مترجم يا ويراستار فني؟
فردين عليخواه
بياييد وضعيتي را تصور كنيم. قابليتهايي در هوش مصنوعي ايجاد شده است كه صفر تا صد ترجمه يك متن را انجام ميدهد. كاربر، ابتدا متن را در اختيار هوش مصنوعي قرار ميدهد و هوش مصنوعي در كمتر از چند دقيقه متن ترجمه شده را به او تقديم ميكند. توجه داشته باشيد كه در اينجا اين امكان نيز وجود دارد تا نوع ترجمه (علمي، نثري ساده، محاورهاي و...) مشخص شود. كاربر سپس متن ترجمه شده را اين بار براي ويرايش به هوش مصنوعي ميدهد. باز در كمتر از چند دقيقه نسخه ويرايش شده متن در اختيار كاربر قرار ميگيرد. در نهايت، كاربر بايد به خودش زحمت بدهد و يك بار با دقت متن را كنترل كند و به اصطلاح دستي بر متن بكشد و تمام!
آنچه گفتم شايد زماني، اندكي رويايي به نظر ميرسيد ولي اين روزها امكانپذير شده است. هوش مصنوعي به تدريج، حرفهايتر و كاملتر ميشود. البته من ترجيح ميدهم از كلمه «به تدريج» استفاده نكنم. هوش مصنوعي «با سرعتي باورنكردني» در حال تكميل قابليتها و تواناييهاي خودش است. منظور آنكه اصلا دور از انتظار نيست كه در چند ماه آينده كاربر، آن فعاليت آخر يعني كنترل كردن متن را نيز به هوش مصنوعي بسپارد. خواندن يا نخواندن متن پس از دريافت از هوش مصنوعي انتخاب و افتخاري باشد كه كاربر به متن ميدهد! واقعيت آن است كه چالشهاي جديدي براي فعاليتي به نام ترجمه ايجاد شده است. با دوست مترجمي در اين زمينه صحبت ميكردم. تنها دلخوشياش آن بود كه با ادبيات فارسي بسيار آشناست و در متن ترجمه شده هوش مصنوعي دستي ميبرد و نثر را ادبيتر و براي خواندن، روانتر ميكند. مثلا به جاي ترجمه «بيان ايدهاي جديد» در متن هوش مصنوعي، او مينويسد «طرحي نو درانداختن»، يا به جاي «توضيح دادن» در متن هوش مصنوعي، او مينويسد«روشن ساختن!» به او گفتم بيترديد هوش مصنوعي از اين برابرگزينيها نيز مطلع خواهد شد و در آيندهاي نزديك او نيز متنها را ادبيتر ترجمه خواهد كرد. پرسش آن است كه با وجود چنين امكاني و چنين فناورياي، اگر كسي از آن استفاده نكند كاري سزاوار و درست انجام داده است؟ فرض كنيد شما بدانيد كه در گوشي يا لپتاپتان چنين امكاني در دسترس است. آيا بر خود سخت ميگيريد و به عمد از آن استفاده نميكنيد؟ شيوه درست كدام است؟ چشم بستن بر اين امكان يا استفاده از آن؟ به نظرم اين روزها پاسخ دادن به اين پرسشها مهم است هر چند فكر ميكنم كه يكي، دو سال بعد طرح چنين پرسشهايي واپسگرايانه تلقي شود درست همانگونه كه اين روزها كسي را به خاطر استفاده از «گوگل ترنسليت» سرزنش نميكنيم.
اما پرسشي مهمتر نيز وجود دارد. اين روزها تعريف حرفهاي به نام مترجم كتاب، يا مقاله يا هر متن ديگر غيرفارسي چيست؟ فرض كنيد مترجمي (فعلا در خلوت خود) از تمامي قابليت هوش مصنوعي براي ترجمه اثر بهره ميبرد. آيا اين تعبير درست و منصفانه است كه او را «مترجم» اثر بناميم؟ اگر او صرفا متن را ويرايش حرفهاي كرده باشد باز بايد نام فعاليت او را ترجمه نهاد؟ چرا كه او در عمل ترجمهاي انجام نداده و فقط متن دريافتي از هوش مصنوعي را ويرايش فني كرده است. پرسش ديگر آنكه آيا مترجم بايد در شناسنامه اثر مشخص كند كه متن توسط هوش مصنوعي ترجمه شده يا خير؟ و باز همان پرسش قبل اگر استفاده شده است ميتوان نام وي را مترجم نهاد؟
پرسشهايي از اين دست بسيارند. براي مثال با گسترش قابليتهاي (متاسفانه) تحسينبرانگيز هوش مصنوعي در زمينه ترجمه متن، آيا در دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي، همچنان ميتوان ترجمه را فعاليتي علمي تلقي كرد؟ چالشهاي حرفهاي و اخلاقي برخاسته از هوش مصنوعي با گذشت زمان بيشتر و بيشتر خواهد شد. در نتيجه ضروري است درباره آن به گفتوگو بنشينيم.جامعهشناس