نشريه لنست، تايمز و ميدل ايستاي ظرف هفتههاي اخير، حمله به مراكز تحقيقاتي، آموزشي و دانشگاههاي ايران در جنگ 40 روزه را مورد بررسي قرار دادهاند . در مقالات و گزارشهاي اين رسانهها، تضعيف زيرساختهاي علمي و ابهام در تغيير رويكرد مراكز آموزشي و تحقيقاتي براي مصون ماندن از آسيب در بحرانهاي منطقهاي، محور قرار گرفته است . به عنوان نمونه، نشريه لنست در مقاله خود با اشاره به حمله هوايي به انيستيتو پاستور ايران در جنگ 40 روزه، بابت مخاطراتي كه بعد از توقف فعاليتهاي پزشكي و تحقيقاتي اين موسسه، امنيت منطقه را تهديد خواهد كرد، هشدار داده است . مقاله تايمز هم، با اشاره به ادعاهاي امريكا و اسراييل درباره كاربرد دوگانه فعاليتهاي تحقيقاتي در دانشگاه صنعتي شريف، علم و صنعت و شهيد بهشتي و توجيه حملات مستقيم كه به تخريب كامل پلتفرم هوش مصنوعي در دانشگاه صنعتي شريف، مركز تحقيقات ماهواره دانشگاه علم و صنعت و پژوهشكده ليزر و پلاسما در دانشگاه شهيد بهشتي منجر شد، اين ادعاها را مردود دانسته و اين سوال را مطرح ميكند كه آيا دانشگاهها بايد فعاليتهاي تحقيقاتي و آموزشي خود را محدود يا بازنگري كنند؟ نشريه ميدل ايستاي هم چرايي حمله به دانشگاههاي ايران را مورد بررسي قرار داده است . غلامرضا ظريفيان كه استاد دانشگاه تهران است، در گفتوگو با «اعتماد» ميگويد كه حمله به مراكز آموزشي و علمي از هنجارهاي جنگهاست و طبق معاهدات بينالمللي، طرفين درگيريها بايد از هدف قرار دادن اين مراكز خودداري كنند، چراكه اين مراكز همچون بيمارستانها و مراكز درماني از مصونيت برخوردارند. ظريفيان بر اين نكته تاكيد دارد كه ايران، در عين برخورداري از امكان مقابله مثل، هنجارهاي جنگ را درباره مصونيت دانشگاهها و مراكز درماني رعايت كرد و اين رفتار، نقطه قوتي قابل اتكا براي ملت ايران و تمدن ايران خواهد بود .
در جنگ 40 روزه، 31 دانشگاه و مركز آموزش عالي هدف حملات هوايي امريكا و اسراييل قرار گرفت. بعضي دانشگاهها مثل واحدهاي جامع علمي كاربردي در شرق تهران يا دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايي در لويزان، در كنار مراكز خاص و نظامي قرار داشت و به دنبال حمله به اين مراكز دچار خسارت شد ولي برخي ديگر بهطور مستقيم هدف حمله قرار گرفت مثل دانشگاه امام حسين، دانشكده افسري، دانشگاه شهيد بهشتي، دانشگاه علم و صنعت و دانشگاه صنعتي شريف. حمله به مراكز علمي و تحقيقاتي آيا بخشي از روال جنگهاي نيمهكلاسيك است يا اين حملات بايد محكوم شود؟
بر اساس قوانين و قواعد سازمان فرهنگي يونسكو و نهادهاي بينالمللي، دانشگاهها و مراكز علمي و آموزشي و مدارس، در جنگها مصونيت ويژه دارند ولي متاسفانه در جنگ اخير شاهد بوديم كه اين حملات، ابتدا با هدف قرار دادن يك مدرسه شروع شد و تعداد زيادي از دانشآموزان كشور شهيد شدند و در ادامه، دانشگاههاي معتبر هدف حمله قرار گرفتند. دانشگاهها، مركز توليد علم و توليد قدرت نرم هستند. دانشگاهها، توليدكننده دانش و محل تربيت نيروي انساني هستند. دانش توليد شده در دانشگاهها در عرصهها و در مراكز مختلف به نظريه يا تكنولوژي تبديل ميشود. نظريه و دانش، با هجوم و با جنگ از بين نميرود. حمله امريكا و اسراييل به دانشگاهها و مراكز علمي ايران، حكايت از اين دارد كه در ايران، علم و دانش نقشي در توسعه كشور ايفا كرده و اسراييليها و امريكاييها وقتي دچار استيصال شدند، در يك برخورد ناجوانمردانه به اين نتيجه رسيدند كه زيرساختهاي كشور را هدف قرار بدهند آن هم زيرساختهايي كه عمدتا منافع عمومي براي جامعه دارد و بنابراين، پلها و كارخانههايي كه دستاورد تربيت نيروي انساني دانشگاههاست را تخريب كردند و دانشگاههايي را به طور مستقيم هدف حمله قرار دادند كه موقعيت علمي خاصي دارند. اين مراكز علمي و تحقيقاتي و آموزشي در حالي هدف حملات هوايي امريكا و اسراييل قرار گرفت كه در ادبيات جنگهاي معاصر و مدرن، بسياري از مراكز از فهرست اهداف مشروع كنار گذاشته شدهاند و جهان مدرن پذيرفته كه دانشگاهها و مدارس و مراكز علمي، مثل واحدهاي مسكوني و بيمارستانها، در زمره زيرساختهايي است كه نفع عمومي دارد و اتفاقا، دانشگاهها يكي از مراكزي است كه در جنگهاي دوران معاصر، به عنوان هدف نامشروع مطرح شده و طرفين بايد از حمله به اين مراكز خودداري كنند. متاسفانه در جنگ اخير، خلاف اين رويه بينالمللي از سوي امريكا و اسراييل اتفاق افتاد. البته در حوادث چند سال اخير، جهان شاهد بود كه اسراييل، بدون مرزبندي، تمام زيرساختها و تمام مناطق مسكوني و تمام مدارس و بيمارستانها را در غزه نابود كرد و آنچه در جنگ اخير در ايران رخ داد هم نمونه ديگري از همين رفتار اسراييل بود. قصد امريكا و اسراييل از حمله به دانشگاههاي ايران همين بود كه در روند آموزش و پژوهش اختلال ايجاد كنند چون همان طور كه گفتم، دانشگاه در هر كشور، مركز قدرت نرم جامعه به شمار ميرود. امريكا و اسراييل هم اين تلقي را داشتند كه حمله به دانشگاهها ميتواند در بلندمدت به مهاجرت نخبهها و افت توليد علمي منجر شود و حتي تضعيف سرمايه اجتماعي يا كاهش نوآوري و كارآفريني را به دنبال داشته باشد چون به هر حال بعد از پايان جنگ، دانشگاهها يكي از مهمترين مراكز صاحب نقش در بازسازي كشورند.
آيا حمله به دانشگاههايي مثل شهيد بهشتي و علم و صنعت و صنعتي شريف كه مراكز علمي مادر محسوب ميشوند، تاثيري در توسعه علمي كشور نخواهد داشت؟
به نظرم در عين حال كه بايد از القاي بيتاثير بودن حمله به دانشگاهها فاصله بگيريم، نبايد از توانمندي دانشگاههايمان غافل شويم. پيش از آغاز جنگ 40 روزه، كشور تركيه اين نگراني را داشت كه با وقوع جنگ در ايران، تعداد زيادي از اتباع ايراني راهي مرزهاي غربي كشورمان خواهند شد كه خوشبختانه خلاف اين نگراني رخ داد و آمارها نشان داد تعداد هموطناني كه در اين جنگ به ايران بازگشتند، بيشتر از آمار خروجيها بود. اين واقعيت در مورد دانشگاهها و مراكز علمي هم صادق است. من كه سالهاست به تدريس در دانشگاه مشغولم و از نزديك با فضاي علمي كشور آشنا هستم، ميدانم كه اگرچه حمله به دانشگاهها، آسيبهايي به بدنه علمي كشور وارد كرد ولي تواناييها و تابآوري دانشگاههاي ما، كمك ميكند كه اين مراكز، به سرعت بازسازي شوند و علت هم اين است كه توان اصلي اين مراكز علمي، همان نيروي انساني دانشآموخته و تربيت شدهاي است كه به ايجاد اين مراكز علمي و نوآوري منجر شده است. نيروي انساني تربيت شده در اين مراكز علمي، مهمترين سرمايه كشور است چنان كه در اين جنگ نابرابر هم شاهد بوديم كه حتي تكنولوژي موشكي ما، محصول توانمندي همين نيروي انساني است و بنابراين با كمك همين دانشآموختگان، آثار حملات به دانشگاهها را جبران خواهيم كرد.
در جنگ 40 روزه، كارخانه توفيق دارو با توجيه كاربري دوگانه براي موشكسازي هدف حمله مستقيم قرار گرفت و امريكا بعد از دو بار حمله به پل كرج، مدعي شد كه نيروي نظامي از اين پل براي تردد استفاده ميكرده. اتفاقا در همان ايامي كه دانشگاهها و مراكز علمي ايران در حملات مستقيم يا غيرمستقيم امريكا و اسراييل تخريب شد، كارشناسان حقوق بينالملل كه بعضيشان، غيرايراني و ساكن خارج از كشور بودند، در گفتوگو با يك شبكه خبري فارسي زبان اين هشدار را مطرح كردند كه اسراييل و امريكا، با حمله به دانشگاهها كه اهداف غيرمشروع محسوب ميشوند، در حال جابهجا كردن هنجارهاي جنگ هستند و اين نگراني هست كه در جنگهاي ساير كشورها، اين هنجارها مورد بيتوجهي قرار بگيرد يا حتي با توجيه و بهانه، نقض شود. به دنبال ادعاهاي امريكا و اسراييل بعد از حمله به كارخانه توفيق دارو و پل كرج، اين كارشناسان اين بهانهها را زير سوال بردند و گفتند با اين بهانهها، تمام سرمايههاي ملي ممكن است هدف حملات اسراييل و امريكا قرار بگيرد چون نيروي نظامي به عنوان يك انسان از اين سرمايههاي ملي استفاده ميكند.
تاثير مهم حملات امريكا و اسراييل به دانشگاهها و مدارس و مراكز علمي ايران را بايد از همين مورد توجه قرار بدهيم. حمله به مراكز آموزشي و دانشگاهها، تمام حريمهاي اخلاقي بينالمللي را شكست. انتظار اين است كه مراكز حقوقي بينالمللي و مراكز دانشگاهي جهان اين حملات را محكوم كنند. محكوم كردن اين حملات، علاوه بر آنكه براي حقانيت ايران بسيار موثر است، يك نقش بازدارنده در جنگهاي آتي جهان خواهد داشت. به هر حال جنگ در باقي مناطق و باقي كشورها اتفاق ميافتد. اگر حملات امريكا و اسراييل به مراكز دانشگاهي و آموزشي ايران به صورت جدي محكوم نشود، اين حملات در جنگي ديگر و در كشوري ديگر رخ خواهد داد و تكرار خواهد شد آن هم در حالي كه دانشگاهها و مدارس و مراكز آموزش و توسعه دانش، امنترين و مطمئنترين نهادهاي هر كشور هستند. حملات هوايي به مراكز دانشگاهي و آموزشي ما نشان داد كه امريكا و اسراييل به هيچ حريمي پايبند نيستند. آسيب به مراكز علمي ايران قابل انكار نيست ولي با استناد به گزارشها، ميتوانيم مطمئن باشيم كه اين شرايط به فرار مغزها منجر نشد بلكه انگيزه دانشگاهيان را تقويت كرد. پلها و ريلهايي كه مورد حمله قرار گرفت و تخريب شد، به سرعت بازسازي و ترميم شد و حتما همين روند را در بازسازي مراكز علمي هم شاهد خواهيم بود. نكته بسيار مهمي كه نبايد از آن غافل شويم اين است كه ايران هم ميتوانست در مقابله به مثل، به دانشگاههاي امريكا و اسراييل حمله كند ولي خويشتنداري داشت و همين خويشتنداري نشان داد كه ما همچنان پايبندي به مسائل حقوقي و اخلاقي هستيم و رفتار ما ميتواند بعدها به عنوان يكي از قوتهاي فرهنگي و تمدني ايرانيها مورد توجه جهان قرار بگيرد.
دانشگاههاي جهان، جايگاه علمي خود را بر اساس رتبهبنديهاي جهاني تثبيت ميكنند. هدف قرار دادن دانشگاهها و خسارت به اين مراكز آموزشي و علمي تا چه حد در اين رتبه بنديها تاثير دارد؟ آيا ايران ميتواند با ارائه مستندات، دانشگاهها را از خطر افت رتبهبندي نجات بدهد؟
وقتي جنگي با اين سطح از تهاجم و در اين حد نابرابر رخ ميدهد، آثار و پيامدهاي تخريب آن را - هم در توسعه كشور و چه در رتبهبندي دانشگاهها - نميتوان ناديده گرفت. ارائه مستندات براي دانشگاههاي تخريب شده، بستگي به نوع اولويتبندي نظام جمهوري اسلامي در بازسازيها دارد. بخش مهمي از بازسازيها بايد معطوف به مسائل معيشتي و جبران بيكاري و ايجاد اشتغال باشد تا گردش زندگي جامعه هم سريعتر ترميم شود. اگر دانشگاهها را مركز قدرت اصلي يك جامعه چه در توليد علم و چه در توسعه بدانيم، حتي با فرض تداوم جنگ، بايد قدرتمند باشيم و قدرتمند شدن ما، نقش بسيار مهمي در بازدارندگي حملات خواهد داشت چون به همان ميزان كه از نظر علمي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي، قدرتمند ميشويم، به همان ميزان هم ميتوانيم براي حملات آتي، بازدارندگي ايجاد كنيم. يكي از مراكز مهم توليد قدرت نرم و توسعه، دانشگاههاست و در تمام كشورها و ازجمله ايران، دانشگاهها از ميزان بالاي اعتماد اجتماعي در افكار عمومي برخوردارند. طبيعي است كه در فهرست اولويتهاي بازسازي كشور، بازسازي دانشگاه بايد در رديف دوم و بعد از امور فوري باشد چون حتي اين بازسازي ميتواند كمكهاي بينالمللي جذب كند و نيروي انساني صاحب دانش هم با همين كمكها، آسيبهاي وارد شده به دانشگاه و حتي تاثيرات منفي در جايگاه جهاني دانشگاه را به سرعت ترميم و جبران كند.
در حملات هوايي، آسيب گستردهاي به ميراث تاريخي مان وارد شد و بهخصوص، چند اثر تاريخي كه در فهرست ميراث جهاني ثبت شده بودند، تخريب زيادي داشتند. وزير ميراث فرهنگي اعلام كرد كه مستنداتي به يونسكو ارائه ميدهد و كارشناسان يونسكو هم براي بازديد از اين آثار و سطح تخريبها دعوت شدند. به نظر ميرسد كه اين بازديدها و ارائه اين مستندات، خطر خروج اين آثار از فهرست ميراث جهاني را كاهش داد. آيا يونسكو براي دانشگاهها هم چنين شرايطي را ميپذيرد و آيا با ارائه مستندات ميتوان از كاهش رتبه جهاني دانشگاههايي همچون صنعتي شريف و علم و صنعت و شهيد بهشتي جلوگيري كرد؟
بله؛ سازمان يونسكو يكي از مراكز مهم در حوزه علم و دانش است كه هم در مورد تثبيت جايگاه آثار تاريخي و هم در مورد دانشگاهها، نقش مهمي ايفا ميكند. اتفاقا، هيات اعزامي سازمان ملل به ايران، اولين بازديد از آثار حملات هوايي را از دانشگاه شريف داشت و اين بازديد، اهميت اين مراكز را براي نهادهاي بينالمللي نشان ميدهد. ما حدود 80 هزار عضو هيات علمي در كشور داريم كه تعداد زيادي از اين افراد، ارتباطات بينالمللي بسيار خوبي با اساتيد برجسته دنيا دارند. همين ارتباطات هم ميتواند در انتقال اين واقعيتها به مراكز علمي و ازجمله به سازمان يونسكو كمك كند چون ايران، عضو يونسكو است و سهم عضويت خود را به اين نهاد ميپردازد و سازمان يونسكو نقش موثري در بازسازي اين مراكز آسيب ديده خواهد داشت. به نظرم، هم با توانمندي داخلي و هم با بهره از ظرفيتهاي خارج از كشور، علاوه بر آنكه ميتوانيم در مدتي نه چندان طولاني، اين ضايعات را ترميم كنيم، ميتوانيم افكار عمومي نخبههاي جهان را نسبت به اقدامات اسراييل حساستر كنيم. پيمايشهاي جهاني نشان ميدهد كه موقعيت اسراييل در افكار عمومي دنيا به دليل حملاتي كه هم در ايران و هم در غزه و فلسطين به مدارس و بيمارستان و دانشگاه و مراكز آموزشي داشته و هم به دليل سلوك اين رژيم جعلي، به شدت دچار آسيب شده با آنكه رسانههاي قوي براي روايتسازي در اختيار دارد. ما البته در روايتسازيمان ضعفهايي داريم. بايد روايتهاي واقعي خودمان را به زباني كه جهان امروز با آن آشناست، تبديل كنيم تا با همين روايتها تحت تاثير قرار بگيرد. به نظرم دانشگاههايمان ميتوانند در اين زمينه از تواناييشان استفاده كنند و اين آسيبها را از طريق مراكز فرهنگيمان منتقل كنيم و با زبان دنيا بگوييم آنچه در حال وقوع است، يك حادثه ضدتمدن از سوي جامعه مدعي تمدن است. غرب امروز ادعا ميكند كه تمدنساز است ولي با اقداماتش به مراكز تمدني آسيب ميزند.