• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6355 -
  • 1405 يکشنبه 7 تير

تيم ملي؛ ميان نقد و تعلق

عطيه اميدي

فوتبال از ديرباز صرفا عرصه رقابت نبوده است. بسياري از جامعه‌شناسان، رويدادهاي بزرگ ورزشي، خاصه جام جهاني را از مهم‌ترين ميدان‌هاي خلق احساس تعلق جمعي مي‌دانند. در روزگاري كه جوامع با تكثر ديدگاه‌ها، سبك‌هاي زندگي و سلايق گوناگون روبه‌رو هستند، تيم‌هاي ملي و مسابقات بزرگ بين‌المللي گاه نقشي فراتر از ورزش پيدا مي‌كنند؛ آنها به نمادهايي تبديل مي‌شوند كه مي‌توانند ميليون‌ها نفر را حول يك خاطره، يك هيجان و يك هويت مشترك گرد هم آورند.

براي ايرانيان نيز جام جهاني همواره فراتر از يك آوردگاه فوتبالي بوده است. از نخستين حضور در جام جهاني ۱۹۷۸ آرژانتين تا صعودهاي متوالي در دهه‌هاي اخير، تيم ملي فوتبال در مقاطع مختلف به بخشي از حافظه جمعي جامعه ايران تبديل شده است. نسل‌هاي مختلف ايرانيان لحظات شادي، حسرت، اميد و غرور خود را در قاب همين مسابقات تجربه كرده‌اند؛ از خيابان‌هايي كه پس از يك پيروزي مملو از جمعيت مي‌شد تا خانه‌هايي كه اعضاي خانواده را پاي يك صفحه تلويزيون گرد هم مي‌آورد. تيم ملي در همه اين سال‌ها، فارغ از نتايجش، از معدود نمادهايي بوده كه توانسته احساس تعلق به يك روايت مشترك را در ميان ايرانيان زنده نگه دارد. اما آيا اين نقش همچنان پابرجاست؟ آيا تيم ملي امروز نيز همان جايگاه و كاركرد اجتماعي گذشته را در ذهن و زندگي ايرانيان دارد يا تحولات سال‌هاي اخير، احساس جامعه به اين نماد ملي را دستخوش تغيير كرده است؟
نشانه‌هاي اين تغيير را مي‌توان در سال‌هاي اخير مشاهده كرد. اگر در جام جهاني ۲۰۱۸ روسيه، حمايت از تيم ملي همچنان ظرفيت ايجاد همدلي و همراهي گسترده در فضاي عمومي كشور را داشت، چهار سال بعد و در جريان جام جهاني ۲۰۲۲ قطر، بحث‌هاي جدي‌تري درباره محبوبيت تيم ملي در جامعه شكل گرفت. بخشي از افكار عمومي ديگر با همان نگاه گذشته به اين تيم نمي‌نگريست و پرسش‌هايي درباره جايگاه و كاركرد اجتماعي آن مطرح مي‌كرد. بي‌ترديد تحولات سياسي، اقتصادي و اجتماعي سال‌هاي اخير در شكل‌گيري اين نگاه بي‌تأثير نبوده‌اند؛ هرچند جامعه ايران در دهه‌هاي گذشته نيز كمتر دوره‌اي را بدون چالش، دشواري يا اختلاف‌نظرهاي جدي پشت سر گذاشته است. با اين حال، تيم ملي در بسياري از همان مقاطع همچنان توانسته بود جايگاه خود را به عنوان نمادي مشترك حفظ كند. از همين رو، پرسش اساسي آن است كه تحولات امروز تا چه اندازه مي‌توانند توجيهي براي فاصله گرفتن از سرمايه‌هاي نماديني باشند كه طي دهه‌ها در حافظه جمعي يك ملت شكل گرفته‌اند؟ آيا نارضايتي از شرايط روز، لزوما به معناي چشم‌پوشي از نمادهايي است كه فراتر از دولت‌ها، سياست‌ها و مقاطع مختلف تاريخي به حيات خود ادامه داده‌اند؟
البته اين نخستين‌بار نيست كه رابطه ميان يك جامعه و تيم ملي‌اش در معرض چنين پرسش‌هايي قرار مي‌گيرند. تاريخ جام جهاني پر است از نمونه‌هايي كه ملت‌ها در مقاطع دشوار سياسي، اقتصادي يا اجتماعي به استقبال بزرگ‌ترين رويداد فوتبالي جهان رفته‌اند. آرژانتين، فرانسه، اسپانيا و حتي آلمان در دوره‌هايي از تاريخ معاصر خود با بحران‌ها، اختلاف‌نظرهاي اجتماعي و تنش‌هاي داخلي مواجه بوده‌اند؛ با اين حال، تيم‌هاي ملي آنها همچنان بخشي از حافظه مشترك و سرمايه نمادين ملت باقي مانده‌اند. شايد نمونه آرژانتين از اين منظر قابل توجه‌تر باشد. قهرماني اين كشور در جام جهاني ۱۹۷۸ هنوز نيز موضوع بحث و تحليل مورخان و روزنامه‌نگاران ورزشي است، اما با وجود همه روايت‌هاي متفاوتي كه درباره آن دوران وجود دارد، آن قهرماني هرگز از تاريخ فوتبال آرژانتين حذف نشده است. ستاره‌اي كه دركنار دو ستاره ديگر روي پيراهن تيم آرژانتين يادآور فتح آن جام جهاني است، همواره در كنار ديگر افتخارات اين كشور قرار دارد؛ زيرا در حافظه جمعي آرژانتيني‌ها، آن موفقيت بيش از آنكه متعلق به يك دوره سياسي خاص باشد، بخشي از تاريخ فوتبال و هويت ورزشي ملت به شمار مي‌رود.
البته حفظ جايگاه يك نماد ملي به معناي مصون بودن آن از نقد نيست. بخشي از بحثي كه در سال‌هاي اخير پيرامون تيم ملي شكل گرفته، ريشه در انتظارات متفاوتي دارد كه گروه‌هاي مختلف جامعه از ورزشكاران و چهره‌هاي ملي دارند. برخي معتقدند تيم ملي بايد صرفا در چارچوب وظيفه حرفه‌اي خود، يعني رقابت ورزشي و كسب افتخار براي كشور، تعريف شود. در مقابل گروهي ديگر انتظار دارند چهره‌هاي محبوب ورزشي نقشي فراتر از ميدان مسابقه ايفا كنند و نسبت به مسائل و دغدغه‌هاي اجتماعي نيز واكنش نشان بدهند. فارغ از درستي يا نادرستي هر يك از اين ديدگاه‌ها، نفس شكل‌گيري چنين بحثي نشان مي‌دهد كه تيم ملي همچنان موضوعي مهم و اثرگذار در زندگي اجتماعي ايرانيان است.
شايد هر دو نگاه بخشي از واقعيت را بازتاب بدهند. ورزشكاران نيز مانند ديگر اعضاي جامعه در بستر تحولات اجتماعي زندگي مي‌كنند و نمي‌توان آنها را كاملا جدا از محيط پيرامون‌شان تصور كرد. در عين حال، اگر هر سرمايه ملي را تنها در نسبت با اختلافات و شكاف‌هاي سياسي - اجتماعي ارزيابي كنيم، به تدريج از شمار نقاط اشتراك جامعه كاسته خواهد شد. اهميت اين مسائل قابل انكار نيست، اما شايد پرسش اصلي اين باشد كه آيا همه نمادهاي مشترك يك ملت نيز بايد در چارچوب همين اختلافات تعريف بشوند؟ ملت‌ها تنها با اشتراك در عقايد و سليقه‌ها شكل نمي‌گيرند؛ آنها به نمادها، خاطرات و تجربه‌هاي مشتركي نيز نياز دارند كه بتواند در ميان همه تفاوت‌ها، رشته‌اي از پيوستگي را حفظ كند.
از اين منظر تيم ملي فوتبال ايران بيش از آنكه متعلق به يك دوره، يك دولت يا يك نسل باشد، بخشي از حافظه تاريخي معاصر ايرانيان است. همان‌گونه كه خاطرات جام جهاني ۱۹۷۸، حماسه ملبورن، پيروزي برابر امريكا در فرانسه ۱۹۹۸ يا صعودهاي متوالي سال‌هاي اخير به همه نسل‌ها تعلق دارد، خود تيم ملي نيز فراتر از فراز و فرودهاي زمانه به حيات خود ادامه مي‌دهد. ممكن است درباره عملكرد بازيكنان، مربيان يا مديران آن نقدهاي جدي وجود داشته باشد؛ نقدهايي كه در هر جامعه پويايي طبيعي و حتي ضروري است. اما نقد يك نهاد ملي با نفي كليت آن يكسان نيست. شايد ارزش واقعي جام جهاني ۲۰۲۶ براي ايران تنها در نتايج و امتيازهاي جدول خلاصه نشود. اهميت اين رويداد شايد بيش از هر چيز در فرصتي باشد كه براي بازانديشي درباره مفهوم «ما» در اختيارمان قرار مي‌دهد؛ اينكه در ميان همه تفاوت ديدگاه‌ها، سليقه‌ها و برداشت‌ها، چه چيزهايي هنوز مي‌توانند ما را به يكديگر پيوند بدهند. اگر قرار باشد پاسخي براي اين پرسش پيدا كنيم، تيم ملي فوتبال همچنان يكي از جدي‌ترين نامزدهاي اين هويت مشترك خواهد بود؛ سرمايه‌اي كه حفظ آن نه به معناي چشم‌پوشي از نقد يا ناديده گرفتن مطالبات و دغدغه‌هاي بخشي از جامعه، بلكه تلاشي براي حفظ پيوندي است كه هنوز مي‌تواند ايرانيان را، با وجود همه تفاوت ديدگاه‌ها در كنار يكديگر قرار بدهد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون