جنايت براي ۴۰۰ ميليارد تومان
مرد ميانسال كه بر سر اختلافات مالي برادرش را به قتل رسانده و جسد او را در باغچه شخصياش دفن كرده بود، در مواجهه با مدارك پليسي به قتل اعتراف كرد.
بهمن ماه سال جاري، مرد جواني به يكي از كلانتريهاي تهران رفت و هنگامي كه مقابل افسر نگهبان قرار گرفت، گفت: «يكي از دوستانم بهنام متين چند وقتي ميشود كه ناپديد شده است و خانوادهاش نيز از او خبري ندارند، تلفن همراهش نيز خاموش شده است.»
پس از ثبت شكايت و تشكيل پرونده در دادسراي ناحيه27 (امور جنايي، ويژه قتل)، تيمي از كارآگاهان اداره چهارم پليس آگاهي تهران بزرگ وارد عمل شدند و در نخستين گام از سازمان پزشكي قانوني و بيمارستانها استعلام گرفتند اما ردپايي به دست نياوردند.
تيم جنايي در گام بعدي سراغ خانواده متين رفتند و متوجه شدند كه او مجرد و در يك تعميرگاه كاميون مشغول به كار بوده و با يكي از برادرهاي خود بهنام مسعود اختلافات ملكي به ارزش 400 ميليارد تومان داشته است كه همين موضوع شك پليس را برانگيخت.
كارآگاهان پس از كشف اين سرنخ مهم با اقدامات گسترده فني و مخابراتي متوجه شدند روزي كه تلفن همراه متين خاموش شده است، با مسعود در اسلامشهر قرار داشته است كه اين سرنخ مهم باعث شد مسعود به عنوان مظنون دستگير شود. مسعود كه در جريان بازجوييها منكر هرگونه اختلاف با برادر خود بود، در اظهارات ضد و نقيضي گفت: «با متين قرار داشتم اما سوار ماشين شديم و او را در يكي از خيابانهاي اسلامشهر پياده كردم، سپس به يك آرايشگاه در ميدان آزادي رفتم و خبري از برادرم ندارم.»
تيم جنايي در اين شاخه از تحقيقات براي روشن شدن صحت و سقم ادعاي مسعود به آرايشگاه موردنظر رفتند و با بازبيني دوربينهاي مداربسته دريافتند كه او آن روز با ظاهري آشفته به آرايشگاه رفته است.
كارآگاهان كه به مسعود شك كرده بودند به تعميرگاه موردنظر رفتند و پس از چندين ساعت تجسس لكههاي خون پيدا كردند كه در ادامه مشخص شد او براي چاله كندن در يك زمين كشاورزي يك كارگر افغانستاني استخدام كرده است!
مسعود كه همچنان منكر هرگونه اختلاف با متين بود، پس از مواجهه با شواهد و مدارك موجود داخل پرونده به ارتكاب جنايتي هولناك اعتراف كرد و ماجرا را اينطور توضيح داد: «چند سال پيش يك زمين 3 هزار هكتاري خريديم كه قيمت آن به 800 ميليارد رسيد، اين اواخر به خاطر اجاره خانهام شديدا دچار مشكلات مالي بودم و پيشنهاد دادم كه زمين را بفروشيم اما برادرم قبول نكرد و مدعي شد بعد از عيد براي گرانتر شدن زمين اين اقدام را انجام دهيم كه به خاطر همين موضوع اختلافي ميان ما شكل گرفت.»
او در ادامه گفت: «برادرم مشكل مالي خاصي نداشت و صاحب خانه بود، روز حادثه با او در تعميرگاه قرار ملاقات گذاشتم كه با يكديگر بحث كرديم، در يك لحظه چكش را كه روي ميز كار قرار داشت برداشتم و يك ضربه به سرش وارد كردم، روي زمين افتاد و به قتل رسيد.»
متهم در ادامه گفت: «پس از ارتكاب جنايت قصد داشتم جسد را به آتش بكشم، اما پشيمان شدم. به يكي از زمينهاي كشاورزي رفتم و با استخدام كارگر يك چاله كندم، سپس جسد را ميان پتو گذاشتم و دفن كردم، در ادامه هم به يك آرايشگاه كه دوربين مداربسته داشت رفتم تا مسير پرونده را تغيير دهم اما موفق نشدم.»
پس از اين اعترافات تكاندهنده، كارآگاهان اداره چهارم و تيم تشخيص هويت پليس آگاهي به همراه متهم به باغ موردنظر رفتند و جسد متين را كشف كردند. كارآگاهان در ادامه ماموريت دريافتند، تحقيقات خود را در رابطه با اين پرونده ادامه دهند. با دستور بازپرس جنايي، جسد براي معاينات دقيقتر به پزشكي قانوني منتقل شد و متهم جهت سير مراحل قانوني به دادسراي اسلامشهر اعزام شد.