• 1405 دوشنبه 30 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6292 -
  • 1405 چهارشنبه 19 فروردين

نگاهي به فيلم «قمارباز» به كارگرداني محسن بهاري به مناسبت اكران در سينماها

وقتي سينما به‌ جاي حمله، دفاع مي‌كند

ناصر سهرابي

«قمارباز» ساخته محسن بهاري، فيلمي است كه با ادعاي ورود به يكي از ملتهب‌ترين ميدان‌هاي معاصر - امنيت سايبري و بازي قدرت در عصر داده - گزينه خاص و جديدي براي سينماي ايران محسوب مي‌شود اما در عمل ترجيح مي‌دهد همه‌ چيز را تحت كنترل نگه دارد. نتيجه، اثري آبرومند، مرتب و بي‌حاشيه است؛ دقيقا همان ويژگي‌هايي كه مخاطب را پس نمي‌زند و تا دقايق آخر جذاب نشان مي‌دهد.اگر فقط ايده را روي كاغذ ببينيم، «قمارباز» از بسياري از فيلم‌هاي جشنواره‌ پارسال يك سر و گردن بالاتر نشان داد و مخاطب را راضي از سالن بيرون فرستاد. حمله سايبري، نفوذ، بازي پشت‌پرده و جهاني كه دشمنش ديده نمي‌شود؛ عناصري كه مي‌توانند سينماي ايران را از چرخه تكراري بحران‌هاي خانوادگي بيرون بكشند. اما مساله دقيقا همين جاست: فيلم به اندازه ايده‌اش جلو نمي‌رود. انگار «قمارباز» مدام نگران است كه اگر يك قدم بيشتر بردارد، كنترل از دستش خارج شود؛ پس به ‌جاي پيشروي، ترمز مي‌كند و سينما با ترمز جلو نمي‌رود.مشكل اصلي فيلمنامه نه در نبود قصه، بلكه در شيوه روايت آن است. فيلم بيش از حد به ديالوگ تكيه مي‌كند؛ ديالوگ‌هايي كه اغلب وظيفه تصوير را بر عهده مي‌گيرند. نتيجه اين مي‌شود كه مخاطب كمتر كشف و بيشتر اطلاع دريافت مي‌كند. در فيلمي با ساختار معمايي، اين يك خطاي استراتژيك است؛ معما زماني موثر است كه مخاطب احساس كند يك قدم عقب‌تر از داستان حركت مي‌كند، نه اينكه داستان مدام خودش را براي او توضيح دهد. اينجا «قمارباز» به‌ جاي آنكه مخاطب را وارد بازي كند، قوانين بازي را با صداي بلند مي‌خواند.محسن بهاري در اولين فيلم بلندش نشان مي‌دهد كه سينما را بلد است؛ قاب‌بندي‌ها غلط نيستند، ريتم از كنترل خارج نمي‌شود و فيلم فرو نمي‌ريزد. اما اين «بلد بودن» به ‌تنهايي امتياز محسوب نمي‌شود. مساله اينجاست كه كارگرداني فيلم بيش از حد بي‌خطر است؛ نه ميزانسن‌ها چيزي را به خطر مي‌اندازند، نه دوربين موضع مشخصي مي‌گيرد و نه فرم روايي دست به شيطنت مي‌زند. براي فيلمي كه درباره ناامني حرف مي‌زند، اين يك تناقض جدي است. زبان فيلم آرام، مطمئن و محافظه‌كار است و همين تضاد، انرژي اثر را خنثي مي‌كند.بازي‌ها در «قمارباز» قابل قبولند و همين جمله خطرناك است. در سينما، «قابل قبول» يعني عبور بي‌دردسر؛ يعني چيزي كه نه خراب مي‌كند و نه مي‌سازد. فيلمي كه بخش عمده فشارش بر گفت‌وگو و تنش رواني است، نياز به حداقل يك اجراي برجسته دارد؛ اجرايي كه بتواند وزن فيلم را بالا بكشد. اين اتفاق نمي‌افتد. بازيگران وظيفه‌شان را انجام مي‌دهند، اما فيلم را نجات نمي‌دهند . «قمارباز» نه دعوا راه مي‌اندازد و نه قواعد را به ‌هم مي‌ريزد؛ ترجيح مي‌دهد  بي‌اشتباه بماند تا  اثرگذار باشد. 
در ادامه همين منطق محافظه‌كارانه، «قمارباز» حتي در لحظه‌هايي كه مي‌تواند مخاطب را با ابهام و نااطميناني رها كند، ترجيح مي‌دهد همه‌ چيز را جمع‌وجور و توضيح‌پذير نگه دارد؛ گويي فيلم از سكوت، از خلأ و از اعتماد به هوش تماشاگر مي‌ترسد. اين ترس باعث مي‌شود ضرباهنگ روايت هر چند منظم، اما قابل پيش‌بيني باشد و تنش‌ها پيش از آنكه به اوج برسند، مهار شوند. فيلم نه فرو مي‌ريزد و نه غافلگير مي‌كند و همين تعادل بيش از حد، آن را در منطقه‌اي امن متوقف مي‌سازد؛ جايي كه نه خطر سقوط دارد و نه شانس پرواز. در سطح اجرا نيز همين رويكرد ادامه پيدا مي‌كند؛ كارگرداني منظم، تميز و كنترل‌ شده است، اما ميزانسن‌ها، دوربين و ريتم هيچ‌گاه وارد منطقه ريسك نمي‌شوند؛ همان ريسكي كه مي‌توانست زبان بصري فيلم را با مضمون ناامن آن همراستا كند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون