ضرورت پیگیری ديپلماسي پيشگيرانه
سوم) طرح موضوع در شوراي حقوق بشر - ماموريت حقيقتيابFact -Findung Mission)) فرآيندي است كه از طريق آن جمهوري اسلامي ميتواند خواستار تمديد تحقيق در مورد اقدامات ايالاتمتحده امريكا در جنگ اخير شود يا درخواست تحقيق مستقل كند. ماموريت حقيقتياب ابزاري براي توقف يا پيشگيري از درگيري نظامي نيست و فقط بر پذيرش مسووليت اتكا دارد. گسست بين سياستهاي داخلي و سياست خارجي متاسفانه بهرهمندي از اين امكانات را تحت تاثير قرار ميدهد و در نتيجه راهكاري كه ميتواند زمينه تامين منافع ملي كشور باشد را يا از بين ميبرد يا تضعيف میکند و حتي رفتار ارگانهاي حاكميت در ميان مرز باعث ميشود اين توان عليه كشور به كار گرفته و ظرفيت ديپلماسي كشور را هم به خود مشغول كند.
چهارم) اقدامات منطقهاي - صرفنظر از اينكه جمهوري اسلامي ميتواند به شركای خود مانند روسيه و چين رجوع كند بهرغم اينكه تجربه نشان داده مواقعي بيهيچ ملاحظهاي آنها منافع ايران را قرباني كردهاند ولو اندك درگير كردن آنها در مساله تهديدات ايالاتمتحده امريكا عليه ايران حائزاهميت و اثر هست. رجوع به سازمانهاي منطقهاي مانند شانگهاي، سازمان همكاري و كشورهاي عدم تعهد ازجمله امكانات منطقهاي ديگر هستند كه ميتوانند فشار سياسي و ديپلماتيك ايجاد كنند. سازمان همكاري اسلامي بزرگترين سازمان اسلامي است كه ميتواند رفتارهاي تهديدآميز ايالاتمتحده امريكا را تهديد عليه جهان اسلام مطرح كند. جلسات اضطراري برگزار و با تصويب قطعنامه براي توقف جنگ امريكا عليه ايران تلاش كند.
درخواست از جنبش عدم تعهد كه شالوده تاسيس آن مبارزه با قدرتهاي بزرگ و امريكا هست كه تهديدهاي امريكا را محكوم كند. اعضای جنبش عدم تعهد در مجمع عمومي سازمان ملل متحد اكثريت دارد و اين برتري عامل قدرتمندي براي پيشبرد مكانيسم اتحاد براي صلح موثر بوده، به علاوه امكانات اقتصادي و سياسي كه در جهان دارد.
بهرغم آنچه مشروح افتاد، برخي فرصتها نيز از دست رفتهاند مانند امكان مراجعه به ديوان بينالمللي دادگستري به دليل خروج ترامپ از معاهده مودت كه اگرچه فارغ از اراده ايران بود اما در زمان حيات خود توانست به نفع ايران محكوميت امريكا را از ديوان بينالمللي دادگستري فراهم آورد گواه صادقي است كه ديپلماسي لحظهاي و موردي جمهوري اسلامي ايران ازجمله مهمترين عواملي هستند كه حتي زمينههاي موجود حقوقي و سياسي مناسب را كه بالقوه ميتواند منافع ايران را تمهيد كند را منفي و غيرقابل استفاده ميكند.
نقض بنيادين برجام توسط رييسجمهور ترامپ و اروپاييها متعاقب آن و سالها بعدتر سوءاستفاده از مكانيسم حل و فصل مسالمتآميز اختلافات در برجام، مانع نتيجهبخشي كامل اين توافق بينالمللي غيرمعاهدهاي شد، اما صلابت رژيم حقوقي باقي مانده از اين سند آثاري را بر جاي گذاشت كه مانع از اجماع عليه ايران شد و با اينكه به حقوق ايجاد شده براي ايران توجهي نشد اما مانع از وجاهت قانوني اقدام عليه ايران شد آنچنانكه قبل از اجرای مكانيسم ماشه انتظار ميرفت حداقل تاكنون اقدامات انجام شده توسط كشورهاي ثالث شديد نبودهاند، بنابراين اينچنين زمينه حقوقي بالقوه ميتواند و به بيان بهتر ميتوانست به نفع ايران استفاده شود اما غفلت از ديپلماسي پيشگيرانه، مستمر و فراگير فرصت بالقوه را منتفي كرد. رويكرد موصوف در تمام موارد مشروحه در بندهاي بالا صادق است. ديپلماسي بايد فراگير و مستمر باشد با تمام لوازم و لواحق خودش؛ «يعني صرف رفت و آمدها و ديدارهاي نمايندگان سياسي كشورها معناي ديپلماسي نميدهد.»
بنابراين اگرچه وقت تنگ است اما نبايد دست روي دست گذاشت و با حداكثر توان و قوا ديپلماسي را به معناي واقعي به كار گرفت هر چند نبايد انتظار معجزه داشت اما آثاري خواهد داشت؛ هر چند فيالفور نباشد اما بيترديد سابقهاي پديد ميآورد كه در نظم جهاني آينده مورد توجه قرار خواهد گرفت. نتيجه اينكه ظرفيتهاي ديپلماسي براي اثر بخشي حداكثري بايد هميشه در ميدان عمل باشند نه اينكه در وضعيت آمادهباش قرار داشته باشند و با هوشياري تمام و ملاحظه اهميت زمان در معادلات و روابط ديپلماتيك و بينالمللي پيش از وقوع واقعه جريان داشته باشد.
سخن آخر اينكه ايران اظهارات اخير ترامپ كه گفت اگر توافق نشود انفاق بسيار بدي براي مردم ايران رخ خواهد داد را به عنوان تهديد آشكار و مستقيم تلقي و مراتب اعتراض رسمي خود را به دبيركل و شوراي امنيت سازمان ملل متحد اعلام کند. صرفنظر از اينكه اعمال دكترين «مسووليت براي حمايت» نيازمند به مجوز شوراي امنيت است و هر اقدامي بدون اين مجوز غيرقانوني و خلاف قواعد حقوق بينالملل هست، بيش از اين هرگونه استدلال براي مداخله بشردوستانه نامشروع مينمايد و ميتواند زمينه تحقق مسووليت متجاوز ولو اينكه تلاش شود با رجوع به «R2P» تجاوز احتمالي موجه تلقي شود. اعتراضهاي رسمي در بسياري موارد اگر مانع از اقدام خلاف مقررات منشور ملل متحد نشوند، ميتوانند در تشكيل ايجاد يك حق مزاحمت فراهم آورد و حتي از نضج گرفتن آن حق جلوگيري كند. اين اقدام از مصاديق بارز ديپلماسي پيشگيرانه نيز هست كه بايد به وقت و هنگام انجام شود.