• 1404 دوشنبه 4 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6269 -
  • 1404 دوشنبه 4 اسفند

آسیب‌شناسی تجمع‌های دانشجویی روزهای اخیر در دانشگاه‌ها

بار احزاب روی دوش دانشگاه

تقي آزاد ارمكي: دانشگاه‌ها نبايد قرباني كج‌كاركردي سياست شوند

غلامرضا ظريفيان: دانشگاه هم عزادار است، دانشگاه هم رنج‌ديده است

 

مهدي بيك اوغلي

در روزهايي كه تجمعات دانشجويي در برخي دانشگاه‌هاي كشور بار ديگر به كانون توجه افكار عمومي تبديل شده، روايت‌ها و تحليل‌هاي متفاوتي از چرايي و پيامدهاي اين رخدادها مطرح مي‌شود. رخدادهايي كه از روز شنبه در دانشگاه‌هاي شريف و تهران آغاز شد و در ادامه به دانشگاه اميركبير و برخي ديگر از دانشگاه‌هاي كشورمان رسيد. از يك طرف دانشجويان معترض با گراميداشت چهلمن روز درگذشت قربانيان رخدادهاي اخير، رویكردي انتقادي به حوادث داشتند و از سوي ديگر برخي نهادها و ارگان‌ها در دانشگاه‌ها تلاش مي‌كردند صداي متفاوتي را بازتاب دهند.

در اين ميان برخي افراد و جريانات به بهانه اين رخدادها به دولت فشار مي‌آورند كه با تعطيلي دانشگاه‌هاي كشور، صورت مساله را پاك كنند. رييس‌جمهور و وزير علومش اما اعلام مي‌كنند دانشگاه‌ها به عنوان نبض تپنده جامعه بايد فعاليت‌هاي خود را دنبال كنند. ضمن اينكه كنشگري و پويايي را شاخصه اصلي دانشگاه‌ها ارزيابي مي‌كنند. اعتماد سراغ تقي آزادارمكي و غلامرضا ظريفيان 2چهره برجسته دانشگاهي كشورمان رفته تا درباره آنچه زير پوست دانشگاه‌هاي كشور مي‌گذرد و اساس كنشگري دانشگاه‌ها بحث و تبادل نظر كند. اين استادان دانشگاهي معتقدند آنچه امروز در دانشگاه‌ها مي‌گذرد، نه الگوي كنش مدني، بلكه نشانه‌اي از اختلال عميق در سازوكارهاي سياست‌ورزي و فقدان بسترهاي واقعي اعتراض در جامعه است؛ وضعيتي كه در نهايت، گرفتاري‌هايي براي دانشگاه ايجاد مي‌كند.

تقي آزاد ارمكي: دانشگاه‌ها نبايد  قرباني كج‌كاركردي سياست شوند
تقي آزادارمكي استاد دانشگاه و جامعه‌شناس در گفت‌وگو با «اعتماد» در واكنش تجمعاتي كه طي روزهاي اخير در دانشگاه‌هاي مختلف از جمله دانشگاه‌هاي شريف، تهران و اميركبير برگزار شد، مي‌گويد: «واقعيت اين است كه آنچه امروز در دانشگاه‌ها اتفاق افتاده، رويارويي دانشجویان طیف‌های مختلف است. در واقع معترضان در برابر مدافعان نظام سياسي بحثي دارند. اين روند امروز (يكشنبه) در دانشگاه اميركبير تكرار شد و ديروز هم در دانشگاه شريف و دانشگاه تهران ردپايي از آن پيدا بود. اين آخرين مرحله مناقشه و منازعه سياسي در ايران است و نمي‌توان به صورت طبيعي از آن الگو گرفت و براي تقويت جامعه مدني از آن بهره برد. اصولا اين منازعه يك رويارويي طبيعي و سالم نيست.  ما با وضعيت كج‌كاركردي سيستم مواجهيم نه نقطه آغاز كنش مدني. اصولا دانشگاه محل اعتراض سياسي به معناي كلاسيك آن نيست. دانشگاه بايد محل آموزش، توليد فكر و نقد علمي باشد، نه ميدان تسويه‌حساب‌هاي سياسي.» آزادارمكي ادامه مي‌دهد: «اگر دانشگاه به محل اعتراض تبديل شده، به اين دليل است كه ساير كانال‌هاي اعتراض در جامعه بسته شده‌اند. اين يك فضيلت نيست، يك هشدار است. در يك جامعه سالم، اعتراض بايد در بستر احزاب، نهادهاي مدني، تشكل‌هاي صنفي و گروه‌هاي سياسي شكل بگيرد. وقتي اين فضاها وجود ندارند يا عملا از كار افتاده‌اند، فشار اجتماعي به جايي منتقل مي‌شود كه هنوز نيمه‌جان است؛ يعني دانشگاه. در اين شرايط، دانشجو قرباني مي‌شود. اعتراض بايد از دل جامعه مدني بيرون بيايد، نه اينكه به‌صورت دستوري به دانشگاه منتقل شود. اگر قرار است اعتراض سازمان‌يافته باشد، چرا احزاب فعال نمي‌شوند؟ چرا گروه‌هاي سياسي با هويت مشخص، مسووليت‌پذير و پاسخگو وارد ميدان نمي‌شوند؟ چرا همه بار اعتراض روي دوش دانشجو گذاشته مي‌شود؟» اين استاد دانشگاه در پاسخ به اين پرسش كه نحوه كنشگري دانشجويان به چه شكلي بايد باشد؟ مي‌گويد: «دانشجو پيش از هر چيز، دانشجوست. او كنشگر حرفه‌اي سياسي نيست. دانشجو بايد آگاه، منتقد و پرسشگر باشد، اما اين با تبديل شدن دانشگاه به ميدان درگيري سياسي فرق دارد. كنشگري سياسي بايد در چارچوب احزاب و نهادهاي مدني صورت بگيرد. دانشجو اگر دغدغه سياسي دارد، بايد بتواند به احزاب بپيوندد، در تشكل‌هاي قانوني فعاليت كند و از آن مسير اعتراض كند. وقتي اين امكان وجود ندارد، دانشجو ناخواسته به خط مقدم كشانده مي‌شود و هزينه مي‌دهد. ما سال‌هاست شاهد اخراج دانشجو، تعليق، محروميت از تحصيل و فشار بر اساتيد هستيم. دانشگاه عملا تنبيه مي‌شود، در حالي كه مسبب اصلي بحران جاي ديگري است.»  آزاد ارمكي درباره برخي شعارهاي خاص در تجمعات دانشجويي مي‌گويد: «بايد ميان دانشگاه‌هاي مختلف تفكيك قائل شد. در دانشگاه‌هايي مثل شريف، جهت‌گيري غالب شعارها دفاع از آزادي، عدالت و جامعه مدني بود.  حتي اگر شعارهايي با نام چهره‌هاي خاص داده شد، نمي‌توان آن را به كل دانشگاه تعميم داد. اينكه چند نفر شعار تند بدهند، به معناي جهت‌گيري كلي دانشگاه نيست. اتفاقا اين نشان مي‌دهد كه جامعه مسيرهاي رسمي براي بيان اعتراض ندارد و صداها به شكل خام و پراكنده بروز مي‌كنند. ما در كشوري زندگي مي‌كنيم كه از نظر تاريخي، ظرفيت بالايي براي تحزب دارد، اما اين ظرفيت سركوب يا معلق شده است.  اگر احزاب ملي‌گرا، مذهبي، اصلاح‌طلب، محافظه‌كار يا حتي مدافعان سياست‌هاي رسمي اجازه فعاليت واقعي داشته باشند، اعتراض به مسير طبيعي خودش برمي‌گردد. آن‌وقت ديگر نيازي نيست دانشجو بار همه نارضايتي‌ها را به دوش بكشد. دانشگاه در اين ميان تبديل به سپر بلا شده؛ در حالي كه اگر فضاهاي مدني باز شوند، خود دانشگاه به كاركرد اصلي‌اش بازمي‌گردد.» اين استاد دانشگاه در بيان توصيه‌اي عملي براي گسترش فعاليت‌هاي مدني و حزبي در كشور مي‌گويد: «اولين و مهم‌ترين گام اين است كه چهره‌هاي اصلي سياست در ايران وارد ميدان شوند؛ افرادي مثل روساي جمهور سابق و چهره‌هايي چون خاتمي، روحاني، ظريف، همچنين ديپلمات‌ها و سياستمداران باسابقه براي گفت‌وگو و كاهش تنش پيش‌قدم شوند.  دوم، نخبگان دانشگاهي، سرمايه‌داران و فعالان اجتماعي بايد حول موضوعات مشترك  مثل « نه به جنگ»  ائتلاف‌هاي مدني شكل دهند. اين حركت‌ها بايد سازمان‌يافته، شفاف و مسوولانه باشد. اين روند به زيان خود حاكميت است. ردصلاحيت گسترده كه اين روزها دامن برخي اصلاح‌طلبان در انتخابات شورا را گرفته، يعني حذف رقابت و حذف رقابت يعني كاهش مشروعيت. حتي اگر اصلاح‌طلبان رأي نياورند، حضورشان در صحنه سياسي به نفع سيستم است. وقتي همه حذف مي‌شوند، پيام روشني به جامعه مخابره مي‌شود: «راه اصلاح بسته است». اين پيام، خطرناك‌ترين پيام ممكن است.»

غلامرضا ظريفيان: دانشگاه آينه  شكاف‌‌هاي حل‌نشده جامعه است
 معاون وزير علوم دولت اصلاحات از زاويه متفاوت به بحث ورود كرده و با اشاره به رخدادهاي اخير در دانشگاه‌هاي تهران، شريف و اميركبير، مي‌گويد آنچه امروز در دانشگاه‌ها ديده مي‌شود، محصول يك بستر طبيعي كنشگري مدني نيست، بلكه بازتاب شكاف‌هاي حل‌نشده اجتماعي و فقدان روايت اقناع‌كننده در سطح كلان است؛ وضعيتي كه اگر به‌درستي مديريت نشود، مي‌تواند به تعميق رنج‌ها و افزايش فاصله ميان جامعه و حاكميت منجر شود. غلامرضا ظريفيان، با اشاره به فضاي حاكم بر جامعه پس از رخدادهاي اخير، يادآور مي‌شود: «ما در شرايطي قرار داريم كه بستر طبيعي كنشگري سياسي و مدني در جامعه تضعيف شده و همين مساله باعث شده روايت‌هاي متناقض و بعضا متكاثر در فضاي عمومي شكل بگيرد.  پس از حوادث اخير، جامعه با مجموعه‌اي از روايت‌هاي متعارض روبه‌رو شد؛ از يك‌سو محدوديت‌هاي رسانه‌اي و اختلال در اينترنت وجود داشت و از سوي ديگر، رسانه‌هاي رسمي روايت‌هاي خاص خود را ارايه كردند. اين وضعيت باعث شد يك روايت اقناع ‌كننده و مورد پذيرش عمومي شكل نگيرد. بر اساس همين گزارش‌ها، بخش قابل توجهي از جانباختگان در سنين ۱۵ تا ۲۵ سال قرار داشتند؛ يعني گروهي كه عمدتا شامل دانش‌آموزان، دانشجويان و جوانان است. همين واقعيت به‌تنهايي نشان مي‌دهد كه جامعه در چه وضعيت حساسي قرار گرفته است.» او با تأكيد بر نقش تاريخي دانشگاه در تحولات اجتماعي ايران مي‌گويد: «دانشگاه در تاريخ معاصر ايران همواره مدافع آزادي، عدالت، هويت ملي و حتي قرائت عقلاني از دين بوده است، اما بايد توجه داشت كه دانشگاه زماني مي‌تواند اين نقش را ايفا كند كه در يك فضاي عقلاني و غيرهيجاني قرار داشته باشد. فضايي كه امروز در دانشگاه‌ها مشاهده مي‌شود، ادامه همان اتمسفر هيجاني و پررنجي است كه در سطح جامعه شكل گرفته و هنوز التيام نيافته است. طبيعي بود كه با بازگشايي دانشگاه‌ها و آغاز ترم جديد، اين فضا خود را در محيط دانشگاه نشان دهد. مساله اصلي اين نيست كه آيا اين تجمعات قابل پيش‌بيني بود يا نه؛ مساله مهم اين است كه چگونه با آن مواجه شديم. نوع مديريت اين فضا مي‌توانست به كاهش هيجانات و افزايش همدلي كمك كند، اما در برخي موارد چنين اتفاقي رخ نداد. دانشگاه هم عزادار است، دانشگاه هم رنج‌ ديده است.  اگر تدابير واقعي و نه تصنعي براي همدلي در نظر گرفته مي‌شد، اگر نشانه‌هاي جدي‌تري از درك اين رنج‌ها در فضاي دانشگاه بروز پيدا مي‌كرد، قطعا بسياري از تنش‌ها كاهش مي‌يافت.» معاون وزير علوم دولت اصلاحات با اشاره به شعارهاي مطرح‌شده در برخي دانشگاه‌ها مي‌گويد: «شعارها در دانشگاه‌ها متكثر بود. از يك‌سو شعارهايي با محوريت آزادي، عدالت و مطالبات مدني مطرح شد و از سوي ديگر، برخي شعارها رنگ و بوي نوستالژيك داشت. اما در مجموع، نمي‌توان اين فضا را يكدست يا راديكال تلقي كرد. در درون اين كنش‌هاي دانشجويي، نوعي عقلانيت وجود داشت. حتي با وجود گزارش‌هايي از برخوردها و تنش‌هاي محدود، مي‌توان گفت كه دانشگاه تا حد زيادي توانست تكثر ديدگاه‌ها را بدون عبور از مرزهاي جدي رواداري بروز دهد. يكي از مشكلات اصلي اين است كه جامعه هنوز روايت قانع‌كننده‌اي از آنچه رخ داده دريافت نكرده است.  وقتي اين خلأ وجود دارد، طبيعي است كه شكاف‌ها عميق‌تر شوند و هر كنش اجتماعي، با واكنش‌هاي متقابل و بعضا تشديدكننده مواجه شود.»  ظريفيان در پاسخ به اين پرسش كه براي عبور از چالش‌هاي موجود در دانشگاه‌ها و جامعه چه بايد كرد؟ مي‌گويد: «اگر مديريت اين فضا به‌گونه‌اي باشد كه از تجربه‌هاي گذشته درس بگيرد، اگر مسائل دانشگاه در درون خود دانشگاه حل‌وفصل شود و از بيرون با برخوردهاي سخت مواجه نشود، مي‌توان اميدوار بود كه اين فضا به سمت آرامش و عقلانيت حركت كند. نگاه امنيتي و برخوردي، نه‌تنها كمكي به حل مساله نمي‌كند، بلكه رنج‌ها و شكاف‌ها را افزايش مي‌دهد.  آنچه امروز بيش از هر چيز به آن نياز داريم، مديريتي است كه به كاهش هيجانات و ترميم اعتماد كمك كند. دانشگاه مي‌تواند بخشي از فرآيند التيام جامعه باشد، به شرط آنكه اجازه داده شود مطالبات و رنج‌هاي انباشته، به شكلي منطقي و درون‌زا بيان شود. مواجهه درست با دانشگاه، نه‌تنها به آرامش محيط علمي كمك مي‌كند، بلكه مي‌تواند گامي در مسير بازسازي سرمايه اجتماعي كشور باشد.»

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون