• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6355 -
  • 1405 يکشنبه 7 تير

جوانان در بودجه كجايند؟ ماليات و سرنوشت نسل Z در ايران

اگر بخشي از درآمدهاي مالياتي به ‌صورت هدفمند صرف حمايت از استارتاپ‌ها، توسعه زيرساخت‌هاي اقتصاد ديجيتال، ايجاد صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري خطرپذير و آموزش مهارت‌هاي نوين شود، مي‌توان بخشي از بحران بيكاري جوانان را به فرصت تبديل كرد.
حوزه دوم، مسكن است؛ يكي از جدي‌ترين بحران‌هاي اجتماعي نسل جوان، براي بسياري از جوانان استقلال اقتصادي بدون دسترسي به مسكن مقرون ‌به‌صرفه تقريبا غيرممكن شده است. افزايش قيمت زمين و مسكن، همراه با كاهش قدرت خريد، باعث شده تشكيل خانواده و برنامه‌ريزي بلندمدت به تعويق بيفتد. در اين شرايط، سياست‌هاي مالياتي مي‌توانند نقش مهمي ايفا كنند؛ ازجمله حمايت از ساخت مسكن اجاره‌اي، ارائه وام‌هاي كم‌بهره ويژه جوانان و هدايت سرمايه‌هاي عمومي به سمت پروژه‌هاي مسكن اجتماعي.
در كنار اين دو حوزه كليدي، آموزش و مهارت‌آموزي نيز اهميت ويژه‌اي دارد. نسل Z نسلي است كه بايد براي مشاغلي آماده شود كه هنوز بسياري از آنها به‌ طور كامل شكل نگرفته‌اند. مهارت‌هايي مانند برنامه‌نويسي، تحليل داده، طراحي ديجيتال، بازاريابي آنلاين و هوش مصنوعي، ازجمله نيازهاي بازار كار آينده هستند. سرمايه‌گذاري مالياتي در اين حوزه‌ها نه‌تنها يك هزينه نيست، بلكه نوعي پيش‌خريد رشد اقتصادي آينده كشور محسوب مي‌شود.
موضوع ديگري كه كمتر مورد توجه قرار گرفته، سلامت روان نسل جوان است. فشارهاي اقتصادي، رقابت شديد، نااطميناني اجتماعي و گسترش مقايسه‌هاي اجتماعي در فضاي مجازي، موجب افزايش اضطراب، فرسودگي ذهني و كاهش اميد به آينده در ميان جوانان شده است. توسعه خدمات مشاوره‌اي، حمايت‌هاي روان‌شناختي و ايجاد زيرساخت‌هاي سلامت روان، مي‌تواند نقش مهمي در افزايش تاب‌آوري اجتماعي ايفا كند.
ازسوي ديگر، بايد به نقش فرهنگ و هويت اجتماعي نيز توجه كرد. نسل Z صرفا به دنبال درآمد نيست؛ بلكه به دنبال معنا، خلاقيت و مشاركت اجتماعي است. حمايت از فعاليت‌هاي هنري، فرهنگي، ورزشي و اجتماعي جوانان مي‌تواند به افزايش سرمايه اجتماعي و كاهش شكاف نسل‌ها كمك كند.
نكته مهم اين است كه كارآمدي نظام مالياتي تنها در ميزان وصول درآمد نيست، بلكه در كيفيت تخصيص آن معنا پيدا مي‌كند. اگر شهروندان احساس كنند ماليات پرداختي آنها به بهبود واقعي زندگي‌شان منجر مي‌شود، اعتماد عمومي افزايش يافته و تمايل به مشاركت مالياتي نيز تقويت مي‌شود، اما در صورت عدم مشاهده اين اثرات، فاصله دولت و جامعه بيشتر خواهد شد.
بنابراين، ماليات در ايران مي‌تواند دو مسير متفاوت را طي كند؛ يا صرفا ابزاري براي پوشش هزينه‌هاي جاري باقي بماند يا به موتور محرك توسعه نسل جوان تبديل شود.
انتخاب ميان اين دو مسير، يك انتخاب صرفا اقتصادي نيست؛ بلكه يك تصميم راهبردي درباره آينده كشور است
و درنهايت بايد پذيرفت كه نسل Z نه يك گروه حاشيه‌اي، بلكه محور آينده اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ايران است. هرگونه سياستگذاري مالي كه اين نسل را ناديده بگيرد، در واقع آينده كشور را با عدم تعادل مواجه مي‌كند. ماليات اگر به‌ درستي هدايت شود، مي‌تواند از يك ابزار صرفا درآمدي به يك ابزار قدرتمند براي بازسازي اميد اجتماعي تبديل شود.
سرمايه‌گذاري بر نسل جوان، هزينه نيست؛ بلكه تضمين بقا و توسعه كشور است. اگر امروز ماليات‌ها به سمت اشتغال، آموزش، مسكن و سلامت روان نسل Z هدايت شوند، نتيجه آن در سال‌هاي آينده به شكل رشد اقتصادي پايدار، كاهش آسيب‌هاي اجتماعي، افزايش نوآوري و تقويت اعتماد عمومي نمايان خواهد شد.
آينده ايران نه در منابع زيرزميني، بلكه در كيفيت تصميم‌هايي است كه امروز براي نسل جوان گرفته مي‌شود. شايد مهم‌ترين اين تصميم‌ها، نحوه نگاه ما به ماليات باشد؛ آيا آن را خرج امروز مي‌كنيم يا سرمايه فردا؟ پاسخ به اين پرسش، سرنوشت فرداي ايران را رقم خواهد زد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون