آسیاب کهک؛ ایستاده در باد فراموشی
محمد حسنلي
درآمد
زماني كه آسياب كهك را در فهرست آثار تاريخي آسيبديده از جنگ ديدم، خيلي ناراحت و ترسان از ميزان آسيب، به بازديد آن رفتم. با اينكه در چند قدمي آن، شيشههاي خانهها از موج انفجار شكسته بود، اما آسيب جدي به اين بنا وارد نشده بود. جاي خوشحالي دارد كه اين بناي دوره صفوي هنوز به طور كامل تخريب نشده است. آسيبهاي پيش از جنگ در اين آسياب به دليل بيتوجهي به آن و متروكه شدنش بسيار بيشتر است. شكاف سراسري در قسمت برج نگهباني به گفته كارشناسان در پيش از جنگ هم وجود داشت. گياهان روييده در يكي از انبارهاي آسياب نشان ميدهد كه سقف آن از مدتها قبل فروريخته است. اثري تاريخي كه ميتواند محل گردش هموطنان و آگاهي آنان از تاريخ و تفكر پيشينيان باشد به مكاني ناامن و محل سكونت بيخانمانها تبديل شده است. آسيابهاي كهك، والي و يوسفآباد سه آسياب باقيمانده از بيش از چهل آسياب شهر تهران هستند كه در فهرست آثار ملي به ثبت رسيدهاند. فقط آسياب يوسفآباد (موسوم به آسياب كوچك، به دليل تمايزش با آسياب گاوميشي يوسفآباد در نزديكي آن كه با احداث تونل رسالت تخريب شد) به همت خانواده عجايبي در حال مرمت است. ديگر نه گندمي در تهران كاشته ميشود كه آن را به آسيابان بدهند و نه آب جاري قناتهاي كمجان توان گرداندن سنگهاي آسياب را دارد.
تعريف آسياب
آسياب، ابزاري است كه از آن براي آرد كردن غلات، خرد كردن سنگهاي نمك و گچ يا گرفتن روغن و شيره گياهان استفاده ميشد. واژه «آس» به معني سنگ است. پس سنگي كه با نيروي آب به چرخش درآيد، آسياي آبي (آس+آب) يا آسياب (1) نام ميگيرد. تعداد آسيابهاي هر منطقه نشاندهنده آباداني آنجا و سطح اراضي زيركشت آن منطقه بود. آسيابها نيز بر دو دستهاند: نخست آسيابهايي كه روي سطح زمين قرار دارند و با آب رودخانهها به گردش درميآيند و دسته دوم را آسيابهاي زيرزميني تشكيل ميدهند كه در شهرها و در مسير قنات قبل از رسيدن به مظهر، در جايي كه شيب زمين زياد بوده و آب با انرژي پتانسيل و حركت عمودي ميتوانسته آسياب را بچرخاند بنا ميشدهاند. ركن اصلي آسياب يك چرخ چوبي است كه با نيروي آب ميگردد. چرخاب كه به آن «پر» هم ميگفتند به سنگ رويي آسياب وصل بود و آن را ميگرداند. چرخاب را در مسير جريان آب قرار ميدادند و با بهحركت درآمدن آن، سنگ آسيا نيز به چرخش در ميآمد. اساس كار آسياب نيز انرژي حاصل از آبي است كه از قنات به درون چاهي به نام تنوره هدايت، در آنجا انباشته و سپس از انتهاي تنوره از مجراي باريكي خارج شده و با فشار زياد پرههاي آسياب را ميچرخاند و چرخش پرهها منجر به چرخش سنگ رويين آسياب شده و سرانجام دانههاي غله مابين دو سنگ تبديل به آرد ميشوند. آسيابهاي سنتي و قناتها نقش مهمي در امنيت غذايي مردم داشتهاند. با بحرانهايي كه در خاورميانه هر روز و شب دارد افزايش مييابد، نبايد همه انرژي را متكي به يك نيروگاه ساخت! بايد به آسيابها و قناتها و سردابها از ديد مقاومت ملي و پايداري در برابر دشمن نگاهي دوباره انداخت.
آسياب كهك
لابهلاي ساختمانهاي بلندمرتبه محله مرزداران، سازهاي قديمي و خاكي خودنمايي ميكند كه بيتناسب با محيط شهري امروز است اما از دوره صفويه مردم را از نقاط مختلف شهر براي آسياب گندمهايشان به اين محدوده ميكشاند. پس از بزرگراه يادگار امام(ره) و ورودي محله مرزداران غربي، در خيابان شقايق قرار دارد كه در انتهايش هنوز حال و هواي روستاهاي قديمي ديده ميشود. در دانشنامه جغرافيايي تاريخ ايران كه به كوشش «داريوش شهبازي» جمعآوري شده آمده است: «آسياب كهك (به ضم كاف و فتح ها) آسيابي بود بزرگ با قناتي پرآب كه در تغار رستم آجري بزرگي ميريخت و آب گرد آمده داراي فشار زيادي ميشد و آسياب را به گردش در ميآورد. تغار رستم بنايي است كه آن را از آجر يا قلوه سنگ و گل آهك ميساختند و به دليل استفاده از نيروي ارتفاع آب، اين بنا كه به شكل مخروط ناقص است و قطر دايره پايين آن كمتر از دايره بالاست و ارتفاع آن كمتر از چندمتر است آسياب را حركت ميداد.» در وقفنامه آسياب، تاريخ وقف آن ۱۲۶۰ ه.ق. نوشته شده و زمان ساختش به دوران صفويه زنديه ميرسد. «اميررضا فرهبد» در كتاب «تهران من» از آسياب كهك به عنوان يكي از آسيابهاي قديمي تهران نام برده كه شامل چرخ آسياب، طويله و ساير متعلقات ميشد. در اين كتاب نوشته است: «مهرنوش خانم خواهر لطفعليخان فراشباشي در وقفنامهاش، زمين را به همراه آسياب وقف ميكند. درآمد آسياب صرف فقرا، سادات و غيرسادات، تعزيهداران سيدالشهدا و ساير معصومين ميشود.» منوچهر ستوده نيز در كتاب جغرافياي تاريخي شميران مينويسد: «آسياب كهك، آسيابي بزرگ بود با قناتي پرآب كه در تغار رستم (2) آجري بزرگ ميريخت و آب گردآمده داراي فشار زيادتري ميشد و آسياب را به گردش درميآورد. از فرحزاد و پونك و طرشت گندم به اين آسياب ميآوردند و آرد ميكردند. چند اصله توت كهنسال در كنار نهر آسياب بود. نهري از محل آسياب تا دهكده طرشت كشيده شده بود و آب قنات را به باغهاي طرشت ميرساند.»
وضع كنوني و پيشنهاد
اين بنا اكنون گرچه آسيبهاي فراواني ديده است، اما قابل مرمت است و پتانسيل زيادي براي ايجاد يك مركز تفريحي، گردشگري، فرهنگي و مذهبي دارد. مسلما اين بنا كاركرد گذشتهاش را نميتواند داشته باشد و اگر مرمت و احيا شود، به طور نمادين ميتواند كاركرد آسياب را نشان دهد.در عين حال از قسمتهاي ديگر زمين ميتوان استفادههاي فرهنگي فراواني داشت. گردشگري اصولي و پايدار ميتواند هزينههاي حفاظت از بنا را جبران كند و همچنين از خطر متروكه ماندن بنا و تخريب بيش از اين، جلوگيري كند. با توجه به وقفي بودن زمين، مالكيت اين اثر با اداره اوقاف است. دو راهكار وجود دارد. نخست اينكه اداره اوقاف آستين بالا بزند و مرمت و احيا را آغاز كند. دوم اينكه با روشهاي مشاركت عمومي- خصوصي اين كار را به طور قانوني به بخش خصوصي دلسوز و ذيصلاح بسپرد.
در قانون برنامه هفتم پيشرفت به صراحت به جلب مشاركت بخش خصوصي و كاهش تصديهاي دولت تاكيد شده است. حال آنكه در روشهاي مشاركت عمومي-خصوصي (PPP; Public-Private Participation) مانند BLOT (ساخت- اجاره- بهرهبرداري- انتقال) يا BOT (ساخت- بهرهبرداري-انتقال)، بهرهبردار خصوصي مكلف است طبق قوانين اجارهدهنده، عمليات ساخت را انجام دهد و در پايان پس از دوره بهرهبرداري، زمين و مستحدثات را واگذار كند. اميدواريم با ظرفيتها و روشهاي قانوني بتوان از ميراث فرهنگي كشور حفاظت كرد و عموم مردم بتوانند از مزاياي آن بهرهمند شوند.
دكتراي علوم و مهندسي آب
پاورقي
1- واژه «آسیاب آبی» اشتباه مصطلح است که بهجای آسیاب گفته میشود. نیازی به اضافه کردن کلمه بعدی («آبی») نیست. مشابه این واژه، «آسباد» که توسط نیروی باد، «خراس» آسیای ستوری که با نیروی چهارپایان و «دستاس» که توسط انسان کار میکرده است، میباشد.
2- تغار رستم بنایی است به شکل مخروط ناقص که قطر دایره پایین آن کمتر از قطر دایره بالاست. ارتفاع آن به ده دوازده متر میرسد و از آجر یا قلوهسنگ و گل آهک میسازند.