در حالي كه شمارش معكوس براي آغاز رقابتهاي جام جهاني ۲۰۲۶ كه قرار است در كشورهاي امريكا و مكزيك و كانادا برگزار شود به صدا درآمده، فوتبال ايران در يك وضعيت سخت ديپلماتيك و فني گرفتار شده است. لغو زنجيرهاي بازيهاي دوستانه از مقدونيه و آنگولا تا پورتوريكو تنها يك خبر مرتبط به ورزش نيست، بلكه زنگ خطري است كه نشان ميدهد تيم ملي ايران در آستانه يكي از بزرگترين تورنمنتهاي تاريخ خود درگير مشكلات زيادي است. اردوي تيم ملي با حضور بازيكنان داخلي در تهران در حالي دنبال ميشود كه فضاي حاكم بر اين اردو بيش از آنكه بوي آمادگي براي آوردگاه جهاني دهد، بوي نگراني به خود گرفته است. در حالي كه كادر فني و مديريت تيم ملي تقويمي از بازيهاي تداركاتي را در ذهن ترسيم كرده بودند، واقعيت سرد و بيروحِ زمين تمرين در تهران خلاف اين آرزوها را فرياد ميزند. ليست بلندبالاي حريفان تداركاتي كه يكي پس از ديگري به بايگاني تاريخ ميپيوندند، نشان ميدهد كه ما در يك خلأ استراتژيك گرفتار شدهايم.
دومينوي لغو؛ وقتي سياست بر مستطيل سبز سايه مياندازد
وقتي نام مقدونيه و آنگولا به عنوان حريفان احتمالي مطرح شد شايد كمتر كسي تصور ميكرد كه اين تنها يك نمايش كوتاه باشد. اما نامههاي رسمي فدراسيونهاي اين كشورها مثل پتك بر سر برنامهريزي فدراسيون فوتبال ايران و امير قلعهنويي فرود آمد. انصراف؛ واژهاي كه حالا به تكراريترين پاسخ حريفان به درخواستهاي ما تبديل شده است. پيش از اين هم خبر لغو بازي با پورتوريكو شوك اوليه را وارد كرده بود، اما حالا با كنار هم قرار دادن اين پازلها تصويري نااميدكننده از وضعيت ديپلماسي ورزشي ايران نمايان ميشود. بررسيها نشان ميدهد مسائل سياسي و عدم مديريت فدراسيون عوامل اصلي اين گريز دستهجمعي حريفان است.
ليگ تعطيل، بازيكنان دور از كورس رقابت
وضعيت زماني نگرانكنندهتر ميشود كه نگاهي به وضعيت داخلي فوتبال بيندازيم. ليگ برتر فوتبال كشور به دليل شرايط خاص و تنشهاي اخير مدتهاست كه متوقف شده است. در حالي كه انتظار ميرفت پس از آتشبس چرخ ليگ دوباره به حركت درآيد و بازيكنان در شرايط مسابقه قرار بگيرند سكوت عجيبي بر سازمان ليگ حاكم شد. نتيجه اين تعويق طولاني فرسايش جسماني و رواني بازيكناني است كه حالا بايد با حداكثر توان در جام جهاني ظاهر شوند. فوتباليستي كه ماهها در شرايط مسابقه رسمي نبوده چگونه ميتواند در برابر غولهاي فوتبال جهان كه در ليگهاي معتبر اروپايي و امريكايي هر هفته در حال مبارزه هستند، دوام بياورد؟ بازيكنان تيم ملي اكنون در شرايطي به سر ميبرند كه تمرين را جايگزين مسابقه كردهاند! تمرين در تهران هر قدر هم باكيفيت باشد هرگز نميتواند جاي يك مسابقه بينالمللي با فشار تماشاگر، استرس نتيجه و سرعت بازي واقعي را بگيرد.
واقعيت اين است كه ما در حال آمادهسازي يك تيم ايزوله هستيم؛ تيمي كه در قرنطينه تمرين ميكند در حالي كه رقباي ما در آن سوي مرزها در حال برگزاري تورنمنتهاي كوچك يا بازيهاي تداركاتي با تيمهاي تراز اول هستند.
تضاد در آمادگي؛ ما كجا و آنها كجا؟
اين يك حقيقت تلخ است، در حالي كه نبي، مدير تيم ملي از برنامههاي بزرگ براي اردوهاي تركيه و ديدارهاي امريكا سخن ميگويد، واقعيت اين است كه هيچ كدام از اين بازيها قطعي نيست. در دنياي فوتبال حرفهاي، احتمال جايگاهي ندارد. رقباي ايران در جام جهاني تقويمهاي مشخصي دارند؛ آنها با حريفان بزرگ بازي ميكنند و نقاط ضعف خود را شناسايي ميكنند و با آمادگي صد درصدي گام به رقابت ميگذارند. وقتي تيم ملي ما در عوض بازي با تيمهاي مطرح ناچار به برگزاري بازي با تيمهاي بيكيفيت نظير پورتوريكو و آنگولا ميشود، اما همين بازيها هم لغو ميشوند يعني ما خودمان را در شرايطي قرار دادهايم كه تنها ميتوانيم با خودمان مسابقه دهيم! بازيهاي درون تيمي هر قدر هم كه بازيكنان در آن بجنگند، نميتوانند غافلگيريهاي تاكتيكي يا فشارهاي رواني يك بازي واقعي با حريف خارجي را بازسازي كنند. اين يعني ما با دستان خالي به استقبال جنگي ميرويم كه ديگران براي آن سالها برنامهريزي كردهاند.
مديران در كجاي اين معادله هستند؟
سوال اصلي اينجاست: فدراسيون فوتبال تا چه زماني ميخواهد با وعدههاي احتمالي افكار عمومي را آرام كند؟ اينكه بگوييم قرار بود ۴ بازي در تركيه داشته باشيم، اما هنوز قطعي نشده، نه تنها نشاندهنده دستاورد نيست، بلكه اعترافي به شكست مديريت است. وقتي براي يك كشور بزرگ با سابقه طولاني در فوتبال حريف تداركاتي حتي درجه سه يا چهارم در دنياي فوتبال پيدا نميشود آيا نبايد در راهبردها و تعاملات ديپلماتيك خود تجديدنظر كنيم؟ جام جهاني ۲۰۲۶ نزديك است. زمان مانند برق و باد ميگذرد. هر روزي كه بدون بازي تداركاتي سپري ميشود يك فرصت طلايي است كه از دست ميرود. اگر امروز براي پر كردن اين خلأ بازيهاي دوستانه اقدامي عاجل صورت نگيرد بايد منتظر باشيم كه در جام جهاني تيم ملي ما نه به دليل ضعف فني، بلكه به دليل نبود تجربه و آمادگي، مغلوب رقبايي شود كه در سايه بيتفاوتي و سوءمديريت ما به راحتي مسير خود را براي صعود هموار ميكنند.
در حالي كه شمارش معكوس براي آغاز رقابتهاي جام جهاني ۲۰۲۶ كه قرار است در كشورهاي امريكا و مكزيك و كانادا برگزار شود به صدا درآمده، فوتبال ايران در يك وضعيت سخت ديپلماتيك و فني گرفتار شده است. لغو زنجيرهاي بازيهاي دوستانه از مقدونيه و آنگولا تا پورتوريكو تنها يك خبر مرتبط به ورزش نيست، بلكه زنگ خطري است كه نشان ميدهد تيم ملي ايران در آستانه يكي از بزرگترين تورنمنتهاي تاريخ خود درگير مشكلات زيادي است. اردوي تيم ملي با حضور بازيكنان داخلي در تهران در حالي دنبال ميشود كه فضاي حاكم بر اين اردو بيش از آنكه بوي آمادگي براي آوردگاه جهاني دهد، بوي نگراني به خود گرفته است. در حالي كه كادر فني و مديريت تيم ملي تقويمي از بازيهاي تداركاتي را در ذهن ترسيم كرده بودند، واقعيت سرد و بيروحِ زمين تمرين در تهران خلاف اين آرزوها را فرياد ميزند. ليست بلندبالاي حريفان تداركاتي كه يكي پس از ديگري به بايگاني تاريخ ميپيوندند، نشان ميدهد كه ما در يك خلأ استراتژيك گرفتار شدهايم.
دومينوي لغو؛ وقتي سياست بر مستطيل سبز سايه مياندازد
وقتي نام مقدونيه و آنگولا به عنوان حريفان احتمالي مطرح شد شايد كمتر كسي تصور ميكرد كه اين تنها يك نمايش كوتاه باشد. اما نامههاي رسمي فدراسيونهاي اين كشورها مثل پتك بر سر برنامهريزي فدراسيون فوتبال ايران و امير قلعهنويي فرود آمد. انصراف؛ واژهاي كه حالا به تكراريترين پاسخ حريفان به درخواستهاي ما تبديل شده است. پيش از اين هم خبر لغو بازي با پورتوريكو شوك اوليه را وارد كرده بود، اما حالا با كنار هم قرار دادن اين پازلها تصويري نااميدكننده از وضعيت ديپلماسي ورزشي ايران نمايان ميشود. بررسيها نشان ميدهد مسائل سياسي و عدم مديريت فدراسيون عوامل اصلي اين گريز دستهجمعي حريفان است.
ليگ تعطيل، بازيكنان دور از كورس رقابت
وضعيت زماني نگرانكنندهتر ميشود كه نگاهي به وضعيت داخلي فوتبال بيندازيم. ليگ برتر فوتبال كشور به دليل شرايط خاص و تنشهاي اخير مدتهاست كه متوقف شده است. در حالي كه انتظار ميرفت پس از آتشبس چرخ ليگ دوباره به حركت درآيد و بازيكنان در شرايط مسابقه قرار بگيرند سكوت عجيبي بر سازمان ليگ حاكم شد. نتيجه اين تعويق طولاني فرسايش جسماني و رواني بازيكناني است كه حالا بايد با حداكثر توان در جام جهاني ظاهر شوند. فوتباليستي كه ماهها در شرايط مسابقه رسمي نبوده چگونه ميتواند در برابر غولهاي فوتبال جهان كه در ليگهاي معتبر اروپايي و امريكايي هر هفته در حال مبارزه هستند، دوام بياورد؟ بازيكنان تيم ملي اكنون در شرايطي به سر ميبرند كه تمرين را جايگزين مسابقه كردهاند! تمرين در تهران هر قدر هم باكيفيت باشد هرگز نميتواند جاي يك مسابقه بينالمللي با فشار تماشاگر، استرس نتيجه و سرعت بازي واقعي را بگيرد.
واقعيت اين است كه ما در حال آمادهسازي يك تيم ايزوله هستيم؛ تيمي كه در قرنطينه تمرين ميكند در حالي كه رقباي ما در آن سوي مرزها در حال برگزاري تورنمنتهاي كوچك يا بازيهاي تداركاتي با تيمهاي تراز اول هستند.
تضاد در آمادگي؛ ما كجا و آنها كجا؟
اين يك حقيقت تلخ است، در حالي كه نبي، مدير تيم ملي از برنامههاي بزرگ براي اردوهاي تركيه و ديدارهاي امريكا سخن ميگويد، واقعيت اين است كه هيچ كدام از اين بازيها قطعي نيست. در دنياي فوتبال حرفهاي، احتمال جايگاهي ندارد. رقباي ايران در جام جهاني تقويمهاي مشخصي دارند؛ آنها با حريفان بزرگ بازي ميكنند و نقاط ضعف خود را شناسايي ميكنند و با آمادگي صد درصدي گام به رقابت ميگذارند. وقتي تيم ملي ما در عوض بازي با تيمهاي مطرح ناچار به برگزاري بازي با تيمهاي بيكيفيت نظير پورتوريكو و آنگولا ميشود، اما همين بازيها هم لغو ميشوند يعني ما خودمان را در شرايطي قرار دادهايم كه تنها ميتوانيم با خودمان مسابقه دهيم! بازيهاي درون تيمي هر قدر هم كه بازيكنان در آن بجنگند، نميتوانند غافلگيريهاي تاكتيكي يا فشارهاي رواني يك بازي واقعي با حريف خارجي را بازسازي كنند. اين يعني ما با دستان خالي به استقبال جنگي ميرويم كه ديگران براي آن سالها برنامهريزي كردهاند.
مديران در كجاي اين معادله هستند؟
سوال اصلي اينجاست: فدراسيون فوتبال تا چه زماني ميخواهد با وعدههاي احتمالي افكار عمومي را آرام كند؟ اينكه بگوييم قرار بود ۴ بازي در تركيه داشته باشيم، اما هنوز قطعي نشده، نه تنها نشاندهنده دستاورد نيست، بلكه اعترافي به شكست مديريت است. وقتي براي يك كشور بزرگ با سابقه طولاني در فوتبال حريف تداركاتي حتي درجه سه يا چهارم در دنياي فوتبال پيدا نميشود آيا نبايد در راهبردها و تعاملات ديپلماتيك خود تجديدنظر كنيم؟ جام جهاني ۲۰۲۶ نزديك است. زمان مانند برق و باد ميگذرد. هر روزي كه بدون بازي تداركاتي سپري ميشود يك فرصت طلايي است كه از دست ميرود. اگر امروز براي پر كردن اين خلأ بازيهاي دوستانه اقدامي عاجل صورت نگيرد بايد منتظر باشيم كه در جام جهاني تيم ملي ما نه به دليل ضعف فني، بلكه به دليل نبود تجربه و آمادگي، مغلوب رقبايي شود كه در سايه بيتفاوتي و سوءمديريت ما به راحتي مسير خود را براي صعود هموار ميكنند.