• 1404 دوشنبه 4 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 4449 -
  • 1398 سه‌شنبه 5 شهريور

زاويه‌اي به جهان شعري محمدرضا اصلاني

اصلاني را چه كار به هر كس و هر چيز

سعيد اسكندري

 

 

محمدرضا اصلاني در هنر ايران شخصيت مهمي به‌حساب مي‌آيد؛ البته براي كسي كه او را بشناسد يا لااقل اندك آشنايي با روند كارش داشته باشد. در زمينه شعر او از اولين افرادي بود كه در جزوه شعر نوري علا در باب فرماليسم روسي، اهميت زبان، ايماژ و شعر مدرن مسائلي را مطرح كرد، از ريتم و‌ كمپوزيسيون گفت، از تجريدي و انتزاعي شدن فيگوراتيو و‌ تاثير نقاشي و موسيقي بر شعر مدرن، از مخالفتش با ادبي‌نويسي و شعر را جزيي از ادبيات دانستن.

از اولين كساني كه از اهميت داشتن تصوير نوشتاري شعر گفت، كلمه را آوا دانست و پرداختن به مقولات به جاي انديشيدن به ذات اشيا، اما به نظر من مهم‌ترين مساله‌اي كه اصلاني مطرح مي‌كند شخصي بودن است و انديشيدن فردي و‌ تعهد نداشتن به هيچ چيز در
انديشه و هنر.

او را با مردم كاري نيست. اوست كه در تفاضل دو مغرب مي‌گويد: «اين مردم اما/ كه از گنجايش شكل نيافته من وسيع‌ترند و /حقير‌تر» او را با آزادگان كاري نيست و با آزادي‌خواهان و‌ عدالت‌طلبان. در سوگنامه سال‌هاي ممنوع مي‌گويد: «چه‌كار است مرا/ به جوان تير خورده/ به خيابان شاه / يا خيابان ملت.» اما اين شخصي بودن كه به عرفان مي‌رسد جنبه‌هاي مثبت دارد كه نوآوري و تفاوتند و هنري بودن و دوري از شعار و ديكته كردن هنر و دگماتيسم. همچنين تغيير ضمن حركت ولي جنبه منفي‌اش يكي محافظه‌كارانه بودن آن است واپسگرا بودن آن منزوي و غيراجتماعي بودن. غيرمردمي بودن* آن. او از مردم و‌ فهم جمعي‌شان فاصله مي‌گيرد حتي از خواص مردم و آنها هم به او اهميتي نمي‌دهند.

بايد از اصلاني‌ها، ايراني‌ها و... پرسيد در هند كه خيلي‌ها مشغول كشف و شهود بي‌واسطه‌اند انسان در چه‌ جايگاهي است. وضعيت زيست بشر چگونه است؟ و اين شخصي بودن آقاي اصلاني، اين محافظه‌كاري او، اين غيرمردمي بودنش و بيش از حد معمول و بدون بررسي محيط و جامعه نوآور و متفاوت بودنش او را به كجا هدايت مي‌كند؟ در شعر به ديده نشدن و خوانده نشدن در سينما گويا به هو شدن هم.
و نهايتا دوري از مردم و انسان‌ها و به همنشيني با قدرت. مي‌بينيد هيچ چيز غيرسياسي نيست.

در‌ كل اگر نگوييم تمام آنچه شعر مدرن غيرمتعهد ما به سوي آن ميل مي‌كند بايد بگوييم آنچه بخش عمده‌اي از شاعران مدعي شعر مدرن را به سوي خود مي‌كشد، عرفان است. از عرفان شرق دور تا عرفان اسلامي-يهودي شرق ميانه و... عرفان يكي از مهم‌ترين چيزهايي است كه جنبه‌هاي اجتماعي منفي‌اش باعث شده ما امروز در اينجا كه هستيم، ايستاده باشيم.

با وجود اين چيزها كه گفتيم هيچ‌ چيز صددرصد نيست و اصلاني از اين محدوده كه خودش به سود انزواي خويش ساخته گاه گريز مي‌زند به فضاي آزادتر و خوندارتر اجتماع و مسائل زميني-انساني. اتفاقا به نظر نگارنده اينجاست كه كارش خواندني‌تر است چون اصلاني ديگر درگير ايدئولوژي‌زدگي و شعارزدگي و ‌حزبي نوشتن نيست. به عنوان مثال در كتاب شب‌هاي نيمكتي روزهاي باد آنجا كه مي‌گويد: «من شاه بادبادك‌ها هستم/ من شاه بادبادك‌ها هستم./ درز مهرير ساده مغلوب/ من شاه بادبادك‌ها هستم/ و خون پرندگان دلاور را/ با تيغه‌هاي نازك حركت/ بر دست مي‌كشم.../ و گرچه من شاه بادبادك‌ها هستم/ و گرچه شاه بادبادك‌ها بودم/ وگرچه فتح‌هاي من/تپش بال‌هاي پروانه است/ و بارگاه من/ زمهرير ساده مغلوبي ست/ اما من فكر مي‌كنم/ فكر مي‌كنم/ كه شاپور ذوالاكتاف/ شانه‌هاي اجداد مرا
هم/ سوراخ كرده است.»

 

*منظور از واپسگرا بودن البته داشتن ‌خاصيت كنسرواتيستي است نه عقب مانده بودن يا از اين دست توهين‌هاي روشنفكرانه چنان‌كه هنر منحط يا گوتيك چندان ربطي به انحطاط و زوال ندارد و منظور از غيرمردمي بودن‌ خداي ناكرده دشمني با مردم ‌نيست، منظور پيگيري هنر و ‌مسائل هنري در سطحي است كه فقط مختص خواص است و بيشتر به مسائل مربوط به فورم و استتيك در هنر اهميت دادن تا هنر را وسيله بيان مشكلات طبقات فرودست جامعه دانستن.

1. جزوه شعر، شماره‌۶ بهار ۴۴

2. مهتا شهرستاني، محمدرضا اصلاني، سودابه فضايلي و رسول نظرزاده، ماهنامه‌نوشتا، زمستان۹۷ شماره: ۳۸.

3. بر تفاضل دو مغرب، محمدرضا اصلاني، ۱۳۵۴.

4. سوگنامه سال‌هاي ممنوع، محمدرضا اصلاني، ۱۳۵۶.

5. شب‌هاي نيمكتي روزهاي باد، محمدرضا اصلاني، ۱۳۴۴.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون