• 1405 چهارشنبه 11 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 9297 -
  • 1405 چهارشنبه 26 فروردين

يك زوج جنايتكار در يك‌قدمي اعدام

حكم قصاص زوج ميانسالي كه در تهران و گيلان دو راننده مسافركش را به قتل رسانده بودند، ازسوي ديوان‌عالي كشور مهر تاييد خورد و هر دو در يك قدمي چوبه ‌دار قرار گرفتند.
اواخر سال 1400 گزارش كشف جسد مرد ميانسالي در اطراف شهرستان قرچك به پليس اعلام شد. ماموران پس از بررسي‌هاي اوليه دريافتند مرد 
55 ساله بر اثر فشار بر ناحيه گردن خفه شده است.
با شروع تحقيقات پليسي هويت مقتول شناسايي و رديابي‌ها براي دستگيري عامل يا عاملان قتل آغاز شد. چند روز بعد خودروي مقتول درحالي اطراف ورامين كشف شد كه بررسي‌ها نشان مي‌داد علاوه بر تلفن همراه مقتول، كپسول آتش‌نشاني داخل خودروي او نيز به سرقت رفته است. با گذشت 2 سال از اين جنايت اواسط سال 1402 تلفن همراه سرقت شده مقتول با يك سيمكارت ناشناس در شهر رشت روشن شد و ماموران با رديابي تلفن همراه به مرد جواني به نام خسرو رسيدند و او را دستگير كردند. خسرو پس از انتقال به پليس آگاهي و در جريان بازجويي‌ها قصد داشت خودش را بي‌خبر از ماجرا نشان دهد و با تناقض‌گويي سعي در انحراف مسير تحقيقات داشت اما درنهايت به قتل محمود با همدستي همسرش سارا اعتراف كرد. با اعتراف او، سارا نيز دستگير شد و او نيز اتهامش را پذيرفت. دو متهم اعتراف كردند كه پس از گرفتن خودروي دربستي تصميم گرفتند راننده را به قتل برسانند تا اموالش را سرقت كنند.
در ادامه بازجويي‌ها دو متهم به جنايت ديگري نيز اعتراف كردند و گفتند: «پس از قتل محمود به رشت رفتيم مدتي بعد بار ديگر تصميم به سرقت گرفتيم به همين خاطر سوار يك خودروي مسافربر شديم به خاطر 200 هزار تومان راننده آن خودرو را نيز با چاقو كشتيم.»
 با اعتراف صريح متهمان پرونده با صدور دو كيفرخواست براي قتل در تهران و رشت به مرحله محاكمه رسيد. در جلسه رسيدگي به اين پرونده در شعبه دهم دادگاه كيفري تهران اولياي دم درخواست قصاص كردند.
پسر مقتول به قضات گفت: «پدرم پول‌هايش را داخل خودرو نگهداري مي‌كرد. روز حادثه به من زنگ زد و 500 هزار تومان پول خواست كه من برايش كارت به كارت كردم. بعد از اينكه خودرو پيدا شد، ديديم پول‌هاي پدرم دست نخورده و فقط تلفن و كپسول آتش‌نشاني داخل خودرو سرقت شده است.»
پس از آن خسرو به جايگاه رفت و گفت: «آن روز سوار ماشين محمود شديم من جلو نشستم و سارا پشت سر راننده نشست. به يك سربالايي كه رسيديم، سارا يك شلوار از داخل كيفش بيرون آورد و دور گردن راننده انداخت آن‌قدر فشار داد كه بيهوش شد. من نقشي در قتل نداشتم و در آن لحظه فقط ترمز دستي خودرو را مي‌كشيدم كه ماشين به عقب نرود.» 
سپس سارا به جايگاه رفت و گفت: «من يك زنم و توان خفه كردن آن مرد را نداشتم. خسرو ابتدا جلو نشسته بود اما بعد از دقايقي به صندلي عقب آمد و با طنابي كه زير صندلي راننده بود، گلوي او را فشرد تا خفه شود.»
خسرو گفت: «جسد را در جايي خلوت رها كرديم فقط 80 هزار تومان پول داخل داشبورد بود كه برداشتيم و 500 هزار تومان هم از كارتش برداشت كرديم؛ پول‌هاي ديگر را پيدا نكرديم. بعد هم كپسول گاز ماشين را برداشتيم و 2 ميليون تومان فروختيم و به رشت رفتيم و در آنجا راننده ديگري را با چاقو كشتيم.»
با پايان جلسه، قضات سارا را به قصاص و حبس براي مباشرت در سرقت و خسرو را به حبس براي معاونت در قتل و مباشرت در سرقت محكوم كردند.
پس از آن خسرو راي را پذيرفت و سارا به آن اعتراض كرد و پرونده در ديوان عالي كشور مورد رسيدگي قرار گرفت، اما قضات ديوان پس از بررسي دقيق پرونده حكم صادره را تاييد كردند.
اين درحالي است كه پرونده اين دو متهم در گيلان هم مورد رسيدگي قرار گرفته بود و در آن پرونده خسرو به قصاص و سارا به حبس محكوم شده بود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون