تغيير نظريه هستهاي ايران؟
۲- سوگلي امپراتوري جهانخوار امريكا و غرب در غرب آسيا يعني دولت صهيونيستي اسراييل كشوري است كه با كمك فرانسه در دهه شصت ميلادي اتمي شده است. هيچگونه نظارتي را هم نپذيرفته و ايران را هم بارها به بمباران تهديد كرده است.
۳- پيش از انقلاب در سفري كه اسحاق رابين، نخستوزير وقت و شيمون پرز، وزير جنگ وقت اسراييل به ايران داشتند، سر محمدرضا شاه كلاه گذاشتند و يك ميليارد و دويست ميليون دلار به قيمت همان زمان از ايران نفت گرفتند تا پنج كلاهك هستهاي به ايران بفروشند! اين موضوع در خاطرات مقامات اسراييلي از جمله شيمون پرز البته نه با جزييات ذكر شده است.
۴- نميتوان از امكان بازدارندگي سلاح هستهاي سخني نگفت. اگر پاكستان به همت و دانش مرحوم عبدالقديرخان به سلاح هستهاي مسلح نشده بود با توجه به بر سر كار آمدن هندوئيسم افراطي و دولت مودي در هند كه نزديكترين رابطه را با صهيونيسم دارد، معلوم نبود بر سر امنيت ملي پاكستان چه ميآمد يا خواهد آمد.
۵- در هر صورت اگر جاهطلبي احمقانه محمدرضا شاه در چارچوب تدبير درستي انجام شده بود و ايران با تكيه بر دانش نظري و فني و علمي خودـ دانشي كه اكنون در اختيار داردـ به سلاح هستهاي دست يافته بود، صدام و همپيمانان امريكايي و روسي و غربي و عربياش جرات حمله به ايران را نداشتند.
۶- كشور ايران، انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي اموري نيستند كه بتوان درباره توانايي و بقاي آنها مسامحه كرد. غير از امريكا كه از سلاح اتمي استفاده كرده است؛ ديگر كشورهاي اتمي جهان همواره از اين امكان به عنوان وسيله و سلاح بازدارنده تاكنون بهره بردهاند.
۷- ميتوان براي تغيير نظريه از لحاظ مباني فقهي و ديني و سياسي دلايلي برشمرد. به ويژه از حيث احكام ثانويه كه مربوط به زمان خاص و شرايط و مقتضيات خاص است. به نظرم با تهديد مكرر ترامپ به بمباران ايران و مواضع نتانياهو ميتوان تغيير نظريه را امري منطقي و موجه و در جهت مصالح و منافع ملي و انقلابي تفسير كرد.