احيا و تعادلبخشي به شهرهاي گيلان در شرايط امروز
ترانه يلدا
چند سال بود به خاطر خشكسالي و تغييرات آب و هوايي شديد در بعضي پهنههاي جغرافيايي كشورمان، به ويژه در فلات مركزي و مناطق شرقي، شاهد جابهجاييهاي جمعيتي قابلتوجهي بين استانهاي كشورمان بودهايم. چه بسيار روستايياني كه از زابل و اطراف به نواحي مختلف در گرگان و مازندران كوچ كردند. در خيلي استانها روند مهاجرت به شهرهاي همان استانها پرشتابتر شد. ولي هجوم از همه جا به سمت استانهاي شمالي اطراف درياي خزر از همه چشمگيرتر بود. البته آنچه با آن مواجه بودهايم از سالها قبل پيشبيني ميشد، زيرا دولتهايمان اصولا به برنامههاي آمايش سرزمين و توسعه محور شرق و از آن مهمتر به استقرار شهرها و بنادر صنعتي و تجاري در سواحل گسترده جنوب در كناره خليجفارس اهميت ندادند و شهرهاي ساحلي جنوب كشورمان شاهد سرمايهگذاريهاي موثر براي توسعه و جذب جمعيت و فعاليت نشدند. حتي بعد از اشارات و سپس سفر رييسجمهور فعليمان آقاي دكتر پزشكيان به چابهار در زمستان سال 1403، باز حركت يا تصميم خاصي براي اجراي توسعه چابهار گرفته نشد. اما آنچه مسلم مينمايد در سالهاي اخير با شدت گرفتن بيآبي جمعيت زيادي همچنان روانه گيلان سرسبز هستند؛ گيلاني كه تا همين اواخر توانسته بود از دستاندازي و ساخت و سازهاي انبوه در اراضي كشاورزي و حاصلخيزش مصون بماند و هويتش را حفظ كند.
آري، گيلان هنوز خود را براي تسخير شاليزارهايش آماده نكرده است و اگرچه زمزمههايي در يكي، دو سال اخير براي ساخت و ساز برجهاي مسكوني پذيراي ميهمانان و هموطنان شنيدهايم، اما نكتهها و مصايب موجود زيادي براي اين كار وجود دارند و عاقلانهتر آن است كه اين نوع ساخت و سازها با طرحهايي سنجيده و فكر شده به اجرا نزديك شوند تا خداي ناكرده دشت و كوه و صحرا در گيلان نيز به همان سرنوشت پهنههاي وسيع و سبز استان مازندران دچار نشوند كه طي چند دهه جولانگاه ساختمانسازيهاي وسيع شدند و چيزي از آن باريكه سبز بين دريا و جنگلهاي هيركاني گرانبها برجاي نگذاشتند. جنگلهايي كه بر اثر تجاوزات بيشمار بخشهاي زيادي از آنها بر باد رفت.
در استان گيلان نيز با شهرهاي نسبتا كوچكي مواجه هستيم، هر يك داراي خيابانهايي قليل و پرترافيك، بدون اتوبوس! بقيه همه كوچههايي هستند باريك، بدون پيادهرو. در محلات اين شهرهاي زيباي اصلي مانند رشت و انزلي و لاهيجان و...، ساختمانهاي
4-3 طبقه با سقف شيبدار برِ خيابانهاي اصلي ساخته شدهاند، اما داخل محلات اكثرا يك الي دو طبقهاند. در رشت تعداد زيادي پل هوايي روي بلوار حلقوي شهر زدهاند، غافل از آنكه اين پلها صرفا فشردگي ترافيك را از يك پل به چهارراه و پل بعدي منتقل ميكنند. بهعلاوه، اين پلها دسترسي به كاربريهاي تجاري اطراف خيابان و عرض پيادهروها را نيز مختل كردهاند. البته برجسازي به شهر رشت محدود نخواهد شد. مشكل اينجاست كه الگوهاي فضايي سكونت و اصولا مدل زيستپذيري در گيلان با همه جاي ايران فرق دارد. در اينجا خانه، مزرعهها هميشه الگوي اصلي سكونت بودهاند و اگرچه در محدودههاي شهري كمتر و كمتر ديده ميشوند، ولي هويت اصلي گيلان به وجود اين تك خانهها وابسته است.
به هر حال بازسازي و بازآفريني Regeneration شهرهاي موجود استان گيلان از بهترين كارهايي است كه ميتواند انجام شود و پيشنهاد آن را پارسال دكتر پيروز حناچي طي سخنراني مصور و مفصلي، در كنفرانسي حول موضوع توسعه كالبدي استان مطرح كردند. بدون شك ساكنان شهرهاي رشت و انزلي مشتاق مرمت و بازسازي خانههاي زيباي قديمي شهرهايشان هستند. اما تاكنون، نسبت به ديگر شهرهاي كشورمان، تعداد كمي از اين خانهها احيا و بازسازي شدهاند، زيرا زمينههاي اين روند فراهم نيست. علاوه بر اين، اين خانهها از جاذبههاي گردشگري شهر هستند و در شرايط جنگي اين روزها ميتوانند توسط بخش خصوصي يا صاحبان خانهها به نقاط جاذب فرهنگي در دل شهرها تبديل شوند. البته ظاهرا تشويق احياي بافتهاي قديمي شهرها در برنامه اولويتهاي شهرداريهاي گيلان نيست. ميدانيم به راهاندازي اين بهسازي عمومي در محلات قديميتر شهرهاي استان گيلان مستلزم ساختارهايي است كه بايد شهرداريهاي شهرهاي بزرگتر در تدارك جزييات آنها بكوشند: از تكميل شبكه فاضلاب شهري، جمعآوري روانآبها، ايجاد ساختاري منظم و كارا براي زباله و پسماند تا ايجاد دفاتر محلي و دادن امتيازاتي به مشتاقان براي احياي خانههاي قديمي محلات با مشاركت مردم. همچنين ايجاد پيادهراههايي مانند آنچه در اطراف ميدان شهرداري رشت و نيز در انزلي- خيابان سپه انجام شده است، مسلما به اهميت اين نواحي و مطلوبيت آنها خواهد افزود.
توسعه پايدار در واقع ايجاد همين سيستمهاي محلي ماندگار به كمك و با مشاركت ساكنان است: شبكههاي خدماتي با رعايت اصول محيطزيستي، حفظ فضاهاي سبز موجود و فدا نكردن آنها براي ساخت و سازهاي حجيم و انبوه و بلند. بدون شك اين رويكرد به ميزان و شيوه حمل و نقل، سرمايه اجتماعي و كيفيت زندگي در محلات خواهد افزود و ارزش كالبدي ساختمانها در محلات مركز شهرها نيز بسيار بالا خواهد رفت. همانطور كه در تمام شهرهاي اروپا اين اتفاق افتاد و ديديم و شنيديم.
معمار و شهرساز