• 1405 يکشنبه 29 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6301 -
  • 1405 دوشنبه 31 فروردين

گزارشي از تجاوز‌هاي مكرر نظامي امريكا و رژيم اسراييل به «انستيتو پاستور ايران» و امدادگران «هلال‌احمر»

«نقطه‌زني» به «امنيت سلامت»

وطن يعني قرارِ بي‌قراري / پرستاري، كمك، بيمارداري (عليرضا شجاع‌پور)

مريم مهدوي‌اصل٭

اشاره ـ نه زماني براي گريستن داريم و نه زماني براي غم از دست دادن، وقتي آگاه باشيم؛ پدران و مادران جوان ايراني براي تولد نوزادهاي خود، به واكسن‌هاي حياتي نياز دارند تا نسل پيش‌ روي ايران بار ديگر دچار بيماري‌هاي به ‌شدت مسري و كشنده طاعون، آبله‌مرغان، وبا يا به‌طور كلي‌تر انواع و اقسام بيماري‌هاي مسري و واگيردار عفوني و ميكروبي و ويروسي نشوند و البته برخي نوزدان و نوپايگان ايران امروز كه نهايت ۲سال دارند، با همه كوچكي خود كه تجربه دو جنگ اخير را در ذهن و حافظه تاريخي خود ثبت كرده‌اند، به جاي سوال «چرا؟» كه احتمالا نخستين سوال هر كودك نوپايي در جهان است، چرخه زيست طبيعي سوال‌ چرايي؟ خود را تغيير داده‌ و مي‌پرسند: «چي بود؟ - چي شد؟»، چراكه براساس برخي شنيده‌ها و مشاهدات ميداني روزنامه‌نگاري، برخي نوپايگان ۲ساله كه آغاز به سخن كرده‌اند، هنگام تجربه شنيدن صداهاي جت‌هاي مخوف جنگنده‌هاي امريكايي - اسراييلي كه نگران مي‌شدند و تصور مي‌كردند جيمبو (كارتون) آمده و بايد قايم شوند، اما به دنبال شنيدن صداي انفجارهاي مهيب موشك‌هاي مافوق‌صوت و حتي بمب‌هاي سنگرشكن كه هر خانه‌اي را به لرزه مي‌اندازد، از والدين خود پرسيده‌اند: «چي بود؟ - چي شد؟». متاسفانه حتي امروز و در زمان آتش‌بس مشاهده مي‌شود كه برخي از آنان هنگام بازي‌هاي كودكانه، از سوال «چرا؟» استفاده نمي‌كنند و فقط مي‌پرسند: «مامان چي شد؟». ما هنوز نمي‌دانيم تاثير دهشتناك جنگ غيرقانوني امريكا و اسراييل بر ذهن و روان كودكان ايراني چي بوده و هست و خواهد شد؟ اما به اين نكته كاملا آگهي داريم كه با سه‌بار تهاجم و تجاوز امريكا و رژيم اسراييل به انستيتو پاستور ايران در تهران، براي انهدام كامل آن كه مركز توليد و ساختن واكسن و سرم‌سازي ايران حتي در ابعاد منطقه‌اي و بين‌المللي است، اكنون زيست، سلامت و رشد طبيعي كودكان ايراني با چه خطرها و پيامدهاي غيراخلاقي و غيرانساني كاملا شناخته شده جهاني روبه‌رو شده است. هر چند، نخستين‌بار دميتري مدودف، رييس‌جمهور پيشين و معاون فعلي شوراي امنيت ملي روسيه گفت: «مشخص نيست كه آتش‌بس بين واشنگتن و تهران چگونه پيش خواهد رفت. اما يك چيز مسلم است، ايران سلاح هسته‌اي خود را آزمايش كرده است. نام آن تنگه هرمز است. توانايي‌هاي آن پايان‌ناپذير است.» اما تاريخ سياه اين دوران ۴۰ روزه و پيش‌تر از آن جنگ ۱۲ روزه امريكا و رژيم اسراييل عليه ايران و ايرانيان، هرگز از ذهن و حافظه دسته‌جمعي آحاد مردم ايران پاك نشده، نمي‌شود و نخواهد شد، چراكه حقيقت تاريخي اين دوران سياه، اكنون به درستي روشن شده كه در پس تمامي ابهام‌ها و تناقض‌هاي رسانه‌اي و سياسي پيش از حمله نظامي به ايران؛ فقط دروغ بوده و فريب و نيرنگ و توحش تمدن غرب تا با عمليات «نقطه‌زني به امنيت سلامت ايرانيان» مانع از «خودشكوفايي فرهنگ باستاني ايران» شوند. به ويژه اينكه امدادگران هلال‌احمر، ماموران آتش‌نشاني، كاركنان اورژانس و... بارها و بارها هنگام انجام عمليات نجات جان انسان‌ها و مجروحان و يافتن اجساد قربانيان در مناطق بمباران شده توسط دشمن، مورد حملات نظامي مكرر قرار گرفتند كه جا دارد كارشناسان حقوق‌بشردوستانه، حقوق مخاصمات مسلحانه و حقوق‌بين‌الملل در ايران، به فوريت مبادرت به تحقيقات ميداني براي نگارش مستندات و مشاهدات واقعي كنند و آنها را در اركان‌هاي مربوط در سازمان‌ بين‌الملل و غيره ارايه دهند، چراكه با از دست دادن زمان و ايجاد وقفه در مستندنگاري و نشستن گردوغبار تاريخ بر حقيقت جنگ ۴۰روزه رمضان، هرگز نمي‌توان تاثيرگذاري مثبتي در جهت تامين منافع امنيت سلامت و منافع ملي ايران انجام داد؛ اين را اندك مشاهدات ميداني ما روزنامه‌نگاران مي‌گويد. 

طب در ايران باستان

در كتاب «ايرانشهر»، نشريه شماره ۲۲ كميسيون ملي يونسكو در ايران، چاپ۱۳۴۳ش. و در بخش «طب و بهداشت» نوشته شده است: «در داستان‌هاي كهن ايراني آغاز فن طب را به جمشيد پادشاه اساطيري نسبت داده‌اند... اما قبل از آنكه اقوام آريايي سرزمين ايران را متصرف شوند مردم مصر و بابل در فنون طبي پيشرفت شايان كرده بودند. از آثار طبي اين دو كشور كه به دست آمده آشكار است كه كاهنان مصري و بابلي از عزائم و اوراد، از گياهان درمان بخش و همچنين از جراحي در مداواي امراض استفاده مي‌كردند. ميراث طبي بابل به آشور رسيد و از طريق آشور بسرزمين ايران نيز سرايت كرد... ايرانيان پس از زماني با استفاده از تجارب ملل سابقه، خود صاحب مكتب خاصي در امور صحي و طبي شدند كه بشيوه «مغان» معروف شد و بعضي اشارات در آن‌باره از اوستا كتاب مقدس زرتشتيان و در آثار مهم ديگر زرتشتي مانند «دينكرت» و «بندهشن» مي‌توان دريافت. در اوستا سه نوع طبيب تشخيص داده شده: يكي آنكه با كارد بهبودي مي‌بخشد (جراح)، ديگر آنكه با گياهان درمان‌بخش مداوا مي‌كند (طبيب) و سوم آنكه با كلام الهي شفا مي‌بخشد (كاهن) ... اما آنچه در طب ايرانيان باستان به خصوص درخور توجه است، اهتمامي است كه در امور بهداشتي و لوازم جلوگيري از بروز بيماري داشته‌اند. طبعا دستورات بهداشتي همانطور كه در آيين اسلام نيز ديده مي‌شود در جامه دستورات ديني ظاهر مي‌شده. مثلا در پرهيز از آلوده شدن آنچه ناپاك شمرده مي‌شود يا آلودن عناصر اربعه مخصوصا آب و خاك دستورات اكيد وجود دارد كه قسمت عمده آن از تمايلات و غريزه بهداشتي آن مردم ناشي شده است. در دوره هخامنشيان (۳۳۱- ۵۵۹ق.م) كه كشورهاي مختلف آسياي غربي و قسمتي از آفريقا تحت تسلط آنان درآمد و در نتيجه نظم و سكون خاصي كه شاهنشاهان هخامنشي در محروسه ملك خود به وجود آوردند ارتباط اقوام و مناسبات علمي و فني آنان را تهسيل كرد. طب ايراني از طب ساير كشورها به خصوص هند و يونان و مصر نيز بنوبت [به نوبت] خود بهره‌ور گرديد.»

تاسيس «انستيتو پاستور ايران» 

اكنون در ادامه، بدون پرداختن به چگونگي سير و تداوم تاريخ پزشكي در ايران از باستان تا به امروز، به چرايي و چگونگي تاسيس انستيتو پاستور تهران مي‌پردازيم كه در سال‌هاي آخر حكومت احمدشاه قاجار آغاز به كار كرد و متاسفانه در فروردين ۱۴۰۵ خورشيدي با تهاجم و تجاوز دوجانبه امريكا و اسراييل، ساختمان تاريخي آن و نه هويت فرهنگي و ملي آن از بين رفت. با چه مقدار خسارات و آسيب‌هاي آزمايشگاهي، درماني و پزشكي، هنوز از عمق فاجعه آن اطلاعات چنداني منتشر نشده است. در همين ‌راستا، در حالي كه در پانويس كتاب «ايرانشهر»، نشريه شماره ۲۲ كميسيون ملي يونسكو در ايران، چاپ۱۳۴۳ش. نوشته شده كه انستيتو پاستور بنگاهي است علمي، مخصوص مطالعات ميكروب‌شناسي و باكتريولوژيك كه در غالب بلاد عالم داير شده و به نام دانشمند عالم شيمي و باكتريولوژي «لوي پاستور» فرانسوي نامبردار شده است؛ در بخشي از موضوع موسسات بهداشتي - انستيتو پاستور نوشته شده است: «بيشتر از چهل سال است (از سال ۱۲۹۹ش.) در ايران بنگاهي بنام انستيتو پاستور تاسيس شده كه به پيروي از برنامه‌هاي علمي و بهداشتي انستيتو پاستور پاريس و ساير موسسات مشابه خود استمرارا بيك [به يك] رشته تحقيقات و مطالعات علمي و بهداشتي مي‌پردازد. ضمنا براي مبارزه با بسياري از بيماري‌هاي ميكروبي و ويروسي محصولات و فرآورده‌هاي بيولوژيكي از قبيل واكسن‌ها و سرم‌ها و غيره فراهم ميسازد. فكر تاسيس اين موسسه را كه مركز اصلي آن هميشه در شهر تهران بوده است در حدود ۱۲۹۸ش. پزشكان دربار سلطنتي ايران به ميان آورده و دولت‌هاي وقت را به لزوم ايجاد چنين موسسه‌يي متوجه ساخته‌اند. اين موسسه در ابتداي تاسيس خود در يك خانه اجاري داير گرديده و بعدا متجاوز از سي‌سال در بناهاي اهدايي و موقوفه مرحوم شاهزاده عبدالحسين فرمانفرما كه از رجال معروف و نيكوكار كشور بود انجام وظيفه نموده و در حال حاضر داراي بناهاي عظيم و مدرني است كه با اعتبارات دولتي روي همان زمين‌هاي اهدايي و موقوفه تدريجا ساخته شده و در آغاز سال ۱۳۳۷ش... با حضور جماعتي از دانشمندان جهان و بزرگان ايران افتتاح يافته است. ساختمان‌هاي جديد انستيتو پاستور ايران كه امروز يكي از مراكز بزرگ تحقيقات بهداشتي بين‌المللي است مجهز به آب و برق و گاز و هواي تصفيه شده و معتدل و اسبابها و ماشين‌ها و لوازم فني جديد و يك كتابخانه بزرگ اختصاصي است و روز و شب گروهي از كارشناسان ايراني باتفاق شخصيت‌هاي علمي بين‌المللي در لابراتوارهاي آن سرگرم مطالعه و تحقيقات بهداشتي هستند و باستعانت پرورشگاه‌هاي وسيعي كه روي دام‌هاي آزمايشگاهي باختيار ايشان ميكذارد به تجربه و تحقيق مي‌پردازند و حاصل تحقيقات خود را بوسيله نشريات علمي بين‌المللي به خصوص بوسيله انتشارات مخصوص سازمان جهاني بهداشت باستحضار محافل علمي جهان ميرسانند. انستيتو پاستور ايران براي رفع حوايج و نيازمنديهاي كشور و در بعضي موارد براي كمك به مبارزات بين‌المللي عليه امراض وبايي در تمام سال به تدارك اقسام مختلف واكسن‌ها از قبيل واكسن ضدهاري، واكسن ضدآبله، واكسن ضدسل، واكسن ضدحصبه، واكسن ضدوبا و غيره ميپردازد. كليه امور علمي و فني لابراتوارهاي آن تحت نظارت متخصصين و دانشمندان ايراني است كه عده‌يي از آنها خبرگان بين‌المللي ميباشند و بواسطه مطالعات و تفحصات علمي و بهداشتي خود شهرت جهاني كسب كرده‌اند. اين اشتهار جهاني موجب شده است كه كارشناسان علمي انستيتو پاستور ايران اعتماد محافل علمي دنيا را جلب كرده و در بعضي از مباحث مجري تحقيقات بهداشتي بين‌المللي گرديده‌اند؛ چنانكه در مبحث بيماري هاري مطالعات راجع به سرم ضدهاري بعهده انستيتو پاستور ايران گذارده شده و در مبحث بيماري طاعون تحقيقات اين انستيتو بجايي رسيده است كه محققين ايراني دامنه مطالعات خود را طبق برنامه سازمان جهاني بهداشت از يك ‌سو در كشورهاي عراق و سوريه و تركيه و از سوي ديگر تا قلب كشور پهناور هندوستان و جزاير دوردست اندونزي بسط داده‌اند. انستيتو پاستور ايران از آغاز تاسيس خود تاكنون پيوسته روابط فني و علمي خود را با انستيتو پاستور پاريس حفظ كرده و دايما چند تن از دانشمندان آن انستيتو در ايران و متقابلا چند نفر از محققين ايراني در پاريس مشغول تجسسات و تحقيقات علمي بهداشتي ميباشند... .»

اسناد ديپلماسي «انستيتو پاستور»

پيش‌تر در سلسله گزارش‌هاي اسنادي - پژوهشي - روزنامه‌نگاري در روزنامه اعتماد به بررسي بيماري‌هاي غيربومي واگيردار و به ‌شدت كشنده آبله‌مرغان، طاعون و وبا در ايران دوره قاجاريه و پهلوي پرداختيم و از اراتباط شيوع بيماري طاعون براي از بين بردن توليد ابريشم و تجارت راه‌هاي آبي و خاكي ابريشم با ارزش پول جهاني ايران، از بين بردن سپاه عباس ميرزا از طريق شيوع بيماري وبا و البته پيش‌تر از آن، از چگونگي خلق نظريه‌پردازي جغرافياي سياسي در دانشگاه‌هاي اروپاي غربي نوظهور كه باعث تجزيه سرزميني امپراتوري ايران باستان شدند، نوشتيم. اكنون باتوجه به اين سابقه اسناد تاريخي و باتوجه به اينكه در گزارش هفته گذشته به مساله تثبيت قدرت ايران در تنگه هرمز پس از پايان ۵۱۹سال حضور استعماري تمدن نوظهور غرب پرداختيم، در اينجا فقط به دوبرگ اسناد ديپلماسي در آرشيو وزارت امورخارجه پهلوي دوم اشاره مي‌كنيم كه به چرايي و چگونگي فعاليت‌هاي موسسه انستيتو پاستور با ابعاد وطني، منطقه‌اي و بين‌المللي پرداخته است. چنانچه در متن يك برگ سند ديپلماسي در حوزه ‌بين‌المللي نوشته شده است: «وزارت بهداري - اداره روابط بهداشت بين‌المللي - تاريخ ۱۴/۱/۱۳۳۷ - وزارت امورخارجه - عطف بنامه شماره ۲۰۳۸ - س - ۵۸۴۸۶ مورخ ۱۰/۱۲/۳۷ در مورد مشاهدات كشيش هولشف پل چون بنگاه پاستور ايران در همان مكانيكه كشيش نامبرده مطالعه نموده مشغول مطالعه ميباشد و اصولا بنگاه پاستور ايران يكي از مراكز مطالعات طاعون شناخته شده لذا خواهشمند است نشاني كامل آقاي هولشف پل را باين [به اين] وزارت ارسال فرمايند تا مشاراليه با بنگاه مزبور در تماس گذارده شود. از طرف وزير بهداري... .»

و در برگي ديگر از سند ديپلماسي در آرشيو وزارت امورخارجه پهلوي دوم كه مربوط به حوزه منطقه‌اي يا بهتر بگوييم همسايگي ايران است، موسسه انستيتو پاستور خطاب به وزير بهداري نوشته است: «وزارت بهداري - دفتر وزير - در جريان همه‌گيري اخير آبله در پاكستان دو نوبت مايه آبله و هر نوبت معادل ۰۰۰/۵۰ دز به دستور وزارت بهداري بسفارت پاكستان در طهران تسليم نموده است كه فورا با هواپيما به كراچي ارسال داشته‌اند و اين مساعدت در هر دو نوبت طبق تقاضا و استعداد نمايندگي كشور پاكستان در طهران بعمل آمده است. اهداي مايه آبله يا وبا به هند و پاكستان در صورتيكه تقاضاي مساعدت ننموده باشند مقبول بنظر نميرسد زيرا كشورهاي مذكور به خصوص هندوستان كه موسسات بيولوژيكي بزرگ دارد ممكن است از واكسن اهدايي بي‌نياز بوده يا آنكه مايل باشند واكسن مورد نياز خود را از كشور خاصي به دست آرند. انستيتو پاستور»

محتواي اين اسناد تاريخي در حالي از بار ارزش ديپلماسي فرهنگي - پزشكي برخوردارند كه حسين كرمان‌پور، رييس مركز روابط عمومي و اطلاع‌رساني وزارت بهداشت، روز شنبه ۱۶اسفند ۱۴۰۵ و پس از چندين مرحله تجاوز امريكا و اسراييل به موسسه انستيتو پاستور تهران، در شبكه اجتماعي «ايكس» نوشت: «در حملات اخير امريكا و رژيم صهيونيستي، بخش‌هايي از انستيتو پاستور ايران دچار تخريب و آسيب‌هاي جدي شد؛ مجموعه‌اي ۲۴هزار مترمربعي شامل ۱۳آزمايشگاه مرجع كشوري، آزمايشگاه‌هاي بهداشتي، مراكز تحقيقاتي، بانك‌هاي زيستي و مراكز همكار سازمان جهاني بهداشت. اين موسسه كه در سال ۱۲۹۹ش. [آخرين سال‌هاي حكومت احمدشاه قاجار] تاسيس شده، بيش از يك قرن در خط مقدم مبارزه با بيماري‌هاي عفوني مانند وبا، هاري، سل، هپاتيت، تب‌هاي خونريزي‌دهنده و كوويد۱۹ بوده است. آسيب به زيرساخت‌هاي علمي و بهداشتي، تنها يك خسارت ملي نيست؛ تهديدي براي امنيت سلامت جهاني است.»

همچنين در حالي كه پيش‌تر از آن و در روز چهارشنبه ۵ فروردين ۱۴۰۵ در گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي معاونت آموزشي وزارت بهداشت نوشته شده كه در پي چند مرحله حمله كه آخرين مورد آن روز دوشنبه ۳فروردين۱۴۰۵رخ داد، موج انفجار و اصابت تركش باعث وارد آمدن خسارت‌هاي قابل ‌توجه به بخش‌هايي از ساختمان‌ مركزي اين موسسه [انستيتو پاستور] شد، برخي ساختمان‌هاي اين مجموعه دچار تخريب كامل شده و ريزش تجهيزات و وسايل در ديگر ساختمان‌ها و آزمايشگاه‌ها ادامه فعاليت اين مركز علمي و بهداشتي را با مشكلات جدي مواجه كرده و اين موسسه عضو شبكه جهاني پاستور است؛ شبكه‌اي متشكل از ۳۳موسسه در سراسر جهان كه بيش از يك قرن در خط مقدم مبارزه با بيماري‌هاي عفوني فعاليت داشته‌اند و در حوزه‌هاي تحقيقات كاربردي، بهداشت عمومي و پاسخگويي اجتماعي همكاري مي‌كنند؛ احسان مصطفوي، رييس انستيتو پاستور ايران نيز در آخرين گفت‌وگو با ايسنا، در روز پنجشنبه ۲۰ فروردين ۱۴۰۵ گفته است: «ارايه خدمات در انستيتو پاستور ادامه دارد. ارايه خدمات تشخيصي، توليدي و آموزشي مانند روزهاي گذشته ارايه مي‌شود و در حال انجام است. اين در حالي است كه بخش مهمي از خدمات تشخيصي و آموزشي در ساختمان تخريب شده ارايه مي‌شد. هنگامي شرايط براي بازسازي مهيا باشد، روند بازسازي آغاز مي‌شود. به منظور بازسازي اولويت‌بندي كرده‌ايم، آزمايشگاه‌هايي كه اولويت بيشتري براي مجموعه دارند زودتر راه‌اندازي خواهند شد. فعاليت‌هاي تحقيقاتي تحقيق و توسعه، بسيار تحت ‌تاثير حادثه ساختمان اصلي قرار گرفته است. بخشي از فعاليت‌هاي تحقيقاتي و توسعه طي ماه‌هاي آينده در مكان‌هاي اشتراكي با ساير بخش‌ها انجام مي‌شود. تلاش مي‌كنيم كه در كوتاه‌مدت بتوانيم فعاليت‌هاي خود را در ساختمان اصلي انستيتو پاستور ايران راه‌اندازي كنيم... .»

پيش‌درآمدي اسنادي  بر تاسيس صليب احمر ايران

در حالي كه روز سه‌شنبه ۱۸ فروردين ۱۴۰۵ دونالدترامپ، رييس‌جمهوري امريكا تهديد كرده بود كه تمدن ايران را طوري نابود مي‌كند كه تا صد سال آينده هم قابل بازسازي نباشد و برخي مقامات سياسي جهان و حتي در داخل امريكا از احتمال استفاده بمب هسته‌اي عليه ايران خبر دادند، به گزارش ايسنا و به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني جمعيت هلال‌احمر، جاگان چاپاگان، دبيركل فدراسيون بين‌المللي جمعيت‌هاي صليب سرخ و هلال‌احمر در شبكه اجتماعي ايكس نوشت: «عميقا نگران گزارش‌هايي هستم كه حاكي از آن است كه يك دستگاه آمبولانس ديگر جمعيت هلال‌احمر ايران در تاريخ ۵آوريل، در حالي كه در حال پاسخگويي به يك وضعيت اضطراري بوده، هدف قرار گرفته است. خوشبختانه هيچ‌ كس در اين حادثه مجروح نشده، اما اين خودرو به‌طور كامل تخريب شده است. از زمان تشديد مخاصمات، چندين دستگاه آمبولانس هلال‌احمر آسيب ديده‌اند و چهار داوطلب نيز در حالي كه در حال نجات جان ديگران بودند، تنها در مدت پنج‌هفته جان خود را از دست داده‌اند. هرگونه حمله به كاركنان حوزه سلامت، آمبولانس‌ها يا مراكز درماني غيرقابل قبول است. نشان هلال‌احمر يك نماد شناخته شده بين‌المللي و تحت حمايت است كه بيانگر كمك‌هاي بشردوستانه بي‌طرفانه، مستقل و بدون تبعيض است. ما پيش‌تر نيز خواستار حفاظت از كاركنان و تاسيسات بشردوستانه شده‌ايم. اكنون بار ديگر اين درخواست را تكرار مي‌كنيم. تاسيسات بشردوستانه بايد مورد حفاظت قرار گيرند.»

شايد اين آخرين پيام دبيركل فدراسيون بين‌المللي جمعيت‌هاي صليب سرخ و هلال‌احمر از اين جهت اهميت داشته باشد كه وقتي يك برگ سند ديپلماسي در آرشيو وزارت امور خارجه حكومت احمد شاه قاجار در سال ۱۳۳۹ق. (۱۹۲۱م.) را مورد مطالعه قرار مي‌دهيم، مشاهده مي‌كنيم كه چرا ايران پس از جنگ جهاني اول مي‌خواهد براي نخستين‌بار به عضويت صليب احمر دربيايد. در همين ‌راستا، متن اين سند ديپلماسي بدين شرح است: «اول شعبان ۱۳۳۹ - ۱۹آوريل ۱۹۲۱ - مقام منيع وزارت جليله امورخارجه - پس از ختم دهمين كنفرانس صليب احمر [سرخ] امروز از ژنو به برن مراجعت و البته تابحال [تا به حال] راپورتهاييكه [گزارش‌هايي كه] از ژنو نوشته بودم بانوزارت [به آن وزارت] جليله واصل گرديده و از مندرجات آنها استحضار حاصل شده است اينك نتيجه مذاكرات خود را با آقاي دكتر [ناخوانا - لاتين] رييس صليب احمر امريك [امريكا] و مسيو (آدور) رييس كل اداره صليب احمر بين‌المللي لزوما بعرض ميرساند در ملاقات خود با آقايان فوق‌الذكر مفصلا از بدبختيهاي ايران در موقع جنگ و عدم توجه كرواروژهاي دنيا نسبت به درماندگان ايران بيان نمودم تقاضا كردم كه قدري بيشتر به ايران توجه نمايند همين‌طوريكه در موقع جنگ به لهستان و ارمنستان و غيره همه‌قسم مساعدت مادي و معنوي مبذول داشته بودند نتيجه مذاكرات اين شد كه هرگاه در ايران نيز صليب احمري (خورشيد سرخ ايران) موافق قوانين و اساس‌نامهاي [اساسنامه‌هاي] ساير كرواروژها تاسيس گردد از طرف كميته مركزي ژنو شناخته شود در موارد بدبختي يا جنگ يا امراض مسريه ممكن است كه كمكهاي مادي و معنوي از هر حيث نسبت به ايرانهم [ايران هم] بشود و ادويه لازمه مجانا فرستاده خواهد شد اين است كه مجددا خاطر اولياي محترم آنوزارت [آن وزارت] جليله را به راپورتهاي سابقه خود جلب نموده متمني است كميسيون مخصوص تشكيل داده كه هرچه زودتر بناي خورشيد سرخ ايران را مطابق با تاسيسات ساير دول گذارده و ما نيز از دول ديگر حتي از مملكت سيام و فنلاند و استوني و ارمنستان در اينمساله [اين مساله] عقب نمانده باشيم و آنها نيز هر يك از چندسال باين‌طرف [به اين طرف] صليب احمر مملكت خود را تاسيس نموده‌اند و نمايندگان صليب احمرشان در اين دهمين كنفرانس حضور بهم رسانيده [به هم رسانيده] و راپورتهاي عمليات خود را تقديم كنفرانس نمودند بيش از اين تاكيد را زائد دانسته زيراكه خود اولياي امور امروزه باهميت [به اهميت] اينمساله [اين مساله] بهتر از هركسي آگاه و مستحضرند متمني است هرموقع كه اساس ايمنسئله در ايران گذارده شد سفارت را مخبر سازند كه رسما به اداره كل مركزي در ژنو مراتب را اطلاع دهم تا خورشيد سرخ ما را نيز برسميت بشناسند و اميدوارم اين دوسه روزه نظام‌نامهاي [نظام‌نامه‌هاي] صليب احمر سويس را كه از اداره آن خواسته‌ام براي مزيد اطلاع كميسيون خودمان تقديم دارم [ناخوانا] وزيرمختار و نماينده [ناخوانا] در كنفرانس صليب احمر». 

نتيجه‌گيري

و در پايان اين گزارش مي‌توان گفت كه متاسفانه در اين جنگ غيرقانوني و دوجانبه رژيم اسراييل و امريكا عليه ايران كه دونالد ترامپ رييس‌جمهوري امريكا از آن با نام «خشم حماسي» ياد مي‌كند؛ موارد بسيار زيادي از نقض آشكار در كتاب «قواعد كاربردي حقوق مخاصمات مسلحانه» كه از سوي كميته بين‌المللي صليب سرخ نوشته شده و كميته ملي حقوق بشردوستانه ايران نيز در سال ۱۳۸۲خورشيدي آن را ترجمه كرده، مشاهده مي‌شود كه نياز فوري و ضروري به پژوهش ميداني روزنامه‌نگاري براي ثبت و مستندسازي در زمان حال دارد. 

منابع: كتابخانه‌هاي شماره يك و ايرانشناسي مجلس

٭ روزنامه‌نگار و پژوهشگر

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون