• 1404 چهارشنبه 29 بهمن
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6265 -
  • 1404 چهارشنبه 29 بهمن

مردي به خاطر طلا همسر و مادر همسرش را كشت

حدود هفت ماه پيش كارآگاهان پليس آگاهي تهران از قتل زني ۴۰ ساله و مادر ۶۷ ساله او باخبر شدند. به اين ترتيب گروهي از ماموران اداره دهم بلافاصله براي شروع تحقيقات جنايي به محل قتل‌ها رفتند. تحقيقات اوليه نشان داد ساعتي قبل از كشف اجساد، مردي به آنجا رفته و پس از دقايقي شروع به داد و فرياد كرده و از مردم خواسته به پليس زنگ بزنند. در اين هنگام همسايه و ساكنان ساختمان دليل داد و فرياد او را پرسيدند كه مرد گفت: «من زنم را ديروز به خانه مادرش در طبقه چهارم اين ساختمان آوردم اما الان كه سراغش آمده‌ام و با او كار دارم كسي در را باز نمي‌كند و حتي تلفن را هم جواب نمي‌دهند.»
ساكنان ساختمان با مركز ۱۱۰ فوريت‌هاي پليسي تماس گرفتند و وقتي ماموران كلانتري در محل حضور يافتند، پس از باز كردن اجساد دو زن روبه‌رو شدند. زن ۴۰ ساله و مادر ۶۷ ساله‌اش با ضربات متعدد چاقو به قتل رسيده بودند.
همسايه‌ها در تحقيقات ميداني گفتند: «ما متوجه سر و صدا شديم، اما نمي‌دانستيم قتلي در حال وقوع است و فكر كرديم دعواي خانوادگي است.»
اين در حالي بود كه با بررسي تصاوير دوربين‌هاي مداربسته اطراف اطلاعات خاصي به دست نيامد. در ادامه بررسي پزشكي قانوني نشان داد چند ساعت از مرگ دو زن گذشته است. همچنين به هم ريختگي وسايل هم احتمال قتل با انگيزه سرقت را مطرح كرد.
اعضاي خانواده مقتولان گفتند: «مادر و خواهرمان مقدار زيادي طلا داشتند كه مادرمان از آنها نگهداري مي‌كرد و همه سرقت شده و ارزش آنها حدود ۳ ميليارد تومان است.»
در تحقيقات بعدي شوهر زن ۴۰ ساله به عنوان مظنون اصلي مورد توجه قرار گرفت. او با انكار قتل‌ها گفت: «من و همسرم اختلافاتي داشتيم، اما اختلافاتمان در حدي نبود كه بخواهم آدم بكشم، چند روز پيش او را به خانه مادرش آوردم تا آرام شود.»
در ادامه بررسي‌ها ماموران به زن و شوهري از ساكنان همان ساختمان شك كردند، اما معلوم شد آنها بي‌گناه هستند. كارآگاهان در ادامه به اين نتيجه رسيدند كه قاتل فردي كاملا آشناست كه توانسته به راحتي وارد خانه شود و از محل نگهداري طلاها نيز مطلع بوده است.
سرانجام ماموران به اين نتيجه مي‌رسند كه رفتارهاي شوهر زن ۴۰ ساله مشكوك است و دوباره او را بازداشت كردند.
اين مرد در حالي كه همچنان منكر انجام قتل‌ها بود، در بازجويي‌هاي بعدي به تناقض‌گويي‌هاي متعدد پرداخت و در نهايت به جرمش اعتراف كرد. او گفت: «من و زنم اختلافات زيادي داشتيم. طلاها خيلي مهم بود و مي‌خواستم آنها را داشته باشم تا به كاري بزنم، اما او و مادرش مخالفت مي‌كردند. روز حادثه براي صحبت رفتم، چاي خورديم، اما دوباره بحث بالا گرفت. عصباني شدم، چاقو را از آشپزخانه برداشتم و به زنم ضربه زدم. مادرزنم آمد به دخترش كمك كند و جلويم را بگيرد كه او را هم زدم. بعد طلاها را كه در جايي مخفي بود، برداشتم. صحنه را شبيه سرقت كردم و فرار كردم.» در حال حاضر متهم در بازداشت به سر مي‌برد و پرونده براي رسيدگي قضايي به دادسرا ارسال شده است. 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون