• 1405 پنج‌شنبه 26 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 5273 -
  • 1401 سه‌شنبه 18 مرداد

براي آيدين الفت به مناسبت سالگرد درگذشتش

آن «يك» كه به هزار مي‌ارزيد

نيما جوان

تهران، سومين روز از اولين ماه تابستان سال يك‌هزار و سيصد و پنجاه و دو، اولين فرزند از خانواده الفت، سفر خود را بر اين خاك آغاز كرد. او را آيدين ناميدند، آيدين الفت. 
نوزده سال پس از اين تاريخ، در سال 1371 انگشتانش بر كلاويه‌هاي پيانو رقصيد و به آموختن پرداخت و پس از دريافت ديپلم رياضي فيزيك، به تحصيل در رشته كارشناسي مهندسي الكترونيك در دانشگاه آزاد تهران مشغول شد. او دوره صدابرداري و صداگذاري ديجيتال را در موسسه فن‌آوران تهران سپري و همچنين نخستين آثار آهنگسازي خود را در سال ۱۳۷۸ تجربه كرد. الفت پس از دريافت مدرك كارشناسي مهندسي الكترونيك به كانادا سفر كرد. دوره صدابرداري و صداگذاري ديجيتال را در كالج «آي‌تي‌دي» و دوره ساراند را در دانشگاه مك‌گيل به پايان رساند. تحصيلات خود را در كالج اكسپرسيون كاليفرنياي امريكا ادامه داد و مدرك كارشناسي ارشد در رشته مهندسي صدا را دريافت كرد. 
 پس از اين سير و سلوك، آهنگ سرزمين مادري كرد. تقديرش، اين خاك بود، خاكي كه از آن برآمده بود و هميشه خود را از آن مي‌دانست؛ مانند مرامش در بين يارانش. اين عزيمت به حادثه‌اي انجاميد كه موسيقي اين سرزمين وامدارش شد و هست. حضور عاشقانه‌اش و جاي دستانش بر پيكر صنعت صدا منجر به باز شدن مسيري نو براي توليد و ضبط آثار موسيقايي شد و مهندسي صدا، واژه‌اي بود كه با آيدين الفت معنا شد.
ابتدا پس از بازگشت به ايران در رشته پژوهش هنر دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركز به تحصيل مشغول شد و مدرك كارشناسي ارشد در اين رشته را دريافت كرد و پس از آن در مقطع دكتراي پژوهش هنر پذيرفته شد. 
مهندس آيدين الفت از سال ۱۳۸۶ تدريس رشته صدابرداري و صداگذاري ديجيتال را در موسسه فن‌آوران اطلاعات تهران، آغاز و در همين سال تئاتر قصه ما را به همراه حميد پورآذري كارگرداني كرد. 
مجموعه «شهر صداي پارسيان» كه امروز يكي از مهم‌ترين دستاوردها در حوزه صنعت صداست در سال ۱۳۸۸ توسط آيدين الفت، در سه بخشِ بازرگاني، فروش تجهيزات حرفه‌اي صوتي، آموزش علوم مهندسي صدا و فنون صدابرداري، استوديوي ضبط آثار صوتي و صداگذاري تاسيس و افتتاح شد. 
سال 1399 آرزوي خود را به واقعيت بدل كرد، آرزويي كه نسل‌هاي زيادي در خنكاي آن نفس خواهند كشيد. مانند درختي كه سايه‌اش هست و هست و هست. او رشته صدابرداري را در دانشگاه جامع علمي كاربردي، در مقطع كارداني و كارشناسي تاسيس كرد و مديريت گروه اين رشته را برعهده گرفت و پس از سه سال پيگيري و تلاش، براي نخستين‌بار رشته آموزشي «طراحي و ساختاربندي (مهندسي) صدا» در سازمان آموزش فني و حرفه‌اي كشور تاسيس و ثبت شد. 
انديشيدن به اينكه بودنش چه آرزوهاي ديگري را به ثمر مي‌نشاند، قلب را به درد مي‌آورد؛ اما او هست و از جاي دستانش، تا هميشه، مهر و روشني مي‌رويد.
ذكر اين مقدمه لازم بود تا بدانيم كه از فقدان چه كسي حرف مي‌زنيم.
به قول علي حاتمي: «يه نفرايي توي دنيان كه به هزار نفر مي‌ارزن.» آيدين الفت از آن دست آدم‌ها بود.
پروژه‌هاي بسياري با مهر و مساعدت او جان مي‌گرفت. به عنوان نمونه، سالنوا كه به همت علي جعفري پويان برپا مي‌شود، در آخرين دوره‌اش از فضاي شهر صداي پارسيان بهره برد و از حمايت اين مجموعه به مديريت آيدين الفت برخوردار شد.
در نگاه و تفكر آيدين، يك نكته بيش از هر چيز مهم و قابل بررسي است و آن گذشتن از آسايش شخصي براي رسيدن به نفعي جمعي است. بي‌شك او امكان مهاجرت در بهترين شرايط و كيفيت را داشت، اما ماند و نهال آرزوهايش را به بار نشاند تا چندين نسل در زير سايه آن ببالند و بپويند.
پس از كوچ نابهنگام آيدين، بيم آن مي‌رفت كه چراغ‌ها خاموش شوند و شهر صدا كه يادگار او بود، بي‌صدا شود. اما آيدا، خواهر آيدين به حفظ چراغ آمده بود و راه برادر را در پيش گرفته است و استوار، بانوي صداي شهر صداي پارسيان، اولين بانوي مدير استوديو در ايران لقب گرفته است و به همت او، آخرين اثر آيدين كه در حال ضبط و توليدش بود به پايان رسيد. اثري كه توسط يار هميشگي آيدين، مهران اكرمي از آهنگسازان و تنطيم‌كنندگان خوش‌قريحه سرزمين‌مان تنظيم و به سرانجام رسيد.
آلبوم «آواز رفتن» كه عجيب و شايد باورنكردني است كه خود آيدين آن را نامگذاري كرده است، به مناسبت اولين سالگرد پروازش، 14 مرداد از سوي نشر و پخش جوان منتشر شد.
رفتن و كوچ آيدين، بسياري را اندوهگين ساخت. حسين عليزاده در سوگ او نوشت: 
«صداي‌مان در گلو ماند/ كجا رفتي؟/ از اين شهر بي‌صدا/ از اين شهر بي‌ندا/ از اين شهر حسرت/ كجا رفتي؟/ در شهر قشنگ تو/ صدا بود و صدا/ در شهر قشنگ تو/ عشق بود و عشق/ تو رفتي/ اما صدايت.../ در شهر طنين‌انداز است/ تو رفتي/ اما توشه سنگيني/ به دوش كشيدي/ توشه‌اي از صداهاي شهر/ چه نغمه‌هاي ناشنيده‌اي/ كه به شوق شهر صدايت/ جاري مي‌شد/ شهر تو/ پژواك روح و دل عاشقان/ مخزن راز بود/ راز الفت/ راز دوستي/ راز عشق.../ تو/ نرفتي اما/ تو/ نرفتي...»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون