• 1405 چهارشنبه 1 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6342 -
  • 1405 چهارشنبه 20 خرداد

تنگه هرمز؛ گلوگاه انرژي جهان

رقابت قدرت‌ها و پيشينه تاريخي كنترل مسيرهاي دريايي - براي درك اهميت ژئوپليتيكي تنگه هرمز بايد به پيشينه تاريخي رقابت قدرت‌ها براي كنترل مسيرهاي دريايي نيز توجه كرد. از اوايل قرن شانزدهم ميلادي، با گسترش حضور قدرت‌هاي اروپايي در اقيانوس هند، كنترل گلوگاه‌هاي دريايي به يكي از ابزارهاي اصلي سلطه بر تجارت جهاني تبديل شد. پرتغال نخستين قدرت اروپايي بود كه تلاش كرد با استقرار نظامي در دهانه خليج‌فارس و كنترل تنگه هرمز، جريان تجارت ميان شرق و غرب را تحت نظارت خود قرار دهد. اين اقدام بخشي از راهبرد گسترده‌تري بود كه هدف آن ايجاد انحصار تجاري در مسيرهاي دريايي و كسب سود از تجارت ميان آسيا و اروپا بود. پس از افول قدرت پرتغال، هلند و سپس بريتانيا به تدريج جاي آن را در رقابت براي تسلط بر مسيرهاي دريايي خليج‌فارس گرفتند. در اين دوره، كنترل يا نفوذ بر تنگه هرمز براي قدرت‌هاي اروپايي صرفا يك هدف جغرافيايي نبود، بلكه ابزاري براي مديريت جريان تجارت و تثبيت برتري سياسي و اقتصادي در منطقه محسوب مي‌شد. در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم، بريتانيا توانست با اتكا به برتري دريايي خود نفوذ گسترده‌اي در خليج‌فارس برقرار كند. اين نفوذ با ايجاد شبكه‌اي از توافقات سياسي و ترتيبات امنيتي با دولت‌هاي محلي همراه بود. هدف از اين سياست‌ها تضمين امنيت مسيرهاي تجاري امپراتوري بريتانيا و حفظ كنترل غيرمستقيم بر مسيرهاي دريايي منطقه بود. پس از جنگ جهاني دوم و با افول تدريجي قدرت بريتانيا، اين نقش به تدريج به ايالات‌متحده منتقل شد. خروج بريتانيا از شرق سوئز در دهه ۱۹۷۰ ميلادي زمينه‌ساز افزايش حضور امريكا در منطقه شد و از آن زمان به بعد، حضور ناوگان‌هاي دريايي ايالات‌متحده در خليج‌فارس به يكي از عناصر ثابت معادلات امنيتي منطقه تبديل شد. هدف اعلام‌شده اين حضور حفاظت از آزادي كشتيراني و تضمين جريان پايدار انرژي به بازارهاي جهاني بوده است. با اين حال، بسياري از تحليلگران اين حضور را در چارچوب رقابت قدرت‌هاي بزرگ براي حفظ نفوذ در يكي از مهم‌ترين مناطق ژئوپليتيكي جهان ارزيابي مي‌كنند. در كنار ايالات‌متحده، برخي كشورهاي اروپايي نيز در سال‌هاي اخير تلاش كرده‌اند از طريق مشاركت در ماموريت‌هاي دريايي يا ابتكارهاي امنيتي منطقه‌اي، نقشي در حفاظت از مسيرهاي كشتيراني ايفا كنند. در همين حال، قدرت‌هاي آسيايي نيز به دليل وابستگي اقتصادي خود به انرژي خليج‌فارس توجه فزاينده‌اي به تحولات اين منطقه نشان داده‌اند. به اين ترتيب، تنگه هرمز به نقطه‌اي تبديل شده است كه منافع مجموعه‌اي از بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي در آن تلاقي پيدا مي‌كند؛ وضعيتي كه به پيچيدگي معادلات امنيتي اين گذرگاه افزوده است.
آينده تنگه هرمز در نظام در حال تحول انرژي جهان - با توجه به تمركز حجم عظيمي از صادرات انرژي در يك گذرگاه جغرافيايي نسبتا محدود، برخي كشورهاي توليدكننده در سال‌هاي اخير تلاش كرده‌اند مسيرهاي جايگزيني براي صادرات نفت و گاز ايجاد كنند. هدف از اين اقدامات كاهش وابستگي به تنگه هرمز و محدود كردن ريسك‌هاي احتمالي در صورت بروز تنش در اين منطقه بوده است. براي نمونه، عربستان‌سعودي با توسعه خطوط لوله‌اي كه نفت را از شرق اين كشور به سواحل درياي سرخ منتقل مي‌كند، امكان صادرات بخشي از نفت خود را بدون عبور از خليج‌فارس فراهم كرده است. امارات متحده عربي نيز خط لوله‌اي ايجاد كرده كه نفت را به بندر فجيره در ساحل درياي عمان منتقل مي‌كند؛ بندري كه خارج از تنگه هرمز قرار دارد. اما با وجود اين تلاش‌ها، ظرفيت اين مسيرهاي جايگزين در مقايسه با حجم عظيم صادرات انرژي منطقه همچنان محدود است و بخش بزرگي از نفت توليدي كشورهاي خليج‌فارس همچنان از بنادري صادر مي‌شود كه مسير طبيعي آنها عبور از تنگه هرمز است. در مورد گاز طبيعي مايع نيز محدوديت‌ها حتي بيشتر است. صادرات LNG عمدتا از طريق كشتي‌هاي مخصوص انجام مي‌شود و در حال حاضر بخش عمده گاز صادراتي قطر ناگزير بايد از اين تنگه عبور كند. از اين رو، جايگزيني كامل اين گذرگاه در آينده نزديك بسيار دشوار به نظر مي‌رسد. تحولات بلندمدت در نظام انرژي جهان شامل گسترش انرژي‌هاي تجديدپذير، تلاش براي كاهش انتشار كربن و تغيير الگوهاي مصرف انرژي ممكن است در بلندمدت تقاضا براي سوخت‌هاي فسيلي را كاهش دهد. با اين حال چنين تحولي به صورت تدريجي و ناهمگون در مناطق مختلف جهان رخ خواهد داد و بسياري از اقتصادهاي در حال توسعه همچنان براي رشد صنعتي و توسعه زيرساخت‌هاي خود به نفت و گاز وابسته خواهند بود. همزمان مركز ثقل تقاضاي جهاني انرژي به تدريج به سمت آسيا در حال حركت است. اقتصادهايي مانند چين و هند در حال تبديل شدن به بزرگ‌ترين مصرف‌كنندگان انرژي در جهان هستند كه بخش قابل‌توجهي از نياز خود را از توليدكنندگان خاورميانه تامين مي‌كنند. در چنين شرايطي، مسيرهاي انتقال انرژي ميان خليج‌فارس و آسيا همچنان اهميت زيادي خواهند داشت و تنگه هرمز در قلب اين شبكه قرار خواهد داشت. از اين منظر، اهميت پايدار تنگه هرمز ناشي از تركيب سه عامل اساسي است: تمركز عظيم منابع انرژي در پيرامون آن، وابستگي اقتصادهاي بزرگ جهان به صادرات خليج‌فارس و محدود بودن مسيرهاي جايگزين براي انتقال اين منابع. تا زماني كه اين عوامل پابرجا باشند، اين گذرگاه باريك همچنان يكي از حساس‌ترين نقاط ژئوپليتيكي جهان باقي خواهد ماند؛ جايي كه جغرافيا، اقتصاد انرژي و رقابت قدرت‌ها به يكديگر گره مي‌خورند و ثبات آن براي تداوم جريان انرژي در اقتصاد جهاني اهميتي حياتي دارد.تحليلگر مسائل بين‌الملل

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون