«اعتماد» در گفتوگو با غلامرضا كريمي بررسي كرد
آزمون صبر استراتژيك ايران
جنگ چهل روزه ايران را از منظر استراتژيك و راهبردي در موقعيت برتري قرار داد و موجب شد تا بستر براي برقراري نظم مورد نظر تهران در منطقه هموار شود. از همين رو ميتوان گفت برقراري آتشبس و رايزنيهاي هوشمندانه فرصتي است براي تثبيت دستاوردهاي ايران در ميدان و تضمين منافع كشورمان.
در حالي كه چشم جهان به اسلامآباد دوخته شده؛ جايي كه قرار است هياتهاي نمايندگي ايران و ايالات متحده رايزنيهاي احتماليشان را در ميانه آتشبس موقت دو هفتهاي برگزار كنند؛ گمانهزنيها درباره مبناي اين دور از گفتوگوها و چينش هيات نمايندگي ايران كه قرار است سكان اين دور از رايزنيها را عهدهدار شوند اوج گرفته است. تحليلهاي ادعايي در رسانههاي غربي در حالي مطرح شده كه مقامهاي رسمي كشورمان از جمله مسعود پزشكيان، رييسجمهوري و محمد باقر قاليباف با اشاره به تجاوزگريهاي اسراييل به لبنان و هدف قرار دادن مواضع حزبالله با استناد به يكي از بندهاي 10مادهاي طرح ارايه شده توسط ايران تاكيد دارند كه در صورت تداوم اين تجاوزگري مذاكرات احتمالي در اسلامآباد بيمعنا است. همين موضعگيري قاطع ايران موجب شد كه آكسيوس به نقل از منابع آگاه مدعي اولتيماتوم ترامپ به نتانياهو مبني بر توقف حمله به لبنان شد.همزمان برخلاف خواستهادعاييامريكا وخط ونشانهاي رييسجمهوري اين كشور، ايران كماكان مديريت تنگه هرمز را در اختيار دارد و عبور و مرور كشتيها را رصد كرده و بررسي ميكند. اين در حالي است كه پيشتر ترامپ بازگشايي تنگه هرمز را شرط آغاز رايزنيهاي ادعايي و برقراري آتشبس موقت قلمداد كرد. اما تهران با تكيه بر اين اهرم استراتژيك خود در ميدان نهتنها از موضع خود عقبنشيني نكرده بلكه درصدد است در صورت برگزاري گفتوگوها به واسطه دست بالايي كه در ميدان دارد خواستههاي و امتيازهاي حداكثري مورد نظر خود؛ متغيرهايي چون به رسميت شناخته شدن حق غنيسازي، تداوم مديريت بر تنگه هرمز، توقف دايم درگيريها و در نهايت دريافت غرامت و خسارات از جانب متجاوزان را محقق سازد.در همين راستا روزنامه اعتماد با هدف بررسي نتايج احتمالي رايزنيهاي روز شنبه و سناريوهاي پيش رو با غلامرضا كريمي استاديار روابط بينالملل دانشگاه خوارزمي گفتوگو كرده است.
غلامرضا كريمي در پاسخ به سوال نخست« اعتماد» درباره اهميت آتشبس موقتي كه توسط ايالات متحده در ميانه جنگ تحميلي و با موافقت ايران برقرار شد، گفت: مديريت و كنترل جنگ، يكي از فرازهاي راهبردي كليدي و از شروط ضروري پايداري در سيستم بينالملل محسوب ميشود. هيچ جنگي نميتواند براي هميشه ادامه يابد و در نهايت، شرايطي براي برقراري آتشبس فراهم ميشود. مرحله «خاتمهبخشي به جنگ »، فرآيندي پيچيده و غالبا دشوارتر از خود جنگ است. آتشبس لزوما به معناي توقف كامل درگيري نظامي نيست، بلكه ميتواند گام اوليهاي براي توقف استفاده از سلاح باشد. در سطح سياسي، آتشبس زماني معنا مييابد كه روايتي جمعي، قانعكننده و قابلقبول از دلايل، روند و پايان جنگ براي طرفين و ملتهايشان وجود داشته باشد.از منظر اين استاد دانشگاه، هنر زمانبندي در اعلام آتشبس نيز حياتي است؛ نه آنقدر زود كه منجر به كتمان واقعيتها شود و نه آنقدر دير كه جامعه را در وضعيتي فرسوده قرار دهد. چالش اصلي در اين فرآيند، مديريت «پاسخگويي » است. اگر اعلام آتشبس به «بازي سرزنش » ميان رهبران سياسي منجر شود، اين امر فرآيند را بسيار دشوار كرده و معمولا يكي از طرفين مانعتراشي ميكند. اما اگر بازي سرزنش وجود نداشته باشد و رهبران و اكثريت ملت بپذيرند كه ادامه جنگ به ضرر طرفين است، شرايط براي آتشبس فراهم ميشود.كريمي در ادامه با اشاره به جنگ چهل روزه تصريح كرد: در جنگ چهلروزه، شاهد تحولات عظيم و گستردهاي بوديم. در روز اول، با شهادت رهبر عاليقدر جمهوري اسلامي و جمعي از فرماندهان، جنگ با غافلگيري آغاز شد. اما ايران بلافاصله با حملات موشكي و پهپادي پاسخ داد و روند جنگ متوازن شد. برخلاف جنگ دوازدهروزه كه تمركز بر اسراييل بود، در اين جنگ ايران پايگاههاي نظامي امريكا در منطقه را هدف قرار داد و تنگه هرمز تحت كنترل نيروهاي مسلح ايران درآمد، كه بازار انرژي را بهشدت تحت تأثير قرار داد.از همين رو پس از چهل روز، تأثيرات جنگ به حدي گسترده شد كه كل جهان را تحتالشعاع قرار داد. با توجه به تهديد ترامپ مبني بر حمله به زيرساختهاي ايران و واكنش قاطع ايران، جامعه جهاني خواهان آتشبس بود. سيگنالهاي مشخصي براي آتشبس از سوي امريكا و اسراييل ارسال شد. با وجود شرايطي كه پذيرش آتشبس را ممكن ميساخت، تلاشهاي گستردهاي در سطح كشورهاي اسلامي و پاكستان صورت گرفت. در نهايت، در لحظاتي كه احتمال تشديد جنگ بسيار بالا بود، آتشبس برقرار شد. مذاكراتي در سطوح بالاتر بين ايران و امريكا براي پيگيري مرحله خاتمهبخشي و بازسازي در ادامه جنگهاي دوازدهروزه و چهلروزه در پيش است كه تأثيرات گستردهاي بر منطقه و محيط بينالمللي خواهد داشت.
كريمي همچنين در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره پروسهاي كه حالا ادعا ميشود قرار است به مذاكرات احتمالي بين ايران و امريكا منتهي شود نيز گفت: فرآيند مذاكرات منجر به آتشبس، مسيري پيچيده را طي كرد. در ابتدا، طرح پانزده مادهاي امريكا توسط ايران رد شد و موضوع آتشبس در قالب پيشنهادي قابلپذيرش تلقي نگرديد. متعاقبا، ايران طرح 10مادهاي خود را به عنوان مبناي مذاكرات پيشنهاد داد. با توجه به فشارهاي وارده از سوي امريكا و رايزنيهاي مستمر ايران با كشورهاي اسلامي، به ويژه پاكستان، ضرورت پذيرش آتشبس احساس ميشد.ايران، با در نظر گرفتن سابقه نامطلوب امريكا در تعهدات بينالمللي، بر لزوم تأييد رسمي طرح 10مادهاي از سوي ترامپ در صفحه توييتر خود اصرار ورزيد. ترامپ با انتشار توييتي، اين طرح را مبناي مذاكرات اعلام كرد و شرايط لازم براي آتشبس را فراهم آورد. با اين حال، اختلافات ريشهدار ميان دو كشور، كه سابقهاي ۴۷ ساله دارد و با دو جنگ و تحريمهاي متعدد تشديد شده، ديوار بياعتمادي بلندي را ميان آنها بنا نهاده است. به باور كريمي برقراري آتشبس، معمولا زماني رخ ميدهد كه شرايط جنگي به مرحله بحراني و پرخطري ميرسد. مذاكرات كنوني ايران و امريكا، با توجه به تحولات پس از جنگ دوازدهروزه و چهلروزه، تفاوتي بنيادين با مذاكرات دو دهه گذشته دارد. ايران توانسته جايگاه منطقهاي و بينالمللي خود را تثبيت كرده و اهرمهاي جديدي، از جمله در تنگه هرمز، به دست آورد.همزمان با وجود اعتراضاتي نسبت به پذيرش آتشبس، بايد در نظر داشت كه در صورت عدم برقراري آن، حملات احتمالي اسراييل به زيرساختهاي ايران با پشتيباني تسليحات و هواپيماهاي پيشرفته امريكايي، خسارات گستردهتري به بار ميآورد. اگرچه ايران نيز ميتوانست واكنشهاي موثري عليه منافع امريكا در منطقه نشان دهد، اما آتشبس از گسترش خسارات جلوگيري كرد.اين استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان كرد: در جنگ دوازدهروزه، تصور ميشد كه با ادامه درگيري، اسراييل درگير فروپاشي ميشود. اما جنگ چهلروزه نشان داد كه آستانه تحمل سياسي و اجتماعي اسراييل، حتي در برابر حملات موشكي و پهپادي ايران، بالا رفته و فروپاشي اين بازيگر در كوتاهمدت محتمل نيست. در حالي كه در جنگ دوازدهروزه، بمبهاي سنگرشكن و حملات به تأسيسات هستهاي، شرايط را براي آتشبس فراهم آورد، در جنگ چهلروزه، با وجود استفاده ايران از اهرمهاي جديد، شرايط متفاوت بود.اكنون، حمايت تمام ملت ايران از آتشبس، به همان شدت و انسجام دوران جنگ، براي موفقيت ديپلماتها در صحنه مذاكرات حياتي است. اين مذاكرات، كه در فضايي پس از نزديك به پنج دهه خصومت ايران و امريكا و ايران و اسراييل صورت ميگيرد، بايد منافع ملي ايران را تأمين كرده و به وضعيتي پايدار، فراتر از «نه جنگ، نه صلح »، منجر شود. اميد است كه در پرتو مذاكرات پيش رو، منافع ملي ايران حفظ شده و اين وضعيت تنشزا خاتمه يابد.
اين استاد دانشگاه در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» مبني بر دليل انتخاب اسلامآباد براي برگزاري مذاكرات افزود: اسلامآباد به عنوان كانون تلاشهاي ديپلماتيك براي برقراري آتشبس در جنگ چهلروزه، نقشي محوري ايفا نمود. اين انتخاب، فراتر از اقدامات ساير كشورها چون تركيه، مصر و برخي كشورهاي عربي كه صرفا از طريق لابيهاي خود در امريكا تلاش ميكردند، از ويژگيهاي منحصربهفرد پاكستان نشأت ميگيرد.پاكستان به واسطه قدرت هستهاي خود به عنوان تنها كشور اسلامي در اين جايگاه، از وزن و اعتبار ويژهاي در سطح بينالمللي برخوردار است. علاوه بر اين، روابط چندوجهي اين كشور با قدرتهاي جهاني مانند امريكا و چين، و همچنين ارتباطات نزديك با كشورهاي عربي از جمله عربستان سعودي، و در عين حال، روابط استراتژيك با ايران، مجموعهاي از عوامل كليدي را فراهم آورد كه مداخله موثر اين كشور را ممكن ساخت.علاوه بر اين به باور كريمي اراده سياسي جدي مقامات عاليرتبه پاكستاني، از جمله نخستوزير، وزير دفاع و فرماندهان ارشد نظامي، در پيگيري مكرر و قاطعانه روند آتشبس، نشاندهنده تعهد اين كشور به پايان دادن به درگيري بود. اين عزم تا جايي پيش رفت كه حتي پس از برقراري آتشبس و بروز خطر تشديد مجدد حملات اسراييل به لبنان، فشارهاي پاكستان و جامعه بينالمللي، خصوصا اعمال نفوذ امريكا بر اسراييل، منجر به كاهش شدت حملات گرديد.كريمي در ادامه خاطرنشان كرد: عليرغم اينكه در ابتدا لبنان از دستور كار آتشبس كنار گذاشته شد، فشارهاي وارده از سوي ايران و پاكستان، اسراييل را به آغاز روند گفتوگو با لبنان و كاهش تنش واداشت. اين رويكرد فعال، پاكستان را از ساير ميانجيگران متمايز ميسازد؛ در حالي كه كشورهايي چون عمان و قطر عمدتا بر جنبههاي بوروكراتيك تمركز داشتند، پاكستان با بهرهگيري از ابزارهاي قويتر و وزن استراتژيك خود، فرآيند مذاكرات را با موفقيت پيش برد.كريمي در ادامه خاطرنشان كرد: هرچند اسراييل واكنشهاي چندان مثبتي به مواضع پاكستان نشان نداده، اما ايران و امريكا هر دو نسبت به ميانجيگري پاكستان نظر مثبت دارند. در نهايت، نقش استراتژيك پاكستان به عنوان يك واسطه قابل اتكا، چه در دستيابي به آتشبس و چه در پيشبرد فرآيندهاي ديپلماتيك آتي، غيرقابل انكار است.
اين استاديار روابط بينالملل در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره كارشكنيهاي احتمالي رژيم صهيونيستي در فرآيند مذاكرات و آتشبس تاكيد كرد: اسراييل طي دودهه اخير، نقشي محوري در تخريب و سنگاندازي در مسير مذاكرات ايران و امريكا ايفا كرده است. گزارش اخير نيويورك تايمز، زمينهسازي نتانياهو براي شروع جنگ چهلروزه را تشريح ميكند؛ طرحي كه از پيش در كاخ سفيد با ترامپ پيريزي شده بود و بر حذف رهبري ايران، فلج كردن محور مقاومت، ايجاد قيام مردمي و در نهايت تغيير رژيم متمركز بود. اگرچه امريكاييها تنها دو شرط اول را پذيرفتند، اما تلاش اسراييل براي تضعيف ايران، چه در مذاكرات برجامي و چه در دوران ترامپ، منجر به خروج امريكا از توافق شد. كريمي افزود: در جريان جنگ دوازدهروزه، نتانياهو به ترامپ اطمينان داده بود كه زيرساختهاي موشكي ايران ظرف چند هفته نابود خواهد شد، ايران قادر به بستن تنگه هرمز نيست و اعتراضات خياباني منجر به سقوط حكومت خواهد شد. اين پيشبينيها، همانند سناريوهاي ديگر، در جنگ چهلروزه با شكست مواجه شد و ايران با وجود تحمل خسارات و تقديم شهدا، توانست اهرمها و ابزارهاي جديدي در منطقه و در پيشبرد مذاكرات به دست آورد.با اين همه به باور كريمي اسراييل همچنان به دنبال تضعيف قدرت استراتژيك ايران است و تلاش دارد با شكستن آتشبس، وضعيت «سرزمين سوخته» را در ايران ايجاد كند؛ رويكردي مشابه آنچه در لبنان نيز تجربه شد. با اين حال، روند مذاكرات كه از شنبه آغاز خواهد شد، نيازمند هوشياري در برابر كارشكنيهاي اسراييل است. به گفته اين استاد دانشگاه جنگ چهلروزه، با وجود هزينههايش، نقايص دفاعي و راهبردي ايران را آشكار ساخت و در عين حال، توانمنديهاي ايران در تنگه هرمز و محور مقاومت را نيز برجسته نمود؛ امري كه بهشدت اسراييل را نگران كرده است. حفظ آتشبس و پيشبرد مذاكرات سودمند، به منظور تأمين منافع ملي ايران، ارتقاء رفاه اقتصادي و تقويت توان دفاعي كشور، اولويت اصلي محسوب ميشود.
غلامرضا كريمي همچنين در ادامه گفتوگو با «اعتماد» به اهميت تنگه هرمز پرداخت و گفت: تنگه هرمز با عرضي حدود ۴۰ كيلومتر، حياتيترين گلوگاه انرژي جهان است كه خليج فارس را به درياي عمان و آبهاي آزاد متصل ميكند. روزانه بهطور ميانگين ۲۰ميليون بشكه نفت خام و فرآوردههاي نفتي، معادل ۲۵ درصد از تجارت دريايي نفت جهان، از اين مسير عبور ميكند. همچنين، اين تنگه ميزبان ۲۰درصد از تجارت جهاني LNG است. حدود ۸۹درصد از نفت عبوري به بازارهاي آسيايي از جمله چين، هند، كره و ژاپن صادر ميشود و ارزش اقتصادي سالانه انرژي آن به ۶ هزار ميليارد دلار ميرسد كه رقمي معادل ۶ درصد از توليد ناخالص داخلي جهاني است.اين استاد دانشگاه درباره استفاده ايران از اين تنگه به عنوان اهرم ادامه داد: با شروع درگيريهاي نظامي در ۹ اسفند، تردد در اين مسير بهشدت كاهش يافت؛ بهطوريكه آژانس بينالمللي انرژي، اين اختلال را بزرگترين بحران در تاريخ تأمين انرژي قلمداد كرد. افزايش قيمت نفت به بيش از ۱۱۰ دلار، كه ناشي از خروج نيمميليارد بشكه نفت از بازار جهاني بود، امريكا را ناگزير به پذيرش آتشبس جهت مهار تورم داخلي و اعتراضات اجتماعي كرد. ايران در اين مدت با استفاده از اين اهرم راهبردي، تأثير تعيينكنندهاي بر اقتصاد سياسي بينالملل گذاشت.
اين عضو هيات علمي و كارشناس مسائل سياسي در پايان درباره تحليل جامع جايگاه استراتژيك ايران و فرصتهاي مذاكراتي و موانع پيش رو افزود: پس از جنگ ۴۰روزه، ايران از منظر راهبردي و استراتژيك در منطقه خاورميانه و عرصه بينالمللي در جايگاه برتري قرار گرفته است. اين تحول، مستلزم دستيابي به جايگاهي متناسب در نظم منطقهاي و جهاني از طريق مذاكرات و تداوم آتشبس است. با توجه به اهميت ديپلماسي، فرهنگسازي در خصوص آن ضروري است تا با حفظ انسجام ملي، مذاكرات به پيش برده شود. پيروزي ايران در برابر فشارهاي دو قدرت اتمي جهاني، توانمندي آن را در محيط بينالمللي اثبات كرده و آغاز مذاكرات، فرصتي براي تثبيت اين دستاوردها و تعيين جايگاه جديد ايران محسوب ميشود.اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: پذيرش آتشبس، تصميمي شجاعانه و سرنوشتساز بود كه توانايي تصميمسازي مقامات ايراني را در شرايط بحراني نشان داد و تلاش دشمنان براي تضعيف ايران را ناكام گذاشت. اين دستاوردها بايد در مذاكرات تثبيت گردد.
با اين حال به باور كريكي موانع متعددي بر سر راه مذاكرات قرار دارد. بنيامين نتانياهو، نخستوزير اسراييل، به دليل منافع شخصي و سياسي، از بزرگترين مخالفان اين روند است. روسيه و شخص پوتين نيز از تداوم ناامني در خاورميانه براي پيشبرد اهداف خود در اوكراين و كسب منافع اقتصادي بهره ميبرند. جمهوري آذربايجان، با روابط نزديك با اسراييل و اهداف توسعهطلبانه در قفقاز، و همچنين امارات و عربستان كه به دنبال ثبات اقتصادي بدون رقيب هستند، از ديگر بازيگران مخالف دستيابي به توافق پايدار محسوب ميشوند. در داخل نيز، برخي با هرگونه صلح جامع مخالفند.لذا، ضرورت دارد با هوشياري در برابر كارشكنيهاي خارجي و كنترل عوامل مخل داخلي، با حفظ انسجام ملي و اراده مسوولان ارشد، مذاكرات به پيش برده شود تا توافق جامع و پايداري حاصل گردد. اين امر، مسيري براي توسعه و تأمين رفاه ملت ايران فراهم خواهد ساخت و جايگاه اين كشور را در عرصه بينالمللي ارتقا خواهد داد.