نگاهي به كتاب چشم خدايگان
فرآيند اجتماعي مولد
محسن آزموده
قضيه انگار خيلي جديتر از اين حرفهاست، موضوع هوش مصنوعي و پيشرفتها و پيشرويهاي فناوري يا همان تكنولوژي در زندگي روزمره انساني است. البته ميدانم كه مثل مساله محيطزيست عموم ما به اين امور بيشتر به عنوان مسائلي «فان» و سرگرمكننده و جذاب نگاه ميكنيم. زياد هم كه يكي گير بدهد و بگويد «بابا بيخيال نباش، قضيه حياتيه، مهمه و...» اين جواب را داريم كه «اي بابا، اينقدر سمن داريم كه ياسمن توش گمه... به قول زندهياد فتحعلي اويسي بازيگر فقيد در يك مجموعه تلويزيوني پرمخاطب قديمي، ديجيتالم كجا بود؟...» بله. آن سريال مربوط به بيست و دو سال پيش بود. حالا در جيب همه ما يك گوشي هوشمند هست و در شهرهاي كوچك هم براي رفتن از اين طرف شهر به آن طرف شهر تاكسي اينترنتي ميگيريم و نان را با اپليكيشنهاي ديجيتال سفارش ميدهيم. اين يعني بيتوجهي به هوش مصنوعي و روند پيشرفت ثانيه افزونش باعث ميشود كه كلاهمان پس معركه باشد و نفهميم دور و اطرافمان چه خبر است. اين درحالي است كه در جوامع ديگر مطالعات مربوط به هوش مصنوعي و تكنولوژيهاي جديد ابعاد گسترده و متنوعي يافته و از جنبههاي مختلف علمي، فناوري، فلسفي، اجتماعي، فرهنگي و حتي ادبي به آن ميپردازند. نمونهاش همين كتاب چشم خدايگان با زير عنوان تاريخ اجتماعي هوش مصنوعي نوشته متئو پاسكويينلي استاد فلسفه علم دانشگاه كافوساكاري ونيز كه خوشبختانه اخيرا با ترجمه سهيل رضانژاد توسط نشر هرمس منتشر شده است. نويسنده اين كتاب به نوشته مترجم از انديشمندان برجسته حوزه مطالعات انتقادي هوش مصنوعي است. بله، آنجا حوزهاي به نام مطالعات انتقادي هوش مصنوعي داريم. خب كار اين حوزه چيست؟ احتمالا و چنانكه از مطالعه كتاب حاضر بر ميآيد، به چالش كشيدن ديدگاههاي رايج و مرسوم درباره چيستي و چگونگي كار هوش مصنوعي و توجه به سويهها و ابعاد مغفول آن. در اين كتاب كه البته اصلا كتاب سادهاي نيست و مطالعه آن نيازمند دقت فراوان، پاسكويينلي با آن نظريههايي كه پيشرفتهاي تكنولوژيك را اموري خودبهخودي تلقي ميكنند، مقابله ميكند و معتقد است كه چنين نيست كه هوش مصنوعي امري باشد كه به طور «طبيعي» و براساس تلاشهاي جستوجوگرانه دانشمندان به وجود آيد و پيشرفت كند. او همچنين با نظريههايي كه توسعه و پيشرفت هوش مصنوعي را صرفا براساس تضادهاي طبقاتي و سلسله مراتب اجتماعي توضيح ميدهند، فاصله ميگيرد. او در تقابل با اين ديدگاه قائل به نظريهاي ميانه است كه هوش مصنوعي را حاصل كار انسان در عرصه روابط اجتماعي ميداند و معتقد است هوش مصنوعي نتيجه كار اجتماعي همه انسانها با اهداف مختلف سياسي و اقتصادي و فرهنگي است. از ديد پاسكويينلي هوش مصنوعي تبلوري از يك فرآيند اجتماعي مولد است. فهم اين فرآيند راهي براي تشخيص مسيري است كه زندگي همه ما در آن قرار گرفته. با تكرار اينكه هوش مصنوعي «ذاتا» خوب است يا بد، كاري از پيش نميرود. بايد كوشيد از چشم خدايگان به جهان نگريست.