رابطه نسل جوان با دنياي سينما، تئاتر و تلويزيون
نسل z چه ميخواهد
ليلا جعفري
سينما و تلويزيون هميشه در تمام اعصار براي مخاطبانش سرگرمياي جذاب و موردتوجه بوده و مخاطبان خاص خود را داشته است. مثلا تلويزيون كه رسانهاي جامعتر و در دسترستر نسبت به سينما و تئاتر است، انواع برنامههاي كودك و نوجوان و مستند و آموزشي، علمي و ورزشي و... پخش ميكند و هر كسي باتوجه به علاقه و حدود سني خود پاي آن نشسته و برنامه مورد علاقهاش را ميبيند. سينما هم كه اغلب افراد جامعه در ساعات و زمانهايي خاص و با برنامهريزي خانوادگي و دوستانه به تماشاي آن رفته و در كنار هم فيلم موردعلاقه خود را ميديدند و لذت ميبردند و تئاتر هم كه خاصتر بوده، علاقهمندان به تئاتر و دانشجويان اين رشته بيشتر به سمت آن ميرفتند، اما امروزه جوانان و نوجوانان كمتر رغبت ميكنند به سوي تئاتر و سينما و حتي تلويزيون بروند؛ تلويزيوني كه در اكثر خانهها هست و در تمام ساعات ميتوان به تماشا نشست، اما امروزه براي آنهم تمايلي نشان داده نميشود، به خصوص جوانان نسل زدي كه اشتياقي به تماشاي تلويزيون ندارند چه رسد به سينما و تئاتر. گزارشي تهيه كرديم از نسل Z؛ نسلي كه امروزه همهجا حرف از آنهاست و آينده كشورمان به نوعي و تاحدودي به دست آنها خواهد بود و خواستيم بدانيم رابطه آنها با سينما و تلويزيون و تئاتر چطور است. آيا زماني را براي رفتن به سينما و تئاتر درنظر ميگيرند و چقدر به تماشاي تلويزيون مينشينند.
نسل زد؛ نسلي كه بعد از دهه شصتيهاي معروف - و به قول خودشان نسل سوخته- امروزه حرفشان در همهجا بر سر زبانها است و از نظر دهه شصتيها و نسلهاي قبلتر بسيار متفاوت و شايد عجيب، جسور، مرموز و عجول و... باشند كه برخي از آنها خود نيز به برخي از اين خصوصيات اخلاقي اعتقاد دارند. نسلي كه در دنيايي متولد شد و رشد يافت كه تلفنهاي همراه هوشمند، فناوري و هوش مصنوعي، شبكههاي اجتماعي و... گسترش يافت و در جوامعي كه امروزه انفجار اطلاعات و اخبار را شاهد هستيم و پيشرفت تكنولوژي را هر روز در كسري از ثانيه ميبينيم، اين نسل متولد شده، رشد كرده، آموزش ديده و زندگي ميكند.
عجله براي تغيير ساختار و محتوا
رضا يك نسل زدي پرتلاش و محجوب است كه 26 سال دارد. مجرد است، در يك شركت كار ميكند و دانشجوي كارشناسي ارشد رشته مهندسي هم هست همچنين مربي اسكيت است و هفتهاي دو روز هم به نسل زديهاي كم سن و سالتر از خود آموزش ميدهد. او در اين گزارش با ما همراه شد و درمورد موضوع گزارشمان از او پرسيديم كه رابطهاش با تئاتر و سينما و تلويزيون چطور است؟ و چقدر از وقتش را براي رفتن به سينما و تئاتر ميگذارد؟ همچنين چه پيشنهادي براي بهتر شدن برنامههاي سينمايي و تلويزيوني از ديدگاه خودش و امثال خودش دارد؟ كه گفت: سينما را بيشتر از تلويزيون و تئاتر ميپسندد، چراكه فيلم در يكي، دو ساعت تمام ميشود و داراي جزييات كمتري نسبت به سريالهاي تلويزيوني و شبكههاي خانگي است. شايد اين جملات رضا ما را ياد حرف بعضي از ما بيندازد كه نسل z، نسلي عجول و كمطاقت است و صبوري ندارد. درباره تئاتر هم نظر خاصي ندارد و به نوعي ميتوان گفت علاقهاي به تئاتر ندارد.
او پيشنهادهايي هم براي فيلمهاي سينما و تلويزيون داشته و در ادامه افزود: در فيلمها بهتر است از جزييات و حرفهاي كليشهاي و تكراري پرهيز شود و بيشتر روي محتواي اصلي كار شود. همچنين موضوع فيلمها بهتر است شرايط زندگي روزمرهاي كه همه ما در جامعه امروزي با آنها دست به گريبانيم مورد توجه قرار گيرد و نحوه و نوع رفتار افراد در خانواده و با محيط بيرون و در اجتماع در اولويت باشد. او گفت: موضوع آموزش هم كه موضوع مهمي در هر جامعهاي است و متاسفانه امروزه كمتر به آن توجه ميشود و درصد علم و آگاهي افراد در حال نزول است، كاش ميشد فرهنگسازي در رسانه ملي انجام شود و افراد از كودكي به فرهنگ سالم و مطالعه رهنمون شوند و اينها بايد در قالب فيلم و مستند از تلويزيون پخش شود، چراكه تلويزيون رسانهاي مرجع و در دسترستر است. او نسبت به آموزش مجازي هم انتقادهايي داشت و البته استفاده از ظرفيت صداوسيما در امر آموزش را موثر ميدانست.
كيانا 16 سال دارد. امسال انتخاب رشته كرده و وارد دبيرستان شده است، از او هم خواستيم نظر خود را بگويد كه رابطهاش با تلويزيون و سينما و تئاتر چطور است كه گفت: به تلويزيون بيشتر از تئاتر و سينما علاقه دارم و نگاه ميكنم، تئاتر كه فقط يكبار رفتم و سينما هم سالي چند بار و با خانواده ميرويم.
طبق گفتههاي كيانا او با تلويزيون بيشتر از همه وقت ميگذراند و علاقه دارد: تلويزيون بيشتر ميبينم چون با آن سرگرم ميشوم و نيازي نيست تا مسافتي را بروم كه بخواهم فيلم ببينم بعد هم محدوديتي ندارد و تنوع برنامه هم دارد؛ يعني هم برنامه كودك، هم سريال و هم فيلم، مستند و برنامههاي ورزشي هم دارد كه ميتوانم هر زمان هر كدام را خواستم، ببينم، ولي براي تئاتر و سينما بايد برويد يك مكاني خارج از خانه كه آنهم به تنهايي نميشود، هم به خاطر شرايط سنيام هم اينكه لذتش با هم ديدن است. در كل به سينما و تئاتر و تلويزيون علاقه دارم چون فيلم و نمايش را دوست دارم. داستان فيلمها را هم بيشتر دوست دارم براساس واقعيت زندگي آدمها و مشكلات و دغدغههاي امروزي كه همه با آنها درگيريم، باشد. به نظر ميرسد كيانا جزو معدود نسل زديهايي است كه وقتش را براي تماشاي تلويزيون ميگذراند و از اين بابت خوشحاليم، چراكه از نسل زديها هم هستند كه كمتر درگير گوشي و پلتفرمها و... هستند و به تلويزيون و سينما هم علاقه دارند هر چند با محتوا زياد موافق نباشند.
مليكا نسل زدي بعدي هم 18 سال دارد، سال سوم دبيرستان و حسابداري ميخواند. اينطور كه فهميديم مليكا زياد اهل تلويزيون و تئاتر نيست و سينما هم كم ميرود: تئاتر اصلا علاقهاي ندارم و برايم جذابيت ندارد اما سينما را دوست دارم و هر وقت موقعيتي پيش بيايد ميروم و لذت ميبرم، اما با تلويزيون زياد موافق نيستم، چون بيشتر فيلمهاي تكراري پخش ميشود و هم حوصله سر بر است، ترجيح ميدهم از گوشي با پلتفرمهاي مختلف فيلم ببينم، چون ميتوانم هر چه دلم ميخواهد و هر زماني كه خواستم، ببينم.
تبعيت از نبوغ و عدم تكرار
پارسا هم يك دهه هشتادي بااستعداد و علاقهمند به درس و تحصيل است كه جزو استعدادهاي درخشان هم هست، 17 سال دارد و سوم دبيرستان رشته رياضي فيزيك درس ميخواند، اما علاقه خاصي هم به هنر نويسندگي و كارگرداني دارد. نظرش را جويا شديم تا ببينيم باتوجه به علاقهاش به نوشتن و كارگرداني چقدر براي تلويزيون و سينما و تئاتر وقت ميگذارد و چه پيشنهادي براي استقبال نسل خودش به اين پلتفرمها دارد: هفتهاي دو ساعت براي ديدن سريال از پلتفرمها وقت ميگذارم، ولي به تئاتر و سينما نميروم و تلويزيون هم نميبينم.
پيشنهاد و خواسته اين نسل زدي دانشآموز هم اين بود: براي ارتباط گرفتن بيشتر فيلمها و سريالها با مخاطباني مثل من انتظار ميرود فيلمها و سريالها از نظر ساختاري ويرايش اصولي شوند، فيلمنامهنويسي و نويسندگي از نبوغ تبعيت كند و صرفا براي پول نباشد. فيلمها از قانون «صرفا براي سرگرمي» پيروي نكنند و مخاطب را در پيچيدگيهاي داستان به انتظار بنشانند و به فكر فرو ببرند. كارگردانيها، فيلمنامهها و حتي بازيگران اين دوره عمدتا مصنوعي شدهاند. داستانهاي قابل پيشبيني، فضاسازي رنگارنگ، بازيهاي مصنوعي، موسيقيهاي تكراري، جلوههاي بصري به شدت ضعيف، ديالوگهاي تكراري و غيرواقعي همه موجب شده تا من از فضاي سينماي ايران فاصله بگيرم و از اين ايدههاي تكراري كه صرفا براي فروش يا ديده شدن توسط گروههاي خاص با سليقههاي مشابه استفاده ميشوند، دوري كنم و براي زمانم در انتخاب سريال و فيلم ارزش قائل باشم.
سراغ يك زوج جوان هم رفتيم؛ نگين 23 سال و علي 25 سال دارند. اين زوج نسل زدي كه چند سالي از زندگي مشتركشان ميگذرد هم نظرات جالبي درباره سوژه گزارشمان داشتند. ابتدا خواستيم بدانيم زوجهاي نسل زدي هم مثل زوجهاي دهه شصتي زماني را براي رفتن به سينما ميگذرانند كه در جواب گفتند: ما هم در دوره نامزدي مانند اكثر زوجهاي جوان، البته به ندرت دوتايي، يا با دوستانمان به سينما و تئاتر (كمتر) ميرفتيم اما الان اصلا وقت نداريم كه برويم چون تمام وقتمان را سر كار هستيم و باتوجه به مشكلات زندگي نميتوانيم از كارمان بزنيم و مجبوريم كار كنيم. اين زوج نسل زدي درباره تلويزيون هم نظر جالبي داشتند و نگين گفت: من سريال و فيلمهاي كرهاي را دوست دارم البته بيشتر افسانهاي باشد و اگر از تلويزيون بخش شود ميبينم و در غير اين صورت از پلتفرمها ميبينم. علي هم گفت: من هم به برخي فيلمها علاقه دارم و هر وقت از تلويزيون پخش شود ميبينم يا از پلتفرمها، مثلا فيلمهايي كه درام تاريخي باشند علاقه دارم مانند چرنوبيل، مختارنامه و فرار از زندان و... كه نگين با خنده ميگويد اينقدر اين سريالها را ديده كه تمام ديالوگها را حفظ است. پيشنهاد اين زوج هم براي بهتر ديده شدن برنامهها اين بود: فيلمهاي با ژانر تاريخي و اجتماعي اگر خوب ساخته شوند مخاطبان زيادي را جذب ميكنند.
برنامهها نسبتي با زندگي و ذهنيت نسل من ندارند
آخرين نفر گزارش هم يك نسل زدي دهه هفتادي بود كه شاغل است و در كار خود هم موفق، نظر او را پرسيديم. ليلي 27 ساله و مجرد هم نظر جالبي داشت كه گفت: من به عنوان يك دختر دهه هفتادي و عضوي از نسل زد، علاقهاي به تماشاي برنامههاي تلويزيون ندارم. اين بيعلاقگي نه از سر لجبازي يا بيتوجهي بلكه حاصل تجربه زيسته نسلي است كه در آن دسترسي به اطلاعات، فيلم، سريال، مستند و محتواي متنوع تنها با چند كليك در فضاي مجازي ممكن شده است. در چنين شرايطي طبيعي است كه رسانهاي مانند تلويزيون اگر نتواند خود را با تحولات زمانه و نيازهاي نسل جديد هماهنگ كند، به تدريج از سبد مصرف رسانهاي ما حذف شود.
واقعيت اين است كه صداوسيما در مقايسه با سرعت تغييرات رسانهاي جهان و حتي فضاي مجازي داخلي، عقب مانده است. باوجود بودجه سنگيني كه هر سال به اين سازمان اختصاص داده ميشود، خروجي آن براي نسلي مثل من چندان جذاب، بهروز و قابل ارتباط نيست. نه برنامه مشخصي براي نسل زد طراحي شده و نه فيلم و سريالهايي كه بتواند دغدغهها، زبان، سليقه و جهانبيني ما را بازتاب دهد.
هر بار كه تلويزيون را روشن ميكنم با فيلمها و سريالهايي مواجه ميشوم كه متعلق به ۱۰ يا ۱۵ سال پيش هستند، آثاري كه شايد در زمان خودشان قابلقبول بودهاند، اما امروز نه از نظر فرم و نه از نظر محتوا، نسبتي با زندگي و ذهنيت نسل من ندارند. درحالي كه در دنيا، رسانههاي رسمي مدام در حال پوستاندازياند و براي جذب نسلهاي جديد سرمايهگذاري فكري و محتوايي ميكنند، اين سوال جدي مطرح ميشود كه چرا در كشور ما فكري اساسي براي آينده صداوسيما نميشود؟
من شخصا در طول سال شايد به ندرت تلويزيون نگاه كنم اما در مقابل، ترجيح ميدهم به سينما بروم و فيلمهايي را ببينم كه خودم انتخاب كردهام؛ آثاري كه به سليقه، دغدغه و نگاه من نزديكتر هستند. علاوه بر آن از طريق فضاي مجازي، پلتفرمهاي آنلاين و شبكههاي اجتماعي، مستندها، فيلمها و برنامههايي را دنبال ميكنم كه حس ميكنم با من حرف ميزنند و مرا جدي ميگيرند.
در پايان اين گزارش به اين نتيجه رسيديم كه همانطور كه همه ما ميدانيم هر نسلي باور و مهارتهاي خاص خودش را دارد و اين نسل و نسلهاي بعد از اينها هم سرشار از مهارت و دانشهاي ديجيتالي و اطلاعات جهاني هستند و خواهند بود.
اگر نسل زد را خوب درك كرده و مجالي به آنها براي بيان افكار و عقايد و نظراتشان داده شود و به درستي مديريت شوند و برخي كارها به آنها سپرده شود، حتي ميتوانند نيروي محركي براي بهبود وضعيت فرهنگي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي، علمي و پژوهشي و... باشند تا بتوانيم به موفقيتهاي چشمگيري دست يابيم و پيشرفتهاي خوبي كنيم، چراكه آنها نسلي واقعبين، آنلاين، پاسخگو و بهروز هستند. آنها نسلي منفعل نيستند و نميتوانند برخي محدوديتهاي اجتماعي و فرهنگي و... را تاب بياورند، چراكه در زمان آزاديهاي ديجيتالي و فرهنگي رشد كردهاند و با اين محدوديتها دچار تضاد خواهند شد. درنتيجه هر فيلم و سريال و كمدي يا هر چه در سينما و تئاتر و تلويزيون ساخته شود هم اگر باب ميل آنها نباشد يا نياز فكري و علايق و... آنها را برآورد نكند به راحتي از آن خواهند گذشت و با ظهور رسانههاي اجتماعي، سينما و تلويزيون ما از رونق خواهند افتاد و همانطور كه امروزه كاهش مخاطب را در همه قشرهاي سني و اجتماعي مشاهده ميكنيم. درنتيجه بهتر است در تمام برنامههاي صداوسيما، سينما و شايد هم تئاتر يك بازنگري جدي و اساسي و بهروز در ساختار و محتوا صورت پذيرد تا بتواند مورد استقبال اين نسل پويا و ديجيتال امروز قرار گيرد.