اعتياد و ويراني يك زندگي
فاطمه رفعتي
همسرم به بهانه نگهباني در يك خانه شبها دير ميآمد كه متوجه شدم، معتاد شده است...
خانم 40 سالهاي با صورتي پريشان و ناراحت، دستاني لرزان و پر از استرس وارد اتاق مشاوره پليس شد. از او خواستم روي صندلي بنشيند. بعد از چند ثانيه جوياي ماجرا شدم و از پريشانياش سوال كردم، گفت 20 سال است كه با همسرش ازدواج كرده و حاصل اين ازدواج دو فرزند است. در ادامه گفت وضعيت زندگيشان اوايل بسيار خوب بوده و حس ميكرده خيلي خوشبخت است. گفت همسرش هميشه او را درك ميكرده و به احساسات و خواستههاي او و بچهها توجه ميكرده. شوهرش در مغازهاي كه خانوادهاش به او داده بودند، كار ميكرده و خرج زندگي را ميداده. همه چيز خوب بوده تا اينكه خواهر همسرش قصد ازدواج داشته است. آنها مغازه را براي فروش گذاشتهاند تا سهمشان را بگيرند. همسر اين خانم هم مجبور به فروش مغازه شده تا سهم خواهر خود را بدهد. وقتي مغازه به فروش رسيده همسر اين خانم بيكار شده و چند باري براي كار به جاهاي مختلف رفته و حتي ميخواسته به شهرستان برود، ولي به خاطر مادرشوهرش كه سن بالايي دارد، مجبور شده در تهران بماند.
تا اينكه همسرش به بهانه نگهباني در يك خانه شبها دير ميآمده و اخلاقش تغيير ميكند و مدام سر هر چيز كوچك عصباني ميشده و دعوا ميكرده و شروع به كتك زدن او و بچههايشان ميكرده است. شوهرش حوصله صحبت كردن با او و بچهها را نداشته و بچهها هم ديگر علاقهاي به پدرشان نداشتند. اين خانم ابتدا فكر ميكرده به خاطر كار زياد اخلاق همسرش تغيير كرده است، اما بعد متوجه شده همسرش به انواع موادمخدر اعتياد پيدا كرده است. اين خانم گفت كه فرزندانش كه در سن نوجواني و جواني قرار دارند، الان رابطه خوبي با پدرشان ندارند. همچنين همسرش بيماري ديابت گرفته و اين بيماري را بهانهاي براي مصرف مواد كرده و چند باري نيز از بچهها خواسته كه برايش مواد تهيه كنند. اين زن در خانه خياطي ميكرده و گاهي براي نظافت به خانهها ميرفته، اما وقتي به خانه بازميگشته بايد پولها را به همسرش ميداده تا مواد تهيه كند. اگر هم پولها را به همسرش نميداده او را كتك ميزده و اذيت ميكرده. او گفت در خانه احساس امنيت جاني نداشته و فقط به خاطر فرزندانشان به زندگي ادامه داده، اما ديگر نتوانسته ادامه دهد و به بخش مشاوره پليس آمده است.
از نظر روانشناسي مصرف موادمخدر باعث فروپاشي خانواده، آسيب ديدن فرزندان در خانواده، آسيب ديدن جدي به همسر، از بين رفتن اعتماد در خانواده، طرد از خانواده و تشديد اعتياد، كاهش آستانه صبر و تحمل در برابر مشكلات ميشود. سببشناسي (بررسي علل و عوامل فردي، خانوادگي و اجتماعي كه عوامل فردي شامل: 1) دوران كودكي پرتنش، 2) عدم علاقهمندي به تحصيل، 3) مشكلات سازگاري در مدرسه، 4) مصرف موادمخدر و 5) عدم ثبات خلقي ميشود. عوامل اجتماعي نيز شامل مشكلات اقتصادي و ترس از بيماري و عوامل خانوادگي ازجمله: 1) ارتباط نامناسب عاطفي و كلامي بين زوجين، 2) ضرب و شتمهاي متعدد و 3) مشكلات اقتصادي است. اقدامات پيشگيرانه نيز شامل آموزش مهارتهاي ارتباط موثر، برقراري ارتباط كلامي و غيركلامي مناسب بين زوجين، آگاهسازي درخصوص اثرات منفي مشكلات خانوادگي روي فرزندان، مشاوره به طرفين در جهت بالا بردن آستانه صبر و تحمل در برابر مشكلات ثانويه، معرفي مراكز ترك اعتياد و تشويق همسر جهت ترك اعتياد، بهبود شيوه ارتباطي با همسر جهت افزايش اعتماد به نفس او و افزايش دلگرمي نسبت به همسر و فرزندان ميشود.