پيشفرضهاي اصلاحطلبي3
علي شكوهي
برخي پيشفرضهاي اصلاحطلب بودن را ديروز برشمردم. ادامه آن را بخوانيد:
4- معناي شركت در انتخابات و تاييد كلي مشروعيت نظام به معناي موافقت با وضع موجود نيست. اساسا اصلاحطلبان از وضع موجود ناراضياند و براي اصلاح آن تلاش ميكنند. اين جريان معتقد است قانون اساسي به عنوان ميثاق مشترك ميان مردم و حكومت اجرا نميشود. معتقد است با تفسير غلط از قانون اساسي، برخي نهادهاي صاحب قدرت از نظارت و پاسخگويي مصون ماندهاند و اجازه تحقيق و تفحص به مجلس در بسياري از امور مهم كشور داده نميشود. معترضند كه به نام اسلاميت نظام، محدوديت براي جمهوريت نظام ايجاد ميشود. قبول ندارند كه نظاميان در سياست و اقتصاد و فرهنگ و رسانه و دهها حوزه ديگر وارد شوند و با احزاب سياسي يا بخش خصوصي اقتصادي يا نهادهاي فرهنگي دولتي و... رقابت كنند. مخالف نوع عملكرد شوراي نگهبان هستند كه در هنگام بررسي صلاحيت انتخاباتي، مجال حضور به همه سليقههاي سياسي داده نميشود. به اين فهرست ميتوان موارد فراواني را افزود كه جملگي نشان ميدهد، اصلاحطلبان از وضع موجود ناراضياند و براي تغيير وضعيت موجود مبارزه قانوني ميكنند. اين را هم ميدانند كه مبارزه با اين شرايط، كار بسيار سختي است اما براي تحقق وضعيت موجود، چارهاي جز در پيش گرفتن راهكار اصلاحات وجود ندارد.
5- براي تصميمگيري درباره نحوه حضور در انتخابات، اصلاحطلبان بايد موضوعات متعددي را مدنظر قرار بدهند. متاسفانه برخي افراد در اين مورد خاص، تنها به عمده كردن تعارض خود با حاكميت مبادرت ميكنند و همه مسائل مهم ديگر را ناديده ميگيرند. اصلاحطلبان بايد وضعيت عمومي كشور را لحاظ كنند، بايد وضعيت دشمنان كشور و مردم و ايران در منطقه و جهان را مورد توجه قرار بدهند، . در واقع اصلاحطلبان كه خود را بيش از ديگران خادم مردم و كشور و انقلاب ميدانند و بيش از ديگران احساس مسووليت ميكنند قطعا بيش از ديگران هم بايد مواضع سنجيده اتخاذ كنند و فداكاري بيشتري نشان بدهند. اصلاحطلبان بايد از تندتر شدن فضاي سياسي جلوگيري كنند، بايد عقلانيت را در درون جامعه رشد بدهند، جلوي خشن شدن مناسبات ميان نيروهاي سياسي را بگيرند، قانونگرايي را ترويج كنند و در كنار نقد قدرت و حاكميت، خود نيز نماد اجراي قانون باشند. آنان بايد براي حفظ منافع ملي و جلوگيري از مداخله خارجي و تقويت نهادهاي مدني تلاش كنند و قطعا از فروپاشي نظام كه به فروپاشي اجتماعي منجر خواهد شد، جلوگيري كنند. اين تصميم همان فداكاري بزرگي است كه اصلاحطلبان بايد انجام بدهند ولو آنكه حاكميت قدر اين نكته را نداند و براندازان بيش از حاكمان متوجه نقش اصلاحطلبان در اين زمينه باشند.
6- برخي از نيروهاي مدعي اصلاحطلبي فاصله خود با نيروهاي برانداز بيرون حكومت را كمتر از حاكماني ميدانند كه اكنون در قدرتند. اين رويكرد را ما به حساب سنجيدگي مواضع آنان نميگذاريم. نيروهايي كه خود را در درون نظام سياسي تعريف كردهاند حتما بايد نسبت به نيروهاي برانداز، داراي مرزبندي روشني باشند. براندازان خواه منافقان و خواه سلطنتطلبان، خواه طرفدار خشونت و خواه مخالف خشونت، خواه طرفدار مداخله بيگانه و خواه مخالف كمك گرفتن از خارجي، خواه كساني كه از آغاز به براندازي معتقد بودند و خواه كساني كه بعدا برانداز شدند و... نميتوانند با اصلاحطلبان در يك سنگر قرار بگيرند. بخشي از براندازان اكنون در كنار دشمنان ملت قرار دارند و براي تشديد تحريم و اعمال فشار بر كشور تلاش ميكنند. آنان مطمئن هستند كه براندازي جمهوري اسلامي بدون همكاري با برخي دولتها ميسر نيست و گمان ميكنند كه مجاز به اتخاذ چنين مواضعي هستند. اصلاحطلبان بايد بيش از همه نشان بدهند كه با سياستهاي مداخلهجويانه بيگانگان عليه مردم ايران مخالفند.
7- اصلاحطلبان براي شركت در انتخابات نميتوانند شرطهايي بگذارند كه در صورت محقق نشدن، از شركت در انتخابات منصرف شوند اما ميتوانند در تبيين و تشريح مواضع خود، بسيار بيمحابا عمل كنند و مواضع اصلاحطلبانه را به شكل روشن براي همه مردم بيان كنند. آنان بايد نشان دهند كه موانع تحقق بسياري از آرمانهاي انقلاب و مطالبات اصلاحطلبانه، جريانهايي در درون حاكميت است كه با برداشت غلط از دين و انقلاب و قانون اساسي، درصدد حاكميت طيفي مشخص بر كشور است و به مردمسالاري اعتقاد ندارد. آنان بايد به مردم اين بصيرت را منتقل كنند كه رابطه ما با حكومت، رابطه وحدت و تضاد است. از سوي ديگر اصلاحطلبان بايد نشان دهند كه اگر قدرت در اختيار آنان قرار بگيرد بهتر از ديگران قادر به اداره كشورند و اين نيز آزمايشي است لزوما اصلاحطلبان موفق از آن خارج نخواهند شد. توانمندسازي نظري، كار كارشناسانه عميق، كادرسازي و تربيت مديران توانمند، اعتقاد نظري و اقدام عملي در مبارزه با فساد، تلنبار كردن تجربيات حزبي، حضور در متن مردم در قالب نهادهاي مدني و... ضروريترين اقداماتي است كه در اين جهت بايد صورت بگيرد.