به مناسبت روز وداع با امام شهيد
حرفهاي «آقاي ايران» با ما جوانها
فاطمهزهرا جامي
دانشجوي روابط عمومي دانشگاه علامه طباطبايي
شايد وقتي اين يادداشت را ميخوانيد، كوله يا كيفتان را بستهايد و در تهران هستيد؛ شهري كه اين روزها حال و هوايش شبيه هيچ روز ديگري نيست. خيابانها آرامآرام پر از مردمي ميشود كه از شهرهاي دور و نزديك آمدهاند تا در آيين وداع با «امام شهيد» حضور داشته باشند. تهران راوي روايت مشترك ميليونها ايراني است؛ روايتي از احترام، بدرقه و قدرشناسي. در چنين روزي، شايد بهترين فرصت باشد تا يك بار ديگر، نه از زبان ديگران، بلكه از زبان خود او، حرفهايي را بخوانيم كه سالها خطاب به ما جوانان اين سرزمين فرموده است؛ حرفهايي كه در ديدارهاي مختلف، از اميد، مسووليت، اراده، خدمت و آينده ايران سخن ميگفت.
جوانان؛ عامل پيشرفت كشور
انقلاب در كشور جهش ايجاد كرد... شما در زمينه سياسي اين جهش را ميبينيد، در زمينه علمي ميبينيد، در زمينه فناوري ميبينيد، در زمينه اخلاق اجتماعي اين جهش را ميبينيد؛ در همه اين جهات، انقلاب جهش ايجاد كرد. انقلاب را چه كسي به وجود آورد؟ نيروي انساني، عمدتا هم جوان؛ يعني نقش نيروي انساني اين است و هر چه اين جوان بيشتر اهل فكر و اهل تصميم و عزم راسخ باشد، اين تاثير عميقتر و بيشتر خواهد شد... شما ميتوانيد كشور را تغيير بدهيد، ميتوانيد در جهت خوب حركت بدهيد.
جوانان؛ نعمت الهي و اميد آينده
«من هميشه وقتي در بين جوانها هستم -به خصوص جوانهاي نخبه- در درجه اول، احساس شكر ميكنم؛ شكر خداي متعال؛ ما بِكم مِن نِعمهٍ فمِنالله؛ شما نعمت خدا هستيد براي ما؛ عطيه الهي براي دلسوزان نظام محسوب ميشويد. براي ما -كساني كه عمر طولاني گذراندهاند شما جوانها حقيقتا يك لطف الهي و نعمت الهي هستيد... شما را كه انسان ميبيند، اميدوار ميشود به اينكه اين آينده، آنچنان كه اميد و آرزو داشتيم انشاءاللّه تحقق پيدا خواهد كرد.»
جدي بودن در مسائل كشور
ما از جوانان عزيزمان -چه دختران و چه پسران- توقع داريم كه در مورد مسائل اساسي كشور، جدّي باشند و جدّي برخورد كنند. پيشنهاد ميكنم روي اين مساله «جدّي بودن» فكر كنيد، بعد خواهيد ديد خيلي از كارهايي كه در گوشه و كنار انجام ميگيرد، ناشي از جدّي نبودن است... «وهب لِي الجِدّ في خشيتِك»؛ به من حالتِ جد بده؛ سرسري نگرفتن.
خدمت به مردم
«الان در فصل تابستان، بسياري از جوانان خوب ما اوقات فراغتشان را يا در بسيج سازندگي يا در بسيج نيروي مقاومت ميگذرانند يا به بالا بردن علم و سواد ديگران كمك ميكنند... من گزارشهاي متعددي داشتهام از جواناني كه در تابستان، تعطيلات دانشگاهي يا دبيرستاني خود را در نقاط دوردست گذراندهاند و براي روستاييان مسجد، درمانگاه، راه، حسينيه، جاده و پل ساختهاند... جوانان ما سياحتشان را هم از اين راه تامين ميكنند؛ سياحتشان در ضمنِ كار براي مردم است.»
قدر دل جواني را بدانيد
«اين دل نوراني و پاكيزه را كه در شما هست، قدر بدانيد... جوان خاصيتش اين است؛ دلتان پاكيزه است... در طول زمان، گرفتاريها، غبارها، لجنها و زنگارها دل را ميپوشاند... شما الان دل و جان و روح آمادهاي داريد... پس عرض اوّل ما و حرف اصلي ما اين است. شما مثل فرزندان من هستيد. من اگر بخواهم به بچههاي صلبي و نسبي خودم بهترين سفارشها را بكنم، هميني كه به شما عرض كردم، به آنها خواهم گفت.»
كسب معارف عامل نفوذناپذير شدن جوانان
شما جوانان بايد دائما هوشيار باشيد. معارف ديني خود و معارف انقلابي خود را هر چه ميتوانيد تعميق كنيد. مثل پارههاي پولاد؛ «زبر الحديد» (۱)- آنطوري كه در تعبيرات حديث و در بعضي دعاها وجود دارد- نفوذناپذير و نفوذكننده و در مقابل دشمن برنده و با اراده قوي باشيد. اگر بخواهيد اين هويت را به صورت كامل براي خودتان تامين كنيد و حفظ كنيد و انشاءالله كساني كه در آينده به شما ملحق خواهند شد در نسلهاي بعدي، همينطور اين شجره طيبه (۲) و اين جريان مقدس ادامه پيدا كند، بايستي پايههاي معارف را در دلهاتان مستحكم كنيد. من توصيه ميكنم در زمينه مسائل ديني، جوانها از معارف بلندي كه جزو بهترين آنها آثار شهيد مطهري است، حتما استفاده كنند. شعارها خيلي خوب است، جهتگيريها خيلي خوب است؛ بايستي به اين جهتگيريها و به اين شعارها عمق داد. جوانها از كتابهاي شهيد مطهري استفاده كنيد، از شرح حال سرداران غفلت نكنيد؛ آگاهي از شرح حال اين شهداي راه حق. در درجه اول سردارانند، اما مخصوص سرداران نيست.
تشكيل حيات طيبه اسلامي، آرزوي جوانان ايران اسلامي
جوان ما مايل است در كشوري كه خانه اوست، فقر و عقبافتادگي و بدبختي نباشد؛ امنيت و عزت و افتخار وجود داشته باشد؛ صفا و محبت و روشنبيني بر فضاي زندگي حاكم باشد؛ ميدان كار و تلاش و پيشرفت در برابر او باز باشد؛ احساس پوچي نكند؛ هدف روحي و معنوي و والايي كه در دل هر انساني هست، بتواند آن را اشباع كند. اين يك ترسيم كلي از آرمانهايي است كه قاعدتا يك جوان ايراني دارد.
يأس و بدبيني عامل چشمپوشي از حيات طيبه
به واقعيت كه نگاه ميكنيم، با جوانها كه برخورد ميكنيم، گزارشها را كه مشاهده ميكنيم، ميبينيم با وجودي كه آرمانگرايي در جوانهاي ما موج ميزند و بدون ترديد وجود دارد، اما در عين حال مجموعه جوان كشور ما -كه مجموعه بزرگي هم هست- همه در برابر احساس آرمانگرايي يكطور نيستند و يكطور فكر نميكنند: بعضي دچار غفلتند، دچار روزمرّگياند، سرشان گرم مسائل روزمره است و يادشان نميآيد كه آرماني هم وجود دارد -از اين قبيل جوانها شما ديدهايد؛ بنده هم با اينكه پيرم، اينگونه جوانها را سراغ دارم و ميشناسم و ديدهام؛ نه فقط از صفحه تلويزيون، بلكه در واقعيت هم مشاهده كردهام- يك دسته هم كساني هستند كه دغدغه دارند، اما مأيوس و غمگين و افسردهاند؛ نگاهشان بدبينانه است؛ ميگويند نميشود كاري كرد؛ لذا از خير حيات طيبه (۱) ميگذرند؛ اينها هم با اينكه دغدغه دارند و غافل نيستند، درنهايت به دام غفلت و روزمرّگي ميافتند. از اين قبيل هم شما ديدهايد، بنده هم ديدهام. در جلسات جوانها و دانشجوها -كه شما ميدانيد بنده از اين جلسات دارم و كم هم نيست- انسان گاهي نشانههاي يأس و بدبيني و نگاه منفي را ميبيند: آقا! چه فايدهاي دارد؟ نميشود، فايدهاي ندارد. البته در بعضيها اين احساس سطحي است، در بعضيها هم اين احساس عميق است و تغيير دادن آن مشكل است.
فعال باشيد نه منفعل!
به نظر من، جوانان انقلابی سعی كنند خوب درس بخوانند. خوب فكر و معرفتشان را بالا ببرند. سعی كنند در محيط خودشان اثر بگذارند. فعال باشند، نه منفعل. روی محيط خودشان اثر فكری و روانی بگذارند. اين شدنی است. يك جوان گاهی اوقات میتواند مجموعه پيرامونی خودش را -كلاس را، استاد را و حتی دانشگاه را- تحت تاثير شخصيت معنوی خودش قرار دهد. البته اين كار با سياسيكاری به دست نمیآيد؛ با معنويت به دست میآيد، با صفا به دست میآيد، با استحكام رابطه با خدا به دست میآيد. عزيزان من! رابطه با خدا را جدی بگيريد. شما جوانيد؛ به آن اهميت بدهيد. با خدا حرف بزنيد. از خدا بخواهيد. مناجات، نماز -نماز با حال و باتوجه- برای شما خيلی لازم است. مبادا اينها را به حاشيه برانيد.»
اين مسووليت شرعي شماست!
«دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط -فرهنگ فساد و فحشا- سعي ميكند جوانهاي ما را از ما بگيرد. كاري كه دشمن از لحاظ فرهنگي ميكند، يك «تهاجم فرهنگي»، بلكه بايد گفت يك «شبيخون فرهنگي»، يك «غارت فرهنگي» و يك «قتل عام فرهنگي» است. امروز دشمن اين كار را با ما ميكند. چه كسي ميتواند ازاين فضيلتها دفاع كند؟ آن جوان مومني كه دل به دنيا نبسته، دل به منافع شخصي نبسته و ميتواند بايستد و از فضيلتها دفاع كند. كسي كه خودش آلوده و گرفتار است كه نميتواند از فضيلتها دفاع كند! اين جوان بااخلاص ميتواند دفاع كند. اين جوان، از انقلاب، از اسلام، از فضايل و ارزشهاي اسلامي ميتواند دفاع كند. لذا، چندي پيش گفتم: «همه امر به معروف و نهي از منكر كنند.» الان هم عرض ميكنم: نهي از منكر كنيد. اين واجب است. اين مسووليت شرعي شماست. امروز مسووليت انقلابي و سياسي شما هم هست.»
ببينيد چه حوادثی بر اين كشور گذشته!
«نمیدانم آيا جوانان نسل ما و نسل انقلابی، تاريخچه اين صد و پنجاه، دويست سال را درست خواندهاند يا نه؟ من همه دغدغهام اين است كه جوان انقلابی امروز، نداند ما بعد از چه دورانی، امروز در ايران مشغول چنين حركت عظيمی هستيم. تاريخچه اين صد و پنجاه، دويست سال اخير از دوران اواسط قاجار به اين طرف؛ از دوران جنگهای ايران و روس به اين طرف را بخوانيد و ببينيد چه حوادثی بر اين كشور گذشته است.»
كار فرهنگي شما نقش مهمي در پيشرفت كشور دارد
من ميخواهم بگويم آن جوانهايي كه در تهران، در شهرهاي گوناگون، در استانهاي مختلف، در مشهد، در بسياري از شهرهاي ديگر كار فرهنگي ميكنند با اراده خودشان، با انگيزه خودشان -كارهاي بسيار خوبي هم از آنها ناشي شده است كه از بعضي از آنها را ما بحمدالله اطلاع پيدا كردهايم- كار را هر چه ميتوانند به طور جدي دنبال كنند و ادامه بدهند. بدانند كه همين گسترش كار فرهنگي در بين جوانهاي مومن و انقلابي، نقش بسيار زيادي را در پيشرفت اين كشور و در ايستادگي ما در مقابل دشمنان اين ملت ايفا كرده است.»
مأيوس نشويد، در صحنه بمانيد
«انقلابی بايد بصير باشد، بايد بينا باشد، بايد پيچيدگیهای شرايط زمانه را درك كند. مساله اينجور ساده نيست كه يكی را رد كنيم، يكی را اثبات كنيم، يكی را قبول كنيم. اينجوری نميشود. بايد دقيق باشيد. بايد شور انقلابی را حفظ كنيد. بايد با مشكلات هم بسازيد. بايد از طعن و دقّ ديگران هم روگردان نشويد، اما بايد خامی هم نكنيد. مراقب باشيد. مأيوس نشويد. در صحنه بمانيد، اما دقت كنيد و مواظب باشيد رفتار بعضی از كسانی كه به نظر شما جای اعتراض دارد، شما را عصبانی نكند، شما را از كوره در نبرد. رفتار منطقی و عقلايی يك چيز لازمی است. البته اين را هم به همه توصيه كنيم كه نيروهای انقلابی را متهم به افراطیگری نكنند. بعضی هم اينجوری دوست ميدارند عنصر انقلابی، جوان انقلابی، طلبه انقلابی، فاضل انقلابی، مدرس انقلابی در هر سطحی از سطوح را متهم كنند به افراطیگری؛ نه، اين هم انحرافی است كه به دست دشمن انجام ميگيرد. واضح است. پس نه از آن طرف، نه از اين طرف.»