• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6328 -
  • 1405 پنج‌شنبه 31 ارديبهشت

علي ربيعي در گفت‌وگو با «اعتماد» از ضرورت‌هاي ارتباطي در ايام بحران مي‌گويد

اینترنت ابزار وفاق است نه تقابل

گروه سياسي

گردهمايي اعضاي هيات مديره و گروه‌هاي علمي تخصصي انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات روز يكشنبه در شرايطي برگزار شد كه موضوع انسداد اينترنت همچنان يكي از بحث‌هاي روز و مهم  جامعه ايراني است. 

استادان ارتباطات از دانشگاه‌هاي مختلف كشور در اين گردهمايي تلاش كردند تفسير خود از ضرورت‌هاي ارتباطي و بايدها و نبايدهاي اين بخش را ارايه كنند. علي ربيعي، رييس انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات در گفت‌وگو با «اعتماد» ضمن تبيين ابعاد و زواياي مرتبط با ارتباطات در جهان امروز، تلاش مي‌كند با تكيه بر محتواي ارايه شده توسط استادان و كنشگران ارتباطات در بخش‌هاي مختلف  به نيازهاي ايران در دوران بحران و پسابحران اشاره كند. او ضمن واكاوي تنگناهاي ارتباطي ايران، برخي سياست‌هاي اشتباه و غيراصولي در حوزه فرهنگ و ارتباطات را به عاملي براي تهديدات بيروني تفسير مي‌كند.  

جدا از علي ربيعي، رييس انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات چهره‌هاي ديگري در حوزه ارتباطات ازجمله سميه سادات شفيعي مدير گروه مطالعات زنان، مريم مقيمي دبير گروه مطالعات زنان،  نفيسه زارع‌كهن مدير گروه روزنامه‌نگاري، لعيا محبوبي مدير گروه ارتباطات بين‌الملل، عليرضا نيكخواه مدير گروه ديپلماسي عمومي، مسعود راستين آريا دبير گروه روابط عمومي، مرضيه ادهم دبير گروه مطالعات فضاي مجازي، فاطمه نوري راد مدير گروه مطالعات كودكي، محيا بركت دبير گروه مطالعات بازي و سرگرمي، آذر اسدي كرم، انوشه ميرمجلسي، ‌محمدحسين ميرهاشمي، حبيب راثي، زهرا سادات چلنگر، فرزاد غلامي، ميترا فردوسي و... با ارايه مقالات و سخناني مهم‌ترين عوامل موثر بر بحث رشد كيفي ارتباطات را در شرايط فعلي كشورمان بررسي كردند. 

تاب‌آوري در جهان متصل؛ نسخه ارتباطي براي ايران امروز

علي ربيعي درباره مهم‌ترين بحث‌هايي كه در اين گردهمايي مورد بحث و بررسي قرار گرفت به «اعتماد» مي‌گويد: «در هم‌انديشي انجمن مطالعات ارتباطات كه همزمان با روز جهاني ارتباطات برگزار شد، موضوع «تاب‌آوري در جهان متصل» به عنوان محور اصلي نشست مورد بررسي قرار گرفت. يكي از استادان ارتباطات در ابتداي اين نشست با اشاره به شرايط امروز كشور اظهار كرد: «امسال نامگذاري روز جهاني ارتباطات به عنوان تاب‌آوري در جهان متصل، با وضعيت ايران امروز كاملا همخوان است. بدون ترديد مساله تاب‌آوري به يك ضرورت جدي براي جامعه ما تبديل شده است. براساس تجربه‌ها و مطالعات، ما دست‌كم در سه عرصه نيازمند افزايش تاب‌آوري هستيم؛ تاب‌آوري معيشتي، تاب‌آوري اجتماعي و تاب‌آوري ذهني. اين سه حوزه به هم پيوسته‌اند و ضعف در هر كدام مي‌تواند ديگري را نيز تضعيف كند. در حوزه معيشتي، جامعه ايران سال‌هاست با فشارهاي بيروني، تحريم‌هاي طولاني‌مدت و محدوديت‌هاي اقتصادي مواجه است. هدف اعلامي طراحان تحريم‌ها نيز به تنگنا كشاندن جامعه و گسترش ناتاب‌آوري بوده است. در چنين شرايطي نمي‌توان با سياست‌هاي گذشته انتظار نتايج تازه داشت. ما نيازمند برنامه‌ريزي دقيق براي جلوگيري از سقوط دهك‌هاي متوسط به سطوح پايين‌تر هستيم.»

رييس انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات با اشاره به ابعاد فرهنگي مساله ادامه داد: «بخشي از مشكلات معيشتي ريشه در كاستي‌هاي ما در حوزه فرهنگ، ارتباطات و سرمايه اجتماعي دارد. اگر تاب‌آوري ذهني و اجتماعي تقويت نشود، فشارهاي اقتصادي چند برابر اثر خواهد گذاشت. ايران از بنيان‌هاي فرهنگي و قدرت معنايي قابل‌توجهي برخوردار است. بايد اجازه دهيم نقدها و ديدگاه‌ها در داخل كشور بيان شود. اگر حقيقت در داخل توليد نشود، ديگران آن را روايت و دسته‌بندي خواهند كرد و ذهن جامعه را شكل خواهند داد. امروز فعالان رسانه‌اي با محدوديت‌هاي مختلفي روبه‌رو هستند؛ از سياست‌هاي محدودكننده اينترنتي گرفته تا فشارهاي حرفه‌اي. اين روند نه‌ تنها به تاب‌آوري اجتماعي كمك نمي‌كند، بلكه آن را تضعيف مي‌كند.»

ربيعي در بيان ساير موارد مطرح شده در حوزه ارتباطات مي‌گويد: «در ادامه نشست، يكي ديگر از استادان حوزه فرهنگ با تاكيد بر ضرورت گشايش‌هاي اجتماعي اظهار كرد: «براي افزايش تاب‌آوري، بايد به اهالي فرهنگ اجازه داد بي‌واهمه فعاليت كنند. تجربه نشان داده است كه فرهنگ و توليدات فرهنگي در بزنگاه‌ها انسجام كشور را حفظ كرده‌اند. نمي‌توان از نااطميناني اجتماعي سخن گفت اما به محدوديت‌هاي اينترنتي يا محدود شدن فعاليت نهادهاي مدني اشاره نكرد. جامعه بايد شريك فرآيند سياست‌گذاري باشد. ميانجي‌هاي اجتماعي، انجمن‌ها و اتحاديه‌ها سرمايه‌هاي مهمي هستند كه بايد جدي گرفته شوند. در بخش ديگري از اين همايش، موضوع سينما و شأن شناختي آن مطرح شد. يكي از پژوهشگران حوزه سينما گفت: «نبايد تعيين كرد كه جامعه چه ببيند و چه نبيند. سينماگران مي‌توانند نقش موثري در تقويت تاب‌آوري فرهنگي داشته باشند، به شرط آنكه امكان حركت و توليد آزادانه داشته باشند. استادي ديگر با تمركز بر هوش مصنوعي اظهار كرد در مواجهه با هوش مصنوعي بايد ميان لايه فني و لايه فرهنگي و اجتماعي تمايز قائل شويم. آنچه براي ما اهميت دارد، رويكرد ارتباطي و فرهنگي به اين فناوري است. افزايش سواد رسانه‌اي و درك پيامدهاي اجتماعي هوش مصنوعي براي تاب‌آوري جامعه ضروري است. بدون آماده‌سازي فرهنگي، فناوري مي‌تواند به منبع تازه‌اي از بحران تبديل شود.»

ربيعي با اشاره به اينكه يكي از متخصصان حوزه روابط عمومي نيز به تغيير نسل مخاطبان اشاره كرد، مي‌گويد: «نسل جوان با اينترنت زيسته است. مخاطب امروز ديگر شنونده يك‌سويه نيست، بلكه به گفت‌وگو عادت دارد. ناديده گرفتن اين تغيير، شكاف ارتباطي ايجاد مي‌كند. تقويت زيرساخت‌هاي ارتباطي و پذيرش گفت‌وگو، بخشي از مسير افزايش تاب‌آوري است.»

او همچنين به تحليل يكي از كنشگران حوزه ارتباطات شنيداري اشاره كرده و  هشدار مي‌دهد: «ما دچار بحران نشنيدن شده‌ايم. سواد شنيداري به اندازه سواد رسانه‌اي اهميت دارد. بايد ياد بگيريم چگونه صداهاي مختلف را بشنويم و ارزيابي كنيم. شنيدن انتقادي و پذيرش تكثر صداها، جامعه را در برابر بحران‌ها مقاوم‌تر مي‌كند.»

ربيعي به اظهارات يكي ديگر از كارشناسان فضاي مجازي درخصوص بحث‌هاي مربوط به محدودسازي اينترنت اشاره كرده و مي‌گويد: «جامعه امروز شبكه‌اي و پلتفرمي است. نسلي كه همه چيزش با اينترنت شكل گرفته، با قطع يا تضعيف اين بستر دچار بحران هويتي و شغلي مي‌شود. هر تصميمي درباره اينترنت بايد با محاسبه دقيق آثار اجتماعي و اقتصادي آن اتخاذ شود.»

ربيعي با اشاره به اينكه در بخش مطالعات زنان، يك استاد دانشگاه به وضعيت زنان شاغل در حوزه درمان پرداخت يادآور مي‌شود: «زنان با دوگانه حفظ شغل و خانواده مواجهند. سياست‌گذاري بايد به ‌گونه‌اي باشد كه اين تعارض را كاهش دهد. در عين حال، زنان در شرايط دشوار اخير نقش‌هاي حمايتي و پشتيباني مهمي ايفا كرده‌اند كه بايد ديده شود.  پژوهشگر حوزه روزنامه‌نگاري نيز در اين نشست درباره مرجعيت رسانه‌اي صحبت كرد. به اعتقاد اين كنشگر رسانه‌اي روزنامه‌نگاري بايد از صرف خبر دادن عبور كند و به معناي ساختن بپردازد. پيچيده شدن فعاليت رسانه‌اي نيازمند تسهيلگري و كاهش موانع است. هر چه فرآيند اطلاع‌رساني شفاف‌تر و حرفه‌اي‌تر باشد، تاب‌آوري اجتماعي افزايش مي‌يابد.»

رييس انجمن مطالعات  به صحبت‌هاي پژوهشگر حوزه بازي و سرگرمي نيز اشاره كرده و مي‌گويد: «محدوديت‌هاي اينترنتي به صنعت بازي آسيب زده است. متوسط سن گيمرها در ايران ۲۹ سال است و بازي براي بسياري به ميدان معيشت تبديل شده است. ايران ظرفيت حضور در بازار جهاني بازي را دارد، اما اين ظرفيت نيازمند دسترسي آزاد و زيرساخت پايدار است.»

در اين نشست پژوهشگر ارتباطات سلامت نيز درباره تهديدات استراتژيك در حوزه سلامت هشدار داد. ربيعي در اين خصوص مي‌گويد: «اطلاعات نادرست و زيان‌بار مي‌تواند اعتماد عمومي را تضعيف كند. بيگانگي اطلاعاتي يكي از چالش‌هاي جدي امروز است. در جمع‌بندي اين نشست تاكيد شد كه اگرچه فناوري‌ها تغيير مي‌كنند، اما برخي چالش‌هاي ارتباطي همچنان پابرجا مانده‌اند.

 يكي از استادان در پايان گفت: «خاموش شدن ارتباط علم در پي محدود شدن بسترهاي شبكه‌هاي اجتماعي، زنگ خطري جدي است. تاب‌آور كردن جامعه نيازمند بازنگري در برخي سياست‌ها و حركت به سمت سياست‌گذاري‌هاي نوين ارتباطي، فرهنگي و اجتماعي است.»

ربيعي مي‌افزايد: «اگر به تغييرات تن ندهيم، تاب‌آوري تضعيف خواهد شد؛ اما با گشايش، گفت‌وگو و اعتماد به سرمايه فرهنگي كشور، مي‌توان جامعه‌اي مقاوم‌تر ساخت.»

ايرانيان و تحولات ارتباطي

اعظم صوفياني، عضو هيات مديره و مدير كميته گروه‌هاي علمي‌ تخصصي انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات با ارايه بحثي ذيل عنوان ايرانيان و تحولاتي ارتباطي يادآور شد: «اين مناسبت، به ‌ويژه براي جامعه علمي ارتباطات، يادآور يكي از مهم‌ترين مباحث نظري و سياستي دهه ۱۳۸۰ است؛ دوره‌اي كه زنده‌ياد دكتر كاظم معتمدنژاد با مقاله‌ها، سخنراني‌ها و آثاري چون اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعاتي، جامعه اطلاعاتي: انديشه‌هاي بنيادي، ديدگاه‌هاي انتقادي و چشم‌اندازهاي جهاني و ارتباطات در جهان معاصر (تحول انديشه‌ها، نهادها و عملكردهاي ارتباطي)، سهمي برجسته در طرح و تبيين اين موضوع داشتند، به همين دليل مفهوم جامعه اطلاعاتي و نسبت آن با عدالت ارتباطي، توسعه و سياست‌گذاري، براي دانشجويان و پژوهشگران ارتباطات اهميت ويژه‌اي دارد.» 

او  گفت: شعار «شريان‌هاي حياتي ديجيتال» بر دنياي متصل و تاب‌آور تاكيد مي‌كند اما وقتي تجربه زيسته ما شامل قطعي ۸۰ روزه اينترنت و گذراندن بخش قابل‌توجهي از سال گذشته و امسال با اختلال‌ها و محدوديت‌هاي مكرر بوده است، سخن گفتن از «دنياي متصل» ناگزير رنگي از تناقض به خود مي‌گيرد. در چنين شرايطي، مساله فقط كيفيت يا سرعت اتصال نيست؛ بلكه خودِ مفهوم اتصال، اعتماد و تداوم ارتباط زير سوال مي‌رود. در اين ميان لازم است به نسبت «شريان‌هاي ديجيتال» و «شبكه‌هاي انساني» نيز توجه كنيم. اگر ارتباطات ديجيتال را به مثابه رگ‌ها و شريان‌هاي جامعه معاصر درنظر بگيريم، نبايد فراموش كنيم كه قلب تپنده اين پيكر، همچنان انسان و روابط انساني است. جامعه صرفا بر ستون فناوري استوار نيست. در غياب يا ضعف زيرساخت‌هاي ديجيتال، شبكه‌هاي روابط انساني مي‌توانند خلأ ايجاد شده را پر كنند. ارتباط چهره‌به‌چهره، تماس‌هاي تلفني سنتي، ديدارهاي حضوري و حتي بازگشت به اشكال ساده‌تر اطلاع‌رساني، يادآور اين است كه فناوري ابزار است

 نه جايگزين كامل پيوندهاي انساني.

صوفياني تاكيد كرد: اين وضعيت دو نكته مهم را آشكار مي‌كند؛ نخست آنكه تاب‌آوري ديجيتال بدون سرمايه اجتماعي پايدار نمي‌ماند؛ زيرساخت‌هاي فني هرقدر هم پيشرفته باشند، اگر اعتماد عمومي، شفافيت و احساس امنيت ارتباطي تضعيف شود، شبكه كاركرد كامل خود را از دست مي‌دهد. دوم آنكه شبكه‌هاي انساني، خود نوعي «زيرساخت نامرئي» هستند؛ زيرساختي كه در بحران‌ها فعال مي‌شود و امكان ادامه زندگي اجتماعي را فراهم مي‌كند. جامعه‌اي تاب‌آور است كه هم از زيرساخت‌هاي ارتباطي پايدار و آزاد بهره‌مند باشد و هم از سرمايه اجتماعي قوي. شايد بازانديشي در مفهوم «شريان‌هاي حياتي ديجيتال» در ايران امروز، دقيقا از همين نقطه آغاز شود: چگونه مي‌توان ميان زيرساخت‌هاي فناورانه و پيوندهاي انساني توازن برقرار كرد؟ چگونه مي‌توان به جاي وابستگي شكننده، به هم‌افزايي پايدار ميان «فناوري» و «اعتماد اجتماعي» رسيد؟

تأملي در چرايي پايداري چالش‌هاي ارتباطي در ايران 

عباس قنبري باغستان، عضو هيات مديره و مدير گروه ارتباطات علم انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات در اين گردهمايي گفت: در سال 1398 ما در كارگروه اجتماعي، فرهنگي و رسانه‌اي هيات ويژه «گزارش ملي سيلاب‌ها»، همراه با جمعي از متفكران و انديشمندان حوزه فرهنگ، جامعه‌شناسي و ارتباطات از سراسر كشور به بررسي مسائل و چالش‌هاي بحران سيلاب پرداختيم و ليستي از چالش‌هاي ارتباطي در سطحي بسيار وسيع و كلان احصا شد؛ اما بعد از گذشت دو سال، هنگام مواجهه با بحران كرونا ما مجددا با همان چالش‌ها مواجه بوديم. وجود اختلال ارتباطي، ضعف در روابط عمومي و عدم دسترسي به اينترنت مجددا ظهور و بروز پيدا كرده بود. درحال حاضر نيز در سال 1405 ما با اين مسائل و مشكلات مواجه هستيم. بنابراين، اين چالش‌هاي ارتباطي در كشور در سطحي بسيار گسترده، پايدار هستند. نكته جالب ديگر كه در خلال انجام يكي از پژوهش‌هايم اتفاق افتاد مواجهه با موضوعي تحت عنوان مسائل 800 ساله ايران بود. دكتر مصدق هنگامي كه عهده‌دار سمت نخست‌وزيري ايران بود؛ كارگروهي را براي احصا مسائل ايران در 800 سال گذشته منصوب كرد. به طرز عجيبي مسائل موجود در ليست 800 ساله، با مسائلي كه ما در سال 1398 به عنوان چالش احصا كرديم مشترك است. بنابراين، اين مسائل چه در 20 سال گذشته كه تجربه بنده بوده و چه در يك بازه زماني بسيار كلان‌تر همراه با مرور تاريخي يكسان بوده است، به گونه‌اي كه به نظر مي‌رسد بررسي دليل پايداري اين مسائل در ايران نيازمند يك فراخوان بسيار گسترده و بررسي همه جانبه است. 

او ادامه داد: تعداد دانشگاه‌هايي كه در ايران در رشته ارتباطات پذيرش دانشجو دارند بسيار انگشت شمار است. دانشگاه تهران، دانشگاه علامه، دانشگاه امام صادق، دانشگاه صدا و سيما، دانشگاه آزاد و برخي از دانشگاه‌هاي علمي كاربردي تنها دانشگاه‌هايي هستند كه در اين رشته دانشجو مي‌پذيرند. همچنين جمع رشته‌هايي كه در حوزه ارتباطات وجود دارد كمتر از 10 رشته است كه شامل روزنامه‌نگاري، مطالعات فرهنگي، روابط عمومي و ارتباطات مي‌شود. در همين راستا ما تأملي در رشته‌هاي ارتباطات در سطح جهاني داشتيم و تنوع رشته‌هاي اين حيطه را در جهان بررسي كرديم. 

رشته ارتباطات در جهان (Communication) به تنهايي 200 گرايش دارد. در رسانه (Media) 196 گرايش وجود دارد. روزنامه نگاري (Journalism) 46 گرايش، روابط عمومي (Public Relations) 39 گرايش، و مطالعات فيلم (Film Studies) و مطالعات راديو تلويزيون(Radio and Television Studies) نيز هر يك 24 گرايش دارند. بدون شك اين تنوع جهاني با تنوع ارتباطات در ايران غير قابل مقايسه است و نتايج به دست آمده نشان دهنده فاصله نجومي ما با فضاي آكادميك جهاني است. 

شايد يكي از دلايل پايداري چالش‌ها، محدوديت تنوع رشته‌هاي ارتباطي در ايران است، چراكه هر يك از اين گرايش‌ها و تنوع رشته‌اي مي‌تواند يك موضوعي را پوشش دهد و حل‌كننده چالشي باشد. لذا افزايش تنوع گرايش و رشته‌هاي ارتباطي بسيار اهميت دارد.

نسل جديد، بازتعريف ارتباطات و آينده مطالعات فرهنگي؛ از بحران اصالت تا مساله نابرابري

انوشه ميرمجلسي، دبير گروه مطالعات سينمايي و ارتباطات انجمن ايراني مطالعات فرهنگي و ارتباطات در اين خصوص گفت: در ميانه‌ يك دگرگوني عميق رسانه‌اي، ديگر نمي‌توان از «ارتباطات» و «مطالعات فرهنگي» با همان واژگان و مفاهيم دهه‌هاي گذشته سخن گفت. نسل جديد كه همزمان در زيست‌جهان شبكه‌اي، اقتصاد پلتفرمي، فرهنگ الگوريتمي و تجربه‌ روزمره‌ رسانه‌اي‌ شده رشد كرده، اين دو حوزه را نه صرفا به‌ عنوان رشته‌هايي دانشگاهي، بلكه به‌مثابه ابزارهايي براي فهم قدرت، هويت، بازنمايي، كنشگري و زيست اجتماعي در جهان ديجيتال مي‌بيند. از اين منظر، پرسش از آينده‌ ارتباطات و مطالعات فرهنگي در واقع پرسش از آينده‌ جامعه، شهروندي و نظم در دوران پلتفرم‌هاست. در ادامه به چهار پرسش كليدي در اين رابطه مي‌پردازيم.

