• 1404 سه‌شنبه 5 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6270 -
  • 1404 سه‌شنبه 5 اسفند

بدرود، شاعر دريايي معترض

مجموعه شعري منتشر شده   مثلا    در سال 1404 را اثري پايدار در جريان «شعر دهه هفتاد» و در عين حال مجموعه‌اي «نوآور» بداند. به اين اعتبار «دهه هفتادي بودن» عباراتي فراتر از آن است كه صرفا به زمان نوشته شدن شعرها دلالت كند. ضمن اينكه دامنه نوگرايي‌هاي دهه هفتاد، برخلاف آنچه عده‌اي از شاعران جوان آن سال‌ها به دنبال آن بودند، گسترده‌تر از آن است كه به محفل و گروهي خاص محدود شود. اين گستردگي، بازگشت و بازخواني موضوع را ضروري‌تر مي‌كند. با اين حال، مسلم است كه نمي‌توان از شعر دهه هفتاد سخن به ميان آورد و نامي از علي باباچاهي نبرد. باباچاهي بر خلاف شاعران منسوب به جريان دهه هفتاد، در آن سال‌ها جوان نبود. او دهه ششم زندگي‌اش را مي‌گذراند؛ زماني كه كارگاه شعر رضا براهني در زيرزمين خانه او برگزار مي‌شد و شاعراني در محضر او با آموزه‌هاي نظري ادبيات مدرن تربيت مي‌شدند، باباچاهي در كنار شاعري، مسوول صفحه شعر مجله مهم «آدينه» بود. بسياري از شاعراني كه امروز مي‌شناسيم، اولين كارهاي جدي خود را در آدينه منتشر كردند و به نوعي به جامعه ادبي ايران معرفي شدند. خيلي‌ها هم به رغم قابليت انكارناپذيرشان، هيچ‌وقت نظر باباچاهي روزنامه‌نگار و مسوول صفحه شعر مهم‌ترين مجله ادبي مستقل كشور را به خود جلب نكردند و هنوزا هنوز از او گله‌مندند و لابد كم‌كم بايد به فكر حلال‌ كردن‌شان باشند.  او از شاعراني بود كه از موضع‌گيري انتقادي هم بهره داشت. «گزاره‌هاي منفرد»، «شعر امروز زن امروز»، «سه دهه شاعران حرفه‌اي» و... فارغ از هر گونه قضاوت كيفي و نظري، آثاري متعلق به نظريه‌پردازي ادبي ما در قلمرو شعر معاصر فارسي محسوب مي‌شوند.  در دو دهه گذشته، سابقه كارهاي مشترك با علي باباچاهي زياد داشته‌ام. چه انتشار شعرهايش در ويژه‌نامه‌اي كه سال 1384 با نام «شعر و داستان پيشرو ايران» منتشر شد، چه مقاله‌اي از او درباره نظرات شعري‌اش در ويژه‌نامه ديگري به نام «نقد نظريه‌هاي ادبي امروز ايران» در سال 1386 و چه گفت‌وگوهاي متعددي با او از جمله در «اعتماد». يك بار در فتح باب گفت‌وگويي درباره جهان شعرش از پيوند ناگسستني او با زادبومش، بندر كنگان بوشهر، نوشتم. شاعر «قيافه‌ام كه خيلي مشكوك است» ظاهرا خوشش آمد اما مثل هميشه به حسن نيت طرف مقابل شك داشت. پرسيد: «به نظرت شعرم را به مولفه‌هاي بومي فرو نمي‌كاهد». توضيح دادم و به هر حال قانعش كردم. يا شايد نكردم، نمي‌دانم اما هنوز معتقدم كه تاثير زادبوم در جاي‌جاي شعرها و كتاب‌هاي او مشهود است. شاعري به قاعده «دريايي» كه حتي نام كتاب‌هايش تجربه زيسته عميق او را در جوار دريا گواهي مي‌دهد. از «منزل‌هاي دريا بي‌نشان است» تا «آواي دريامردان» و «پيكاسو در آب‌هاي خليج فارس» و «اين كشتي پراسرار» و «رفته بوديم به صيد نهنگ» و «فقط از پريان دريايي زخم زبان نمي‌خورد» و... در سال‌هاي گذشته، بيش از تمام سال‌هاي شاعري‌اش صداي اعتراض از شعر او شنيده مي‌شد. با همان حزن و طنز تواماني كه هميشه از او سراغ داشتم. 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون