آثار تجسمي در خيابانها در جريان جنگ چه روزهايي را گذراندند؟
روزگار دوزخي مجسمههاي شهري*
در بسياري از شهرداریهاي دنيا، واحدي به نام نگهداري هنر شهري (Public Art Maintenance)
وظيفه حفاظت فيزيكي و ايمني این آثار را برعهده دارد
محسن رافعي
در ميانه جنگ تحميلي، پس از كشتار تاسفانگيز مردم و كودكان در محيطهاي شهري، طبعا ملاحظات و اولويتهاي ديگري هم وجود دارد. از آن ميان، توجه به آثار و گنجينههاي ملي و بينالمللي در فضاهاي شهري ازجمله موزهها و آثار هنري نصب شده در ميادين و فضاهاي عمومي و بناهاي تاريخي كه بخش بسيار مهمي از ميراث فرهنگي و هنري كشور عزيزمان ايران است، لازم و مبرم به نظر ميرسد. در حملاتي كه در فضاهاي شهري انجام شده شاهد هدف قرار گرفتن خيابانها و مكانهايي نزديك به ميادين شهري تهران و ساير شهرها بودهايم كه باعث آسيب به اين آثار شهري شده است. متاسفانه علاوه بر آسيبهاي بلندمدت و پنهان مجسمهها و آثار هنري و بناهاي تاريخي ايران مخصوصا تهران و اصفهان كه به صورت طبيعي وجود دارد، حملات جنگي باعث آسيبهاي جدي در اين گنجينههاي ملي ميشود. (تركيب حملات با زلزله، فرونشست و ساير عوامل محيطي) هر انفجار موشك، امواج صوتي و فشاري بسيار قدرتمند ايجاد ميكند كه اين امواج، حتي اگر در فاصله دور باشند، باز هم باعث لرزشهاي ناگهاني و شديد در سازهها و آثار هنري ميشوند. اين لرزشها ميتوانند اتصالات داخلي، جوشها يا ملات بين قطعات را ضعيف كنند و باعث ترك خوردن قطعات سنگ يا متريال اثر شوند؛ بدون آنكه در ظاهر آثار قابل تشخيص باشند و در روند زمان با فرسايش اثر و شرايط پيچيده شهرهايي مثل تهران كه زلزله، رانش و فرونشست زمين، شوكهاي حرارتي و رطوبتي محيطي مثل يخبندان، آلودگيهاي شهري و تنشهاي مداوم حركت ماشينآلات سنگين و سبك شهري در همجواري با آثاري كه ضربات آرام و مداوم به آثار وارد ميكنند، وجود دارد و ميتواند باعث آسيب جدي به اين آثار هنري شود. متاسفانه استفاده از موشكهاي سنگين و گاه غيرمتعارف كه معمولا براي نفوذ به اهداف زيرزميني طراحي شدهاند حتي اگر مستقيما به مجسمه برخورد نكنند، اما انفجار در عمق و با قدرت بالا ميتواند لرزشهاي بسيار شديدتري را به كل منطقه پيراموني و زير ساختها و زمين نزديك به اثر يا بنا وارد كند. موج اين انفجارها ميتواند گسلهاي كوچك يا نقاط ضعف در ساختار زمين را فعال كنند كه درنهايت روي پايداري و ساختار مجسمهها و ساير ابنيه تاريخي تاثيرات مخربي ميگذارد. در واقع، حملات هوايي يك عامل تسريعكننده براي تخريب مجسمهها و آثار هنري شهري و بناهاي قديمي هستند. اين حملات، حتي اگر مستقيما به آثار برخورد نكنند با ايجاد لرزشها و تنشهاي اوليه، مجسمهها و آثار هنري «بيمار» شهري را كه بر اثر فرسايش و عوامل شهري آسيبهايي دارند و به صورت اصولي و حرفهاي مرمت يا حفاظت نشدهاند و اصطلاحا بيمار شدهاند را با آسيب غيرقابل جبراني مواجه مينمايند. متاسفانه به واسطه عدم وجود يك سياستگذاري كلان كارشناسي شده و برنامهريزي شده كه بايستي توسط نهادهاي متولي مثل سازمان زيباسازي و شهرداري انجام ميشد؛ بايد مجسمهها يا ساير آثار هنري شهري با همكاري همهجانبه با انجمنهاي تخصصي هنري و مرمت مثل انجمن هنرمندان مجسمهساز با بررسيهاي دورهاي در زمان غيراضطراري جنگي مورد سنجش و پايش قرار ميگرفت و به صورت اصولي مرمت، نگهداري و صيانت ميشدند. اگر اين آثار هنر شهري به درستي حفاظت ميشدند اكنون كمتر مورد تهديد بودند و امكان حفاظت از اين آثار راحتتر ميبود.
براساس اصول مديريت ميراث شهري و استانداردهايي كه در بسياري از كشورها (و همچنين در توصيههاي يونسكو و ايكوموس) وجود دارد، در قبال مجسمهها و آثار هنري ارزشمند شهري، نهادهاي متولي مثل شهرداريها وظايف مختلفي دارند كه بايستي با كمك و مشاوره و كار كارشناسي از نهادهاي تخصصي حوزههاي مختلف هنري، آثار را حفاظت و صيانت نمايند ازجمله مهمترين اين وظايف شناسايي، ثبت و مستندسازي دقيق آثار، نگهداري و پايش منظم آثار است كه شهرداريها بايستي فهرست كاملي از مجسمهها و آثار هنري شهري را تهيه كنند و براي هر اثر پرونده فني مجزا ايجاد نمايند (جنس، سازنده، تاريخ ساخت، ابعاد، محل نصب و...) و درجه اهميت اثر را مشخص نمايند (معمولي، مهم شهري، ميراث ملي) تا هيچ اثر مهمي بدون ثبت و برنامه حفاظت باقي نماند. براي هر اثر بايستي عكاسي حرفهاي و دورهاي انجام شود و نقشه و اندازهگيري دقيق تهيه شود و در صورت امكان اسكن سهبعدي انجام شود تا وضعيت آسيبها ثبت و بررسي شود؛ كاري اصولي كه پايه تمام برنامههاي مرمت و حفاظت خواهد بود. در ادامه شهرداري موظف است با بازرسي دورهاي (معمولا سالانه يا شش ماهه) و تميزكاري اصولي كنترل زنگزدگي، تركها يا شل شدن اتصالات، تعميرات كوچك را قبل از تبديل شدن آسيب جدي به آثار را با مشاوره نهادهاي تخصصي انجام دهند.
در بسياري از شهرهاي دنيا، واحدي به نام نگهداري هنر شهري (Public Art Maintenance) وجود دارد كه وظيفه حفاظت فيزيكي و ايمني آثار هنر شهري، نورپردازي مناسب، ايجاد حصار يا فاصله ايمن، سيستمهاي نظارتي و... را براي جلوگيري از هرگونه آسيب انجام ميدهند. شهرداري موظف است با همكاري با نهادهاي تخصصي و افراد متخصص، مرمت آثار هنري آسيب ديده را به صورت يك برنامه مدون و دايمي انجام دهد. حتي شهرداريها موظفند در جهت آموزش و حفاظت از آثار، تابلوهاي معرفي اثر را در فضاي همجوار نصب كنند تا مردم را با اهميت اثر آشنا كنند و از آسيبهاي ناشي از بيتوجهي عمومي جلوگيري نمايند.
يكي ديگر از مهمترين وظايف شهرداري و نهادهاي متولي، ارزشگذاري رسمي اثر و بيمه در برابر تخريب، سرقت يا حوادث ميباشد كه در موارد خاص و بحراني براي انجام سريع وظايف لازم از خسارت بيمه جهت مرمت اثر مورد استفاده قرار گيرد.
علاوه بر اين شهرداري بايد طراحي دقيقي براي حفاظت از آثار ارزشمند در شرايط اضطراري و غيرمترقبه مثل زلزله، سيل يا در زمان جنگ يا بحران را با همكاري نهادهاي تخصصي هنري و افراد متخصص را تدوين و به صورت اجرايي برنامهريزي نمايد كه اگر آثاري در موارد خاص نياز به جابهجايي موقت يا حتي دايمي به محل امن يا موزهها را دارند انجام دهند، كاري كه در دنيا براي بسياري از آثار برجسته هنري انجام شده است. در شرايط جنگي، شهرداريها و نهادهاي ميراث فرهنگي معمولا با استفاده از پروتكل حفاظتي اضطراري از مجسمهها و آثار شهري محافظت مينمايند. در نمونههاي واقعي از اروپا در جنگ جهاني دوم نهادهاي متولي با پوشاندن مجسمه با كيسههاي شن سعي در حفاظت از آثار هنر شهري داشتهاند كه با جذب موج انفجار باعث جلوگيري از برخورد مستقيم تركشها و محافظت از مجسمهها و آثار هنري ميشد اما براساس تجربههاي پيشين شرايط جنگ و بهره از امكانات نوين ميتوان كارهاي موثري براي حفاظت از آثار هنري انجام داد. روشهايي كه به صورت حرفهاي و حتي همراه با خلاقيت ميتواند به حفاظت آثار كمك موثري نمايد. در روشهايي كه در جنگهاي اخير به كار گرفته شده حفاظت به صورت اصولي و فني و در چند لايه انجام شده است. لايه اول: در لايههاي ابتدايي با استفاده از متريالهاي نرم و پوشاننده، اثر در برگرفته ميشود. لايه دوم: در اين لايه با استفاده از موادي مثل فومهاي ضربهگير، ضدآب و فرسايش لايه اول پوشش داده ميشود. لايه سوم: در لايه بعدي اسراكچر فلزي مقاوم ايجاد ميشود كه با ورق فلزي يا الوار يا صفحات چوبهاي صنعتي مقاوم پوشانده ميشود. لايه چهارم: درنهايت در لايه آخر ميتوان با استفاده از كيسههاي شني به عنوان لايه حفاظتي سخت و نرم كه به عنوان لايه محافظ در مقابل موجها و تركشهاي احتمالي، عمل مينمايد ديوارهاي ايجاد شده را حفاظت كرد (كه در تصوير شبيهسازي شده است). با اين حال باتوجه به تجربههاي پيشين روشهاي مختلف و علمي و حرفهاي براي حفاظت آثار پيشبيني، مدون و انجام شده كه شهرداري تهران بايستي با كمك و همراهي نهادهاي تخصصي مثل انجمن هنرمندان مجسمهسازي و تجربه همه كارشناسان حوزه مرمت در فضايي همدلانه در حفظ و صيانت اين گنجينههاي ملي اقدام كند.
در گام آخر، نهادهاي متولي وزارت ميراث فرهنگي، وزارت امور خارجه و شهرداري و ساير نهادهاي تخصصي بايستي در مورد آسيب به ميراث فرهنگي در زمان جنگ، بهخصوص اگر حملات هوايي صورت گرفته باشد، اعتراض و پيگيريهاي حقوقي بينالمللي براي آسيب به ميراث فرهنگي در زمان جنگ را انجام دهند. اين پروسه حقوقي با جمعآوري مستندات و شواهد اين جنايتها، كه مهمترين و اولين مرحله است، آغاز ميشود كه بايستي تمام شواهد مستدل، محكم و قابل قبول جمعآوري شوند. ازجمله عكسها و فيلمهاي واضح از آثار و بناها آسيبديده كه دوره قبل و بعد از حمله را نشان دهند. اينجاست كه لزوم ثبت مدون آثار در پرونده اختصاصي آثار شهري در شهرداري از آغاز خلق و نصب اثر ميتواند كاملا به پيگيري حقوقي كمك شاياني نمايد. همچنين، فيلمهايي كه نشاندهنده زمان و محل حمله، مختصات جغرافيايي، ثبت دقيق موقعيت مكاني آثار و بناهاي آسيبديده، همراه با گزارشهاي رسمي از شاهدان عيني و كارشناسان و متخصصان كه توضيحات آنها درباره حمله و ميزان خسارت است بايد به صورت كامل ثبت و ضبط و با مدارك ارزش تاريخي، فرهنگي، مذهبي يا هنري آثار كه ثبت ملي يا جهاني شده است به مجامع حقوقي و قضايي بينالمللي ارايه گردد، چون بدون مستندات قوي، ادعاي نقض قوانين بينالمللي قابل پيگيري نخواهد بود.
وزارت ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي به عنوان مرجع اصلي پيگيري مسائل مربوط به ميراث فرهنگي در ايران، بايستي با همكاري شهرداري و ايكوم (نمايندگي شوراي بينالمللي موزهها در ايران) و ساير نهادهاي تخصصي گزارشها و مستندات را در اسرع وقت جمعآوري نمايد و وزارت امور خارجه به عنوان نهاد مسوول پيگيري مسائل حقوقي و سياسي در سطح بينالمللي، پروندههاي ارجاع داده شده از وزارت ميراث فرهنگي را با اقدامات ديپلماتيك پيگيري نمايد. اين پيگيريها بايستي به صورت اضطراري از طريق نهادهاي بينالمللي ازجمله يونسكو، ايكوموس با درخواست فوريت موضوع، محكوميت حمله و انجام اقدامات لازم براي مستندسازي و احياي ميراث آسيبديده و جلوگيري از ادامه جنايت عليه گنجينههاي ملي و ميراث بينالمللي انجام شود.
علاوه بر اين اگر شواهد قطعي مبني بر عمدي بودن حمله به ميراث فرهنگي (كه جزو اهداف نظامي نبوده) وجود داشته باشد، ايران ميتواند موضوع را به دادستان ديوان كيفري بينالمللي و ديوان بينالمللي دادگستري ارجاع دهد، زيرا حمله به اماكن فرهنگي، مذهبي، علمي، آموزشي يا آثار هنري كه ثبت شدهاند، در زمان جنگ جنايت جنگي محسوب ميشود.
درنهايت انتشار گسترده مستندات و گزارشها در رسانههاي داخلي و بينالمللي در كنار استفاده از ديپلماسي و تريبونهاي بينالمللي مثل سازمان ملل متحد ميتواند براي جلبتوجه افكار عمومي جهان و محكوميت حملات موثر واقع شده و جلوي ادامه جنايت جنگي بر اين آثار و گنجينههاي ملي را بگيرد. مجموع اين برنامهريزيها و عملياتهاي اجرايي و پيگيريهاي حقوقي و رسانهاي كه جزو وظايف ذاتي نهادهاي ميراثي، شهرداري و امور خارجه است بخش مهمي از زيست حرفهاي و وظيفه همه دستاندركاران حوزه فرهنگ و هنر كشور و اهالي رسانه و همه ماست تا در كنار آگاهيسازي جامعه نسبت به حوادث در حال اتفاق در حوزه فرهنگ و هنر اين مساله مهم را به عنوان يك مطالبه مردمي و بينالمللي پيگيري و روشن كنيم تا بتوان از نابودي و آسيب به اين گنجينههاي ملي جلوگيري كرد؛ مسيري كه تنها با همدلي و كمك گرفتن از نهادهاي تخصصي مردمنهاد مثل انجمنهاي هنري و افراد متخصص دغدغهمند امكانپذير خواهد بود.
دبير و عضو هياتمديره انجمن هنرمندان مجسمهساز ايران
* عنوان مطلب برگرفته از نام رمان
«روزگار دوزخي آقاي اياز» اثر رضا براهني است.