او در تشريح اين پرسش‌ها گفت: ‌پرسش اول - نسل جديد، ارتباطات و مطالعات فرهنگي را چگونه مي‌فهمد؟ نسل جديد، ارتباطات را كمتر به ‌عنوان فرآيندي خطي ارسال و دريافت پيام مي‌فهمد و بيشتر آن را به‌مثابه يك ميدان پيچيده، تعاملي و داده‌محور درك مي‌كند؛ براي اين نسل، ارتباطات فقط رسانه‌هاي رسمي، روزنامه، راديو و تلويزيون نيست؛ ارتباطات در پلتفرم‌ها در استوري‌ها، در ميم‌ها، در ويديوهاي كوتاه، در الگوريتم‌هاي پيشنهاددهنده و حتي در سكوت‌ها و طردهاي ديجيتال جريان دارد. آنان ارتباطات را در نسبت با «ديد‌ه‌ شدن»، «اثرگذاري»، «شبكه‌سازي» و «مديريت هويت» تجربه مي‌كنند.

پرسش دوم - حوزه‌هاي تخصصي ارتباطات و مطالعات فرهنگي در پنج سال آينده با چه چالش و تحولي روبه‌روست؟ در پنج سال آينده، مهم‌ترين تحول اين دو حوزه عبور از «مطالعه‌ رسانه» به «مطالعه‌ زيرساخت‌هاي رسانه‌اي و حكمراني الگوريتمي» خواهد بود. ديگر كافي نيست كه پژوهشگر فقط پيام، محتوا يا مخاطب را تحليل كند؛ اكنون بايد پلتفرم، داده، معماري، هوش مصنوعي، مالكيت زيرساخت و اقتصاد سياسي توجه را نيز مطالعه كرد. پرسش سوم - مهم‌ترين تهديد و مهم‌ترين فرصت چيست؟ پرسش چهارم - چه پيشنهاد سياستي مي‌توان ارايه كرد؟ اگر قرار باشد يك بسته‌ سياستي منسجم براي آينده‌ ارتباطات و مطالعات فرهنگي پيشنهاد شود، بايد بر چهار محور استوار باشد: 1. طراحي يك برنامه‌ ملي سواد رسانه‌اي پيشرفته، سواد رسانه‌اي بايد از سطح تشخيص خبر جعلي فراتر برود و به سواد پلتفرمي، سواد داده، سواد الگوريتمي و سواد هوش مصنوعي گسترش يابد. اين آموزش بايد نه فقط براي دانش‌آموزان و دانشجويان، بلكه براي معلمان، روزنامه‌نگاران، مديران فرهنگي و عموم شهروندان طراحي شود. 2. تقويت پژوهش ميان‌رشته‌اي دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشي بايد ارتباطات و مطالعات فرهنگي را با علوم داده، حقوق، جامعه‌شناسي ديجيتال، طراحي پلتفرم و اخلاق فناوري پيوند دهند. آينده‌ اين دو حوزه در گرو توانايي آنها براي فهم ساختارهاي فناورانه‌ قدرت است، نه صرفا تحليل متون و محتواها. 3. تنظيم‌گري شفاف و مسووليت‌پذير پلتفرم‌ها، سياست‌گذاري نبايد صرفا محدودكننده يا سلبي باشد. آنچه ضرورت دارد تنظيم‌گري هوشمند، شفاف و مبتني بر حقوق كاربران است؛ تنظيم‌گري‌اي كه پلتفرم‌ها را نسبت به الگوريتم‌ها، شيوه‌هاي تعديل محتوا، حفاظت از داده‌ها و ساز و كارهاي اولويت‌دهي محتوا پاسخگو كند. 4. حمايت از اكوسيستم توليد محتواي حرفه‌اي و مستقل در فضاي رقابت نابرابر با محتواي انبوه، ارزان و ماشيني، توليدكنندگان حرفه‌اي محتوا، رسانه‌هاي مستقل، نهادهاي مرتبط با راستي‌آزمايی و پروژه‌های فرهنگی خلاق نیازمند حمایت‌اند. بدون این حمایت، كیفیت گفت‌وگوی عمومی افت می‌كند و عرصه‌ عمومی بیش از پیش دراختیار منطق توجه و هیجان قرار می‌گیرد.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون