حسين كنعانيمقدم شاخصههاي هدايت و مديريت بحران در زعامت ۳۷ ساله مقام معظم رهبري را بررسي ميكند
الگوي رهبري مردمي و پيوند وثيق با تودهها
گروه سياسي| حسين كنعانيمقدم، تحليلگر و فعال سياسي، در گفتوگويي با «اعتماد» با مرور كارنامه ۳۷ ساله زعامت و رهبري حضرت آيتالله خامنهاي، به تشريح شاخصهاي كليدي مديريت ايشان در مواجهه با بحرانهاي داخلي و بينالمللي پرداخته است.
اين تحليلگر ايستادگي در برابر سلطه، تقويت جبهه مقاومت، الگوسازي مردمي و پيشتازي در «جنگ روايتها» را از مهمترين مولفههاي اين دوران برميشمارد؛ دوراني كه توانسته است الگويي نوين از رهبري فرزانه و مبتني بر پايداري ملي را به جهان معاصر معرفي كند.
تبيين يك الگو در بستر بحرانها
كنعانيمقدم يادآور ميشود: تحليل كارنامه هدايت جامعه ايران در طول نزديك به چهار دهه گذشته، بدون در نظر گرفتن حجم، ابعاد و عمق بحرانهاي تحميلي بر كشور ناممكن است. دوران ۳۷ ساله زعامت حضرت آيتالله خامنهاي، مقطعي سرشار از چالشهاي پيچيده در حوزههاي نظامي، امنيتي، اقتصادي، سياسي و بينالمللي بوده است. حسين كنعانيمقدم با تكيه بر خاطرات و تحليل عيني خود از اين مسير، شاخصههايي را ترسيم ميكند كه نشان ميدهد چگونه انقلاب اسلامي در مواجهه با راهبردهاي فروپاشي و نابودي از سوي دشمنان صهيونيستي و امريكايي، نه تنها بقاي خود را حفظ كرده، بلكه به بازدارندگي فعال دست يافته است.
گفتمان مقاومت؛ ثمره ايستادگي در برابر سلطه
دبيركل حزب سبز ميگويد: يكي از اساسيترين اركان در تبيين شاخصههاي رهبري ايشان، تثبيت و نهادينهسازي «فرهنگ مقاومت» است. كنعانيمقدم معتقد است ايشان امام المقاومه بودند. جوهره اصلي اين مديريت، تلاش مستمر براي مقاومت و ايستادگي در برابر سلطه و ظلم بينالمللي بوده است. اين رويكرد عملي و نظري، فراتر از مرزهاي جغرافيايي ايران توسعه يافته و به شكلگيري و بارور شدن «جبهه مقاومت» به عنوان يكي از شيرينترين ثمرات مجاهدتهاي اين دوران منجر شده است. اراده ملت ايران در ايستادگي مقابل اقدامات خصمانه ائتلاف غربي-صهيونيستي، بازتاب مستقيمي از اين الگوي هدايت است كه توازن قوا را در منطقه جنوب غرب آسيا تغيير داد.
مديريت هوشمندانه بحرانهاي چندلايه
اين فعال سياسي اصولگرا يادآور ميشود: دوران ۳۷ ساله اخير، با بحرانهاي متعددي همراه بوده است؛ از پيامدهاي جنگ تحميلي و بازسازي كشور گرفته تا تحريمهاي فلجكننده اقتصادي، آشوبهاي سياسي داخلي و تهديدهاي نظامي مستقيم و غيرمستقيم خارجي. در تمام اين مقاطع، شاخصه تصميمگيريهاي كلان رهبري بر مبناي صيانت از حاكميت ملي و تماميت ارضي استوار بوده است. تحليل راهبردها نشان ميدهد كه پيشگيري از نفوذ سياسي و خنثيسازي دسيسههاي امنيتي، با تكيه بر ظرفيتهاي دروني كشور و بدون عقبنشيني از اصول انقلابي، اصليترين محور مواجهه با اين چالشها بوده است.
پيشتازي در جنگ روايتها و مقابله با جنگ رواني
در دنياي امروز كه رسانهها ابزار اصلي تغيير باورها و جهتدهي به افكار عمومي هستند، «جنگ روايتها» به عرصه اصلي تقابل قدرتها تبديل شده است. كنعانيمقدم در گفتوگوي خود با «اعتماد» تاكيد ميكند كه يكي از برجستهترين نقاط قوت رهبري در اين دوره، فرماندهي و پيشتازي در جهاد تبيين و مقابله با جنگ رواني دشمن بوده است. طراحي يك جبهه متحد و متشكل در برابر بوقهاي تبليغاتي غرب كه هدف غايي آنها القاي نااميدي، فروپاشي ذهني جامعه و نابودي هويت ايران اسلامي بود، توانست توطئههاي رسانهاي پيچيده را خنثي كند و روايت اول و واقعي از رويدادها را به افكار عمومي ارايه دهد.
الگوي رهبري مردمي و پيوند وثيق با تودهها
يكي از وجوه متمايزكننده اين دوران كه كمتر نظيري در جهان معاصر براي آن يافت ميشود، ماهيت مردمي اين الگوي حاكميتي است؛ الگويي كه در آن پيوند رهبري با مردم، پيوندي متقابل، از جنس همدلي و براي منافع عمومي تعريف ميشود. هدايت جامعه با تكيه بر قدرت دروني ملت و مشاركت فعال آحاد مردم در بزنگاههاي تاريخي و بحرانهاي ملي، فرمولي است كه ثبات پايدار ايران را در ميان يك منطقه پرآشوب تضمين كرده است. اين ويژگي سبب شده تا الگوي مردمسالاري ديني نه به عنوان يك نظريه انتزاعي، بلكه به عنوان يك روش عملياتي كارآمد به افكار عمومي جهان معرفي شود.
تكوين الگوي اسوه در جهان معاصر
كنعانيمقدم همچنين در بيان دستاوردهاي بنيادين رهبر شهيد ميگويد: تجربه ۳۷ ساله هدايت جمهوري اسلامي نشان ميدهد كه برآيند شاخصههاي ياد شده-يعني مقاومت فعال، مديريت راهبردي بحرانها، تسلط بر ابزارهاي نوين جنگ رواني و تكيه بر ظرفيت تودههاي مردم-توانسته است پروژههاي پيدرپي دشمنان براي مهار يا نابودي جمهوري اسلامي ايران را با شكست مواجه كند. معرفي اين الگو و اسوه پايداري به جامعه جهاني، ميراثي ماندگار از مجاهدتهاي خستگيناپذير اين دوران است كه مسير آينده را براي استمرار استقلال و پيشرفت كشور روشن ميسازد.