«اعتماد»درگفتوگو بامجيد محمدشريفي بررسي میکند
جنگ سرد ترامپ عليه ايران
نوشين محجوب
در شرايط كنوني ايران و امريكا در وضعيت سكوت جنگي قرار دارند؛ بدين معنا كه تهران با تكيه بر اهرم تنگههرمز و مديريت هوشمندانه اين آبراه و واشنگتن با محاصره دريايي ايران به دنبال آن هستند تا ميزان تابآوري يكديگر را سنجيده و ضمن تاكيد بر خواست و امتيازهاي مورد نظر خود رقيب را به عقبنشيني وادارند. اما نكته اين است كه آتشبس حاكم شكننده است و هر زمان اين احتمال وجود دارد كه واشنگتن تجاوزاتش به ايران را از سر بگيرد؛ كنشي كه بسيار پرهزينه است و بيپاسخ نخواهد ماند. در شرايطي كه گروهي از تحليلگران از بنبست حاكم بر مذاكرات به واسطه خواستههاي حداكثري ايالات متحده ميگويند و درباره پيامدهاي حاصل از آن هشدار دادهاند، تهران اخيرا و همزمان با تور منطقهاي عباس عراقچي، وزير امور خارجه كشورمان طرحي تازه را در اختيار ميانجيها قرار داد تا به دست واشنگتن برسانند؛ طرحي كه فارغ از بياعتماديها نشان از آن دارد كه تهران هم در ميدان آماده واكنش جدي است و هم در ديپلماسي فعال. براساس گزارش رسانهها در بسته پيشنهادي اخير تهران بازگشايي تنگه هرمز و پايان جنگ را به عنوان شروط اصلي براي رايزني درباره پرونده هستهاي ايران قلمداد كرده (هرچند مقامهاي رسمي كشورمان اينبار نيز بر خطوط قرمز تهران در اين باره تاكيد دارند تا نشان دهند كه به خواستههاي زيادهخواهانه واشنگتن در هيچ شرايطي تن نخواهند داد) . همزمان نشريه وال استريت ژورنال با انتشار گزارشي مدعي شد كه ترامپ به واسطه مقاومت ايران و هزينههاي حاصل از بازگشت به رويارويي نظامي به دنبال آن است تا محاصره دريايي ايران را طولانيتر كند؛ رخدادي كه ميتواند پيامدهاي جدي براي بازارهاي انرژي جهاني به همراه داشته باشد. بنابراين فعلا تنگه هرمز به نقطه كانوني رويارويي جدي تهران و واشنگتن تبديل شده؛ آبراهي كه ايران از آن به شكلي هوشمندانه به عنوان اهرم فشار عليه امريكا و اروپا استفاده كرده و قرار نيست از موضع خود عقبنشيني كند. با اين حال امريكا فعلا در سطح بينالملل هنوز ظرفيت سازماندهي فشار چندجانبه عليه تهران را دارد، اما حساسيت بازار انرژي، نگراني اروپا از هزينههاي امنيتي و احتياط برخي بازيگران آسيايي اين ظرفيت را محدودتر از گذشته كرده و شماري از كشورها را به سمت مسيرهاي كمهزينهتر و راهحلهاي جايگزين سوق داده است.در ميانه اين تنشها تحريم پالايشگاه خصوصي چين به عنوان خريدار نفت ايران توسط ايالات متحده نيز سيگنالي مستقيم به پكن فرستاد، اما پاسخ چين نيز روشن بود؛ مخالفت با تحريمهاي يكجانبه، محكوم كردن فشار فرامرزي و تأكيد بر دفاع از منافع شركتهاي چيني، كه همه نشان ميدهد اين نزاع پتانسيل آن را دارد تا درگيري ميان ايران و امريكا را به رويارويي پرهزينه ميان دو رقيب يعني چين و ايالات متحده تبديل كند.در همين راستا، روزنامه «اعتماد» با هدف بررسي ابعاد تحولات اخير و چشمانداز پيشروي روابط تهران و واشنگتن، با مجيد محمدشريفي، عضو هيات علمي و استاد روابط بينالملل دانشگاه خوارزمي، گفتوگو كرده است. مشروح گفتوگو در ادامه آمده است:
مجيد محمد شريفي در پاسخ به پرسش «اعتماد» مبني بر ارزيابياش از واكنش دولت ترامپ به طرح جديد پيشنهادي ايران گفت: ظاهرا دولت ترامپ با طرح پيشنهادي ايران موافقت نكرده، زيرا ارزيابي رييسجمهوري ايالات متحده اين است كه با محاصره دريايي اعمالشده، تهران را از نظر اقتصادي در شرايط بسيار دشوار قرار داده است.اين كارشناس روابط بينالملل در ادامه خاطرنشان كرد: برآورد مقامهاي امريكايي اين است كه هرچه محاصره دريايي ادامه پيدا كند، ايران بهتدريج ظرفيت خود را براي ذخيرهسازي منابع نفتي از دست خواهد داد و در نتيجه ديگر امكان نگهداري بخشي از ذخاير نفتي خود را نخواهد داشت و اين وضعيت ميتواند به زيرساختهاي انتقال انرژي آسيب جدي وارد كند و خسارت زيادي به صنايع نفت و صادرات انرژي كشور بزند. به گفته اين استاد دانشگاه، مقامهاي امريكايي در محاسباتشان در مورد زمان دقيق وقوع اين وضعيت اختلافنظر دارند، اما درباره اصل اين جمعبندي كه تداوم محاصره دريايي و شرايط فعلي ميتواند چنين پيامدي داشته باشد، اختلاف جدي ديده نميشود. شريفي با اشاره به محاسبات راهبردي دولت ترامپ تصريح كرد: تا زماني كه اين ارزيابي در ذهن ترامپ وجود دارد كه با ادامه محاصره دريايي، هم از نظر اقتصادي ميتواند ضربه قابلتوجهي به ايران وارد كند و هم صنايع نفتي كشور را با اختلالي جدي روبهرو سازد، او به خواستهها و طرحهاي پيشنهادي تهران تن نخواهد داد و بر تداوم فشار تكيه خواهد كرد. در ذهن ترامپ اين تصور شكل گرفته كه با ادامه فشارها ميتواند به آنچه به عنوان خواستههاي حداكثري خود مدنظر دارد، دست پيدا كند.
اين استاد روابط بينالملل دانشگاه خوارزمي در بخش ديگري از تحليل خود با اشاره به ابعاد نظامي بحران حاكم بيان كرد: نبايد اين واقعيت را ناديده گرفت كه ترامپ همچنان گزينه اقدام نظامي عليه ايران را مدنظر دارد و با توجه به اينكه براي پايان آتشبس ضربالاجل مشخصي تعيين نشده و در حال حاضر يك آتشبس شكننده حاكم است، احتمال ازسرگيري حملات نظامي در هر لحظه وجود دارد. او يادآور شد: ترامپ تعداد قابلتوجهي از نيروها و تجهيزات نظامي امريكا، از جمله ناوها و شناورهاي نظامي، را به منطقه اعزام كرده و تجربههاي گذشته نشان ميدهد كه چنين آرايشي معمولا بدون در نظر داشتن امكان استفاده از آن صورت نميگيرد.مجيد محمد شريفي در جمعبندي اين بخش از تحليل خود آورد: آرايش نظامي گسترده امريكا در منطقه، افزايش تعداد ناوها و نيروهاي مستقر و تداوم محاصره دريايي نشان ميدهد كه احتمال اقدام نظامي جديد عليه ايران همچنان قابل توجه است و ميتوان پيشبيني كرد كه در صورت شكست مسير فشار و مذاكره، سناريوي عمليات نظامي عليه ايران از ديد دولت ترامپ منتفي نيست.
محمد شريفي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» مبني بر ميزان شكاف در خواستههاي دوطرف و احتمال دستيابي به توافق در چنين شرايطي گفت: سطح شكاف و تضادي كه ميان مطالبات ايران و دولت ترامپ وجود دارد بسيار بالاست و اين واقعيتي است كه نميتوان آن را ناديده گرفت. خواستههاي مطلوب ايران با آنچه ترامپ در سر دارد، «فرسنگها» فاصله دارد و عملا در دو سوي متفاوت قرار گرفته است.اين كارشناس روابط بينالملل ادامه داد: هر دو طرف، خواستههاي خود را از منظر خود معقول و منطقي تلقي ميكنند، اما اين خواستهها در تعارض جدي با يكديگر قرار دارد. ريشه اين وضعيت، اين است دو بازيگر برداشت مطلوب خود را از موقعيتي كه در آن قرار دارند ارايه ميدهند؛ به اين معنا كه ترامپ بر اين باور است با شرايطي كه ايجاد كرده، به تعبير خودش همه «كارتهاي بازي» را در اختيار دارد.شريفي خاطرنشان كرد: از منظر ترامپ، حملات نظامي انجامشده، فشار اقتصادي شديد و محاصره دريايي، موجب شده امريكا دست برتر را داشته باشد و با تكيه بر امكان رجوع به گزينههاي نظامي، اين تصور در آنها شكل گرفته كه ميتوانند حتي فشارها را بيش از اين هم افزايش دهند؛ به همين دليل تا زماني كه چنين احساس خود برتر بيني در آنها وجود دارد، از خواستههاي حداكثري خود كوتاه نخواهند آمد. از سوي ديگر، ايران نيز با اتكا به توان نظامياش و بهرهگيري از اهرم تنگه هرمز براي تحت فشار قرار دادن اقتصاد جهاني، براي خود موقعيتي برتر قائل است و بر اين اساس، طرح مطالبات مطلوبش را حق طبيعي خود ميداند.
اين استاد روابط بينالملل دانشگاه خوارزمي تصريح كرد: تا زماني كه هر دو طرف بر اين باور باشند كه «دست بالا» را دارند و گذر زمان به نفع آنها عمل ميكند، احتمال عقبنشيني از خواستههاي حداكثريشان اندك است. در اين ميان عامل تعيينكننده در اينكه كداميك زودتر در مواضع خود تجديدنظر و نوعي تعديل و انعطافپذيري نشان دهد، «زمان» و سطح تابآوري است؛ اينكه ايران تا چه حد در برابر فشارهاي اقتصادي و تهديدات نظامي تاب ميآورد و در مقابل، اقتصاد جهاني تا چه زماني ميتواند محدوديتها و فشار ناشي از بسته ماندن تنگه هرمز را تحمل كند. هر قدر ظرفيت تحمل فشار در يك طرف كاهش يابد، احتمال حركت آن طرف به سمت تعديل مطالبات و پذيرش توافق بيشتر خواهد شد.مجيد محمد شريفي همچنين درباره امكان يافتن يك راهحل ميانه براي مديريت تنگه هرمز اظهار كرد: در شرايط كنوني، بعيد به نظر ميرسد راهحل ميانهاي براي اين موضوع وجود داشته باشد، زيرا هر دو طرف در پي آن هستند كه كنترل تنگه هرمز از اختيار طرف مقابل خارج شود. بر اساس نشانههاي موجود، ايالات متحده نه در كوتاهمدت، نه در ميانمدت و نه در بلندمدت مايل نيست مديريت و كنترل ايران بر تنگه هرمز را به رسميت بشناسد و بنابراين تلاش خواهد كرد با تمام ظرفيت خود مانع اين امر شود.
اين كارشناس روابط بينالملل با اشاره به رويكرد تهران بيان كرد: در مقابل، تهران در وضعيت فعلي، تنگه هرمز را مهمترين اهرم فشار خود براي پيگيري و تحميل مطالباتش ميداند و طبيعي است كه نسبت به رها كردن اين ابزار كليدي تمايل چنداني نداشته باشد.حال از منظر اين استاد دانشگاه پرسش اين است كه آيا ميان اين دو خواسته حداكثري ميتوان به راهحلي ميانه رسيد؟ پاسخي كه از دل معادلات ميداني و سياسي برميآيد اين است كه چنين راهحلي بسيار دشوار و دور از دسترس به نظر ميرسد.شريفي در ادامه تحليل خود تصريح كرد: در پرونده تنگه هرمز و يافتن هرگونه راهحل، اين توان نظامي و سطح تابآوري دو طرف است كه در نهايت نتيجه را رقم خواهد زد؛ تا اين لحظه نشانهاي جدي از آمادگي براي سازش ميانه ديده نميشود. شريفي افزود: واقعيت اين است كه يكي از طرفين بايد در عمل توان و اراده خود را بر طرف ديگر تحميل كند و تا زماني كه اين اتفاق نيفتد، تداوم وضعيت كنوني محتمل خواهد بود؛ به عبارت ديگر، يك طرف بايد «دست بالا» را چه از نظر اقتصادي و چه از نظر نظامي بهطور ملموس به دست آورد تا معادله تغيير كند.اين استاد روابط بينالملل دانشگاه خوارزمي در ادامه خاطرنشان كرد: با توجه به روندهاي موجود، نهتنها چشمانداز روشني از يك راهحل ميانه براي مديريت تنگه هرمز ديده نميشود، بلكه هرچه بحران ادامه يابد، اراده و تمايل هر دو طرف براي در دست گرفتن كامل مديريت اين گذرگاه راهبردي افزايش خواهد يافت و رقابت بر سر كنترل آن شدت بيشتري پيدا خواهد كرد.
مجيد محمد شريفي در پاسخ به واكنش احتمالي منطقه و جهان به كنش تهران گفت: اخيرا نشست اضطراري شوراي همكاري خليج فارس برگزار شد آن هم در شرايطي كه اين نهاد بهويژه از سوي برخي مقامات اماراتي، به دليل واكنش بسيار ضعيف نسبت به تحولات و جنگ اخير در منطقه، با موجي از انتقادها روبهرو بوده. به نظر شريفي، محمد بن سلمان در واكنش به اين فشارها تصميم گرفته اين نشست را فعال كند تا سران شورا درباره نحوه مواجهه جمعي با تحولات مرتبط با جمهوري اسلامي ايران به يك جمعبندي مشترك برسند. حال با توجه به تنوع منافع و ملاحظات امنيتي كشورهاي عضو، بعيد است همه اعضا خواهان رويكرد كاملا سختگيرانه و تشديد تنش نظامي باشند، چرا كه برخي كشورها عملا با چنين رويكردي همراهي نخواهند كرد. با اين حال، بايد در نظر داشت كه عربستان و امارات بهدليل آسيبپذيري بيشتر و شرايط دشوارتري كه در نتيجه اين جنگ تجربه كردهاند، تلاش خواهند كرد ساير اعضا را براي اتخاذ مواضع و اقدامات سختگيرانهتر عليه جمهوري اسلامي ايران ترغيب كنند.در چنين شرايطي يكي از سناريوهاي محتمل اين است كه رياض و ابوظبي بكوشند ديگر كشورهاي عضو شورا را قانع كنند كه در قالب كمكهاي مالي و پشتيبانيهاي غيرمستقيم، از استراتژي مخرب امريكا و رژيم صهيونيستي عليه ايران حمايت كنند، حتي اگر خود اين كشورها در مرحله فعلي تمايلي به ورود مستقيم نظامي نداشته باشند. شريفي با اين حال يادآور شد: اگر جنگ و حملات به عربستان و امارات ادامه يابد، نميتوان احتمال ورود مستقيم اين دو كشور به درگيري نظامي با ايران را بهطور كامل منتفي دانست، هرچند چنين سناريويي براي آنها نيز پرهزينه و پرريسك خواهد بود.
اين استاد روابط بينالملل دانشگاه خوارزمي با اشاره به يكي ديگر از سناريوهاي محتمل درباره ائتلاف منطقهاي احتمالي درباره ايران خاطرنشان كرد: عربستان و امارات ميتوانند ديگر اعضاي شورا را به استمرار حمايت مالي و سياسي از ايالات متحده و متحدانش ترغيب كنند تا از اين طريق، آنها دست بالا را در اعمال فشار و اقدامات نظامي عليه ايران حفظ كنند. شريفي در ادامه با اشاره به اظهارات اخير انور قرقاش، مقام اماراتي، كه ايران را تهديدي بلندمدت براي كشورهاي عرب حوزه خليج فارس توصيف كرده، افزود: در نگاه بخش مهمي از نخبگان حاكم در اين كشورها، وضعيت كنوني با وجود همه تهديدها، همزمان نوعي فرصت براي شكلدهي به يك اراده جمعي و تقويت هماهنگيهاي منطقهاي نيز تلقي ميشود. به گفته او، آنها در پي آن هستند كه اين شرايط را به سكويي براي رسيدن به يك تصميم مشترك و تقويت انسجام درون شورا تبديل كنند تا از ديد خودشان، در برابر آنچه تهديد بلندمدت تلقي ميكنند، موضعي منسجمتر و محكمتر اتخاذ كنند؛ مسيري كه در هر حال با مقاومت، محاسبهگري و ابتكارات ديپلماتيك جمهوري اسلامي ايران نيز روبهرو خواهد شد.
مجيد محمد شريفي در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره چشمانداز تداوم محاصره دريايي و احتمال تعريف مسيرهاي جايگزين براي تنگه هرمز توسط بازيگران ثالث چون تركيه تشريح كرد: بحث يافتن راههاي جايگزين براي انتقال انرژي، موضوع تازهاي نيست و از همان زماني كه احتمال مسدود شدن اين شاهراه توسط ايران مطرح شد، در دستور كار برخي كشورها قرار گرفته است. در اين بازه زماني، تلاشها و اقدامات متعددي براي ايجاد خطوط لوله و مسيرهاي جديد صورت گرفته و برخي از اين پروژهها نيز به مرحله اجرا رسيده، اما با وجود همه اين اقدامات، هنوز اين مسيرهاي جايگزين، بهويژه در كوتاهمدت، پاسخگوي نياز كامل بازار جهاني انرژي نيستند و در بهترين حالت، اين مسيرها ميتوانند تا حدي تلاطم بازار انرژي را كنترل كنند، اما حداقل در مقطع فعلي، قادر نخواهند بود به عنوان راهحلي پايدار و كامل براي عبور از بحران ناشي از محدوديت تنگه هرمز تلقي شوند؛ از همينرو، حفظ جريان عبور و مرور در اين تنگه همچنان نخستين اولويت كشورهاي اروپايي و ايالات متحده است. شريفي افزود: در عين حال، نبايد از نظر دور داشت كه اگر مساله تنگه هرمز، به هر نحوي - چه از مسير سياسي و چه در چارچوب توافقات امنيتي - حلوفصل شود و جريان انرژي به حالت عادي بازگردد، ميتوان انتظار داشت كه تلاشها براي تقويت و توسعه مسيرهاي جايگزين نه تنها متوقف نشود، بلكه شتاب بيشتري بگيرد.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: صرفنظر از آنكه در ايران چه دولتي يا چه تركيبي از حاكميت بر سر كار باشد، اين واقعيت كه يك بازيگر مهم منطقهاي ميتواند در شرايط خاص از تنگه هرمز به عنوان اهرم قدرت استفاده كند، براي بسياري از كشورها يك هشدار راهبردي تلقي ميشود. به گفته او، برداشت كشورها از اين سطح آسيبپذيري، در بلندمدت به محرك و انگيزهاي جدي تبديل خواهد شد تا با سرمايهگذاري بيشتر، بهدنبال مسيرهاي جايگزين براي انتقال انرژي بروند و در نتيجه، تلاشها براي ايجاد و تقويت اين مسيرها در افق بلندمدت نهتنها تداوم مييابد، بلكه احتمالا تقويت هم خواهد شد.
مجيد محمد شريفي همچنين درباره موضع چين در قبال بستهشدن تنگه هرمز و تشديد تنشها گفت: بدون ترديد چين از جمله كشورهايي است كه از انسداد تنگه هرمز و اختلال در بازار جهاني انرژي آسيب جدي ميبيند، زيرا اقتصاد اين كشور وابستگي بالايي به واردات انرژي دارد. او در عين حال تأكيد كرد: پرسش اصلي اين است كه پكن تا چه حد قادر است براي تأمين انرژي خود، مسيرهاي جايگزين پيدا كند و مهمتر از آن، تا چه اندازه آمادگي دارد در برابر اقدامات بهويژه اقدامات نظامي امريكا عليه ايران واكنشي جدي و هزينهساز نشان دهد. شواهد فعلا حاكي از آن است كه چين تمايل چنداني ندارد كه دستكم بر سر موضوع ايران وارد يك رويارويي فراگير با امريكا شود؛ هرچند ممكن است در برخي حوزهها با ايران همكاري كند، اما علاقهاي به تبديل پرونده ايران به محور يك تقابل آشكار و پرتنش با واشنگتن ندارد. از همين رو جهتگيري اصلي ديپلماسي چين حول اين محور است كه همه طرفها، بهويژه امريكا و ايران، را به سمت كاهش تنش، رفع محاصره دريايي و بازگشت تنگه هرمز و جريان انتقال انرژي به وضعيت عادي ترغيب كند.شريفي افزود: در اين چارچوب، پكن تلاش خواهد كرد هم در واشنگتن و هم در تهران پيام گفتوگو، خويشتنداري و پرهيز از تشديد درگيري نظامي را منتقل و بر لزوم بازگشايي كامل مسيرهاي كشتيراني تأكيد داشته باشد.
مجيد محمد شريفي در جمعبندي گفتوگو با «اعتماد» و در پاسخ به پرسش نهايي درباره چشمانداز تنش ميان ايران و امريكا اظهار كرد: در حال حاضر دوطرف در وضعيتي قرار گرفتهاند كه ميتوان آن را نوعي «سكوت جنگي» توصيف كرد؛ به اين معنا كه ايران با بسته نگه داشتن تنگه هرمز و امريكا با دنبال كردن محاصره دريايي، فعلا به اين جمعبندي رسيدهاند كه در كوتاهمدت ضرورتي براي ورود به يك رويارويي نظامي گسترده وجود ندارد. به گفته او، اين وضعيت ميتواند موقتا برخورد مستقيم را به تعويق بيندازد تا هر طرف منتظر بماند و ببيند كه كدام ابزار فشار - محاصره دريايي از سوي امريكا يا تداوم بسته ماندن تنگه هرمز از سوي ايران - تأثير بيشتري بر طرف مقابل خواهد گذاشت.شريفي با تأكيد بر شكننده بودن اين وضعيت افزود: هرچند در كوتاهمدت ميتوان انتظار داشت كه دو طرف از آغاز يك جنگ تمامعيار اجتناب كنند، اما اين به معناي كنار گذاشته شدن كامل گزينه نظامي از سوي امريكا نيست. او خاطرنشان كرد: اگر واشنگتن در مقطعي احساس كند فرصت هدفگيري يك نقطه حساس فراهم شده و تبعات آن قابل مديريت است، بعيد نيست براي انجام حمله محدود و هدفمند وسوسه شود، هرچند چنين اقدامي نيز براي امريكا بدون ريسك و پاسخ نخواهد بود.