ادامه از صفحه اول
دكترين بازدارندگي در برابر ديوار واقعيت
هزينههاي مصرفكننده امريكايي اثر ميگذارد. براساس گزارشهاي وزارت انرژي امريكا، CNN، نيويوركتايمز و واشنگتنپست نرخ تورم نيز به حدود 8/3 درصد رسيد و همزمان نظرسنجيها نشان داد كه ۵۶ درصد از امريكاييها با ورود به جنگي تازه در خاورميانه مخالفند. افزون بر آن، برخي برآوردهاي رسانهاي هزينه تحركات و عملياتهاي نظامي مرتبط با بحران اخير را حدود ۱۲ ميليارد دلار اعلام كردند. اين ارقام، در سال انتخاباتي، نميتوانستند از نگاه كاخ سفيد دور بمانند.
سوم: لرزش در تلآويو... فرو ريختن فرضيات- در رژيم اسراييل، تعويق حمله با نوعي سردرگمي راهبردي همراه شد. برخي رسانههاي اسراييلي از فضاي «ابهام و نگراني» سخن گفتند؛ چراكه سالها بر اين فرض تكيه شده بود كه يك ضربه قاطع امريكايي ميتواند موازنه را تغيير دهد. اظهارات برخي مقامات امنيتي اسراييل با توجه به آنچه در منابعي همچون معاريو، يديعوت آحارانوت، هاآرتص و كانال 12 تلويزيون اسراييل منتشر شده است، حاكي از آن بود كه هرگونه درگيري گسترده، ميتواند جبهه داخلي اسراييل را در معرض فشار موشكي شديد قرار دهد. در عين حال، سطح آمادهباش افزايش يافت؛ نشانهاي از آنكه گزينه اقدام مستقل، هرچند پرهزينه، همچنان در محافل تصميمگيري مطرح است.
چهارم: مثلث نگراني... پيام خليج فارس- ترامپ اعلام كرد كه رهبران عربستان سعودي، قطر و امارات خواستار خويشتنداري شدهاند. براي كشورهاي حوزه خليج فارس، سناريوي جنگ مستقيم به معناي قرار گرفتن تأسيسات حياتي و زيرساختهاي انرژي در معرض تهديد بود. در روزهاي پرتنش پيش از تصميم واشنگتن، حملاتي عليه برخي اهداف در منطقه، از جمله تأسيسات حساس، گزارش شد. با اين حال، تهران مسووليت رسمي حمله به پايگاه عينالاسد يا نيروگاه براكه در امارات را نپذيرفت و اتهامات در چارچوب گمانهزنيها و ارزيابيهاي اطلاعاتي باقي ماند. همين وضعيت «ابهام در انتساب» فضاي بازدارندگي را پيچيدهتر ساخت؛ جايي كه پيامها منتقل ميشوند، اما بدون امضاي رسمي.
پنجم: سايه راهبردی... قرائت نقش قدرتهاي بزرگ- بسياري از تحليلگران معتقدند كه ايران در محيطي بينالمللي عمل ميكند كه نسبت به گذشته پيچيدهتر شده است. برخي ارزيابيهاي كارشناسي حاكي از آن است كه تهران ممكن است از تجارب يا حمايتهاي فني در حوزه جنگ الكترونيك و توسعه سامانههاي پدافندي بهره برده باشد؛ هرچند سطح و ماهيت اين همكاريها بهطور رسمي اعلام نشده است. در سطح سياسي نيز مواضع چين در شوراي امنيت و رويكرد محتاطانه تركيه، نشاندهنده توازنسازي ظريفي بود كه مانع از شكلگيري اجماع بينالمللي قاطع عليه تهران شد. اين عوامل، در مجموع، محيطي از بازدارندگي چندلايه ايجاد كردند كه محاسبات واشنگتن را پيچيدهتر ساخت.
ششم: تنشهاي بيامضا... تصعيد در منطقه خاكستري- روزهاي پيش از تعويق حمله، شاهد رخدادهايي امنيتي از جمله حملات پهپادي، تبادل آتش محدود و حوادث دريايي در تنگه هرمز بود. برخي از اين رخدادها به بازيگران نزديك به ايران نسبت داده شد؛ اما نبودِ پذيرش رسمي از سوي تهران، موجب شد همهچيز در سطح «نشانهها و احتمالات» باقي بماند. چنين الگويي از رويارويي، بازتاب راهبردي است كه در آن، بازدارندگي حفظ ميشود، اما از عبور كامل به سوي جنگ تمامعيار پرهيز ميگردد.
جمعبندي: توازن شكننده در آستانه بيثباتي- شايد جنگي رخ نداد، اما صرفِ نزديك شدن به آن، موازنههاي منطقه را دگرگون كرد. ايالات متحده دريافت كه هزينههاي تقابل مستقيم ميتواند فراتر از برآوردهاي اوليه باشد. اسراييل با معادلهاي پيچيدهتر روبهرو شد. كشورهاي خليج فارس به بازنگري در محاسبات امنيتي پرداختند. و ايران، بيآنكه وارد جنگي گسترده شود، در مركز يك بحران ژئوپليتيكي ايستاد. منطقه اكنون در وضعيتي از توازن ناپايدار قرار دارد؛ نه صلحي پايدار، نه جنگي آشكار، بلكه نظمي خاكستري كه بر پايه محاسبه دقيق هر گام استوار است. در چنين فضايي، يك خطاي محاسباتي كافي است تا همهچيز را دگرگون كند.
امنيت رواني، اراده شبانه
ترميمگر پيوندهاي اجتماعي كه ممكن است تحتتاثير اخبار نگرانكننده، سست شده باشد. در واقع اين تجمعات، پاسخي آگاهانه به تلاش احتمالي براي متشنج كردن جامعه از طريق ايجاد يا تشديد ناامني رواني است. اين حضور، پاسخي قدرتمند به نيروهايي است كه شايد با هدف ايجاد شكاف و اضطراب در جامعه، خبر جنگ را دامن ميزنند. مردم با حضور خود نشان ميدهند كه امنيت رواني آنها، بازيچه دست اخبار و تحولات بيروني نيست، بلكه توسط اراده جمعي خودشان، محافظت و بازسازي ميشود. اين حمايت مردمي از انقلاب و ارزشها، در واقع نوعي بازپسگيري كنترل بر فضاي رواني جامعه است. به جاي آنكه مردم در معرض اخبار استرسزا قرار بگيرند، خود به عامل فعال براي توليد حس امنيت و ثبات دروني تبديل ميشوند. اين پويايي اجتماعي از منظر جامعهشناسي جرم، به كاهش فرصتهاي جرم (ناامني رواني) و تقويت بافت اجتماعي سالم، كمك ميكند.
درنهايت «امنيت رواني، اراده شبانه» نه يك شعار، بلكه يك استراتژي بقا و تابآوري اجتماعي است. اين پديده نشان ميدهد كه مردم ايران، در مواجهه با چالشهاي امنيتي و رواني، نه تنها منفعل نيستند، بلكه قادرند با اتكا به همبستگي و اراده جمعي خود، فضايي از امنيت رواني را بازسازي كنند. تجمعات حمايتي، در اين چارچوب، صرفا ابزار وفاداري نيست، بلكه عملي است براي حفاظت از سلامت روان جامعه در برابر تهديدات نرم. اين اراده شبانه، چراغ اميدي است كه در دل هر گونه تاريكي احتمالي، راه را براي فردايي روشن و باثباتتر هموار ميسازد.
دكتراي حقوق كيفري و جرمشناسي