• 1405 سه‌شنبه 31 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6304 -
  • 1405 پنج‌شنبه 3 ارديبهشت

ادامه از صفحه اول

ريشه‌هاي جنگ؛ آنچه تبليغ مي‌شود و آنچه هست!

اين جغرافيا است كه مي‌تواند برگ برنده در گسترش اقتصاد و قدرت غرب باشد كه البته تقسيم اين قدرت و چگونگي توزيع آن نيز قابل بحث است (آنچنان‌كه در تاريخ استعمار براي استعمار آفريقا شاهد اتحاد غرب در استعمار و توزيع قدرت در آفريقا بوده‌ايم). از اين روست كه به باور من گسترش اكوژئوپليتيك به سمت شرق كه از گذرگاه خاورميانه عبور مي‌كند، جز با استعمار پست مدرن كه درنهايت مستلزم جنگ است، ميسر نمي‌شده است.  در اين نظام، اسراييل مهره مهمي است. صهيونيست‌ها كه از بعد از جنگ جهاني دوم به دنبال استقلال و قدرت بوده‌اند، در يك نظام شبكه‌اي، بسيار فراتر از منطقه جغرافيايي اسراييل قدرت اقتصادي خود را گسترش داده‌اند. شبكه صهيونيست‌ها نه تنها در كشورهاي غربي و به اصطلاح متحدان‌شان گسترده شده كه در كشورهايي كه آرزوي سيطره بر آنها دارند نيز گسترش يافته. جريان نفوذ، جرياني سازمان يافته در بازي كلان قدرت است كه به گمان من فراتر از اينكه چه حكومت‌هايي دركشورهاي خاورميانه بر سر كار باشند، تجزيه و تكه پاره شدن خاورميانه را مطالبه مي‌كند كه بتواند بر آن سيطره راحت‌تري داشته باشد،  از اين رو شعار خاورميانه جديد نه به دنبال زندگي بهتر براي مردم خاورميانه كه به گمان من به دنبال راهي براي آماده‌سازي اجتماعي براي سيطره بر خاورميانه با اين وعده است كه بر اثر رشد خاورميانه جديد، مردم نيز از اين منافع بهره‌مند مي‌شوند كه تكرار شعار استعمار در تاريخ استعمار است كه مرور آن در اين مقال نگنجد، بنابراين نگاه به خاورميانه و سيطره بر خاورميانه در يك فرآيند افزايش قدرت امريكا در كنار اسراييل معنا مي‌يابد و در اين فرآيند جنگ معنا پيدا مي‌كند. به عبارتي بزرگ‌ترين توليد‌كنندگان اسلحه، ضمن ايجاد بازار براي اسلحه‌هاي خود و تخريب خاورميانه، بازار جديد براي سرمايه‌گذاري و گسترش اقتصاد و قدرت و بازدارندگي چرخش قدرت به سمت شرق را فراهم مي‌آورند.  به عبارتي توليد‌كنندگان و مصرف‌كنندگان جنگ خاورميانه متحداني هستند كه خاورميانه جديد براي آنها همراه با فضايي براي رشد اقتصادي تحت سيطره ايشان است. براي ساختن خاورميانه‌اي كه تحت سيطره ابر قدرت امريكا و هم‌پيمانش اسراييل باشد چاره‌اي جز جنگ نيست كه جنگ تنها راه‌حل واداشتن كشورهاي خارميانه است. در اين ميان نقش ايران بي‌بديل است و نمي‌توانند فارغ از حل مساله ايران بر خاورميانه و حتي شمال آفريقا تسلط يابند، به‌ويژه ايران مهم‌ترين كریدور براي شمال- جنوب و شرق‌- ‌غرب است - به تسليم است كه اين تسليم به معناي مالكيت بر جغرافياي جديدي است كه بازدارنده قدرت‌گيري بيشتر قدرت‌هاي شرق خواهد بود. پس جنگ در خاورميانه و ايران به بهانه كمك در راه براي مردم يا مبارزه با بمب اتم از‌سوي كشوري كه بيش از 5 هزار بمب اتم دارد، صرفا بازي‌هاي رسانه‌اي براي بالا بردن تقاضا براي جنگ و آماده‌سازي مردم كشوري است كه باید تحت استعمار قرار بگيرند و در جهت منافع كشور جديد عمل كرده و مشتري اين توليد‌كننده جنگ باشند.  از نگاه من مهم‌ترين انگيزه جنگ و استعمار دستيابي به قدرت اقتصادي است و در ادبيات اقتصاد زماني كه رشد در دامنه‌اي متوقف مي‌شود، براي جهش مجدد گزينه‌اي جز بزرگ كردن مقياس وجود ندارد و اين به گمانم هدف اصلي جنگ است كه اين قدرت اقتصادي است به دنبال خود قدرت سياسي و اجتماعي را نيز خواهد داشت. خاورميانه سوخته بازاري مناسب براي سرمايه‌گذاري است و جنگ بازار خوبي براي فروش اسلحه، از اين رو بعيد مي‌دانم كه امريكا از تخريب‌هاي صورت گرفته در كشورهاي حاشيه خليج‌فارس افسوسي داشته باشد. ‌اين فهم به ما كمك مي‌كند كه چگونه تعاملات خود را پس از جنگ و مقاومت سامان بدهيم. با آگاهي از جايگاه درست ايران در اين آرايش جديد قدرت، مي‌توان خروجي موفقيت‌آميز براي آينده ايران از جنگ را رقم زد.


