مسدود شدن اينترنت بيشترين آسيب را به زنان شاغل سرپرست خانوار زد
قربانيان خاموش فيلترينگ
مرواريد متولي
قطعيهاي مكرر اينترنت در سالهاي اخير به جز خسارتهاي اقتصادي كلان، پيامدهاي پنهاني هم دارد، بهخصوص براي اقشار آسيبپذير جامعه مثل زنان سرپرست خانوار يا خودسرپرست. زناني كه با تكيه بر فضاي مجازي كسب و كارهاي خانگي راه انداختند و با قطعيهاي مكرر و حالا با طولانيترين قطعي اينترنت در ايران نه فقط زندگي آنها از لحاظ اقتصادي بلكه از نظر روحي و رواني و حتي جسماني نيز در معرض خطر مستقيم قرار دارد.
برنامههاي ضعيف
سيما بيش از 25 سال است كه مشغول دوخت لباسهاي سفارشي است؛ در سالهاي اخير با ايدهپردازيهاي دخترش صفحهاي در يكي از پلتفرمهاي بين المللي درست كرد تا هم كارش بيشتر ديده شود هم مشتريهاي بيشتري به دست بياورد. البته كه اين صفحه چندينبار به دلايل مختلفي مثل حجاب نداشتن موهاي مانكن بسته شده و با مشكلات زيادي دوباره مجوز فعاليت گرفت. سيما به «اعتماد» ميگويد: از زمان قطعي اينترنت تاكنون حجم مشتريهايي كه داشته و حتي از شهرهاي ديگر به او پيام ميدادند به حدود 10درصد رسيده و صرفا مشتريهايي كه از گذشته داشته براي دوخت لباس به او مراجعه ميكنند. او به جز دوخت لباسهاي سفارشي هنرجوهايي هم داشته كه براي يادگيري به او مراجعه ميكردند: از هشت هنرجويي كه قرار بود قبل از قطعي اينترنت براي آموزش بيايند فقط دو نفرشان توانستند مراجعه كنند، چون اينترنت قطع شده بود و راهي براي ارتباط با هم نداشتيم. سيما در جواب اينكه برنامههاي داخلي توانستند برايش جايگزين پلتفرمهاي خارجي شوند يا حتي كارش را با آنها ادامه دهد، ميگويد: نه، چون نرمافزارهاي داخلي كارايي برنامههاي خارجي را ندارند و به دليل مشكلاتي مثل آپلود فايل، نميتوان با آنها زيبايي لباسي كه ميدوزيم را نشان دهيم و از طرفي احساس ميكنم اين برنامهها به من تحميل شدهاند.
80 روز خاموشي
اكنون نزديك به 3 ماه از قطعي سراسري اينترنت در ايران ميگذرد، قطعي كه در دوران جنگ اقتصاد بيشتر افراد جامعه را تحتتاثير قرار داده و باعث تعطيلي بيشتر كسب و كارهاي فعال در بستر فضاي مجازي شده يا باعث نا اميدي براي ادامه فعاليتهاي اقتصاديشان شده است. اين كسب و كارهاي مجازي را اكثرا افرادي كه توانايي انجام كار تمام وقت نداشتند با حداقل سرمايه در خانه راه انداختند به اميد كسب درآمد يا پيشرفت؛ حالا نه كاسبي هست نه انگيزهاي براي ادامه فعاليت اقتصادي. به گفته معاون امور زنان رييسجمهور 70درصد از اين مشاغل اينترنتي متعلق به زنان بود و الان با طولاني شدن قطعي اينترنت زندگي اين زنان دچار مشكلات شديدي شده است. يك كارشناس مسائل زنان در اين باره به «اعتماد» ميگويد: اگر درآمدِ كسب و كار زنان كاهش يابد نه فقط روان آنها بلكه مناسبات اجتماعي، شرايط جسماني و حداقلهاي يك زندگي معمولي نه صرفا رفاهي تحت تاثير قرار ميگيرد. اين زنان ممكن است از نظر رواني دچار استرس و كاهش اعتماد بهنفس شوند و احساس ناامني و نااميدي كنند. او ادامه ميدهد: آنها ممكن است به خاطر آيندهاي نامعلوم مستأصل شوند و به مرور زمان خود و خانوادهشان چون درآمد كافي ندارند منزوي شوند. ممكن است در ارتباط با فرزندانشان نيز دچار مشكلاتي شوند و حتي فرزندانشان هم دچار كاهش عزت نفس شوند كه چرا دچار اين شرايط سخت شدهاند و اينكه چرا آنها بايد اين شرايط را تجربه كنند.
جا ماندگان بازار جنسيتزده
راضيه صاحب يك آنلاين شاپ لباس فروشي ديگر در يك پلتفرم بينالمللي است كه ميگويد: تاكنون باتوجه به چند موج قطعي اينترنت كسب و كارش همواره در تلاطم بوده و با هر بار قطع و وصل شدن اينترنت به سختي توانسته صفحه كارياش را با برگزاري ايونتهاي مختلف احيا كند و الان با آخرين قطعي اينترنت چيزي در حدود 300 ميليون تومان خسارت ديده. راضيه هم مثل سيما در پاسخ به اين سوال كه برنامههاي داخلي برايش جايگزين شدهاند يا خير، ميگويد: اين برنامهها سادهترين كارايي را هم ندارند مثلا يك فايل پيدياف سبك در اين برنامهها به سختي ارسال ميشود چه برسد به اينكه بخواهيم محصولي در آن معرفي كنيم.
شيرين احمدنيا، رييس انجمن جامعهشناسي ايران در رابطه با اين موضوع ميگويد: معمولا زناني در فضاي مجازي كار ميكنند كه در ورود به بازار كارهاي رسمي با موانع و محدوديتهايي روبهرو بودهاند و از اين فضا براي جبران شكاف جنسيتي استفاده ميكردند؛ چون در ايران فرصتهاي شغلي همواره اولويتشان با مردان است و به همين خاطر آمار بيكاري زنان دو برابر مردان است. به گفته احمدنيا، اساسا زنهايي به مشاغل در فضاي مجازي رو ميآورند كه از بازار جنسيتزده شغلهاي رسمي جا ماندهاند يا به دليل محدوديتهاي فرهنگي نميتوانند به صورت رسمي شاغل باشند، در چنين شرايطي اينترنت به عنوان يك فرصت تلقي ميشود و با قطعي آن معيشت بسياري از زناني كه از اين راه درآمد داشتند، خدشهدار شده.
كاسبي به بهانههاي امنيتي
حالا با محدود شدن يا حتي طبقاتي شدن دسترسي به اينترنت، يك اقتصاددان به «اعتماد» ميگويد: آنچه در ايران به عنوان قطعي اينترنت رخ ميدهد بيشتر براي كسب سود است تا دلايل امنيتي و به همين دليل ميبينيم كه ظرفيتهاي اينترنت را به عنوان اينترنت پرو ميفروشند و برخي افراد كه توانايي دارند آن را ميخرند و استفاده ميكنند كه اين كار نوعي طبقاتي كردن استفاده از اينترنت است كه باعث ميشود افراد در طبقات متوسط و كمبرخوردار نتوانند دسترسي سهل به اينترنت داشته باشند. با قطع شدن اينترنت و از دست رفتن درآمد زنان سرپرست خانوار يا خودسرپرست، نداشتن درآمد كافي بر زندگي اين قشر از جامعه تاثير گذاشته است، از عدم توانايي پرداخت اجارهبهاي مسكن، هزينههاي آب و برق و شارژ ساختمان گرفته تا محدود شدن هزينهها به اقلام صرفا ضروري، عدم دسترسي به امكانات پزشكي و جا ماندن از اقلام فرهنگي و آموزشي كه مثالي واضح از نظريه زيربنا و روبناي ماركس است: اقتصاد زيربناي يك جامعه است و بر همه چيز تاثير ميگذارد حتي مسائل فرهنگي كه روبناي جامعه هستند؛ بر همين اساس فردي كه از لحاظ درآمدي امنيت داشته باشد و درآمدش براي امرار معاش كافي باشد، ميتواند مازاد درآمدش را صرف جنبههاي فرهنگي زندگي كند.
قدرت خريد مردم كاهش يافته است
شيرين احمدنيا درمورد آينده زناني كه خودسرپرست هستند يا سرپرستي فرزندي را هم دارند، ميگويد: اول از همه زندگي آنها از لحاظ امنيت غذايي تهديد ميشود سپس بر اثر ناكامي در رسيدن به جايگاه اجتماعي و اقتصادي دچار مشكلات روحي مثل كاهش اعتماد به نفس و عزت نفس ميشود و رفتارهاي خشونتآميز معطوف به ديگري نيز به دنبالش خواهد آمد و شايد در نقطهاي بحراني فرزندش هم از تحصيل جا بماند و خودش به سمت اعتياد و رفتارهاي نابهنجار سوق پيدا كند. تمام اين احتمالات ممكن است با ادامه محدود بودن دسترسي به اينترنت بينالمللي اتفاق بيفتد و حتي اگر اينترنتي هم دوباره برقرار شود با تورم پساجنگ معلوم نيست كسب و كارهاي اينترنتي اين زنان چه چشماندازي خواهد داشت و چقدر احتمال دارد درآمدشان مثل سابق شود نه فروشهاي بالا و درآمدهاي رويايي. احمدنيا، رييس انجمن جامعهشناسي ايران در اين باره ميگويد: در شرايط تورمي محصولاتي كه تاكنون توليد ميشدند اگر جنبه لوكس داشتند تحتتاثير تورم قرار خواهند گرفت، به خصوص كه قدرت خريد مردم نيز كاهش يافته است. انجمن جامعهشناسي در زمينه اين موضوع برنامههايي دارد، مثل تدارك ديدن يك كمپين حمايتي كه يكي از گروههاي هدفش شاغلان در بستر فضاي مجازي بودند. فعاليتهاي اين كمپين با آموزش زنان شاغل در بستر فضاي مجازي براي توليد كالاهاي اساسي و موردنياز يك جامعه جنگي شروع شد نه فقط كالاهاي لوكس. همينطور قرار است از فضاي شهري براي معرفي و فروش محصولات توليد شده استفاده شود تا جريان درآمدزايي اين زنان ادامهدار باشد. با اين همه چشم اميد اين زنان به وصل شدن دوباره اينترنت است تا بتوانند كسب و كارهاي از دست رفته خود را احيا كنند كه البته معلوم نيست با چه ساز و كاري قرار است خسارتهاي اين مدت را جبران كنند و سوال اينجاست وعدههاي وصل شدن دوباره اينترنت كي عملي خواهند شد؟