گفتوگوي توما پيكتي و مايكل سندل درباره عدالت
برابري، روياي ناتمام تاريخ
عمران دسترس
برابري يكي از كهنترين و در عين حال مناقشهبرانگيزترين ايدههاي تاريخ بشر است. از شعار «همه انسانها آزاد و برابرزاده ميشوند» در انقلاب فرانسه تا وعدههاي عدالت اجتماعي در جنبشهاي ضداستعماري قرن بيستم، برابري همواره در مقام يك آرمان اخلاقي و سياسي ظاهر شده، اما به ندرت به صورت پايدار تحقق يافته است. تاريخ جهان بيش از آنكه تاريخ برابري باشد، تاريخ نابرابريهاي توجيه شده است: نابرابريهايي مبتني بر طبقه، نژاد، جنسيت، دين و مالكيت. در خاورميانه، مساله برابري شكلي دوچندان پيچيده دارد. جوامعي كه قرنها با ساختارهاي سلسله مراتبي، اقتدارگرايي سياسي، اقتصاد رانتي و شكافهاي عميق طبقاتي زيستهاند، اغلب «برابري» را يا به عنوان تهديدي براي نظم موجود سركوب كردهاند يا آن را به شعاري تهي بدل ساختهاند. در اين منطقه، از دوران پيشامدرن تا امروز، نابرابري نهفقط اقتصادي بلكه حقوقي و سياسي نيز بوده است: تفاوت در دسترسي به قانون، قدرت، آموزش و فرصتها. حتي در بزنگاههاي انقلابي كه برابري به شعار مركزي بدل شده، اين آرمان اغلب در عمل به شكلي ناقص يا وارونه تحقق يافته است. در چنين زمينهاي، كتاب «برابري: معنايش چيست و چرا مهم است» كه با ترجمه سينا باستاني از سوي نشر نو منتشر شده، نهفقط يك اثر نظري، بلكه مداخلهاي ضروري در گفتوگويي ناتمام است؛ گفتوگويي درباره اينكه اصلا از برابري چه ميخواهيم، چرا آن را مهم ميدانيم و چرا پروژه برابري در جهان معاصر تا اين اندازه شكستخورده به نظر ميرسد. تركيب نويسندگان اين كتاب خود گوياي اهميت آن است. توما پيكتي، اقتصاددان فرانسوي و نويسنده «سرمايه در قرن بيستويكم» يكي از تأثيرگذارترين متفكران معاصر درباره نابرابري اقتصادي است. او با تكيه بر دادههاي تاريخي گسترده نشان داده كه نابرابري نه يك استثنا، بلكه وضعيت طبيعي سرمايهداري مهارنشده است. پيكتي نابرابري را نه صرفا يك مساله فني اقتصادي، بلكه يك بحران سياسي و اخلاقي ميداند. در سوي ديگر، مايكل سندل، فيلسوف سياسي امريكايي و استاد دانشگاه هاروارد، سالها است كه درباره عدالت، شايستهسالاري و اخلاق عمومي مينويسد. سندل به ويژه به نقد اين ايده پرداخته كه بازار ميتواند داور نهايي ارزشها باشد. او معتقد است بسياري از نابرابريها نه به دليل ناكارآمدي سياستها، بلكه به دليل فقرِ گفتوگوي اخلاقي در جوامع مدرن تثبيت شدهاند. اين كتاب در اصل گفتوگويي ميان اين دو متفكر است؛ گفتوگويي ميان اقتصاد و فلسفه، داده و ارزش، سياستگذاري و اخلاق.يكي از مهمترين دستاوردهاي كتاب، گسترش معناي برابري است. پيكتي و سندل هر دو تأكيد ميكنند كه برابري را نبايد صرفا به توزيع درآمد يا ثروت فروكاست. هرچند نابرابري اقتصادي نقش محوري دارد، اما مساله اصلي، برابري در شأن، صدا و مشاركت است.
سندل نشان ميدهد كه جوامع معاصر، به ويژه تحت سلطه ايدئولوژي شايستهسالاري، نوعي نابرابري اخلاقي توليد كردهاند: كساني كه در نظام رقابتي «موفق» ميشوند، موفقيت خود را نتيجه شايستگي فردي ميدانند و شكست ديگران را به تنبلي يا بيلياقتي نسبت ميدهند. اين نگاه همدلي اجتماعي را از ميان ميبرد و شكافهاي طبقاتي را به شكافهاي اخلاقي بدل ميكند.
پيكتي از سوي ديگر نشان ميدهد كه اين روايت شايستهسالارانه، اغلب واقعيت ساختاري نابرابري را پنهان ميكند: نقش ارث، سرمايه، آموزش نابرابر و سياستهاي مالياتي. درنتيجه، برابري بدون بازانديشي در ساختارهاي اقتصادي و سياسي، صرفا به يك شعار اخلاقي بيپشتوانه تبديل ميشود.
اهميت اين كتاب براي خواننده خاورميانهاي دوچندان است. در جوامعي كه نابرابري نه فقط اقتصادي بلكه حقوقي و نهادي است، بحث از برابري ناگزير به پرسش از قدرت گره ميخورد. پيكتي و سندل هر دو به روشني نشان ميدهند كه بدون دموكراسي واقعي، شفافيت و مشاركت عمومي، پروژه برابري شكست خواهد خورد. جايي كه نابرابري اغلب با گفتمانهاي ايدئولوژيك توجيه ميشود، اين كتاب يادآور يك نكته اساسي است: برابري نه امري صرفا اقتصادي است و نه صرفا اخلاقي، بلكه پيوندي ناگسستني با آزادي، قانون و كرامت انساني دارد. برابري بدون آزادي، به همسانسازي تحميلي ميانجامد؛ و آزادي بدون برابري، به امتياز انحصاري اقليتها.
«برابري: معنايش چيست و چرا مهم است» كتابي است براي زمانهاي كه نابرابري به وضعيت عادي جهان بدل شده و حتي توجيه اخلاقي يافته است. اين اثر نه نسخهاي سادهانگارانه ارائه ميدهد و نه وعده آرمانشهر ميدهد؛ بلكه ما را به بازانديشي عميق در ارزشهايي دعوت ميكند كه بر اساس آنها جامعه ميسازيم. در جهاني- و به ويژه در منطقهاي- كه برابري بيش از آنكه واقعيت باشد، آرزو است، اين كتاب يادآوري ميكند كه پرسش از برابري، درنهايت پرسش از اين است كه چه نوع جامعهاي ميخواهيم و چه كساني را شايسته كرامت ميدانيم. همين پرسش است كه اين كتاب را ضروري، به موقع و عميقا سياسي ميكند.
استاد دانشگاه