از كاهش تنش تا مسير توسعه
در كنار اين عوامل، يك واقعيت اساسي نيز وجود دارد؛ توسعه بدون نقشآفريني مردم ممكن نيست. مسير پيشرفت در هر كشوري بيش از آنكه صرفا به توافقهاي سياسي يا منابع اقتصادي وابسته باشد، به سرمايه انساني و مشاركت فعال شهروندان تكيه دارد. مردم زماني ميتوانند نقش واقعي خود را در توليد، نوآوري، كارآفريني و پيشرفت اقتصادي ايفا كنند كه احساس كنند در سرنوشت كشور سهيمند و فضاي عمومي جامعه امكان فعاليت، ابتكار و مشاركت را براي آنان فراهم ميكند.
از همين رو، يكي از مهمترين پيششرطهاي هر مسير توسعهاي، تقويت «اعتماد عمومي» است. جامعه ايران در سالهاي اخير فشارهاي اقتصادي و تنشهاي گوناگوني را تجربه كرده است و در چنين شرايطي بازسازي اعتماد ميان جامعه و ساختارهاي تصميمگيري اهميت ويژهاي پيدا ميكند. اين اعتماد زماني تقويت ميشود كه نشانههاي روشني از توجه به مطالبات مردم در شيوه اداره كشور ديده شود.
در اين ميان، پايبندي عملي به حقوق و آزاديهاي شهروندي كه در قانون اساسي مورد تأكيد قرار گرفتهاند، ميتواند نقش تعيينكنندهاي در افزايش اين اعتماد داشته باشد. اگر قرار است فصل تازهاي در سياست و اقتصاد كشور آغاز شود، تصميمات و سياستگذاريها نيز بايد به گونهاي تنظيم شوند كه نه تنها با اين حقوق و آزاديها در تعارض نباشند، بلكه زمينه بهرهگيري بيشتر از ظرفيتهاي جامعه را فراهم كنند. هر اندازه شهروندان احساس امنيت، احترام و امكان مشاركت بيشتري داشته باشند، «سرمايه اجتماعي» نيز تقويت خواهد شد.
در عين حال نبايد از دشواريهاي اين مسير نيز غافل شد. روابط پرتنش ايران و امريكا در دهههاي گذشته به ويژه يك سال اخير نشان داده است كه تفاهمها در اين حوزه همواره با پيچيدگيها و عدم قطعيتهايي همراه بودهاند. از همين رو نگاه واقعبينانه ايجاب ميكند كه اين تفاهم بيش از آنكه به عنوان نقطه پايان اختلافها ديده شود، به عنوان آغاز مسيري تلقي شود كه موفقيت آن به تدبير در سياستگذاري، ثبات در تصميمات اقتصادي و شكلگيري نوعي همگرايي ملي وابسته است.
اگر كاهش تنشهاي خارجي با توجه جدي به ظرفيتهاي داخلي، تقويت اعتماد عمومي و احترام عملي به حقوق شهروندان همراه شود، ميتوان اميدوار بود كه اين تفاهم به نقطه آغاز دورهاي تازه در مسير توسعه كشور تبديل شود. در چنين شرايطي، مردم نه فقط مخاطب عام سياستها، بلكه بازيگران اصلي پيشرفت خواهند بود؛ سرمايهاي كه اگر مورد اعتماد و توجه قرار بگيرد، ميتواند تجربه سالهاي دشوار گذشته را به نقطه اتكايي براي ساختن آيندهاي باثباتتر و توسعهيافتهتر براي ايران تبديل كند.