تنگه هرمز؛ نماد بازدارندگی فعال ایران

 بلکه با قطع ناگهانی، کامل و غیرقابل جبران جریان انرژی جهان مواجه خواهد شد. وضعیتی که می‌تواند اقتصاد جهانی را در عرض چند ساعت به رکود مطلق بکشاند، قیمت نفت را به ارقام نجومی برساند و پایگاه سیاسی دولت‌های غربی را در داخل و خارج از کشورشان ویران سازد. کشورهای اروپایی، چین، هند و دیگر بازیگران بزرگ اقتصادی که پیش از این با دوگانگی در رفتار با ایران، سعی در منافع‌جویی داشتند و همزمان خود را در صف امریکا قرار می‌دادند، اکنون به شدت تحت‌تاثیر این کنترل جدید و واقعیت‌های جدید قرار گرفته‌اند. آنها می‌دانند که هرگونه تحرک خصمانه، هرگونه فشار سیاسی بیش از حد یا هرگونه حمایت از اقدامات نظامی علیه ایران، به معنای فلج شدن ناگهانی اقتصاد آنها و قطع منابع انرژی حیاتی است، بنابراین مجبورند رویکردهای تهاجمی و تحریمی خود را نسبت به ایران بازبینی کنند و به سمت دیپلماسی واقع‌بینانه و احترام به حاکمیت ایران حرکت کنند. درنهایت، تنگه هرمز در دوران پس از جنگ رمضان، از یک گذرگاه آبی ساده به یک «سپر بازدارنده متحرک»، یک «ابزار فشار ژئوپلیتیک» و یک «نماد قدرت ملی ایران» تبدیل شده است. این کنترل کامل، تضمین‌کننده امنیت ملی ایران در برابر هرگونه تجاوز جدید، هرگونه ترور و هرگونه توطئه استراتژیک دشمنان است و به جهان نشان می‌دهد که در دنیای پیچیده امروز، قانون و امنیت تنها در برابر قدرت معنا دارد. قدرتی که ایران با تسلط بر تنگه هرمز، آن را به بهترین شکل ممکن، با هوشمندی و قاطعیت اثبات کرده است و هر رهبر، استراتژیست یا سیاست‌گذار در امریکا، اسرايیل یا اروپا که تصور کند می‌تواند این واقعیت جدید را نادیده بگیرد، با شکستی سنگین و غیرقابل جبران مواجه خواهد شد.  تنگه هرمز اکنون قلب تپنده بازدارندگی ایران است و نبض امنیت خاورمیانه در دستان کسانی است که حقیقت را درک کرده‌اند.
دکترای سیاست‌گذاری عمومی

 

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون