولي كه باقي ميماند خرج چيزي مثل لباس مناسب يا مكمل غذايي مناسب در طول سال براي ورزشكار شود، امكان كسب نتيجه بهتر وجود ندارد؟
در پايان شايد بد نباشد به سخنراني اخير دكتر پزشكيان در جشنواره بينالمللي خوارزمي خطاب به مديران و مسوولان اشاره كرد كه گفتند: خيلي از مديران ما فريز شدهاند يعني فكر، ذهن و برنامههايشان در قالب است و نميتوانند از قالب در بيايند، نميتوانند جور ديگري فكر كنند، حركت كنند و برنامهريزي كنند و در برنامههاي راهبردي تا در قالب سيستم هستيد، نميتوانيد راه را پيدا كنيد.