تاثير مثبت؛ بهترين تصميم
محمدمتين معصومي
در روزهاي اخير، بحث درباره نحوه تاثير نمرات امتحانات نهايي پايه يازدهم در فرآيند پذيرش دانشگاهها به يكي از مهمترين دغدغههاي دانشآموزان، خانوادهها و فعالان حوزه آموزش تبديل شده است. در حالي كه گروهي از مسوولان و كارشناسان بر تاثير قطعي اين نمرات تاكيد دارند، بسياري از دانشآموزان معتقدند كه اعمال تاثير مثبت براي نمرات پايه يازدهم، تصميمي عادلانهتر و منطقيتر خواهد بود. اين مطالبه صرفا ناشي از نگراني نسبت به نمرات نيست، بلكه ريشه در اصولي مهم مانند عدالت آموزشي، ثبات مقررات، اعتماد عمومي و سلامت روان دانشآموزان دارد.
نخست بايد توجه داشت كه هيچ دانشآموزي مخالف ارزشمند بودن تلاش علمي در مدرسه نيست. همه ما معتقديم كه آموزش دوازده ساله نبايد در برابر يك آزمون چندساعته بياهميت تلقي شود و سوابق تحصيلي بايد در سنجش علمي داوطلبان نقش داشته باشد. اما پرسش اصلي اينجاست كه اين نقش چگونه بايد اعمال شود تا هم به اعتبار مدرسه كمك كند و هم موجب تضييع حقوق دانشآموزان نشود؟ پاسخ بسياري از كارشناسان و دانشآموزان به اين پرسش، تاثير مثبت است. تاثير مثبت به اين معناست كه نمرات امتحانات نهايي در صورتي در نتيجه نهايي داوطلب اعمال شوند كه موجب بهبود وضعيت او شوند و اگر تاثير منفي داشته باشند، در محاسبه نهايي لحاظ نشوند. چنين روشي نه تنها ارزش سوابق تحصيلي را حفظ ميكند، بلكه از تبديل شدن يك عامل كمكي به يك عامل تنبيهي نيز جلوگيري ميكند.
يكي از مهمترين دلايل حمايت از تاثير مثبت، مساله عدالت آموزشي است. واقعيت آن است كه دانشآموزان كشور در شرايط آموزشي يكساني تحصيل نميكنند. امكانات مدارس در شهرهاي بزرگ با بسياري از مناطق محروم قابل مقايسه نيست. دسترسي به دبيران باتجربه، كلاسهاي كمكآموزشي، منابع مطالعاتي و حتي شرايط مناسب براي مطالعه در همه نقاط كشور يكسان نيست. در چنين شرايطي، اگر نمرات پايه يازدهم به صورت قطعي و غيرقابل جبران در سرنوشت تحصيلي دانشآموزان اثرگذار باشد، ممكن است شكافهاي آموزشي موجود عميقتر شود. تاثير مثبت اين فرصت را ايجاد ميكند كه دانشآموزان مستعد، صرفنظر از محدوديتهاي محيطي بتوانند توانايي واقعي خود را از طريق ساير مولفههاي سنجش نيز نشان دهند.
از سوي ديگر، يكي از اصول پذيرفته شده در نظامهاي آموزشي موفق، اصل پيشبينيپذيري است. دانشآموزان براي موفقيت نيازمند برنامهريزي بلندمدت هستند. هنگامي كه مقررات آموزشي و كنكوري در بازههاي زماني كوتاه دستخوش تغييرات اساسي ميشود، امكان برنامهريزي دقيق از آنان سلب ميشود. بسياري از دانشآموزان پايه يازدهم تحصيل خود را با تصوري متفاوت از نحوه تاثير نمرات آغاز كردهاند و اكنون با شرايطي روبهرو شدهاند كه آثار آن مستقيما بر آينده تحصيلي آنان تاثير ميگذارد. تاثير مثبت ميتواند راهحلي منطقي براي حفظ اعتماد دانشآموزان به نظام آموزشي باشد، زيرا ضمن حفظ اهميت امتحانات نهايي، از وارد شدن آسيب به برنامهريزيهاي قبلي آنان جلوگيري ميكند.
موضوع مهم ديگر، سلامت روان دانشآموزان است. امروزه در بسياري از كشورها، توجه به فشارهاي رواني ناشي از رقابتهاي آموزشي به يكي از اولويتهاي سياستگذاران تبديل شده است. دانشآموزان ايراني نيز طي سالهاي اخير با حجم قابل توجهي از استرسهاي آموزشي مواجه بودهاند. هنگامي كه آينده دانشگاهي يك دانشآموز نه تنها به كنكور، بلكه به مجموعهاي از امتحانات متعدد در سالهاي مختلف وابسته شود، سطح اضطراب بهطور طبيعي افزايش مييابد. در چنين شرايطي بيماري، مشكلات خانوادگي، فشارهاي روحي يا حتي يك اشتباه ساده در جلسه امتحان ميتواند آثار بلندمدتي بر آينده فرد برجاي بگذارد. تاثير مثبت اين نگراني را تا حد زيادي كاهش ميدهد، زيرا دانشآموز ميداند كه تلاش او در امتحانات نهايي ميتواند به موفقيتش كمك كند، اما يك نتيجه نامطلوب لزوما مسير آينده او را مسدود نخواهد كرد.
علاوه بر اين، تاثير مثبت با اصل «فرصت جبران» نيز سازگارتر است. نظام آموزشي بايد امكان جبران اشتباهات را براي دانشآموزان فراهم كند. هيچ نظام سنجشي نميتواند ادعا كند كه يك امتحان يا حتي چند امتحان محدود، تصوير كاملي از تواناييهاي علمي افراد ارايه ميدهد. دانشآموزان در طول دوران تحصيل رشد ميكنند، تجربه مياندوزند و تواناييهاي خود را ارتقا ميدهند. بنابراين منطقي است كه فرصت جبران و پيشرفت براي آنان محفوظ بماند. تاثير مثبت دقيقا همين هدف را دنبال ميكند؛ يعني تشويق به تلاش بيشتر بدون آنكه راه بازگشت را ببندد. در پايان انتظار ميرود اعضاي محترم شوراي عالي انقلاب فرهنگي در بررسي اين موضوع، علاوه بر ملاحظات علمي و كارشناسي، به دغدغهها و نگرانيهاي بخش گستردهاي از جامعه دانشآموزي نيز توجه كنند.
رييس كميته دانشآموزان