• 1405 چهارشنبه 15 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 5323 -
  • 1401 پنج‌شنبه 21 مهر

اهورا كودك سه‌ساله‌اي كه توسط ناپدري‌اش به قتل رسيد

22 مهر ماه سال 1396 كودك سه ساله در گيلان به دست ناپدري‌اش به قتل رسيد. فردا سالگرد اين اتفاق در 5 سال پيش است. ماجرا از اين قرار بود كه همسايه‌ها صداي فرياد و جيغ اين كودك معصوم را مي‌شنوند و سپس به در خانه آنها مراجعه مي‌كنند ولي تلاش‌ها براي بازكردن در خانه بي‌فايده مي‌ماند. همسايه‌ها سپس با ۱۱۰ تماس مي‌گيرند و پس از رسيدن پليس و شكستن در با بدن خون‌آلود و عريان اهوراي ۲ ساله كه روي زمين افتاده و ناپدري او كه  روي مبل نشسته بود، مواجه مي‌شوند. سريعا كودك را به بيمارستان پورسيناي رشت منتقل مي‌كنند. با ورود پليس به داخل مردي كه در خانه بود در ابتدا مي‌گويد من پدر او هستم و اهورا در حمام افتاده است و من شوكه شدم كه توسط همسايه‌ها تكذيب و مشخص مي‌شود او ناپدري اهورا است و او را بازداشت مي‌كنند.
 با دستگيري متهم، او عصر ۲۳ مهر در آگاهي اعتراف مي‌كند كه بچه را مورد آزار و اذيت قرار داده و كودك از درد و خونريزي زياد گريه مي‌كرده است و چون او مي‌خواسته آرامش كند؛ چند بار سر كودك ۲ ساله را به ديوار كوبيده است. درصد هوشياري اهورا كودك بي‌گناه پس از انتقال به بيمارستان به 3 مي‌رسد و بعد از گذشت چند ساعت سرانجام بر اثر شدت جراحات وارده توسط ناپدري‌اش، جانش را از دست مي‌دهد. در نهايت جسد اهورا پسر بي‌گناه رشتي در حضور مردم گيلان در 25 مهر ماه 96 به خاك سپرده شد. مادر اهورا از شركت در مراسم تشييع پيكر و خاكسپاري فرزندش به دليل برخي مسايل امنيتي و ...  منع شد. پدر اهورا درباره اين ماجراي تلخ كه براي فرزندش رخ داده بود عنوان كرد: «وقتي اين خبر را به من دادند در گيلان نبودم. ساعت پنج‌ونيم به بيمارستان رسيدم و برخي از كاركنان بيمارستان ناراحت بودند. من وقتي با پزشك متخصص پسرم صحبت كردم گفت كه بچه از لحاظ ريوي نابود و ضربه مغزي شده و ضريب هوشياري‌اش بسيار پايين بوده. دكترهاي بيماستان همانجا تشخيص دادند كه آزار جنسي اتفاقي افتاده و من تعجب مي‌كنم از همسرم كه مي‌گفت چنين چيزي نبوده است. از كلانتري خودشان آمدند و همه تاييد كردند. جالب است همه تاييد مي‌كردند ولي اين خانم تكذيب مي‌كرد. قبل از تماس بيمارستان، خود رييس مجتمع به من زنگ زد. با همسايه‌ها هم رابطه خوبي داشتم. من خيلي نمي‌خواهم ماجرا را باز كنم ولي كارهايي در آن ساختمان كردند كه در شأن و شخصيت ساكنان محترم مجتمع نبوده است. ساكنان مجتمع هنوز با من در ارتباط هستند و حاضرند شهادت دهند كه چه اتفاقاتي افتاده است. رييس مجتمع يك هفته قبل به سر كار من آمد و به من اعلام كرد كه ما صداي ناله اهورا را شنيديم. اين مسائل قبلا هم اتفاق افتاده است و قابل توجيه كردن نيست. اين خانم دو ماه بچه را به من نشان نمي‌داد به اين بهانه كه من نفقه نمي‌دادم. رييس ساختمان يك هفته قبل حادثه به من گفت آدم‌هاي زيادي به مجتمع مي‌آيند و بوي مواد مخدر و ترياك و شيشه در ساختمان مي‌پيچد. من اين مسايل را به پدر و مادر اين خانم گفتم كه چنين اتفاقاتي مي‌افتد و جلوي اين كار را بگيريد. ولي آنها مي‌گفتند به ما مربوط نيست و ما نمي‌توانيم جلوي آنها را بگيريم. من شكايتنامه خودم را براي عدم صلاحيت مادر اهورا در اختيار قاضي قرار داده بودم. چون طبق قانون بچه تا هفت‌سالگي بايد در كنار مادرش باشد و سير اداري اين شكايت هم در حال انجام بود. وقتي همسايه‌ها وارد اتاق شدند، ديدند كه اهورا در زمين افتاده و خونريزي شديد دارد و يكي از همسايه‌ها كه اطلاعات پزشكي داشت ديد كه بچه نفس نمي‌كشد. همسايه‌ها گفتند هيكل بچه ادراري بوده و با دست جمع شده است. همسايه‌ها بچه را گرفتند و شستند و به بيمارستان رازي رساندند ولي بيمارستان رازي قبول نكرد و به بيمارستان پورسينا فرستادند. جالب است اين فرد در بيمارستان خودش را به جاي من معرفي كرده و گفته من پدر بچه هستم و آن طوري كه من شنيدم گفته اين بچه در داخل دستشويي يا حمام افتاده است. من كه از بيمارستان پرسيدم آنها نيز اين را تاييد كردند و خود ماموران بيمارستان هم اين مساله را متوجه شدند كه چگونه مي‌شود بچه كبود باشد. من اين را اعلام مي‌كنم كه چرا اين خانم پاي خودش را از اين ماجرا كنار كشيده چون خودش را نمي‌خواهد به عنوان شريك جرم معرفي كند. من از ايشان شكايت كردم چون خودشان مقصر هستند كه اين اتفاق افتاده است. تاييديه اين مساله را مي‌گيرم كه اين بچه به خاطر آن مساله در بيمارستان فوت كرده است. اين آقا طبق شنيده‌ها هم به خاطر سردمزاجي از همسرش جدا شده بود. هرچند خودش به قاضي گفته كه همسر سابقش به او محبت نمي‌كرده است. خلاصه ايشان به گردن نمي‌گرفت. اين آقا در دادگاه گفت كه من خودم دختر دو ساله دارم و هرگز چنين كاري را نمي‌كنم. جالب است تا وقتي كه پزشكي قانوني اصرار بر آزار جنسي داشت اين خانم اصرار مي‌كرد كه كار اين فرد نيست. به هر صورت بعد از چند ساعت اين آقا را بردند آگاهي و آنجا اعلام كرد كه شيطان گولش زده است. دادگاه ناپدري اهورا تشكيل شد و بعد از رسيدگي و طبق شواهد و اعترافات قاتل و بازسازي صحنه جرم حكم او صادر شد. او به جرم و اتهام كودك‌آزاري به شش ماه زندان و پرداخت ديه و براي خوردن مشروب و شراب خواري  به۸۰ ضربه شلاق محكوم شد. 
سرانجام قاتل اهورا كودك سه ساله در سحرگاه روز 21 فروردين ماه 1397 به ‌دار اويخته و حكم قصاصش در زندان رشت اجرا شد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون