نسخهاي براي پير پسر
حسن لطفي
حالا ديگر اگر هم بخواهيم، نميتوانيم زيان مالي و روحي كه به كيانوش عياري خورده است را جبران كنيم. نسخه غيرمجاز كاناپه پخش شده است و پول و سرمايه و وقت اين فيلمساز خوب باد هوا شده است. دردنامه او و تقاضايش براي نديدن اين نسخه غيرمجاز هم اگر افاقه كند ته تهاش باعث ميشود چند نفر با اخلاق فيلم را نبينند و خودشان را از تماشاي اثري ماندگار محروم كنند. بگذريم از آنكه آنقدر بيقانوني ديدن برايمان عادي شده كه ديگر نه ميداني حق مولف چيست و نه يادمان مانده، فيلم، موسيقي، رمان و... كالاي فرهنگي است و بالایش مثل هر كالاي ديگري بايد پول بدهيم. ديگر توي مخيلهمان هم نميگنجد امثال كيانوش عياري، فقط هنر و عمرشان را براي توليد فيلم خرج نميكنند، داشتههاي اندكشان را ميگذارند تا فيلم خودشان را به بهترين شكل بسازند. از همه موهبتهاي زندگي ميگذرند تا.... بگذريم. داغ خود و خودتان را تازه نكنم. هنرمنداني مثل كيانوش عياري، اوكتاي براهني (پير پسر)، حميد نعمتالله (قاتل وحشي)، (غريزه) پرويز شهبازي (ركسانا) و.... فيلم نميسازند تا خودشان، سرمايهگذار و تهيهكننده فيلم را ندارتر كنند. نميسازند تا فيلم نذري به كسي بدهند. ميسازند تا از قانون رد شوند. اصلا مگر ميشود براي فكر و انديشه و هنر قانون گذاشت. منظورم عبور از خط قرمزهاي معلوم و مشخص هر كشور نيست. منظورم.... بگذريم. بغض گلويم را گرفته است. تا به حال كسي را ديدهايد كه دزد جلوي چشمش مالش را ببرد و نتواند كاري بكند. مالباختهاي را ديدهايد كه دزد مالش را جلوي چشمش ببرد و كسي كه نميداند مال دزدي است در حال خريد باشد و صاحب كالا داد بزند آقا، خانم نخر آن جنسي كه ميخري مال من است و صدایش مثل وقتي كه كابوس ميبينيم در نياید و عذاب بكشد! اگر نديدهايد تصور كنيد. هر چند تصورش هم دردناك است. تصور چنين شخصي توسط كيانوش عياري نازنين ساده است چون اين روزها خودش چنين آدمي است. بخواهيم و نخواهيم هم ديگر نميتوانيم براي كاناپه كاري كنيم اما تا پير پسر، ركسانا، قاتل وحشي، لاك پشت و... به سرنوشت برادران ليلا و كاناپه و... دچار نشده بايد كاري كرد. پيشنهاد بدهيم. راهحل پيدا كنيم. ميتوانيم در سينماهاي معدودي چنين فيلمهايي را به نمايش بگذاريم. يادم هست در سالهاي قبل از انقلاب در سينما كاپري آن موقع و انقلاب حالا بعضي وقتها فيلمهاي خاص را نشان ميدادند. آن كار را تكرار كنيم. به بيننده اعتماد كنيم. خيال نكنيم از آنها با اخلاقتر، متشرعتر، داناتر و نگرانتريم. هيچكس نميتواند بگويد نگرانيش براي جامعه بيشتر از ديگران است. بگذاريم مردم خودشان ببينند، بشنوند، نگاه كنند و انتخاب كنند. نگذاريم مديون ديگران باشيم. ديگراني كه مثل براهني و عياري فيلم ميسازند و بينندگاني كه حقشان اين است که خودشان انتخاب كنند.