افزايش عجيب حضور بازيكنان ازبك در ليگ برتر
دستمزدهاي نجومي، جولان دلالان و ابهامات زياد
در سالهاي اخير شاهد يك پديده نسبتا عجيب در بازار نقل و انتقالات ليگ برتر ايران هستيم، آن هم افزايش چشمگير حضور بازيكنان كشور ازبكستان است.
به گزارش روزنامه اعتماد، اگرچه حضور بازيكنان خارجي مخصوصا ازبكها به عنوان همسايه ايران همواره بخشي از ساختار ليگ ما بوده، اما تمركز فعلي بر جذب -صرفا- مهرههاي ازبك به ويژه با توجه به ارقام قراردادهاي مطرح شده تحليلبرانگيز است. اين پديده نه تنها در استقلال و پرسپوليس، بلكه در تيمهايي مانند تراكتور هم ديده ميشود كه نشان ميدهد يك جريان خاص در جذب بازيكنان اين كشور شكل گرفته است. بازيكناني مانند رستم آشورماتوف به ماشاريپوف در استقلال پيوسته يا اوستون اورونوف كه با پرسپوليس قراردادهاي سنگيني امضا كرده و همچنين حضور اوديل خامروبكوف در تراكتور نمونههاي برجستهاي از اين موج هستند. اخيرا هم پرسپوليس با سرگيف به توافق رسيد در حالي كه ميخواست عليجانوف را هم به خدمت بگيرد. نكتهاي كه اين حضور را متمايز و تا حدي عجيب ميكند به ميزان دستمزدهاي اين بازيكنان باز ميگردد. در شرايطي كه باشگاههاي ايراني با مشكلات مالي دست و پنجه نرم ميكنند و اغلب در پرداخت مطالبات داخلي هم دچار مشكل هستند، شنيدهها حاكي از آن است كه قراردادهاي بازيكنان ازبك در سطحي قرار دارد كه گاهي با دستمزدهاي بازيكنان اروپايي يا لژيونرهاي باسابقه برابري ميكند يا حتي از آنها فراتر ميرود! آن هم در شرايطي كه دريافتيهاي اين بازيكنان در ليگ ازبكستان به مراتب پايينتر بوده است. اين سوال پيش ميآيد كه چرا باشگاههاي ايراني حاضرند چنين مبالغ هنگفتي را صرف بازيكناني كنند كه سوابق آنها در سطح بينالمللي لزوما در بالاترين سطح قاره آسيا قرار ندارد؟ در مقايسه با بازيكنان كرهاي، ژاپني يا حتي برخي كشورهاي عربي كه سابقه حضور طولانيتري در فوتبال سطح اول آسيا دارند، تمركز بر بازار ازبكستان نيازمند بررسي دقيقتري است. از طرفي نبايد انكار كرد كه فوتبال ازبكستان در سالهاي اخير پيشرفت قابل توجهي داشته است. اين كشور در حال حاضر بازيكنان قابل توجهي در ليگهاي معتبر اروپايي (مانند روسيه و حتي در انگليس و ايتاليا) دارد. با اين حال، اين پيشرفت لزوما به معناي آن نيست كه تمام بازيكنان شاغل در ليگ داخلي آنها ارزش قراردادهاي چند صد هزار يا ميليون دلاري در ليگ برتر ايران را داشته باشند.
به نظر ميرسد دلايل اين جذب گسترده فراتر از صرفا كيفيت فني باشد. شايد سهولت مذاكره، نزديكي فرهنگي نسبي يا شايد نقش دلالان و مديران برنامهاي كه ارتباطات قويتري با فدراسيون و باشگاههاي ازبك برقرار كردند در اين ميان نقش پررنگي ايفا ميكنند. در نهايت اين موج جذب بازيكنان ازبك با دستمزدهاي بالا يك شمشير دولبه است. اگر اين بازيكنان بتوانند انتظارات را برآورده كنند و تيمها را به قهرماني برسانند شايد توجيه اقتصادي پيدا كنند. اما اگر عملكرد آنها متناسب با دستمزد نجوميشان نباشد باشگاههاي ايراني متحمل ضررهاي مالي سنگيني خواهند شد و بار ديگر بحث ناكارآمدي خريدهاي خارجي و اولويتبندي نادرست منابع مالي در فوتبال ما مطرح خواهد شد. هواداران و كارشناسان منتظرند تا ببينند آيا اين سرمايهگذاري پرسروصدا روي ستارههاي ازبك نتيجهاي جز افزايش هزينهها در پي خواهد داشت يا خير.