حسين حسينخاني؛ جانِ آگاهِ نشرِ ايران
آريامن احمدي
خيابان انقلاب از ميدان انقلاب آغاز ميشود، چهارراه وليعصر، ميدان فردوسي، دروازه دولت، پيچ شميران و پل چوبي را پشت سر ميگذارد و به ميدان امامحسين ميرسد؛ گذرگاهي كه تصويري فشرده از تاريخ يكصدساله ايران است. از يكسو قلب تپنده فرهنگ و هنر، و از سوي ديگر شاهراه مبارزات آزاديخواهانه و سياسي-اجتماعي؛ آينه دگرگونيهاي نامها و معناها. طبيعي است كه در چنين خياباني، نقش روشنفكران، روزنامهنگاران، نويسندگان، شاعران، مترجمان، هنرمندان و ناشران برجسته باشد. يكي از چهرههاي پيشگام و شاخصي كه بيش از ششدهه در اين خيابان زيست و اثر گذاشت، حسين حسينخاني، مدير نشر آگاه بود.
دوازدهم ارديبهشت حسين حسينخاني جانِ آگاهِ نشر ايران درگذشت؛ خبري كوتاه براي حضوري درازآهنگ و بلند در مهمترين خيابان ايران. او كه عطاي رياست بانك ملي را در پيش از انقلاب به لقايش بخشيد، وارد عرصه نوظهور كتاب و نشر شد و كمي بعدتر كتابفروشي آگاه را در دهه چهل در خيابان انقلاب بنا گذاشت؛ ويتريني رو به دانشگاه، انتخابهاي سنجيده در علوم انساني و پيوندي زنده با نويسندگان و مترجمان. او مسيري را باز كرد كه امروز همچنان ميبينيم: راسته كتابفروشيهاي خيابان انقلاب به عنوان بزرگترين مركز كتاب ايران.
در كارنامه آگاه، آثار تاليف و ترجمه بسياري در حوزههاي علوم انساني، اجتماعي، جامعهشناسي، فلسفه، ادبيات، هنر و تاريخ ديده ميشود؛ از دكتر محمدرضا شفيعيكدكني، داريوش آشوري، عبدالله كوثري، ليلي گلستان، بهمن فرزانه و ديگران. در كنار كتاب، فصلنامههايي چون «كتاب آگاه» و «نقد آگاه» منتشر شد؛ نشرياتي با رويكرد نقد و معرفي انديشه و ادبيات امروز كه قلمهايي چون احمد شاملو نيز در آنها حاضر بودند. اينها فقط نشريه نبودند؛ محفل گفتوگوي فكري و معيارسنجي ترجمه و تاليف بودند.
در اين مسير پرمخاطره، زندهياد حسينخاني تا آنجا پيش رفت كه براي ادامه كار، خانهاش را فروخت تا نشر آگاه بماند و از دلش، ناشران ديگري همچون آگه، كندوكاو و بان سربرآرند. موضوعي كه او در مراسم بزرگداشتش در تالار فردوسي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران (آبان ۱۳۹۶) نيز بر آن تاكيد كرد و ناشران را فراخواند تا بار ديگر براي انسجامِ صنفِ خود بكوشند و بر منافع زودگذر و شخصي چشم بپوشند.
ميراث نشر آگاه و كارنامه حسين حسينخاني را شايد بتوان اين گونه خلاصه كرد: حساسيت بر كيفيت و معيار، با تاكيد بر ترجمههاي سنجيده و ويرايشهاي آبرومند؛ كتابي كه عمر كند، نه فقط فروش. پيوندي زنده با دانشگاه و جامعه، با كتابفروشي بهمثابه ميدان ديدار نويسنده، مترجم و خواننده و ويتريني براي جريانسازي فكري. پايداري نهادي در برابر بحرانهاي اقتصادي و محدوديتهاي مقرراتي، حتي به بهاي گذشتهاي شخصي. و درنهايت، شبكهسازي در عرصه نشر از رهگذر پرورش و همافزايي با ناشران همافق، براي ارتقاي سليقه عمومي و تثبيت معيارهاي حرفهاي.
امروز بعد از 60 سال، هنوز كتابفروشي نشر آگاه در خيابان انقلاب، تصويري تاريخي از اين خيابان به ما و نسلهاي بعد ميدهد كه چه بر سر اين خيابان و مردمش رفته است و هنوز با همه ناملايمتها و ناعدالتيها، چراغ آن هرچند سوسو، اما همچنان ميزند؛ چراغي كه آدمهايي مثل زندهياد حسين حسينخاني برافروختند، و بر ما است كه اين راه پرمخاطره را ادامه بدهيم. كتاب اگر بميرد، آدمي نيز ميميرد.
نويسنده و روزنامهنگار