سوال بزرگ در تئاتر روياها
آيا كريك آن گمشده يونايتد است؟
منچستريونايتد با پيروزي مقابل ليورپول سهميه ليگ قهرمانان اروپا را قطعي كرد. حالا سوال اينجاست كه آيا او ميتواند پروژه جديد يونايتد باشد؟
به گزارش روزنامه اعتماد، در اينجا بررسي ميكنيم كه چه چيزي ميان مايكل كريك و پست سرمربيگري دائم منچستريونايتد فاصله انداخته است. به بيان سادهتر چرا مديران يونايتد همين امروز قرارداد كريك را قطعي نميكنند؟ كريك ديگر چه كاري بايد انجام بدهد؟
مايكل كريك واقعا كار ديگري نميتوانست براي قطعي كردن حضورش روي نيمكت منچستريونايتد انجام بدهد.
از زمان انتصاب او در ۱۳ ژانويه، يونايتد بهترين ركورد را در ليگ برتر داشته است. آنها ۱۰ بازي از ۱۴ بازي خود تحت هدايت او را بردهاند؛ ازجمله پيروزي مقابل منچسترسيتي، آرسنال، استونويلا و برد روز يكشنبه مقابل ليورپول يا اگر بخواهيد دقيقتر بگوييم پيروزي مقابل هر چهار تيم ديگر حاضر در پنج رتبه برتر جدول. كوبي مينو، ستاره احيا شده يونايتد كه گل پيروزيبخش را مقابل ليورپول به ثمر رساند، با گفتن اين جمله به اسكاي اسپورت كه «آدم دوست دارد براي او بميرد» احساسات رختكن را خلاصه كرد. شايد كمي اغراقآميز باشد، اما منظور او را ميرساند.
زماني كه كريك كارش را شروع كرد، يونايتد با ۱۱ امتياز اختلاف نسبت به استونويلاي رده سومي، در جايگاه هفتم بود. كسب سهميه ليگ قهرمانان دور از انتظار به نظر ميرسيد، اما تحت هدايت او، آنها اكنون ۶ امتياز از ويلا جلوتر هستند و درحالي كه سه بازي باقي مانده، جايگاه خود را در اروپا قطعي كردهاند.
در اكثر باشگاههاي ديگر، اين عملكرد براي دائمي كردن قرارداد كافي بود، اما چند عامل ديگر در ميان است.
اولين مورد، سايه اتفاقات گذشته است. يونايتد پيش از اين در «تله» استفاده از قهرمانان سابق باشگاه به عنوان مربي موقت افتاده است؛ كساني كه نتايج خوبي گرفتند و قراردادشان دائمي شد (اشاره به سولشر). اما اين نگاه هشدارآميز ناديده ميگيرد كه كريك شخصيتي متفاوت از اوله گونار سولشر است و همچنين در مورد بد بودن دوران سولشر غلو ميكند. درست است كه او بزرگترين مربي نبود، اما در دو فصل كامل خود رتبههاي سوم و دوم را كسب كرد.
عامل ديگر اين است كه سر جيم راتكليف، مالك بخشي از سهام باشگاه، چه نوع مربياي ميخواهد. راتكليف از زمان ورودش مدام از اعتبار يونايتد و بازگرداندن آنها به «جايي كه به آن تعلق دارند» صحبت كرده است. معمولا آنچه با اين ايده همراه ميشود، يك «نام» هيجانانگيز به عنوان سرمربي است؛ چيزي شبيه به يك پديده جوان و داغ (مثل روبن آموريم) يا يك غول باسابقه و تراز اول؛ در هر صورت، گزينهاي فريبنده.
راتكليف و يونايتد از گزينه اول زخم خوردهاند، پس ممكن است حركت بعدي آنها به سمت گزينه دوم (مربيان بزرگ) باشد. مشكل اينجاست كه اين «غولهاي دنياي مربيگري» گونهاي در حال انقراض هستند. تعدادي از آنها در جام جهاني حضور دارند، اما دستكم تا اواسط جولاي در دسترس نخواهند بود. لوئيس انريكه هم هست، اما آيا او در حال حاضر پاريسنژرمن را به مقصد يونايتد ترك ميكند؟ اوناي امري هم شايد در اين دسته جاي بگيرد، اما سرمربي استونويلا در باشگاههايي موفق ميشود كه كنترل بيشتري نسبت به آنچه در يونايتد خواهد داشت، به او داده شود. او همچنين در پياسجي و آرسنال روزهاي سختي داشت.
كريك نام خيلي فريبنده و پرزرق و برقي نيست و دههها تجربه مربيگري ندارد، اما كارنامه او در چند ماه اخير نشان ميدهد كه او بايد اين شغل را به دست آورد.