• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6309 -
  • 1405 چهارشنبه 9 ارديبهشت

علي جنتي در گفت‌وگو با «اعتماد» از ريشه‌هاي وقوع جنگ و مذاكرات اسلام‌آباد مي‌گويد

وقت نقد كردن چك هرمز

برگ برنده ايران تنگه هرمز است و ايران نبايد اجازه دهد اين برگه اعتبار خود را از دست دهد

مهدي بيك اوغلي| مذاكرات ايران و امريكا به يكي از حساس‌ترين مقاطع خود رسيده است. مقطعي كه دوطرف تلاش مي‌كنند از آخرين ابزارها و امتيازات ممكن براي كسب امتيازات بيشتر استفاده كرده و سهم افزون‌تري به دست بياورند. براي ايران گزاره‌هايي چون رفع محاصره دريايي، پايان دادن به تحريم‌هاي اقتصادي و ارايه تضامين لازم براي عدم تجاوز دوباره به عنوان مهم‌ترين مطالبات مطرح است و براي طرف امريكايي هم مسائلي چون غني‌سازي صفر درصدي، خروج 460كيلوگرم اورانيوم غني شده و البته باز شدن تنگه هرمز مطرح است. اما دو طرف با عبور از يك مسير طي شده به جايگاه فعلي و شرايط امروز رسيده‌اند. مسيري كه رسيدن به آن براي ايران 2جنگ 12 و 40روزه و شهداي فراوان و براي طرف امريكا هزينه‌هاي فراوان جنگ و فشار اقتصادي قابل توجه، همچنين نزول محبوبيت ترامپ را در پي داشته است. علي جنتي، تحليلگر مسائل سياسي و راهبردي در گفت‌وگو با «اعتماد» ضمن تشريح اين مسير طي شده به ابزارهاي قدرت ايران در مذاكرات اشاره مي‌كند. او معتقد است كه هر برگ برنده‌اي تاريخ انقضا و زمان مطلوبي دارد كه در اين زمان مناسب بايد از آن بهره برد و آن را معامله كرد. به‌زعم جنتي تنگه‌هرمز براي ايران يك چنين شرايطي را داراست، بنابراين هم‌اينك در مذاكرات بايد امتيازات مناسبي از آن كسب كرد. گفت‌وگوي «اعتماد» با جنتي در شرايطي صورت گرفت كه كشور در آستانه دور دوم مذاكرات با امريكا قرار دارد؛ مذاكراتي كه به دليل محاصره دريايي امريكا هنوز به سرانجام مناسبي نرسيده و دو‌طرف تلاش مي‌كنند با تمديد آتش‌بس و ترك تخاصم در وقت مناسب مذاكرات را دنبال كنند.

   پس از جنگ 12‌روزه و در شرايطي كه ايران و امريكا در حال انجام مذاكره با هدف دستيابي به توافق بودند دوباره حملاتي ازسوي اسراييل و امريكا در اسفند 1404 عليه ايران آغاز شد، امريكا با چه محاسباتي يك چنين اقدامي را  در دستور كار قرار داد؟

در جنگ 12‌روزه هدف اسراييل و امريكا سرنگوني نظام و تغيير رژيم سياسي بود. اينكه اكثر فرماندهان كشور و دانشمندان هسته‌اي ترور شوند و در ادامه جلسه شوراي عالي امنيت ملي، صدا و سيما و ساير بخش‌هاي حاكميتي كلان كشور مورد هدف حمله قرار گيرند هيچ معنايي جز تلاش براي سرنگوني نظام سياسي ندارد. تصور اسراييل و امريكا اين بود كه پس از اين اقدامات مردم چون ناراضي هستند به خيابان مي‌ريزند و نظام سرنگون مي‌شود. دشمنان به هيچ كدام از اين اهداف خود نرسيدند، اما مترصد فرصت ديگري بودند تا ايده خود را اجرايي سازند. اخيرا نيويورك‌تايمز گزارش جالب‌توجهي در‌خصوص نحوه ورود امريكا به جنگ 40روزه منتشر كرده كه در بطن خود اطلاعات قابل‌توجهي دارد. در اين گزارش اشاره شده، نتانياهو 11فوريه به همراه رييس موصاد، رييس ستاد ارتش اسراييل، وزير دفاع اسراييل در اتاق بيضي با برخي مسوولان امريكايي از‌جمله ترامپ، وزير خارجه، وزير دفاع، رييس CIA و...4ساعت مذاكره كردند تا ترامپ را قانع كنند كه اگر رهبر معظم انقلاب را ترور كنند قطعا نظام سياسي ايران سقوط مي‌كند. جنگ 40‌روزه هم با اين هدف آغاز شد، اما باز هم نتيجه‌اي حاصل نشد و با ترور رهبر شهيد هم اتفاق خاصي رخ نداد، هم نيروهاي نظامي و امنيتي و هم مردم در خيابان حاضر شدند و از نظام سياسي و تماميت ارضي ايران دفاع كردند. اينكه پس از 40 روز امريكا درخواست آتش‌بس داده و رو به مذاكرات آورد نشان‌دهنده دست بالاي ايران در اين تنازع راهبردي است. ترامپ در داخل امريكا هم در صحنه جهاني تحت فشار شديدي قرار دارد. اين فشار به دليل بالا رفتن قيمت نفت و ساير گونه‌هاي انرژي به دليل بستن تنگه هرمز است، به همين دليل ترامپ به دنبال دستيابي به يك توافق است. 

  اشاره كرديد ترامپ به دنبال توافق با ايران است، اما مذاكره‌اي كه براي بار سوم در دوران ترامپ ميان ايران و امريكا در حال برگزاري است واجد چه ويژگي‌هايي است؟

آنچه از سخنان متناقض و متفاوت ترامپ پيداست اين است كه امريكا به دنبال تسليم ايران است نه مذاكره. آنها مي‌گويند يا خواسته ما را قبول كنيد يا اينكه دوباره حمله مي‌كنيم و پل‌ها و زيرساخت‌ها و تاسيسات و نيروگاه‌هاي ايران هدف قرار مي‌گيرند. تا زماني كه اين رويكرد امريكا تغيير نكند، نمي‌توان به‌طور كامل توقع دستيابي به توافق را داشت.

   اگر موافق هستيد به ايام قبل از جنگ بازگرديم، قبل از آغاز جنگ 40روزه راهبرد ايران تغيير كرد. ايران رسما اعلام كرد در صورت آغاز جنگ، يك تنازع منطقه‌اي شكل مي‌گيرد و هم‌پيمانان منطقه‌اي امريكا نيز وارد اين منازعه خواهند شد. درباره اين رويكرد ايران چه نظري داريد؟

اگر اسراييل به ايران حمله مي‌كرد و امريكايي‌ها دخالت نمي‌كردند، شايد جنگ منطقه‌اي هم رخ نمي‌داد اما از جنگ 12‌روزه تا به امروز امريكايي‌ها همواره از اسراييل دفاع كرده و يك طرف جنگ بوده‌اند. هم هواپيماهاي سوخت‌رسان و هم پايگاه‌هاي نظامي امريكا دراختيار اسراييل قرار گرفت. امريكا همچنين در جنگ 12‌روزه تاسيسات هسته‌اي ايران در اصفهان، نطنز و فردو را هدف قرار داد. رهبر شهيد هم در آخرين سخنراني‌شان بر ايجاد يك جنگ منطقه‌اي هشدار داده بودند. البته امريكايي‌ها و اسراييلي‌ها و كشورهاي عربي منطقه تصور نمي‌كردند ايران در اين حجم وسيع به طرف مقابل پاسخ دهد و آتش بگشايد. با آغاز جنگ اما ايران سيلي از موشك را به سمت همه پايگاه‌هاي امريكا در منطقه سرازير كرد.

   اين تدبير (منطقه‌اي كردن جنگ) از نظر شما چگونه بود آيا توانست براي ايران بازدارندگي ايجاد كند؟

اين تدبير، بسيار مناسب بود و ايران جواب درستي هم از اجراي آن گرفت. امروز پايگاه‌هاي امريكايي اغلب از حيز‌انتفاع خارج شده‌اند. از سوي ديگر بسياري از نخبگان و سران كشورهاي منطقه در خفا و آشكار اعلام مي‌كنند، علي‌رغم هزينه‌هاي صدها ميليارد دلاري براي ايجاد پايگاه‌هاي نظامي امريكا، اين ساختارها كمكي به افزايش امنيت كشورهاي عربي نكرده است. اگر قرار باشد اين پايگاه‌ها خودشان باعث آسيب رساندن به اين كشورها شوند، ديگر چه ضرورتي براي ادامه كار آنها وجود دارد. امروز افكار عمومي مردم كشورهاي منطقه منتقد رفتارهاي امريكا و رهبران كشورهاي خود هستند. اگر ايران جنگ را منطقه‌اي نمي‌كرد و مثلا فقط اسراييل بود كه به ايران حمله مي‌كرد، ايران از فاصله دور ناچار به پاسخ دادن به طرف مقابل مي‌شد و اين آگاهي در كشورهاي عربي شكل نمي‌گرفت.

  دستاوردهاي مقاومت 40‌روزه و تاثيري كه در صورت‌بندي آينده منطقه دارد، براي بسياري محل سوال است. اين تغييرات و تحولات از نظر شما چگونه خواهد بود و ايران چه جايگاهي در اين صورت‌بندي جديد خواهد داشت؟

ايران با سه ركن اساسي خود در اين جنگ ميهني حاضر است؛ ركن نخستِ قدرتمندي ايران، ركن نظامي است. انصافا برنامه‌ريزي‌هاي نظامي ايران موفق و خلاقانه بوده است. امريكايي‌ها و اسراييلي‌ها تصور نمي‌كردند ايران يك چنين قدرت موشكي در اين ابعاد و به صورت مستمر داشته باشد. اين قدرت به اندازه‌اي وسعت داشت كه تمام بخش‌هاي قدرت اسراييل و امريكا در منطقه هدف قرار گرفت. ركن دوم قدرت ايران، كار ديپلماتيك است. اين بخش توسط شوراي عالي امنيت ملي در دوران شهيد لاريجاني همچنين تلاش‌هاي دولت و آقاي عراقچي فعاليت مي‌كند و دستاوردهاي بسياري هم شكل داده است. ايران در مرحله انجام مذاكره با طرف مقابل است و معتقدم چاره‌اي جز دست زدن به اقدامات ديپلماتيك وجود ندارد. سفرهاي اخير آقاي عراقچي به اسلام‌آباد، مسقط، روسيه و... از اين دست تلاش‌ها است. ركن سوم قدرت ايران، حمايت‌هاي مردمي است. دشمنان انتظار داشتند پس از آغاز حملات توسط دشمنان مردم به خيابان بريزند و عليه نظام سياسي ايران شعار داده و فعاليت كنند، اما امروز عكس اين ادعا رخ داده است. حتي افرادي كه نارضايتي‌هايي عليه حاكميت داشتند امروز براي ايران و تماميت ارضي كشور در صحنه حاضر شده‌اند. مردم ديدند دشمن غير‌منصفانه و ناعادلانه در كشاكش مذاكرات حمله‌اش را آغاز كرد، رهبر كشور و ساير فرماندهان نظامي و دانشمندان كشور را ترور كردند و به ايران حمله كردند. اين حضور مردمي بسيار راهگشا بوده است. مردم بيش از 55‌روز است در خيابان حاضر بوده و از ايده مذاكره دفاع مي‌كنند.

   گفته مي‌شود رويكرد‌هاي نظامي و دفاعي و امنيتي كشورهاي عربي در منطقه پس از جنگ 40 روزه تغيير كرده و اين كشورها ديگر حاضر نخواهند شد چك سفيد‌امضا به امريكا بدهند. آيا يك چنين تفسيري از نظر شما درست است؟

كشورهاي منطقه ديدگاه‌هاي متفاوتي دارند. از يك‌طرف كشوري مانند عمان قرار دارد كه همواره روابط نزديك و تنگاتنگي با ايران داشته ‌است. قطري‌ها نسبتا مواضع متعادلي داشته‌اند. آنها بارها اعلام مي‌كردند به امريكا اجازه استفاده از آسمان و خاك خود عليه ايران را نمي‌دهند. البته ممكن است امريكا در برخي موارد به زور از ظرفيت‌هاي اين كشور استفاده كند. اما وضعيت امارات متفاوت است، امارات رسما با اسراييل همكاري مي‌كند، اوضاع بحرين هم همين‌گونه است. اين دو كشور تغييري در راهبردهاي دفاعي و امنيتي خود نخواهند داد. اماراتي‌ها رسما با اسراييل و امريكا كار مي‌كنند و ابايي از بيان آن ندارند. امارات امروز رسما اعلام مي‌كند با امريكا و اسراييل عليه ايران همكاري مي‌كند.عربستان و كويت هم كمي با احتياط بيشتر نقش‌آفريني مي‌كنند و هرچند ادعا مي‌كنند اجازه استفاده از خاك خود عليه ايران را نمي‌دهند، اما نشانه‌هاي ميداني متفاوت است. اگر جنگ به هر شكلي به نفع ايران پايان يابد، شرايط متفاوتي شكل مي‌گيرد. كشورهاي منطقه چاره‌اي جز قائل شدن يك جايگاه ويژه براي ايران نيستند. در حال حاضر ايران دست برتر را دارد و اگر اين روند در مذاكرات تثبيت شود اوضاع براي ايران بهتر مي‌شود، در غير اين صورت اگر ايران به هر شكلي، مقابل امريكا عقب‌نشيني كند، فشارها بر ايران افزايش مي‌يابد.كشور‌هاي منطقه از ايران آسيب بسياري ديده‌اند و بهبود روابط با اين كشورها بسيار دشوار خواهد بود. حتي قبل از جنگ هم ايران به جز قطر و عمان و تا اندازه‌اي عربستان، رابطه مناسبي با ديگر كشورهاي منطقه نداشته است. اگر ايران نتواند به اهداف خود جامه عمل بپوشاند، تاثيرات منفي در روابط ايران با كشورهاي منطقه شكل مي‌گيرد.

   گفته مي‌شود امريكا از دل تنازع با ايران به دنبال فشار بيشتر به چين و قطع گلوگاه‌هاي انرژي اين كشور در منطقه است. نقش روسيه و چين را در تحولات اخير چطور مي‌بينيد؟

حمله‌اي كه صورت گرفت براي اين بود كه اسراييلي‌ها امريكا را قانع كردند كه با عمليات مشترك عليه ايران، قطعا نظام سياسي سرنگون و تغيير رژيم استارت مي‌خورد. هدفي كه امريكايي‌ها در اين جنگ و جنگ 12روزه داشتند با اسراييل متفاوت است. براي امريكا تغيير رفتار جمهوري اسلامي مهم‌تر از تغيير نظام سياسي است اما اسراييلي‌ها به چيزي جز تغيير رژيم ايران راضي نمي‌شوند. زماني كه جنگ آغاز شد امريكايي‌ها با هدف اسراييل همراه شدند. اما رخدادهاي جنگ، بستن تنگه هرمز و مشكلات انرژي به هر حال چين را هم تحت فشار قرار مي‌دهد. هرچند نقش چين در حمايت از ايران به اندازه توقعات ايران و مردم نبود اما نمي‌توان از نقش مثبت چين و روسيه به نفع ايران غافل شد. اينكه اين دو كشور پيشنهاد بحرين در شوراي امنيت سازمان ملل را وتو كردند اتفاق مهمي است. در طول اين مدت گزارش‌هاي پراكنده منتشر شده نشان مي‌داد كه نوعي همكاري از‌سوي روسيه و چين به نفع ايران صورت گرفته است. حداقل اين همكاري‌ها، همكاري‌هاي اطلاعاتي بوده است. مثلا نقشه‌هاي ماهواره‌اي و ساير اطلاعات حياتي را دراختيار ايران قرار مي‌دادند. البته حمايت‌ها به شكل تامين تسليحات و رويكردهاي نظامي نبوده اما بايد توجه داشت كه اين كشورها هم براي كمك مستقيم به ايران مشكلات خاص خود را دارند.

   يكي از متغيرهاي مهم و بالقوه كه در جنگ 12روزه بالفعل شد ماجراي تنگه هرمز بود. برخي تحليلگران اين عامل را بازدارنده‌تر از دانش هسته‌اي قلمداد مي‌كنند. آيا مي‌توان نقشي در اين سطح براي تنگه هرمز قابل شد؟

اينكه ايران تنگه هرمز را مديريت كرده، بسيار اقدام مثبتي است. اهرمي بسيار قوي هم محسوب مي‌شود. گزاره‌اي كه امريكايي‌ها را از پاي درآورده، كنترل اين تنگه است. ترامپ يك بار به اندازه‌اي عصباني بود كه خطاب به ايران فرياد زد «تنگه لعنتي را باز كنيد.» مهم‌ترين معادله براي امريكا باز كردن تنگه هرمز است اما در عين حال هم حاضر نيستند امتيازات موردنظر ايران را در ازاي باز كردن تنگه هرمز بدهند. عملا فشار فوق‌العاده‌اي در سطح جهان عليه امريكا شكل گرفته است، چون نفت، بنزين، محصولات پتروشيمي و حتي ساير كالاهاي تجاري و اقلام مصرفي در سطح جهان گران شده است، ضمن اينكه اقتصاد خانوارهاي امريكايي هم تحت‌الشعاع اين رخدادها قرار گرفته. اما در عين حال بايد توجه كرد كه هر اهرمي تاريخ مصرف دارد و بايد در وقت خود از آن بهره برد. امروز زمان آن است كه ايران بر سر تنگه هرمز كه براي امريكا بسيار اساسي است و ارزشي بالاتر از اورانيوم غني شده 60درصدي دارد به توافق برسد. من نگرانم كه اگر به درستي با اين برگه بازي نشود به عاملي منفي عليه ايران بدل شود. برگ برنده ايران تنگه هرمز است و ايران نبايد اجازه دهد اين برگه اعتبار خود را از دست دهد. در واقع بايد چك تنگه هرمز را سريع‌تر نقد كنيم.

   دورنماي تحولات منطقه و جهان و شرايط ايران در صورتي كه بتواند برگه‌هاي برنده خود را بدل به ارزش افزوده كند، چطور مي‌بينيد؟ 

باتوجه به مجموعه شرايط و تحولات و البته گذشته‌اي كه ايران با امريكا داشته، اين معادله در كوتاه‌مدت قابل حل شدن نيست. ايران نمي‌تواند در كوتاه‌مدت با امريكا به توافق جامع و عادي‌سازي برسد. آنچه مهم است اين است كه ايران از پس اين جنگ بتواند مذاكرات را به خوبي مديريت كرده و مشكلات حادي چون پايان يافتن تحريم‌هاي اقتصادي، مسائل هسته‌اي و ايده ترك تخاصم و... را حل و فصل كند. در گذشته هم آقاي عراقچي اشاره كردند كه در اكثر مشكلات به نتيجه رسيده‌اند و تنها تعليق غني‌سازي، اورانيوم 60درصدي و باز شدن تنگه هرمز باقي مانده است. در صورت پايان يافتن تحريم‌ها، فضا براي كشور بازتر مي‌شود تا ايران اقتصاد خود را سامان دهد، آسيب‌هاي جنگ را برطرف كند و شرايط را بهبود بخشد. اما هنوز مشخص نيست كه آيا ايران مي‌تواند به سمت عادي‌سازي روابط با ساير كشورهاي جهان به خصوص امريكا برود؟ اگر ايران بتواند به سمت عادي‌سازي روابط با امريكا پيش برود، قطعا كشورهاي منطقه هم با ايران همراهي مي‌كنند. نگاه كشورهاي همسايه ايران به امريكاست و اگر معادلات بين ايران و امريكا حل و فصل شود، آنها از خود اراده ندارند تا تصميمي متفاوت با امريكا اتخاذ كنند.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون