• 1405 سه‌شنبه 24 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6316 -
  • 1405 پنج‌شنبه 17 ارديبهشت

مجيد رضاييان در گفت‌وگو با «اعتماد» از كانال‌هاي انتشار اخبار در زمان جنگ يا مذاكره مي‌گويد

پشتوانه‌هاي تئوريك «اتاق متمركز اطلاع‌رساني در جنگ»

اظهارنظرهاي پراكنده قدرت تصميم‌گيري را تضعيف مي‌كند

مهدي بيك اوغلي

در شرايطي كه فضاي سياسي و رسانه‌اي كشور تحت تأثير تحولات منطقه‌اي و مذاكرات قرار دارد، برخي اظهارنظرها از سوي افرادي مطرح مي‌شود كه مسووليت مستقيم در حوزه مذاكرات يا دسترسي به اطلاعات ندارند. طيف ديگري از اطلاعات هم از سوي كساني مطرح مي‌شود كه هرچند در تيم مذاكرات حضور دارند اما مواردي را مطرح مي‌كنند كه بر خلاف منافع ملي است. اين موضوع گاه به ايجاد ابهام در افكار عمومي منجر شده و پرسش‌هايي درباره مرجعيت رسانه‌اي و نحوه اطلاع‌رساني در شرايط تنش ايجاد كرده است. در همين راستا با مجيد رضاييان استاد ارتباطات و رسانه درباره نحوه شكل‌گيري مرجعيت رسانه‌اي در شرايط جنگ و بحران و شيوه درست اطلاع‌رساني گفت‌وگو كرده‌ايم. مجيد رضاييان، استاد ارتباطات و رسانه، با تأكيد بر ضرورت تمركز مرجعيت خبري در شرايط تنش و جنگ مي‌گويد در چنين موقعيت‌هايي اطلاع‌رساني بايد از يك اتاق فكر تخصصي هدايت شود؛ زيرا اظهارنظرهاي پراكنده و بدون دسترسي به اطلاعات مي‌تواند محاسبات راهبردي و قدرت تصميم‌گيري كشور را تضعيف كند. او با بازخواني تئوري بازي‌ها به اين نكته اشاره مي‌كند كه ايران بايد صحنه را طوري هدايت كند كه نهايتا منافع ملي ايران تامين شود.

   ‌در شرايطي كه كشور با تنش‌هاي بين‌المللي يا مذاكرات حساس با امريكا مواجه است، پشتوانه‌هاي علمي و تئوريك چيست و چگونه مرجعيت رسانه‌اي شكل مي‌گيرد؟

نخستين نكته‌اي كه بايد به آن توجه كرد، مساله‌اي است كه در روابط بين‌الملل از آن با عنوان «تئوري بازي‌ها» ياد مي‌شود. يكي از اصول مهم در روابط بين‌الملل اين گزاره است كه شما بايد صحنه‌‌اي را از نظر رسانه‌‌اي طراحي كنيد كه طرف مقابل دچار محاسبه‌اي شود كه شما مي‌خواهيد! در واقع رسانه در اينجا ابزاري براي اثرگذاري بر تصميم و رفتار طرف مقابل است.به همين دليل در چنين شرايطي مرجعيت رسانه‌اي بايد متمركز باشد. اين تمركز به اين معناست كه اطلاع‌رساني و توليد پيام از يك مركز تصميم‌گيري هدايت شود. اين مركز بايد برخوردار از يك اتاق فكر تخصصي باشد كه در آن متخصصان روابط بين‌الملل، افرادي آشنا با تئوري بازي‌ها و كارشناسان حوزه رسانه حضور داشته باشند.در كنار اين متخصصان، نمايندگاني از نهادهاي مختلف نيز بايد حضور داشته باشند؛ از جمله وزارت امور خارجه، نهادهاي امنيتي، شوراي عالي امنيت ملي و حتي نمايندگاني از نيروهاي مسلح. تركيب اين افراد در يك اتاق فكر باعث مي‌شود تصميم‌هاي رسانه‌اي بر اساس تحليل‌هاي دقيق و هماهنگ اتخاذ شود.

  ‌چرا تمركز اطلاع‌رساني هوشمندانه و درست در چنين شرايطي تا اين اندازه اهميت دارد؟

تجربه جهاني نشان مي‌دهد هر زمان كه تنش‌هاي سياسي يا احتمال درگيري نظامي مطرح مي‌شود، كشورها اطلاع‌رساني را به‌شدت متمركز مي‌كنند. دليل آن هم روشن است؛ تمركز باعث مي‌شود قدرت تصميم‌گيري در بالاترين سطح قرار گيرد. اگر فضاي رسانه‌اي آشفته و پراكنده باشد و هر فردي از زاويه خود اظهارنظر كند، قدرت تصميم‌گيري به‌شدت كاهش پيدا مي‌كند. در چنين وضعيتي پيام‌هاي متناقض به جامعه و حتي به طرف مقابل ارسال مي‌شود و اين مساله مي‌تواند در محاسبات سياسي و امنيتي تأثير منفي بگذارد.در اتاق فكر رسانه‌اي، همه اين مسائل به صورت تحليلي بررسي مي‌شود؛ از جمله اينكه چه پيامي بايد منتشر شود، چه زماني منتشر شود و چه تأثيري بر افكار عمومي داخلي و خارجي خواهد داشت. اگر اين روند به صورت پراكنده و بدون هماهنگي انجام شود، عملا استراتژي رسانه‌اي كشور تضعيف مي‌شود.بنابراين تمركز اطلاع‌رساني يك ضرورت است و تقريبا در همه كشورهاي جهان تجربه شده است. اين موضوع نه يك امر سليقه‌اي، بلكه يك اصل حرفه‌اي در مديريت بحران‌هاي سياسي و امنيتي است.

  ‌اما بايد قبول كرد كه مساله صف‌كشي رسانه‌ها هم در يك چنين صورت‌بندي‌هايي مهم است. در چنين شرايطي نقش رسانه‌ها و شيوه كار آنها بايد چگونه باشد؟

در زمان جنگ يا بحران‌هاي جدي، فعاليت رسانه‌اي بايد به شكل كمپيني انجام شود. يعني رسانه‌ها نبايد پراكنده و بدون برنامه عمل كنند. در يك كمپين رسانه‌اي، ابتدا يك سوژه يا محور اصلي تعريف مي‌شود و سپس همه رسانه‌ها با هماهنگي آن را دنبال مي‌كنند.در اين مدل، جريان‌سازي اهميت بسيار زيادي دارد. يك پيام يا روايت بايد به صورت مداوم و در قالب‌هاي مختلف تكرار شود تا بتواند اثرگذاري لازم را داشته باشد. اگر هر رسانه يا هر فردي به شكل مستقل و بدون هماهنگي حركت كند، نتيجه آن تأثيرگذاري محدود و سطحي خواهد بود.براي مثال ممكن است وزارت امور خارجه از ابزارهايي مانند توليد محتواي تصويري يا حتي استفاده از فناوري‌هايي مثل هوش مصنوعي براي روايت‌سازي استفاده كند. اما اين اقدامات زماني اثرگذار است كه در چارچوب يك برنامه جامع و هماهنگ قرار گيرد و ساير رسانه‌ها و نهادها نيز در همان مسير حركت كنند.در واقع بايد همه اين اقدامات در يك چارچوب مشترك تعريف شوند تا بتوانند به يك جريان رسانه‌اي قدرتمند تبديل شوند.

  ‌در اين چارچوب، استفاده از رسانه‌ها و شبكه‌هاي مختلف چگونه بايد مديريت شود؟

در مرحله نهايي، آنچه در اتاق فكر تصويب مي‌شود وارد مرحله اجرا مي‌شود. در اين مرحله معمولا چيزي طراحي مي‌شود كه در ادبيات رسانه‌اي از آن با عنوان «مديا پلن» يا جدول رسانه‌اي ياد مي‌كنند.در اين جدول مشخص مي‌شود كه پيام مورد نظر از طريق چه رسانه‌هايي منتشر شود؛ از رسانه‌هاي رسمي داخلي گرفته تا رسانه‌هاي بين‌المللي. همچنين نقش شبكه‌هاي اجتماعي، فعالان رسانه‌اي، چهره‌هاي تأثيرگذار و حتي شخصيت‌هاي عمومي نيز در اين جدول مشخص مي‌شود.در چنين ساختاري، هر رسانه يا هر فرد نقش مشخصي در انتقال پيام دارد و همه اين اقدامات در كنار يكديگر يك جريان رسانه‌اي هماهنگ را شكل مي‌دهند.

  ‌برخي معتقدند اظهارنظرهاي پراكنده از سوي افراد يا جريان‌هاي سياسي مي‌تواند به فضاي رسانه‌اي آسيب بزند. آيا اين ديدگاه درست است يا نه با آزادي بيان تعارض دارد؟

وقتي يك ساختار متمركز براي اطلاع‌رساني شكل مي‌گيرد، طبيعي است كه اظهارنظرهاي پراكنده مي‌تواند اين تمركز را برهم بزند. اگر افراد مختلف بدون دسترسي به اطلاعات دقيق يا بدون هماهنگي با ساختار رسمي اظهارنظر كنند، ممكن است پيام‌هاي متناقضي به جامعه منتقل شود.اين مساله نه تنها به روشن‌تر شدن موضوع كمك نمي‌كند، بلكه در بسياري موارد باعث افزايش ابهام مي‌شود. در شرايط حساس، چنين وضعيتي مي‌تواند حتي در محاسبات طرف مقابل نيز اثر بگذارد.به همين دليل در بسياري از كشورها در زمان بحران يا جنگ، اطلاع‌رساني از طريق كانال‌هاي مشخص انجام مي‌شود و ساير افراد و نهادها نيز تلاش مي‌كنند از اين چارچوب پيروي كنند. آزادي بيان در شرايط جنگ با اصلي به نام روزنامه‌نگاري تحليلي در زمينه«‌بررسي پيامدها» ايرادي ندارد اما پس از اطلاع‌رساني متمركز، اين امر معنا مي‌يابد.

  ‌يكي از مهم‌ترين رسانه‌هاي كشورمان، رسانه ملي است كه هم بودجه‌هاي هنگفتي صرف آن مي‌شود و هم دسترسي مطلوبي به خبر و منابع خبري دارد. اما  عملکرد آن از نظر برخی اثر گذاری قابل توجهی ندارد . نقش نهادهاي مسوول و رسانه ملي در اين ميان چيست؟

نهادهاي مسوول بايد از انتشار اخبار كذب يا فضاسازي‌هاي جناحي جلوگيري كنند و اجازه ندهند فضاي رسانه‌اي دچار آشفتگي شود. در چنين شرايطي، مديريت حرفه‌اي اطلاع‌رساني اهميت بسيار زيادي دارد.از سوي ديگر رسانه ملي نيز بايد رفتار حرفه‌اي‌تري داشته باشد. يكي از مسائل مهم در اين حوزه، تفكيك خبر از تحليل است. تحليل در هر سطحي مي‌تواند مطرح شود و محدوديتي براي آن وجود ندارد، اما انتشار اخبار يا ادعاهايي كه فاقد سند و مدرك هستند مي‌تواند به فضاي رسانه‌اي آسيب بزند.بنابراين رسانه‌ها بايد در انتشار اخبار دقت بيشتري داشته باشند و از انتشار مطالبي كه صحت آنها تأييد نشده خودداري كنند.

  ‌در مجموع شما به عنوان يك استاد رسانه چه راهكاري براي مديريت بهتر فضاي رسانه‌اي در دوران مذاكرات يا تنازع و... پيشنهاد مي‌كنيد؟

مهم‌ترين راهكار همان تمركز و هماهنگي است. اگر يك ساختار متمركز همراه با اتاق فكر تخصصي شكل بگيرد و رسانه‌ها نيز در قالب يك كمپين هماهنگ فعاليت كنند، مي‌توان انتظار داشت كه پيام‌هاي كشور با قدرت بيشتري منتقل شود. در شرايط عادي شايد نياز به چنين هماهنگي گسترده‌اي كمتر باشد، اما در زمان بحران يا تنش‌هاي جدي، اين موضوع به يك ضرورت تبديل مي‌شود. در واقع در چنين موقعيت‌هايي بخش عمده فعاليت رسانه‌اي بايد معطوف به اثرگذاري و جريان‌سازي باشد.اگر اين اصول رعايت شود، رسانه مي‌تواند نقش موثري در مديريت افكار عمومي و حتي در معادلات بين‌المللي ايفا كند. اما اگر فضاي رسانه‌اي پراكنده و بدون هماهنگي باشد، نه تنها اثرگذاري كاهش مي‌يابد، بلكه ممكن است به منافع ملي نيز آسيب وارد شود.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون