به قانون اجازه ورود بدهيم
كامبيز روشنروان
بحث ثبت گروههاي هنري در وزارت كار مدتي است كه مطرح شده و براي بسياري اين سوال مطرح است كه وزارت كار چه ارتباطي با هنر دارد يا هنرمندان در وزارت كار چه جايگاهي ميتوانند داشته باشند. در حالي كه هنرمندان بايد بروند زير چتر يك نظام كلي هنر. چيزي كه جاي آن هميشه خالي بوده. چند روز پيش نشستي درباره تدوين مقررات ثبت اهالي هنر در شاخههاي مختلف هنري برگزار شد كه وزير كار، تعاون و امور اجتماعي و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هم حضور داشتند. اما به نظر ميآمد اين يك جلسه همگرايي نيست بلكه تصميماتي گرفته شده و حالا ميخواهند به اطلاع جمع برسانند. گويا از پيش از اين نشست هم با مديرعاملهاي خانههاي هنري موجود مثل خانه تئاتر، خانه سينما و خانه موسيقي، جلساتي برگزار و نتيجه اين شده كه تمام اين خانهها بايد در وزارت كار ثبت شوند تا بتوانند از امكانات كه در وزارت كار وجود دارد، بهرهمند شوند. اين تصميمات گرفته شده بدون اينكه به تبعات آن توجهي شده باشد. در حالي كه تبعات هر تصميمي از اهميت ويژهاي برخوردار است و بايد بدانيم با چنين تصميماتي چه بر سر هنر و هنرمندان ميآيد. براي مثال در رشته موسيقي كسي كه آهنگسازي ميكند، ميخواهد كارش را در استوديويي ضبط كند. حال سوال اين است كه براساس اين تصميمها اين شخص كارگر است يا كارفرما؟ چون در مقابل كسي كه آهنگ را سفارش داده است، هنرمند، كارگر است و در مقابل نوازندهها و استوديو، كارفرما به حساب ميآيد. بنابراين نميشود در يك پروژه يك نفر هم كارگر باشد و هم كارفرما. اين تضاد بزرگي است و حل كردن آن كار به راحتي نيست. يا در مثالي ديگر من به عنوان آهنگساز ميخواهم به استوديو بروم و آهنگي را ضبط كنم. شايد حدود 10 نوازنده هم دارم كه در مجموع 3 روز با آنها كار دارم. آيا ميتوانم اين جماعت را براي 3 روز بيمه كنم؟ كدام نهادي، كارگري را براي 3 روز بيمه ميكند؟ يا اصلا در پروژهاي بنده براي چند ساعت به يك هنرمند نياز دارم. آيا بيمه چند ساعته وجود دارد؟ و... به اين ترتيب مشكلاتي پيش ميآيد كه آن سرش ناپيداست. اينها و صدها مورد ديگر از جمله مسائلي است كه مشخصا كسي به آن فكر نكرده و تبعات چنين تصميمي را در نظر نگرفته است. به هر حال وارد شدن به وزات كار، قانون و مقررات خاص خودش را دارد. ضمن اينكه وقتي صنفها همگي مستقل شوند و اساسنامه وزارت كار را امضا كنند به اين معنا خواهد بود كه از پوشش وزارت ارشاد خارج ميشوند و زير نظر وزارت كار قرار ميگيرند. وقتي هم كه تمام صنفها زير نظر وزارت كار قرار بگيرند ديگر خانههايي مثل خانه سينما يا تئاتر يا موسيقي چه معنايي ميتواند داشته باشد؟ شكي نيست كه اين اصناف به مرور و خود به خود منحل ميشوند. اينها نكات بسيار مبهم تصميمات اخير است و بنده هم به عنوان كسي كه فعاليت هنري دارم، ميخواهم بدانم دستكم آنچه نوشته و تصويب شده و از ما انتظار انجامش را دارند، چيست؟ هيچ يك از ما خبري از مصوبهاي كه بين دو وزارتخانه به انجام رسيده است، نداريم و اين تصميمات هم شرايط را پيچده و سختتر ميكند. شايد حالا وقتش رسيده كه مديران براي يك بار به صورت شفاف به اين سوال پاسخ دهند كه جايگاه هنرمندان در ايران كجاست؟ و چرا به جاي پاسكاري هنرمندان ميان وزارت كار و وزارت ارشاد، مجلس شوراي اسلامي وارد عمل نميشود و با تدوين يك قانون، درست مانند قوانيني كه براي نظام پزشكي، مهندسي و... وجود دارد، تكليف هنر و هنرمندان را مشخص نميكند؟اگر نمايندگان مجلس اين همراهي و همكاري را با هنرمندان داشته باشند، هم اين سردرگميها تمام ميشود و هم تصميمهاي خودسرانه و سليقهاي براي اجراي يك موسيقي، اكران يك فيلم و... هم تمام ميشود و قانون حرف اول و آخر را ميزند.