• 1404 پنج‌شنبه 7 اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه ایرانول بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6272 -
  • 1404 پنج‌شنبه 7 اسفند

گفت‌وگوي «اعتماد» با بيژن عبدالكريمي و تحليل اعتراضات اخير دانشجويان

تغيير يك خواست ملي است

     از روز شنبه بعد از حدود 50 روز تعطيلي دانشگاه‌ها، ترم دوم تحصيلي با كلاس‌هاي حضوري آغاز شد اما دانشجويان چند دانشگاه در شهر تهران و دانشگاه فردوسي مشهد كه قصد برگزاري مراسم عزاداري براي جانباختگان دي ماه داشتند، در يك تقابل اعتقادي با يكديگر درگير شدند. مسوولان دانشگاه‌ها تلاش كردند كه اعتراضات دانشجويان در فضاي دانشگاه محبوس بماند ولي اتفاقاتي در اين اعتراضات رخ داد كه درنهايت، روز دوشنبه هم وزير علوم را به واكنش واداشت و شوراي انضباطي دانشگاه‌ها مشغول رسيدگي به پرونده دانشجويان متخلف شد اما همچنان تعداد دانشگاه‌هاي محل اعتراضات دانشجويان هم در حال افزايش بود. روند اعتراضات دانشجويي در اين 4 روز را چطور تحليل مي‌كنيد؟ 

عوامل بسيار متعددي در اين شرايط دخيل است كه يكي از اين عوامل، بعضي مواجهه‌هاي نادرست با اتفاقات است. مهم‌ترين مساله اين است كه ما با يك تروماي اجتماعي تاريخي تمدني مواجهيم و جامعه به وضع دوقطبي رسيده كه اين هم صرفا يك امر سياسي نيست، بلكه يك امر تمدني است. 

در حال حاضر، ملت ايران به دو بخش تقسيم شده؛ بخشي كه به سنت‌ها وفادار است و بخشي كه مي‌خواهد خود را به عنوان شهروند جهاني و غربي ببيند. در طول سال‌هاي بعد از انقلاب 1357، ما با اين تروماي فرهنگي‌ اجتماعي‌ تاريخي‌ تمدني، به جاي مواجهه درست، مواجهه پليسي و امنيتي داشتيم و بخشي از جامعه ناديده انگاشته شده كه چنين برخوردي، نادرست‌ترين شيوه برخورد با اين تروماست. حالا اين زخم سر باز كرده و البته رسانه‌هاي خارجي هم در بدخيم شدن اين زخم دخيل بودند و فضاي جهاني هم از اين وضع حمايت كرد.

 بخش ديگري از مساله اين است كه در حوادث دي ماه، علاوه بر حضور نيروهاي تروريستي، خشونتي در جامعه ما ظهور پيدا كرد كه پيش از اين، سابقه نداشت و اين خشونت هم در ذهن و احساس اين جوانان بازتاب داشت. سرمايه‌گذاري‌هاي زيادي هم بر اين شرايط صورت گرفت و درنهايت، عوامل زيادي در ظهور آنچه امروز در بعضي دانشگاه‌هاي كشور شاهديم، دخالت داشت. اين زخم را بايد با خرد و آگاهي بسيار، التيام بخشيد. ما نيازمند بازنگري‌هاي اساسي هستيم. منظور از بازنگري‌هاي اساسي هم به هيچ‌وجه به معناي تسليم شدن به غرب نيست، بلكه براي حفظ از جهت‌گيري ضد استعماري انقلاب و استقلال ملي و حاكميت به بازنگري‌هاي اساسي نيازمنديم و اين بازنگري بايد در نظام دانش، در فضاي عمومي، در سياست‌گذاري‌هاي عمومي و در مواجهه با رسانه‌ها صورت بگيرد. ما به ‌شدت در تمام حوزه‌ها، جامعه را امنيتي كرده‌ايم و با غيرامنيتي‌ترين مسائل، مواجهه امنيتي داشتيم. حوادث امروز، حاصل ديروز و پريروز نيست، بلكه انباشتي از مسائل است. متاسفانه نيروهايي كه بايد به حل مساله كمك مي‌كردند، دامنه شكاف را دايم افزايش مي‌دادند. در اين سال‌ها، بخشي از جامعه ناديده انگاشته شده و هيچ افقي در زندگي مادي ندارد. نمي‌دانم چند ميليون مجرد مطلق داريم ولي كشور، توسط بخش اندكي اليگارش به گروگان گرفته شده است. يك جامعه بي‌افق بي‌اميد داريم كه اين نااميدي هم بسيار بسيار خطرناك است. در اين شرايط، يا بايد سياست‌هاي كنوني را ادامه دهيم كه در اين صورت، شاهد ظهور خشونت‌هاي بيشتري خواهيم بود و خون و خون‌ريزي بيشتر خواهد شد و هر خوني كه ريخته مي‌شود به خون‌ريزي‌هاي بعدي منتهي مي‌شود يا بايد دست به يك تجديد ساختار اجتماعي بزنيم و بازنگري‌هاي اساسي داشته باشيم به خصوص در شرايط كنوني كه در جنگ رو در رو با امريكايي‌ها و اسراييلي‌ها قرار گرفته‌ايم. در چنين شرايطي، نياز به خرد اجتماعي و خرد سياسي داريم تا بتوانيم از اين شرايط عبور كنيم. 

     حدود دو ماه قبل وقتي اعتراضات بازار شروع شد، دانشجويان هم در چند دانشگاه شهر تهران نسبت به وضعيت مالي معيشتي معترض شدند. به نظر مي‌رسد كه ذات دانشجو بودن ايجاب مي‌كند كه خودش را با مشكلات جامعه همراه بداند ولي ظاهرا تحمل در برابر اعتراض و انتقاد، بيش از دو، سه روز نيست. مثلا شنبه اين هفته، معاون اول رييس‌جمهور با نمايندگان دانشجويان جلسه گذاشت و روز يكشنبه هم دانشگاه تهران دو مجوز تجمع داد و روز دوشنبه هم رييس دانشگاه صنعتي شريف در جمع دانشجويان معترض صحبت كرد ولي روز سه‌شنبه، دادستان گفت بايد به تجمعات دانشجويي وارد شويم و كميسيون آموزش مجلس از وزير علوم بابت تجمعات دانشجويي توضيح مي‌خواهد. به نظر مي‌رسد چندان تحمل و سعه صدر بالايي در قبال اعتراض دانشجوها وجود ندارد حتي اگر اين اعتراض در محيط بسته دانشگاه مطرح شود. 

به هر حال در شرايط جنگي هستيم و البته در اين اعتراضات حركت‌هاي ساختارشكنانه هم صورت گرفت. من بي‌آنكه بخواهم سركوب را توجيه كنم، ولي مي‌خواهم بگويم كه طرف مقابل اين تجمعات هم نگران امر ملي است آن هم در شرايطي كه امر ملي به‌ شدت در خطر است. فروپاشي اجتماعي و فروپاشي حاكميت ملي به فجايع بزرگي منتهي مي‌شود. بنابراين، دو طرف نزاع بايد به نحوي اين آتش را بخوابانند. اگر خواهان اصلاح اجتماعي هستيم، دانشجويانمان بايد بدانند كه با اين شيوه‌ها جز تشديد خشونت به جايي نمي‌رسيم و البته گروهي هم مي‌خواهند كه خشونت تشديد شود. دانشجويان، بايد دنبال راهي براي اصلاحات گسترده‌تر در جامعه باشند. ما واقعا نيازمند تغييريم و تغيير، خواست ملي است اما با خطرات بيروني هم مواجهيم. لذا ما يك نگاه همه‌جانبه‌نگر مي‌خواهيم؛ نگاهي كه چشمي به خيابان و چشمي به مشكلات معيشتي مردم و چشمي به مشكلات فرهنگي دارد. به اين اعتبار، من در كنار دانشجويان و جوانان هستم. تغيير امري ضروري و اجتناب‌ناپذير است، اما ازسوي ديگر آنچه من را از دانشجويان جدا مي‌كند اين است كه ما الان با خطرات بيروني هم مواجه هستيم. ما زير چكمه‌هاي سربازان امريكايي و اسراييلي نمي‌توانيم به مطالباتمان دست پيدا كنيم بلكه همه ‌چيز نابود مي‌شود و متاسفانه دانشجوي معترض ما، الان اين نگرش را ندارد در حالي كه جنبش دانشجويي ما، هميشه وجه ضد استعماري هم داشته ولي متاسفانه، به دلايل گوناگون تاريخي و اجتماعي، امروز به ‌شدت اين وجه مبارزه ضداستعماري در دانشجويان ما تضعيف شده و همين، پاشنه‌آشيل تجمعات دانشجويي است. 

به نظر من دانشجويان مي‌توانند به مطالباتشان ادامه دهند و اين مطالبات به‌حق است منوط به اينكه خطرات امنيتي و ژئوپليتيكي كشور را به رسميت بشناسند و شرايط تضعيف امر ملي در برابر نظام سلطه را فراهم نكنند. اگر به چنين نگاه جامعي برسند، اعتراضاتشان مشروع است و مي‌تواند از طرف جامعه نخبگان و بازاريان و توده‌ها حمايت شود اما اگر به اين مساله توجه نكنند، بي‌ترديد شكست خواهند خورد و بي‌ترديد زمينه‌هاي خشونت را بيشتر در جامعه فراهم خواهند كرد و بي‌ترديد سركوب خواهند شد. 

     چند هفته قبل معاون سازمان بهزيستي اين هشدار را به دولت داد كه اگر مطالبات جامعه مورد توجه قرار نگيرد، فاصله اعتراضات كوتاه‌تر خواهد شد. شما هم اين اشاره را داشتيد كه اعتراضات ادامه خواهد داشت. 

اين براي همه مشخص است منتها دو نكته را بايد تميز بدهيم. آيا مطالبات جوانان و دانشجويان به رسميت شناخته مي‌شود يا خير؟ آيا مطالبات را مي‌توان پاسخ مناسب داد يا خير؟ به نظر من صداي جوانان شنيده شد و محل نزاع در اين نيست كه گروهي مي‌خواهند صداي جوانان شنيده نشود، بلكه به نظر من دولت و حاكميت، به خصوص بعد از حوادث دي ماه، صداي جوانان را شنيده. مساله اين است كه الان در شرايطي نيست كه بخواهد پاسخ بدهد. من به دانشجويان پيشنهاد مي‌دهم كه خطرات امنيتي و ژئوپليتيكي كشور را بپذيرند و در برابر سلطه بيگانه و در برابر حملات بيگانه، در كنار حاكميت باشند اما از حاكميت بخواهند كه كشور را از اسارت گروه اقليت اليگارش نجات دهد. اين مسير درست است و اگر مي‌خواهند جنبش دانشجويي‌شان مشروعيت داشته باشد، بايد بدانند راه نجات كشور از درون مرزهاي كشور مي‌گذرد. ما بايد روي پاي خودمان بايستيم. به هيچ‌وجه نمي‌توانيم به نيروهاي بيرون از مرزها اميد داشته باشيم چون اين، بدترين نوع اميد است و تاريخ به گذشته برنمي‌گردد. ما بايد سعي كنيم با كمترين هزينه، افق جديدي براي جامعه ايجاد كنيم. من از دانشجويان عزيز و فرزندانم مي‌خواهم كه خطاي محاسباتي نكنند و جنبش اجتماعي‌شان را تضعيف نكنند و رو به نابودي نبرند. سعي كنند براي جنبش دانشجويي از طريق مردم مشروعيت كسب كنند نه اينكه اين جنبش، با جهت‌گيري غلط، خيزش كوري باشد كه بعد از مدتي، يا نابود مي‌شود يا ممكن است به خشونت كشيده شود. 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون