• 1405 چهارشنبه 11 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 9297 -
  • 1405 چهارشنبه 26 فروردين

جنايي

رهايي مردي پس از 9 سال  با رضايت اولياي دم از اعدام

مردي كه به خاطر يك اشتباه در يك قدمي چوبه ‌دار بود، بعد از گذشت ۹ سال و ۶ ماه حبس از مرگ گريخت و از زندان نيز آزاد شد. او پس از ۹ سال و ۶ ماه حبس به جرم قتل غيرعمد، در آخرين روزهاي اسفند ماه سال گذشته از زندان آزاد شد. او در مورد پرونده‌اش گفته است: «بعد از ۹ سال و ۶ ماه زندان، باورم نمي‌شد كابوس تمام شده. تازه فهميدم از سايه مرگ فاصله گرفته‌ام. خانواده‌ام براي استقبال آمده بودند و بعد از سال‌ها دوباره قدم در خانه گذاشتم. مالك زمين كشاورزي بودم. كارگران بايد كار را تحويل مي‌دادند اما بدون انجام كار قصد رفتن داشتند. همين اختلاف كوچك باعث درگيري شد. حتي وقتي خودم را معرفي كردم، نمي‌دانستم كسي فوت كرده است. درگيري شديد شد و چون تعدادشان زياد بود، براي حفظ جانم سوار نيسان شدم و محل را ترك كردم. موقع خروج با يكي از كارگران برخورد كردم، اما نمي‌دانستم زير چرخ‌ها رفته و جانش را از دست داده. يك ساعت بعد از ترس ادامه درگيري، خودم را به كلانتري معرفي كردم.»  او در ادامه اظهار كرده: «چون حادثه در زمين شخصي‌ام و هنگام فرار رخ داده، متهم به قتل هستم. خانواده مقتول هم درخواست قصاص كردند. چند بار به رييس قوه قضاييه نامه نوشتم تا تكليفم معلوم شود، اما اولياي دم نه رضايت مي‌دادند و نه حكم را اجرا مي‌كردند. واحد صلح و سازش و خانم آذر شهسواري ۹ سال براي آزادي‌ام تلاش كردند. حتي در روزهاي كرونا هم همراه بودند. با تلاش آنها و خيرين رضايت گرفته شد و آزاد شدم. درباره چند زنداني با خانواده مقتولان صحبت كرديم و موفق به گرفتن رضايت شديم. سه زنداني مالي هم داشتيم كه با گلريزان و كمك دوستان و هم‌بندي‌ها توانستيم ديه‌شان را جمع كنيم و آزادشان كنيم. به نظرم بيشتر قاتلان بدون قصد قبلي و بر اثر يك لحظه خشم مرتكب قتل مي‌شوند، اما همين لحظه مي‌تواند دو زندگي را نابود كند. محكوم‌ به ‌قصاص بودن يعني زندگي كردن با ترس مرگ؛ سخت‌ترين تجربه‌اي كه يك انسان ممكن است داشته باشد.»


قتل دو نفر با چاقو در جنوب تهران

تحقيقات در مورد قتل دو مرد جوان با ضربات چاقو در جنوب تهران در حالي ادامه دارد كه متهم ادعا كرده صداهاي عجيب در سرش شنيده و براي دفاع از خود مرتكب قتل شده است. ۵ فروردين‌ ماه جاري، گزارش مرگ مشكوك دو مرد جوان به بازپرس كشيك قتل پايتخت اعلام شد. با دريافت اين خبر بلافاصله به دستور بازپرس جنايي تحقيقات آغاز شد. بررسي‌هاي اوليه كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي نشان داد دو مرد جوان با ضربات متعدد و عميق چاقو مجروح شده و پس از انتقال به بيمارستان، باوجود تلاش كادر درمان، جان خود را از دست داده‌اند. در ادامه تحقيقات، عامل قتل‌ها شناسايي شد. او كه پسر ۲۴ ساله‌اي به نام فريدون است به نظر مي‌رسيد به تنهايي سناريوي اين دو قتل را اجرا و پس از آن هم از محل فرار كرده است. به اين ترتيب كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي پايتخت با پيگيري سريع، متهم را شناسايي و در مخفيگاهش بازداشت كردند. فريدون در بازجويي‌هاي اوليه ضمن اعتراف به درگيري‌هاي مرگبار گفت: «مدتي بود كه صداهاي عجيبي در سرم مي‌شنيدم. صداهايي كه مدام تكرار مي‌كردند افرادي از اقوامم قصد دارند مرا به قتل برسانند. من براي دفاع از خودم و اينكه آنها به من آسيبي نزنند، دو نفر از اقوام پدرم را مجروح كردم كه متاسفانه منجر به مرگ آنها شد، البته قصد قتل نداشتم و فقط مي‌خواستم به من آسيبي نرسد.» با اعتراف صريح متهم، به دستور بازپرس جنايي، او دراختيار كارآگاهان اداره آگاهي قرار گرفت و تحقيقات براي روشن شدن زواياي پنهان اين پرونده و بررسي ادعاي شنيدن صداها ادامه دارد. در همين راستا متهم به پزشكي قانوني معرفي شده است تا صحت ادعا و سلامت رواني او بررسي شود.


مردي براي بار سوم  پاي ميز محاكمه رفت

مردي كه با اعتقاد به مهدورالدم بودن همسرش او را به قتل رسانده است، براي بار سوم پاي ميز محاكمه رفت. ۵ سال قبل خبر قتل زني به نام لاله به ماموران داده شد. خواهر اين زن گفت شوهر خواهرش مرتكب اين قتل شده است. او گفت: «خواهرم و شوهرش با هم اختلاف داشتند. اين اختلاف از زماني جدي شد كه شوهرخواهرم به نام حميد براي مدتي از ايران رفت و وقتي برگشت نسبت به خواهرم مظنون شد. از آن به بعد ديگر آنها رابطه خوبي با هم نداشتند. روز حادثه هم با يك آشنا به خانه ما آمد و خواهرم را با شليك گلوله كشت.»  با اين شكايت، ماموران حميد را بازداشت كردند. دوست حميد به نام رحيم هم شناسايي و بازداشت شد. آنها به قتل اعتراف كردند. با تكميل تحقيقات و صدور كيفرخواست پرونده براي رسيدگي به شعبه ۲ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسيدگي اولياي دم كه شامل قيم كودك دو ساله مقتول هم بود، درخواست قصاص كردند. سپس متهم در جايگاه قرار گرفت.  او گفت: «من و همسرم در ايران با هم آشنا شديم و ازدواج كرديم. زماني كه من مجبور شدم براي مدتي چند به افغانستان بروم متوجه شدم لاله با فردي وارد رابطه شده است. اين موضوع من را خيلي اذيت مي‌كرد. وقتي به قطعيت رسيدم از چند نفر در كشور خودم استعلام گرفتم و آنها تاييد كردند كه من مي‌توانم او را به عنوان مهدورالدم بكشم.»  متهم گفت: «يك اسلحه تهيه كردم و به زنم در خانه خواهرش شليك كردم.»  سپس متهم ديگر در جايگاه قرار گرفت. او گفت: «حميد به من مداركي نشان داد كه تاييد مي‌كرد زنش مهدورالدم است. من هم قبول كردم كمك كنم ولي قتل كار خودش بود.»  درنهايت باتوجه به مداركي كه به دادگاه ارايه شد حكم بر مهدورالدم بودن زن صادر و حميد به ۵ سال حبس و پرداخت ديه محكوم شد.
اين حكم مورد اعتراض اولياي دم قرار گرفت و ديوان عالي كشور آن را نقض كرد. پرونده براي رسيدگي مجدد به شعبه سه فرستاده شد و متهم ‌‌بار ديگر محاكمه و دوباره به سه سال حبس محكوم شد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون