درنگي بر جهان آثار سوزان كندي، كارگردان صاحبسبك تئاتر آلمان
شگرف و شگفت و مشكوك
درنگي بر جهان آثار سوزان كندي، كارگردان صاحبسبك تئاتر آلمان
چرا بايد كوشيد به عضوي از اعضای خانواده فكر كرد كه هيچگاه در جشنها و مناسبتهاي خود او را دعوت نميكنيم. شايد براي عبور، ضروري است از احساسات متفاوتي همچون غر زدن و پرخاشگري استفاده كرد اما اين عبور قرار است به كجا ختم شود. نگريستن به يك فرد عجيب شگفتيهاي خود را دارد همچنانكه ميتواند خندهدار باشد. همچنانكه برزخ ميتواند مقدمهاي بر بهشت باشد و هر جاي ديگري. اين نگاه نه تنها در نمايش، برزخ در اينگولشتات به كارگرداني سوزان كندي، بلكه در ساير آثار كندي نيز خود را بيان ميكند. كندي در تاتلينگن در درهرود دانوب در يك خانواده معلم بزرگ شد. تئاتر را به صورت دانشگاهي در ماينتس، پاريس و آمستردام پيگيري نمود. كارگرداني آثاري چون، عشق فدرا اثر سارا كين، در مورد حيوانات اثر الفريده جي لينك، آنها به اسبها شليك ميكنند، اينطور نيست؟ براساس رمان هوراس مك كوي و برزخ در اينگولشتات نوشته ماري لويز فليسر، او را مشهور نمود. كندي در واپسين اثر خود با نام اثر (كار) كه در 2024 آن را اجرا نمود، نگرش خود را دقيقتر و كاملتر بيان نمود. او آماده مرگ نيست، اما اين بستگي به او ندارد، اينطور نيست؟ او ميتواند هر مقدار كه تصور ميكند آماده شود، هنوز هم اين اتفاق رخ ميدهد. رخ داد. همين الان در حال وقوع است. در هر صورت چه كسي ميداند پس از مرگ، آن طرف چه چيزي وجود دارد؟ شايد هيچ چيز. شايد بيشتر از اين؟ پس ما اينك و اكنون در اين سو قرار داريم و اين مهيب و ترسناك است چون همهچيز از بهشت و جهنم همه در كنار هم اينجا و هماكنون حاضر هستند و دردآورترين لحظه اين فهم در اين است كه ما هم حاضر هستيم و ناچار از ايفاي نقش و مسووليت خودمان. اين جهان جديدي است كه كندي ميسازد. تئاتر اثر (كار) قطعه جديدي از سوزان كندي كه با همراهي ماركوس سلگ در كانسپت و به صورت گروهي ساخته شده است كه به اينستاليشن تئاتر حول محور زندگي و كار يك هنرمند ميپردازد. نگرشي كه از ابتدا تسكيندهنده نيست زبان تصنعي تئاترياش خشن و مهيب است همچون استحاله انسانها به نوعي از موجوداتي بيمو و تا حدودي شبيه مارمولك كه صدايشان از سيستم صوتي بيرون ميآيد به نظر ميرسد آنها بيشتر آواتار هستند تا موجوداتي از گوشت و خون و انساني. تلاشي براي يك هشدار و بيراهي كه ميكوشد زيست گذشته نگر يك هنرمند را بستر نگرشي به آينده سازد. همهچيز برنامهريزي شده است چون از قبل تعيين شده است. پرتره كه بيشتر كنايه به خود ميزند. ميكوشد با توضيح هنر، زندگي را به صورت دهشتناكي توصيف كند. كافي است لحظهاي تصور كنيم جهان پيرامونمان را كندي با باورهاي غريبش خلق ميكرد چقدر مهيب، ترسناك و افسارگسيخته ميبود. انتخاب بازيگري براي نقش زنيا در حال انجام است. ديگر بازيگران زنيا ظاهر ميشوند: با شلوار جين و تيشرت سفيد و با سرهاي كاملا طاس. پيرزني در حال بافتن كنار تختي نشسته است كه كودك بزرگسالش روي آن ميچرخد و ميميرد. اين كابوسي است يا لحظهاي از زايمان؟ اداي دين به فرانسيس بيكن به همراه بينشهاي فرويدي اثر خود را در زايمان لجن و بدن نشان ميدهد. زايماني عجيب كه پس از مخاط خوني، نوعي كيسه آمنيوتيك لزج را ظاهر مينمايد و پستي همزمان تولد و مرگ را چنان شرارتآميز بيان ميكند كه مفهوم هنر و زيستن هر دو از درون، فرو بريزند. كندي رستگاري را همچون هلدرلين در نزد خطر درك ميكند: هرجا خطر است رستگاري هم هست. كندي در نمايش اثر (كار) درصدد پاسخ به سوالاتي همچون؛ بعد ازاين دنيا قرار است چه شكلي شود؟ با كدام عواقب روبهرو هستيم؟ چه نوع مدينهاي (فاضله يا ديستوپيا) در انتظار انسان است؟ ميباشد. او جهاني را توصيف ميكند كه خواهان همه پاسخها است. مردماني كه ميخواهند همهچيز را بيش از آنكه رخ بدهد درك كرده باشند. كندي با كنار گذاردن بديهيات تئاتر و حركت به سمت ريشههاي آييني باستاني براي درك سوالات اساسي، ما كيستيم؟ دليل حضورمان در دنيا چيست؟ و... ميكوشد حقيقت را كنار گذارد و در بازنمايي جهان واقعيت را مورد ترديد قرار دهد و تار و مبهم نشان دهد. كندي كه يكي از متمايزترين صداهاي تئاتر اروپاست مرز مبهم ميان انسان و ماشين را نمايش ميدهد. در آثار او اجراكنندگان ماسك ميزنند و با صداي از پيش ضبط شده صحبت ميكنند. كندي بيشتر دنياي نمايشي و بهشدت حساس ميآفريند كه در آن شخصيتها شبيه عروسكها هستند تا آدمهاي واقعي. بازيگري غيرطبيعي است چون ويژگيهاي شخصيتي عجيب است. احساسات و اعمال و رفتار افراد عادي نيست و شگرف، عجيب و شگفت مينمايد و همه اينهاست كه تئاتر او را مشكوك ميكند.